مقدمه
اکنون که بیش از شش دهه از دوره ی حکومت ملی آذربایجان در 1325- 1324 میگذرد ، هنوز هم شاهد واکنشهای متضادی از جانب طیفهای فکری مختلف نسبت به این پدیده ی تاریخی رخ مینماید . دلایل تشکیل و سقوط این حکومت در کنار نحوه ی عملکرد آن ، همواره محل بحث ، نقد ، تحسین و تخریب بوده است . در مجموع ، بررسی اسناد و آرای موافق و مخالف نشان میدهد که « دست اجانب » بدون وجود « پیشزمینه ی داخلی » نمیتوانسته چنین حرکتی را ایجاد کند . این پیشزمینه ی قدرتمند داخلی نیز چیزی نبود جز مطالبات اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی آذربایجانیان که تا امروز نیز به قوت خود باقی است . حکومت وقت شوروی با شناخت کامل این مطالبات درصدد بهرهبرداری استعماری از آنها برآمد و هر روز بیش از دیروز روشنتر میشود که اگر دولت مرکزی ایران نیز حداقل به اندازه ی شورویها به این خواستهها اهمیت میداد ، شاید دیگر نیازی به طلب خودمختاری پدید نمیآمد . در اینجا برآنیم تا با ارائه ی اسنادی از برهههای مختلف این حکومت ، زمینه را برای نقد واقع بینانه ی آن آمادهتر سازیم . اسناد ذیل از کتاب « جنبشهای ملی- دموکراتیک در آذربایجان جنوبی 1946- 1941 » نوشته ی « اکرم رحیملی » ترجمه و نقل خواهند شد:
1) نامه ی پیشهوری به مجمع عمومی سازمان ملل متحد ( ص.177 از منبع مذکور )
2) نامه ی شخصی استالین به پیشهوری ( صص. 179- 178 از منبع مذکور )
3) سند یادبود تاسیس دانشگاه تبریز ( ص.94 از منبع مذکور )
* * * * *
نامه ی پیشهوری به مجمع عمومی سازمان ملل متحد
ملت آذربایجان به عنوان یکی از قدیمیترین ملل جهان ، تاریخ غنی خود را داراست . در کشاکش اعصار ، این ملت قادر بوده تا زبان ملی و آداب رسوم خود را حفظ کند .
ستمکاران ایران آذربایجان را تحت سیطره ی خود درآورده و ثروتش را بیامان به تاراج بردند . در نتیجه شهرها و روستاهای شکوفای آذربایجان به مرز ویرانی رسیدند .
حاکمان ایران که سیاست عظیم و شووینیستی دولت سازی را دنبال میکردند ، برای انکار همه ی موجودیت آذربایجانیان کوشیده ، در جهت محو زبان آنان از هیچ عمل اهانتآمیزی دریغ نمینمودند .
ملت آذربایجان بدون توجه به همه ی اینها حتی یک روز هم که شده مبارزهاش در راه آزادی را متوقف نساخت . درخشانترین نمونههای مبارزه ی آذربایجانیان در راه آزادی ملی خود ، نهضتهای ستارخان ، باقرخان ، شیخ محمد خیابانی و دیگران است .
غلبه ی دولتهای دموکرات بر فاشیزم خونخوار به مبارزه ی ملت آذربایجان تکانی دوباره داده ، شرایط جدیدی پدید آورد .
علیرغم مقاومت حکومت تهران در 21 آذر ( 12 دسامبر ) امسال مبارزه ی چندصد ساله ی ملت آذربایجان با موفقیت به پایان رسیده ، طبق منشور آتلانتیک با برپائی مجلس ملی ، [ و ] حکومت ملی آذربایجان نتیجه داد .
با تکیه بر بنیانهای دموکراتیک ، در آذربایجان حکومتی ملی تشکیل شده و درباره ی فعالیت خود به تمامی جهان آگاهی داده است .
ملت 5 میلیونی آذربایجان به مدد زبان ملی ، تاریخ و تمدن خویش ، خود را به عنوان یک ملت معاصر درک نمود و بار دیگر هیچگاه به نالیدن از ستم فارس ، [ و ] آقائی کردن فارسی بر زبانهای سایر ملل ایران اجازه نخواهد داد .
این ملت همچون یک تَن حاضر است تا زندگی خود را فدای آزادی ملی و دولت خود نماید .
در سایه ی فعالیت حکومت ملی جدید ، ملتی که قرنها استثمار شده ، زندگی در شرایط عادی انسانی را آغاز نمودهاست . بدین ترتیب نشان میدهد که قادر است تا دولت ملی خود را بنیان نهاده و اداره کند .
به جهت تطابق اراده ی ملت آذربایجان با منشور آتلانتیک، یعنی وعدههای دول دموکراتیک بزرگ ، حکومت ملی آذربایجان از این پس واقعیتی انکارناپذیر است .
ملت آذربایجان با توسل به مجمع عمومی سازمان ملل متحد تقاضا دارد که ، حقیقت وجودی حکومت ملی آذربایجان به رسمیت شناخته شود و بدون دخالت خارجی ، حق تعیین سرنوشت برای آن تامین گردد .
س . ج . پیشهوری
رئیس حکومت ملی آذربایجان
* * * * *
نامه ی شخصی استالین به سیدجعفر پیشهوری
به رفیق پیشهوری
به نظرم میرسد که شما وضعیت به وجود آمده را در داخل ایران و نیز از نقطهنظر بینالمللی به درستی ارزیابی نمیکنید .
نخست ، شما در حال حاضر میخواهید به تمامی مطالبات انقلابی آذربایجان دست پیدا کنید . اما شرایط فعلی مانع اجرای چنین برنامهای میگردد . لنین ، خواستههای بنیادین انقلابی همچون مطالبات عملی را ، متذکر میشوم مطالبات عملی را ، در شرایطی مطرح نموده که بحران قدرتمند انقلاب در داخل کشوری وجود باشد که شدیداً با دشمن خارجی درگیر جنگی ناموفق است . در سال 1905 به هنگام نبرد ناموفق با ژاپن چنین بوده است . در سال 1917 به هنگام نبرد ناموفق با آلمان چنین بوده است . شما اکنون میخواهید از لنین تقلید کنید . این بسیار خوب و شایان تحسین است . اما در حال حاضر اوضاع ایران کاملاً متفاوت است . فعلاً در ایران بحران عمیق انقلابی وجود ندارد . تعداد کارگران در ایران اندک است ، [ و ] بسیار بد سازمان یافتهاند . دهقانان ایران فعلاً فعالیت جدی نشان نمیدهند . ایران در حال حاضر با دشمن خارجی درگیر جنگ نیست . شکست در چنین جنگی نیز میتوانست محافل ارتجاعی ایران را تضعیف کند . در ایران شرایطی وجود ندارد که امکان پیگیری تاکتیکهای لنین در سالهای 1905، 1917 را فراهم آورد .
دوم ، البته ، در صورت تداوم حضور قوای شوروری در ایران ، شما میتوانستید به موفقیت در مبارزه برای خواستههای انقلابی خلق آذربایجان امیدوار باشید . لاکن ما نمیتوانستیم آنان را بیش از این در ایران نگه داریم ، قبل از همه بدین سبب که ، باقی ماندن نیروهای شوروری در ایران سیاست رهائیبخش ما در اروپا و آسیا را تضعیف میکند . انگلیسیها و آمریکائیها به ما میگویند که ، اگر قوای شوروری میتوانند در ایران باقی بمانند ، پس چرا نیروهای انگلیس در مصر ، سوریه ، اندونزی و یونان ، همچنین نیروهای آمریکا در چین ، ایسلند و دانمارک باقی نمانند ؟ به این دلیل ما تصمیم به خروج نیروها از ایران و چین گرفتیم تا این این سلاح را از دست انگلیسیها و آمریکائیها خارج کنیم ، جنبشهای آزادیبخش در مستعمرات را گسترش دهیم و بدین وسیله سیاست رهائیبخشمان را مستحکم و مفید سازیم . شما به عنوان یک انقلابی ، البته متوجه هستید که نمیتوانیم طور دیگری حرکت کنیم .
سوم ، نظر به آنچه گفته شد ، در رابطه با وضعیت ایران میتوان به نتایج زیر رسید: در ایران بحران انقلابی وجود ندارد ، در ایران وضعیت جنگ با دشمن خارجی وجود ندارد ، یعنی ، شکست در جنگ که موجب تضعیف ارتجاع و تشدید بحران گردد نیز در میان نیست . تا زمانیکه نیروهای شوروری در ایران حضور دارند ، شما از امکان گسترش مبارزه در آذربایجان و ایجاد جنبشهای وسیع دموکراتیک با خواستههای مترقیتر برخوردار هستید . اما نیروهای ما رفتنی بودند و از ایران خارج شدند . بیش از این ما در ایران مالک چه چیزی هستیم ؟ ما در ایران مالک مناقشه ی حکومت قوام با محافل آنگلوفیلی هستیم که عناصر ارتجاعیتر ایران را نمایندگی میکنند . قوام ، بدون در نظر گرفتن اینکه تا چه اندازه مرتجع است ، در حال حاضر در جهت دفاع از خود و برای دفاع از حکومتش به اجرای برخی اصلاحات دموکراتیک و یافتن حامیانی در بین عناصر دموکرات ایران اجبار دارد . در شرایط این چنینی تاکتیک ما چگونه باید باشد ؟ فکر میکنم که ، برای کسب امتیازات از قوام میبایست از این مناقشه استفاده کنیم ، آنگلوفیلها را منزوی ساخته و بدین وسیله برای دموکراتیکتر کردن ایران زمینهسازی نمائیم . تمامی توصیههای ما به شما تنها از یک چنین وضعی نشأت میگیرد . البته ، میتوان تاکتیک دیگری را نیز اتخاذ کرد: میتوانیم به همه چیز تُف کنیم ، روابطمان با قوام را قطع و پیروزی مرتجعین آنگلوفیل را فراهم سازیم . اما این ، نه تاکتیک ، بلکه حماقت میبود . این عمل ماهیتاً خیانت در حق خلق آذربایجان و دموکراسی ایران میبود .
چهارم ، تا جائیکه بر ما معلوم شده ، شما گفتهاید که ، ما ابتدا شما را تا آسمانها بالا برده ، سپس به پرتگاه سوق داده و رسوا نمودهایم . اگر این صحت داشته باشد ، تعجب ما را برخواهد انگیخت . واقعاً چه اتفاقی افتاده است ؟ ما در اینجا ترفندی را به کار بردهایم که هر فرد انقلابی با آن آشناست . برای تامین مطالبات حداقل حرکت که بر ما معلوم بوده ، در شرایطی همچون اوضاع ایران ، فرار به جلو ، پیش رفتن از مطالبات حداقل حرکت و ایجاد خطر برای حکومت ، [ و ] ایجاد امکان برای کسب امتیاز از حکومت لازم است . بدون فرار به جلو ، در اوضاع کنونی ایران شما نمیتوانستید مالک امکان دستیابی به مطالباتی باشید که حکومت قوام را وادار به رفتن کند. قانون حرکات انقلابی چنین است . درباره ی شما نمیتوان از هیچ گونه رسوائی سخن گفت . عجیب است که ، شما فکر میکنید که ، ما توانستیم راه به رسوائی شما بگشائیم . بالعکس ، اگر درست بیاندیشید و در سایه ی حمایت معنوی ما اساساً به [ آن دسته ] از مطالبات آذربایجان که وضعیت کنونی و واقعی آنرا تبیین میکند دست یابید ، در آن هنگام هم آذربایجانیان و هم ایران شما را به عنوان پیشگام حرکات مترقی و دموکراتیک در خاورمیانه دعای خیر خواهند نمود .
ی.استالین
8 می 1946
* * * * *
سند یادبود تاسیس دانشگاه تبریز
( در پاکنویس متن سند ، سبک نوشتاری قدیمی متن اصلی حفظ شده و توضیحات لازم در داخل کروشه قید گردیده است )
آشاغیداکی سوزلر
کاغذا یازیلیب، شوسه[ شوشه ] داخلیده[ داخلینده ] قویولوب موملانمیش و 21 آذر نهضتینین تشکیلاتچیسی و رهبری س . ج . پیشهوری واسطهسیله تبریز دارالفنونون بینوورهسینه قویولموشدور .
« آذربایجان ملی نهضتی علم و معرفت نهضتی اولدیغی ایچون آذربایجان ملی حکومتی تشکیل تاپدیغدان[ تاپدیقدان ] آز بیر زمان سونرا گچمیش دوره لرده ظلم و استبداد آلتیندا یاشایان آذربایجان خلقینین تمدن و معارفدن گری قالماماغینی نظره آلاراق علم و تمدنه دوغرو گیتمک و خلقیمیزین آمال و آرزولارین حیاته گچیرمک مقصودیله آذربایجان ملی دارالفنونینین تاسیسینی 9 دی 1324 تاریخلی( دوققوزنجی ) اجلاسیندا قراره آلیب و بو ملی دارالفنونون تاسیس مقدماتینی فراهم ایدیلمه سینی معارف وزارتینه تاپشیردی . بوتون مدنی ساحه لرده بویوک قدملر گوتورمگه موفق اولدوغو کیمی خوشبختانه ملی حکومت آزبیر مدتده ملی دارالفنون تاسیس وسایلینی فراهم ایتمگهده نایل اولوب چهارشنبه گونی 1325-نجی ایلین خرداد آینین 22- ده بو علمی موسسه نین هیم ( بنا ) داشی آذربایجان دموکرات فرقهسینین صدری و آذربایجان ملی حکومتینین باش وزیری آقای پیشهورینین الی ایله قویولدی . بو ملی دارالفنون واسطه سیله آذربایجان خلقی ئوز گلهجک نسللرینی متمدن و دیری ملت لر کیمی تربیت ایدهجک و بو وسیله ایله ابدی سعادته یتیشهجک و بو علم منبعیندن آزادلیق نوری همیشهلیک ایشیقلاناجاقدیر » .
ترجمه:
سخنان ذیل
روی کاغذ نوشته شده ، داخل شیشه قرار داده شده ، مهر و موم گشته و توسط بنیانگذار و رهبر نهضت 21 آذر س . ج . پیشهوری در پیِ دانشگاه تبریز نهاده شده است .
« از آن جهت که نهضت ملی آذربایجان نهضت علم و معرفت است ، حکومت ملی آذربایجان اندک مدتی پس از تشکیل ، با در نظر گرفتن اینکه نباید ملت آذربایجان که در دوران گذشته تحت ظلم و استبداد زیسته از تمدن و معارف عقب بماند ، برای حرکت به سوی علم و تمدن و عملی ساختن آمال و آرزوهای ملتمان ، در اجلاس ( نهم ) مورخ 9 دی 1324 تاسیس دانشگاه ملی آذربایجان را تصویب نموده و فراهم ساختن مقدمات تاسیس این دانشگاه ملی را به وزارت معارف محول کرد . حکومت ملی ، همانگونه که در تمامی زمینههای فرهنگی به برداشتن گامهای بزرگی موفق گردیده ، خوشبختانه در مدت کوتاهی به فراهم ساختن وسایل تاسیس دانشگاه نایل آمده و در روز چهارشنبه 22 خرداد 1325 سنگ بنای این موسسه ی علمی بدست صدر فرقه ی دموکرات آذربایجان و نخست وزیر حکومت ملی آذربایجان آقای پیشهوری نهاده شد . ملت آذربایجان نسلهای آینده ی خود را به توسط این دانشگاه ملی همچون ملل متمدن و زنده تربیت خواهد کرد و بدین وسیله به سعادت ابدی خواهد رسید و از این منبع علم ، نور آزادی برای همیشه تابیدن خواهد گرفت » .

آذربایجان اویرنجی حرکاتی - همدان