تبليغاتX
ƏNA VATANİM ƏZERBAYJAN SƏNA FXR EDİRƏM

ƏNA VATANİM ƏZERBAYJAN SƏNA FXR EDİRƏM

اطلاع رسانی درباره دانشجویان و مبارزین تورک - کارگران و دانشجویان در بند

این متن جوابیه ای بر هیچ کس نیست . زیرا آنانی که در جلسه ی خاتمی حضور داشتند خود به خوبی شاهدانی بر ادعاهایمان هستند که گواه بر شعار دهی در زمان حضور خاتمی و در بیشتر زمان حضور وی در جلسه است . آقای سهند تبریزی عزیز که مطلب ایشان در یکی از سایت های وابسته به جنبش دانشجویی آذربایجان منتشر گشته است به خوبی می داند که شعار (( اولوم اولسون فاشیسته )) دقیقا زمانی داده شد که خاتمی قصد شروع به صحبت کردن داشت . آقای سهند تبریزی عزیز به خوبی می داند و یقینا می داند که شعار (( یاشاسین آذربایجان )) حداقل سه بار بعد از آمدن خاتمی سر داده شد و کار تا آن جا بالا گرفت که مجری برای از دست ندادن جو سالن خود نیز به دادن این شعار مبادرت ورزید !. آقای سهند تبریزی عزیز ، یقینا این سخنان را از سر دلسوزی برای ملت کبیر آذربایجان سر داده اند و ما به این امر ایمان داریم .

در زیر می توانید متن نوشته های ابطحی ، مشاور خاتمی را بخوانید . آقای ابطحی که از جو سالن متوجه تعصب فوق العاده ی حاضران به زبان تورکی شد . یقینا آقای سهند تبریزی عزیز نیز به این امر واقف گشته اند .

 

آقای خاتمی تبریز دا ( خاتمی در تبریز- برگرفته از وب نوشت محمد علی ابطحی )

آزاد تبریز-  دیشب با آقای خاتمی و جمعی از دوستان ترک کابینه آمدیم تبریز. در بین راه از یکی از نمایندگان تبریز چند لغت ترکی یاد گرفتم. برف می آمد. موقع پایین آمدن از هواپیما گفتم: چخ شخته دَه. در بین راه خلبان از آقای خاتمی خواست برود در کابین. وقتی آقای خاتمی داخل کابین بود هواپیما چند تا تکان خورد، به دوستان گفتم: وای مثل اینکه آقای خاتمی پشت فرمان نشسته. خوشبختانه چنین نبود.

در فرودگاه زیر برف چه استقبالی از طرف نخبگان شهر صورت گرفته بود. پلاکاردهای زیادی برای سفر آقای خاتمی در خیابان ها بود. وقتی به محل اقامت رسیدیم خبرنگاران زیادی در آنجا جمع بودند. من مصاحبه مطبوعاتی گذاشتم. بی رو در بایستی هم گفتم حتماً سفرهای آقای خاتمی انتخاباتی است. یعنی نتیجه این سفرها و حضور گسترده مردم که همه با دلخوری از این دولت  همراه است باید در انتخابات معلوم شود که طرحی نو دراندازند. همان دیشب با نمایندگان گروههای اصلاح طلب جلسه بود. حرف های جالبی زدند. حرف آقای جنتی که گفته است اصل بر برائت مردم نیست خیلی تأثیر منفی در جامعه گذاشته و کاملاً به معنای این تلقی شده که شورای نگهبان و یا آقای جنتی هر کسی را خواست می تواند رد یا تأیید صلاحیت کند. در آن جلسه این نگرانی کاملاً مشهود بود. یکی هم می گفت از آقای رفسنجانی بخواهید که به عنوان رئیس خبرگان بر شورای نگهبان نظارت کند که چنین سلیقه ای رد صلاحیت نکنند. در تبریز هم مثل همه جا بر این باورند که اگر رد صلاحیت های غیر منطقی صورت نگیرد، اصلاح طلبان رأی می آورند.صبح امروز علاوه بر جلسه با اقتصادیون، نخبگان استان جمع شده بودند. جالب بود که جمعیت بسیار زیادی از اقشار مختلف بودند، بیش از هزار نفر. جالب تر اینکه استانداری هم تابلو خیرمقدم زده بود. بعد از ظهر امروز جلسه اصلی با مردم بود. در تبریز هم مثل مشهد و شیراز جمعیت زیادی آمده بودند. هر وقت آقای خاتمی حرفی می زد که نقد شرایط فعلی بود سالن منفجر می شد. شور و شوق سالن شهید اقدمی خیلی معنادار بود. کاملاً محسوس بود که تعصب ویژه ای روی زبان پرغنای ترکی دارند. کاش مسئولان کشور به ترک هایی که هیچگاه ایرانی بودن خود را فراموش نمی کنند برای استفاده از زبان ترکی محدودیتی قائل نمی شدند. آقای خاتمی کلی زحمت کشید که چند کلمه ترکی صحبت کند ولی ظاهراً یا بد نوشته بودند یا بد خواند.

پزشکیان، مهرعلی زاده، عبدالعلی زاده، کلانتری و شافعی از اعضای ترک زبان کابینه همراه آقای خاتمی بودند و نمایندگان فعلی و گذشته اصلاح طلب مجلس.

ستاد برگزاری مراسم با نداشتن امکانات دولتی خیلی تلاش گسترده کرده بودند که نشان هدف داری جامعه با انگیزه اصلاحات است.

یاشاسین آذربایجان

آذربایجان اویرنجی حرکاتی

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 22:59  توسط seysan  | 

21 آذر امسال ، مصادف با سالروز تشکیل حکومت ملی آذربایجان جنوبی ، هویت طلبان شهرستان بین ائو ( بیناب ) پارچه نوشته ای در چهارراه قیشلاق این شهرستان نصب کرده بودند .

متن این پارچه نوشته چنین بود:

بوراسی بین ائو « بناب » ، 21 آذر گونو اونودولماز

Türk ölməzdir                   2007.12.12

     The Türk is immortal

 

بین ائو ( بیناب ) این روزها بسیار پرشور نشان می دهد . هویت طلبان این شهرستان با برگزاری همایش ستارخان در سالگرد وفات این دلیرمرد ، در دانشگاه آزاد بین ائو ؛ نصب پارچه نوشته در سالگرد تشکیل حکومت ملی آذربایجان جنوبی در روز 21 آذر و برگزاری همایش « بین ائو تانیتیمی » در دانشگاه تبریز ، شوونیزم فارس و تروریسم کورد را به مبارزه می طلبند .

یاشاسین آذربایجان

یاشاسین تورک بین ائو

 

 

 

آذربایجان اویرنجی حرکاتی

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 16:31  توسط seysan  | 

فريادهاي" ياشاسين آذربايجان " طاق اصلاحات را در هم كوفت .

 

در استقبال پرشور مللت چي هاي تبريزازخاتمي !!! درتالار شهيد اقدمي تبريزكه با سازماندهي از پيش تعيين شده و تحت رهبري جنبش دانشجويي آذربايجان_ستاد تبريز ، برگزار شد ، خاتمي با فريادهاي" اولوم اولسون فاشيسته " و" ياشاسين آذربايجان " مزد خويش را گرفت .

پنجشنبه ، 29 آذرماه ، خيرنگار جنبش دانشجويي آذربايجان ، مشروح:

در پي اعلام زمان و مكان سخنراني آقاي خاتمي در تبريز ، جنبش دانشجويي آذربايجان _تبريز ( شامل دانشجويان دانشگاهاي تبريز اعم از آزاد – سراسري – پيام نور و ... ) ، اقدام به برنامه ريزي و انسجام  فعالان حركت ملي آذربايجان در مراسم به اصطلاح استقبال از خاتمي نمود . سرانجام انتظار به پايان رسيد و خاتمي كبير پا به تبريز گذارد تا مزد خويش از كرده هاي خويش برگيرد !!. تالار شهيد اقدمي ، باغشمال تبريز : از ساعت 2.45 تقريبا سالون پر بود ، از كومونيست ها گرفته تا اصلاحات چي ها و بسيجي ها و نيروهاي اطلاعات و البته حضور مقتدرانه ي آذربايجانچي ها . از ساعت 2 شعارهاي مختلفي به گوش مي رسيد . عدالت عدالت ، آذربايجان اوياقدي ايصلاحاتا داياقدي ، يار دبستاني من و ... .

و اما حركت ملي آذربايجان . مديريت سالن با كمك بلند گوها و آمپليفاير ها در تلاش بود تا شعر" يار دبستاني من " شعار مسلط جلسه باشد ، اما از اواسط قرائت شعر توسط اصلاحاتچي ها ناگهان " طنين ياشاسين آذربايجان " كه با هماهنگي كامل سر داده شد ، سالون را به لرزه درآورد . بعد از آن فريادها  مكرر و رفته رفته بلندترشد وشعار مسلط سالون شد . شعارها تمام سالون را لرزاند و تا آغاز سخنان خاتمي ادامه يافته و اجازه ي عرض اندام به هيچ طيف و جنبش سياسي جز حافظ منافع آذربايجان را نداد . مجري برنامه كه با زيركي خاصي سعي در مصادره ي شعارها داشت ، سخنان خود را با " ياشاسين آذربايجان ، ياشاسين ايران " آغاز نمود و در پي آن نيز خاتمي با يك شعر تركي به سخنان خود زينت بخشيد . اما چه فايده كه فعالين ملي آذربايجان جنوبي دستبردار نبودند و شعارها را تغيير داده و هنگام آمدن خاتمي به پشت تريبون او را با فرياد " اولوم اولسون فاشيسته " به گرمي پذيرفتند !!!.

گفتنيست بيانيه ي تشكل دانشجويي آرمان نيز توسط فعالين ملي بين مردم پخش گرديد كه از زحمات بيدريغ اين عزيزان نيز نهايت تشكر را داريم .

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 16:21  توسط seysan  | 

از سال ۷۵ که داستان دکتر چهرگانی در تبریز شروع شد، با دوستان آذربایجانگرا کش و قوسهای زیادی داشته ام. هماره نیز مقامم در قبال ایشان نقادانه بوده است. حال روزی "منتقدی سخت کیش" بوده ام و اکنون چند سالی است، روز به روز لیبرالتر شده ام و جامه "منتقدی همدل" اختیار کرده. در تمام این سالها نیز با وجود نقادیهای بسیار، با بسیاری شان حدیث رفاقت بر صریر سیاست نشانده ایم و در کنار مخالفت سیاسی رفاقت شخصی اختیار نموده! شهادت نیز میدهم که هیچیک از دوستان آذربایجانگرا که تا به اکنون دیده ام، جدایی طلب نبوده اند و چه بسیار به مزاح گفته اند "جدایی شویم به کجا میخواهیم برویم؟" و یا اینکه "اصلا مرزهامون رو از کجا بگذاریم؟ کل ایران مال ماست و..." مسئله آذربایجان را هم اگر ۵ سال پیش مسئله ایس غیر واقعی و شکل گرفته از سفارتین میدانستم، اکنون مسئله ای جدی میدانمش که میبایست ملیون ایرانی پاسخهای درخوری بدان ارائه دهند و با مشتی پر به سراغ چالش و مفاهمه با این مسئله روند! بخشی از پاسخهایم به مسئله آذربایجان را در گفتارم در منزل مرحوم ورجاوند دادم که در این وبلاگ نیز متن آن منتشر شد. پاسخهایی که نام کلی اش بود : پیشه ساختن ناسیونالیسم لیبرال در قبال مسئله آذربایجان. و اما داستان تنها جلسه ای که ممکن است ریشه این عکسها در آن نهفته باشد- البته باز هم تاکید میکنم تنها ممکن است! وگرنه کماکان احتمال ساختگی بودن این عکسها را از احتمال واقعی بونشان بیشتر میدانم- چنین است: در یکی از واپسین روزهای آذر ۸۴ در بوفه یا کتابخانه دانشکده علوم اجتماعی نشسته ام که حسین حیدری عزیز -مدیر مسئول نشریه دانشجویی اولوس و از فعالین دانشجویی آذربایجانگرا- به سراغم میآید که نشریه مان برای "دکتر محمد علی حیدری" -که دوستی دانشمند و فارغ التحصیل دکتری علوم سیاسی از دانشکده ماست و از همان هنگام نیز در دانشگاه تبریز در مقام استاد علوم سیاسی مشغول تدریس گشته است- جلسه سخنرانی در یکی از کلاسهای دانشکده -علوم اجتماعی- گذاشته است و از من دعوت میکند که در آن شرکت کنم. میگویم عنوان سخنرانی؟ میگوید روشنفکری آذربایجان در عصر مشروطه و مسئله آذربایجان! این دقیقا منطبق با دغدغه های نظری ام است و دعوتش را با کمال میل میپذیرم. از سوی دیگر در دانشکده خودم هم با دکتر داود فیرحی کلاس دارم و وقت زیادی برای نشستن نخواهم داشت! وارد کلاس میشوم که دکتر حیدری در حال آغاز سخنرانی اش است. ابراز احترامی میکند و سخنرانی میآغازد. دارم به سخنانش گوش میدهم که یکباره تعدادی دیگر داخل میشوند با عکس سید جعفر پیشه وری و بی ریا و فریدون ابراهیمی و شمع به دست! دکتر ناراحت میشود وسریع سخنرانی اش را تمام میکند. جلسه سخنرانی او ظرف ۵ دقیقه به مراسم گرامیداشت ۲۱ آذر بدل میگردد. ناراحت میشوم و به حسین عزیز میگویم این چه بساطی است؟ میگوید : دست ما نیست و با لبخند میگوید: ما هم طیف تندرو داریم بالاخره! اجازه مرخصی میخواهم که میبینم فرزاد صمدلی که به تازگی وارد کلاس شده است، پشت تریبون قرار گرفت. درموردش بسیار شنیده ام که اخراجی علوم سیاسی امام صادق است و جزو تیپهای روشنفکری و سکولار جریان آذربایجانگرا. تصمیم میگیرم نشسته و به سخنانش گوش دهم. دقایقی نیز مینشینم و به سخنرانی تجلیل آمیز و البته غیر تحلیلی فرزاد صمدلی گرامی در مورد فرقه دموکرات آذربایجان گوش میدهم. در میانه سخنرانی اش نیز که احساس میکنم سخنانش فهم سیاسی جدیدی بر داشته ها و دانسته هایم -به عنوان یک دانش آموز علم سیاست و نه دانشجوی عادی و پرشور آذربایجانگرا- نمی افزاید، به آرامی جلسه را ترک میکنم. در حال خروج نیز دوستانی از "زود رفتنم" گله مند میشوند که میگویمشان: ببخشید.من با محتوای جلسه خیلی موافق نیستم. اما اگر سخن جدیدی درش میشنیدم با وجود مخالفتم مینشستم و گوش میدادم اما چنین نیست و من هم باید به کلاسم برسم. این تمام داستان پان ترکیست شدن بنده! نیز مدعی ام تمام دوستانی هم که در آن کلاس حضور داشتند، نه جدایی طلب که ایرانیانی وطن دوست بوده ،حتی تندترین شان نیز فهمی جدایی طلبانه و غیر ایرانی از پیشه وری و ۲۱ آذر نداشتند!

در تمام تاریخ دولت مدرن در ایران آنچه در الگوی رفتار سیاسی اکراد ایرانی داشته ایم، "سنت جدایی طلبی مسلحانه" نام داشته است که هماره با بن مایه هایی از چپ گرایی ایرانی-کردی صورتبندی چریکی می یافته است. به قول آن ضرب المثل سیاسی که "هر کردی به طور باقوه یک کمونیست است" ، ۷۰ سال اخیر ایران شاهد توپ و ترقه بازی مسلط بر پراتیک کردی بوده، هماره تسلط نیشن-استیتی دولت مرکزی بر آن منطقه و نیز به ویژه نیشن-استیتی کردن مرزهای آن منطقه را با دشواری مواجه کرده است. بر خلاف اینکه در آذربایجان هیچگاه چیزی تحت عنوان "اپوزیسیون ترکی" نداشته ایم، در کردستان سده حاضر خورشیدی هیچگاه مفهومی به نام "اپوزیسیون کردی" رنگ نباخته است! لذا جدایی طلبی در کردستان قائده و در آذربایجان استثناء بوده است. یک مثال تاریخی میزنم در مقایسه رفتار سیاسی دو دولت محلی این مناطق: سید جعفرپیشه وری تنها  ۴ماه از تشکیل "حکومت ملی" گذشته پس از جلسه ای با صدر فرقه دموکرات -حاج آقا شبستری از بازاریون، یکانی صدر سابق حزب توده آذربایجان، بی ریا وزیر فرهنگ و....- معاون خود سلام الله جاوید را به تهران میفرستد تا با قوام معاهده صلح امضاء کند. بر اساس این معاهده سلام الله جاوید به عنوان والی از سوی دولت مرکزی به تبریز بازمیگردد، مجلس ملی تبریز دگربار نام "انجمن ایالتی" به خود میگیرد، قرار بر ادغام فدائیان فرقه -که از جمله شناخته شده ترینشان همین صفرخان قهرمانیان بود- در ارتش ایران داده میشود. فرقه به طور کامل ولایت خمسه -شهر زنجان کنونی- را تخلیه مینماید که در پی آن بازگشت خونبار ذوالفقاریها رخ میدهد و....! پیشه وری در برابر حرکت ارتش ایران به سوی آذربایجان مقاومت نمیکند و به همراه تنی چند از مهاجرین به آنسوی ارس میرود تا دستش به خوب هموطن آغشته نشود. آنجا نیز بدان صورتی که ایرج اسکندری نقل کرده است در درگیری لفظی با باقراف اشتباه فرقه را نه در دوری از شوروی که دوری از ملت ایران اعلام میکند تا بدان مرگ مشکوک و تصادف ساختگی در باکو گرفتار آید. اما قاضی محمد که عقبه اش در چریکهای بارزانی آن سوی مرز است به هیچ صلح و مذاکره ای با دولت مرکزی تن نمیدهد و گامی از "جمهوری مهاباد" کوتاه نمیآید. در برابر ارتش ایران به مقاومت مسلحانه دست میزند تا بدانجا که ارتش ایران ناچار به بمباران مهاباد میشود و....!

آنا وطن نیوز

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 16:18  توسط seysan  | 

امروز دانشگاه آزاد تبریز شاهد مراسم شب یلدا با عنوان " چیلله گئجه‌سی " بود . این مراسم که با تشبث تشکل آرمان برگزار گردید ، با استقبال گسترده دانشجویان مواجه گردید . در این جلسه که در سالن شهریار دانشگاه ازاد برگزار گردید ، پس از خوش آمدگوئی بهنام ترکانپور مسئول این برنامه ، شاعر برتر سال 85 محمد رضا لوائی با شرح آیین ها و فلسفه شب یلدا ، شعری زیبا در قالب غزل برای  حضار قرائت نمودند . در ادامه شاعر جوان آیدین آراز نیز دو شعر زیبا ارائه نمود . سخنان دکتر حسین فیض اللهی در مورد تاریخ و آیینهای شب یلدا قسمتی دیگر از برنامه بود که با استقبال دانشجویان برگزار گردید . اشعار زیبای دومان اردم و بعد از آن اشعار جناس استاد پایگذار به این مراسم حال وهوای خاصی داد . ایفای باغلاما یانار سؤنمز ، که با اشعار سعید موغانلی و هوشنگ جعفری مزین شده بود و همچنین  تکنوازی قوپوز توسط آشیق ائلمان ابراهیمی و همچنین اجرای گروه موسیقی قارتال با صدای اصغر صفی پور شور ونشاط ويژه‌ای به این برنامه داده بود . عکسهای این مراسم متعاقبا ارسال خواهد گردید .

تشکل آرمان

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 16:17  توسط seysan  | 

خاتمي در سفر خود به تبريز صبح روز 5 شنبه در جمع به اصطلاح نخبگان آذبايجان سخنراني كرد . قبل از سخنان خاتمي نمايندخ مردم تبريز در مجلس شوراي اسلامي جبارزاده به تعريف و تمجيد از وي پرداخت.اين نماينده 12 سال است كه در نتيجه عدم امكان حضور نمايندگان واقعي مردم در مجلس كرسي نمايندگي مردم تبريز در مجلس شوراي اسلامي را يدك مي کشد . بعد از اين نماينده دكتر شربيانلو و اروج محمدي نيز سخنراني كردند. اروج محمدي با مقايسه زمان دولت اصلاحات و دولت كنوني به انتقاد از برنامه هاي داخلي و خارجي دولت احمدي نژاد پرداخت.در اين جمع كه حدود 700 نفر از اشخاص منتصب به گروههاي دوم خردادي و نيز تعدادي از افراد شناخته شده حركت ملي آذبايجان حضور داشتند استاندار سابق آذربايجان شرقي سبحان اللهي عبدالعلي زاده وزير مسكن خاتمي و فرمانداران زمان خاتمي چندين نماينده دوران اصلاحات از آذربايجان و ... نيز  حضور داشتند. زماني كه نوبت سخنراني به خاتمي رسيد خاتمي با اشاره به نقش آذربايجان در مشروطه و انقلاب ايران بدون آذربايجان را تهي از افتحارات دانست وي در ادامه با اشاره به اينكه از طرف فاميل مادري خون ترك در رگهاي او جاري است با ايراد يك جمله سراسر غلط با مضمون اوجا داغلار كيمي شانينده نه دئسم ياراشارسان و ياشاسين آذربايجان  سعي در به وجد آوردن ميزبانان خود كرد:  خاتمي با اشاره به خواست قاطبه ملت آذربايجان مبني بر مطالبه زبان ملي و مادري خودشان اين مسئله را در منافات با امنيت ملي ندانست. رئيس جمهور دوران اصلاحات گفت: زبان تركي نيز كه از جاي ديگري به درون آذربايجان آمد و در اين خطه و جان مردم آذرابجان از چنان غنايي توام با لطافت برخوردار شد كه شگفت انگيز است . اين جمله تعبير ديگري از سخنان شوونيستهاي فارس است كه مي گويند مردم آذبايجان بعدا ترك شده اند . وي با اعتراف به عدم آشنايي علمي با تاريخ و زبان تركي گفت: نا آشنايان مي توانند تفاوت بنيادي اين زبان را با ساير زبانهاي همنام ( منظور ساير زبانهاي تركي) بفهمند وي زبات تركي  آذبايجاني را لطيف تر از ساير زبانهاي تركي دانست. وي با اشاره به اينكه ايرانيان و فارسها در تدوين زبان عربي نقش مهمي داشتند از نقش شاعران درباري آذربايجان نيز در غناي زبان فارسي سخن گفت.وي با اشاره به نگراني عده اي از هويت خواهي و آموزش زبان تركي در ايران گفت: اصلا جا ندارد كساني نگران اين باشند كه مردم آذربابجان چرا نگران فرهنگ و زبان خود هستند! وي افزود: طبيعي است كه آذرابجياني زبان خود را كه هويت اوست را بخواهد. اين امر زياني به زبان فارسي نمي زند. آذري ( منظور مردم آذربايجان) اين احساس  را دارد كه هويت ملي باعث افتخار اوست و اگر به فرهنگ و ادب بومي خود اهتمام مي ورزد در دل فرهنگ بزرگتري را كه متعلق به تمام بشري است دوست دارد. خاتمي با اشاره به نگاه منفي مركز نشينان به هويت خواهي آذربايجانيان گفت: آذبايجاني زبان و هويت خود را دوست دارد و مركز نيز بايد آن شجاعت را داشته با شد كه آزادي هاي مدني را به اين مردم بدهد. و تمامي آزادي هاي قانوني را از مردم دريغ نكند. وي افزود: بخشيدن آزادي هاي اجتماعي فرهنگي و اقتصادي به اقوام نه تنها به مملكت لطمه اي نميزند بلكه اهتمام به اين امر سبب دلبستگي بيشتر اقوام به مركز خواهد شد. خاتمي اظهار اميدواري نمود حكومت اين امر را نهادينه كند. وي با اشاره به ظرفيتهاي معطل مانده قانون اساسي اجراي اصل شوراهاي قانون بعد از 18 سال را مفيد دانست وي با اشاره  تلويحي به عدم اجراي اصل 15 قانون اساسي گفت: انتظار اين است كه دولت و مجلس اولويت ها را تشخيص دهد وتمام اصول قانون اساسي را نهادينه كند. وي گفت: آذربايجاني ها و تبريزي ها گله هايي دارند كه تاكنون به آنها توجهي نشده است. خاتمي با اشاره به نارضايتي هاي سياسي اجتماعي فرهنگي و اقتصادي آذربايجاني ها و تبريزي  اعتراف كرد كه نسبت به بعضي جاها حاكميت توجه كمتري به آذربايجان داشته است. وي با اشاره به اينكه مشكلات سياسي اقتصادي و فرهنگي اجتماعي در ايران مخصوص آذبايجان نيست گفت: متاسفانه مركز آگاهانه يا ناآگاهانه تماميي امكانات را به خود مركز جذب مي كند و آنچه كه به تبريز و آذربايجان مي رسد بسيار كمتر از استحقاق و لياقت آنهاست. وي در پايان گفت: اگر قوانين دست و پاگير را مرتفع كنيم آذربايجان خواهد توانست حتي بدون حمايت مركز به ترقي وشكوفاعي برسد  وي در پايان از تمامي نيروها خواست تا با رعايت اخلاق سياسي و اسلامي كه در جامعه كنوني سياسي وجود ندارد در انتخابات شركت كنند. به اعتقاد خاتمي اگر مردم در انتخابات حضور پرشور داشته باشند تمامي خواسته هاي مردم به نتيجه خواهد رسيد .

 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 16:13  توسط seysan  | 

 

سپاس خداوند را كه این توفیق را به بنده عنایت كرد كه به خدمت دوستان و عزیزان خودم، محصلین مدرسه‏ای كه حق بزرگی بر گردن ما دارند و ما تا پایان عمر و حیاتمان خودمان را مدیون این مدرسه می‏دانیم. خدا این توفیق را داد كه خدمت این عزیزان برسم. امیدوار هستم در این مدت كوتاهی كه در خدمت عزیزان هستم، آن‏چه كه مصلحت آخرت ما در آن است، خداوند بر این بنده جاری كند و ان شاء الله در قلوب همه ما هم موثر بگردد.

 

سوال فرموده بودند كه: «در مدرسه فیضیه فرمودید كه قضیه قتل‏ها هرگز روشن نخواهد شد، به علت این كه پی‏گیری قتل‏ها به عهده كسانی است كه روشن شدن قضیه به ضرر ایشان تمام می‏شود. اگر ممكن است توضیح بیشتری بفرمایید».

 

قضیه قتل‏ها مثل این كه گریبان ما را گرفته، هر چه ما می‏خواهیم فرار كنیم، راه فراری وجود ندارد. عرضم به حضورتان، اجازه بدهید من اطلاعات بیشتری را در رابطه با ماجرای قتل‏ها در اختیار دوستان قرار بدهم كه جواب خیلی از این سؤالاتی كه قطعا سؤالات بعدی هم در این رابطه هست، روشن خواهد شد و شاید بیشتر وقت مجلس‏مان را هم بگیرد. اما خواهش می‏كنم كه دقت بفرمایید چون مطالبی كه عرض می‏كنم، همه سلسله‏ای است متصل به هم و باید همه را در نظر گرفت تا ان شاء الله نتیجه نهایی را بتوانیم بگیریم.

 

قبل از این كه این قتل‏ها آغاز بشود، من بیوگرافی آقای موسوی معروف به آقای كاظمی البته اسم اصلی‏اش آقای كاظمی است، در این مصاحبه‏هایی كه آقای نیازی می‏كنند و اطلاعیه‏هایی كه سازمان قضایی می‏دهد، به سیدمصطفی كاظمی یا به اعتبار ما آقای موسوی (موسوی شیرازی). آقای موسوی بچه استان فارس است. از همان زمانی كه اطلاعات در سپاه تشكیل شد، در اطلاعات سپاه بود و از همان زمان متهم بود كه با دستگاه آقای منتظری،‌ها‌دی و مهدی‌ها‌شمی در ارتباط است. بعد از این كه وزارت اطلاعات تشكیل شد و اداره كل اطلاعات هم در استان فارس تشكیل شد، ایشان به عنوان مسؤول اداره كل اطلاعات فارس انتخاب شدند كه درگیری درونی از همان جا در استان فارس هم شروع شد و ایشان معروف بود در همان زمان، از بچه‏های چپ استان فارس هست. درگیری بین ایشان و امام جمعه شیراز به اوج خود رسید كه ناچار شدند آقای موسوی را از شیراز به تهران منتقل كنند و در وزارت هم كه بود معروف بود به چپ‏گرایی. در جریان انتخابات به شدت از جناب آقای خاتمی حمایت می‏كرد و این حمایت هم به قدری افراطی شده بود كه بعد دیگر حتی طرفداران خود آقای خاتمی هم ناراحت می‏شدند.

 

در این ماجرا، مدتی قبل از این كه این قتل‏ها شروع بشود، آقای موسوی خدمت آقای خاتمی می‏رسد، ناگفته نماند كه برای معاونت امنیت هم از طرف ریاست جمهوری، آقای موسوی پیشنهاد شده بود به آقای دری كه ایشان به عنوان معاون امنیت نصب شود اما به ادله مختلف پذیرفته نشد. اما به عنوان معاون معاون امنیت یا جانشین معاون امنیت منصوب شدند. قبل از این كه این قتل‏ها به وقوع بپیوندد، ایشان خدمت رئیس جمهوری می‏رسد و مطلبی را اعلام می‏كند و می‏گوید كه در وزارت اطلاعات سناریویی در حال تدوین است و می‏خواهند عده‏ای را به قتل برسانند تا باعث سقوط دولت شما بشود. هنوز از قتل‏ها خبری هم نبود و حتی با یكی از مشاورین ریاست جمهوری هم تماس تلفنی گرفته و این جریان را گفته، كه خوشبختانه نوارش موجود است و ضبط شده این مكالمه. بعد از مدتی قتل‏ها شروع شد. قتل‏ها وقتی كه فروهر و خانمش كشته شدند، رئیس جمهور موضع‏گیری كرد، مسؤولین دیگر موضع‏گیری كردند، خصوصا ریاست جمهوری موضع تندی گرفت و هیأت هم از آن زمان شروع به كار كرد. بلافاصله بعدش قتل‏های دیگری هم به وقوع پیوست كه از همان اول این ماجرا را مشكوك می‏كرد كه چرا واقعا چنین اتفاقاتی دارد پشت سر هم به وجود می‏آید. بعد از این كه ماجرای قتل‏ها به اوج خود رسید، خود آقای موسوی رفت به دفتر رئیس جمهور و گفت كه این قتل‏ها توسط من انجام شده و كشفی هم اصلاً در كار نبود. خود ایشان رفتند گفتند. حتی دو سه روز ایشان را تحویل نمی‏گرفتند و می‏گفتند دروغ است، مگر می‏شود آقای موسوی دوم خردادی طرفدار جبهه دوم خرداد چنین كاری را مرتكب شده باشد؟ نمی‏پذیرفتند و می‏گفتند باز این سناریو است. تا بالاخره آن‏قدر اصرار كرد كه پذیرفتند.

 

نكته بسیار مهمی در بازجویی، آقای موسوی مطرح كرده است كه باز من عرض می‏كنم، آخرین حرفش هم همین است. آقای موسوی علت و انگیزه قتل‏ها را چنین بیان می‏كند، عین عبارت است كه من حفظ كرده‏ام، ایشان می‏گویند كه: «تحلیل ما از اوضاع جاری روز این بود كه آقای خامنه‏ای غیر از امام است و آقای خاتمی هم به دلیل این كه 20 میلیون رای آورده و بیست میلیون پشتیبان دارد، قدرتش بیشتر از بنی‏صدر است و ما این قتل‏ها را مرتكب می‏شویم و به گردن آقای خامنه‏ای می‏اندازیم و جنگ بین این دو منجر به شكست آقای خامنه‏ای در مقابل خاتمی خواهد شد».

 

درست 15 یا 16 روز بعد از دستگیری آقای موسوی، بنده برای اتمام حجت رفتم دفتر آقای خاتمی كه با ایشان ملاقات كنم. آقای ابطحی بدون كم و كاست تحلیلش از اوضاع همین بود و با صراحت به ما اعلام كرد، گفت: «فلانی ببین، آقای خامنه‏ای غیر از امام است و آقای خاتمی بیست میلیون نفر پشت سر دارد، آقای خامنه‏ای 8 میلیون رأی آورد و اگر درگیری به وجود بیاید، شما مطمئن باشید كه آقای خامنه‏ای پیروز نخواهد شد». شما ببینید كسی كه خوشبختانه من چند روز بعدش كه رفتم در سپاه سخنرانی كردم، این را نقل قول كردم كه آقای ابطحی هم رسید به من و گلگی كردند كه چرا یك مطلبی را كه من در جلسه خصوصی گفتم آمدی عمومی گفتی. خوشبختانه كسی هم بود كه نتوانند بعدا انكار بكنند. گفتم شما داری توطئه می‏كنید علیه رهبری، حالا من این مطلب را در یك جلسه خصوصی این ور و آن ور نگویم؟ به هر حال این برای من بسیار مهم بود كه چطور می‏شود كه كسی كه مرتكب قتل شده و مسؤول دفتر مقام محترم ریاست جمهوری، این حرف را می‏زنند آیا جز این هست كه باید یك جریان فكری حاكم بر این جریانات باشد؟ آیا منشأیی غیر از یك منشأ واحد این دو سخن‏گو و این دو نفر باید داشته باشند؟ بعد پی‏گیری كردم كه خب حالا چه‏طوری می‏خواستند این ماجرا را گردن مقام معظم رهبری بیندازند. قتل‏ها را مرتكب شدند. خب قطعا نمی‏گویند كه خود آقا آمده و كشته. گفتند كه آقای موسوی در بازجویی می‏گویند كه قرار بود ما این قتل‏ها را به كردن سپاه بیندازیم و بگوییم سپاه این كار را كرده و معلوم بود كه سپاه زیر نظر فرماندهی كل قوا هست و وقتی كه به گردن سپاه بیافتد معنایش این است كه آقای خامنه‏ای چنین چیزی را دستور داده. درست این مطلبی را كه آقای موسوی در بازجویی‏اش اعتراف می‏كند، شب 21 ماه رمضان در مسجد حسین‏آباد آیت الله طاهری، هنگام سخنرانی یكی از روحانیون جناح چپ «مجمع روحانیون» در مسجد حسین آباد اتفاق می‏افتد. دست خط مقام معظم رهبری، واقعا دیدنی است، دست‏خط مقام معظم رهبری را جعل كردند. البته وقتی دقت می‏كنیم می‏فهمیم كه آن دست‏خط نیست. اما تلاش كردند كه نزدیك هم باشد كه خطاب به سردار رحیم صفوی، كه سردار رحیم صفوی این دگراندیشان و نویسندگان روشنفكر، معاند و مرتد هستند؛ شما این‏ها را از بین ببرید. یعنی همان كاری را كه قرار بوده در ماجرای این قتل‏ها انجام بدهند. خوشبختانه این فرد دستگیر شده، یكی از وابستگان سیدمهدی‌ها‌شمی است كه دستگیر شده و اعتراف هم كرده است به جعل این نامه. باز دوباره این دو تا واقعه را وقتی كه كنار هم گذاشتم، اینها را خدمت مقام معظم رهبری هم من عرض كردم. این دو مطلب را كه گفتم خدمت ایشان هم عرض كردم. وقتی كنار هم گذاشتیم كه آن آقا در زندان اعتراف می‏كند كه ما از طریق سپاه و بیرون از زندان هم درست می‏آید؟ این برنامه اجرا می‏شود و شایعه عملی می‏شود و اجرا می‏شود و حتی جعل می‏شود. من فهمیدم كه باید یك ماجرایی پشت این قضیه باشد. در همین حین ماجرای آقای پروازی پیش آمد.

آقای پروازی یك طلبه‏ای است با بچه‏های حزب‏الله همكاری می‏كرد. بعدا درگیر شدند با بچه‏های حزب‏الله و ایشان منشعب شد و شروع كرد علیه بچه‏های حزب‏الله فعالیت كردن و حرف زدن و صحبت كردن. از این موقعیت گل‏آلود آقای سعید حجاریان، آقای امین‏زاده معاون وزیر امور خارجه، آقای محسن آرمین سخنگوی مجاهدین انقلاب اسلامی، این سه نفر و یك نفر دیگر هم آقای افشار كه من نمی‏شناسم، هنوز هم نمی‏شناسم، كه چه كسی است، می‏آیند این طلبه بنده خدا را می‏برند و تحریكش می‏كنند و می‏گویند بیا و بگو كه اولاً حزب‏الله تا به حال چه كارهای خشونت‏آمیزی انجام داده و ثانیاً بیا و بگو اینها با دستور رهبری بوده.

شروع می‏كند و یك لیستی از كارهایی را كه حزب‏الله كرده‏اند، كجا سینما آتش زده‏اند، كجا چه كار كرده‏اند، می‏گوید كه مثلاً ده‏نمكی می‏گفت كه ما از آقا اجازه گرفته‏ایم، فلانی گفته كه ما اجازه گرفته‏ایم. آقای سعید حجاریان شخصیت خیلی بالایی هستند، بالاخره مشاور رئیس جمهور بود آن زمان، مشاور رئیس جمهوری می‏نشیند این نوار را پیاده می‏كند و این می‏گویندهایش و فلانی می‏گوید را حذف می‏كنند و همه این عوامل به قول خودشان خشونت‏آمیز را می‏گویند ما به دستور رهبری انجام دادیم و جزوه‏ای چاپ می‏كند، و برای من هم فرستادند به نام «سخنرانی حجةالاسلام پروازی در جمع رزمندگان بسیج» و پخش كردند و از آن طرف آمدند این بنده خدا، خود بازجویی آقای پروازی را نگاه كردم، آقای پروازی می‏گوید كه من رفتم اعتراض كردم به آقای حجاریان، كه آقا اولاً بنا نبود شما چنین چیزی را منتشر بكنید، بعد هم چرا صحبت‏های مرا تحریف كردید، آمدید بعضی قسمتش را حذف كردید. می‏گویند خب حالا یك تكذیبیه بده ما می‏گذاریم در خبرگزاری جمهوری اسلامی، و سر بنده خدا كلاه می‏گذارند و یك چیزی می‏نویسد. دوباره بهش برمی‏گرداند و می‏گوید اینجایش را حذف كن، آن حذف می‏كند و سه چهار دفعه همین‏طور می‏آورند و می‏برندش و سركارش می‏گذارند و آخر كار بهش می‏گویند كه قرار است حزب‏الله تو را به قتل برساند و دادگاه ویژه روحانیت هم می‏خواهد دستگیرت كند، بیا فرار كن و ما در آلمان برای تو جا درست كرده‏ایم و كارهایش را هم كرده‏ایم كه بروی پناهنده بشوی. تا تبریز هم آقای پروازی را بردند و شایع شد همان موقع كه یك روحانی به آلمان پناهنده شده، هنوز پناهنده نشده، این‏ها آن قدر حماقت كردند كه این را شایعه كردند كه یك روحانی پناهنده شده. خب ما هم حساس بودیم و مدام سؤال می‏كردیم، كی است. فقط می‏گفتند یك روحانی است كه به آلمان پناهنده شده و قرار است كه چند روز دیگر با رادیو كلن یك مصاحبه داشته باشد. این طلبه بیچاره بالاخره آدم متدینی بوده، بچه اهل جبهه بوده، آنجا عقل و دینش مانع می‏شود و می‏گوید حالا این چه كاری است، حالا اینجا من كار خلافی كردم، بروم كار خلاف‏تری هم علیه جمهوری اسلامی بكنم كه چی، برمی‏گردد و مستقیما خودش را به دادگاه ویژه روحانیت معرفی می‏كند و ماجرا را تعریف می‏كند و واقعا این توطئه كه قرار هم شد(نوار گویا نیست)... خدمت آقا رسید و گریه كرد و عذرخواهی كرد و گفت ماجرا را. آقا هم سفارش كرده بود كه حالا اشتباهی هم كرده، شما هم در دادگاه ویژه كاری به او نداشته باشید.

قرار شد سعید حجاریان را دستگیر بكنند. اما متأسفانه تا به گوش آقای خاتمی رسید، واسطه‏هایی را فرستادند و حتی ظاهرا خدمت مقام معظم رهبری هم رسیده بود كه خلاصه این مشاور هست و بد می‏شود برای ریاست جمهوری، دستگیر نكنید. نكردند و اما امیدوار هستیم به هر حال یك روزی این پرونده رو بیاید و سعید حجاریان به میز محاكمه به خاطر این توطئه كشیده بشود. واقعا اگر هر كدام از ماها یك چنین برخوردی را كرده بودیم چه می‏كردند برای این آقای خاتمی. بنده حدود یك ماه پیش آمدم در مدرسه فیضیه صحبت كردم. بلافاصله رفتند خدمت آقا گله كردند كه فلانی رفته علیه رئیس جمهور در مدرسه فیضیه صحبت كرده، كه دفتر وقتی با من تماس گرفت كه چی گفته‏ای؟ گفتم من چیزی علیه ایشان حرف نزدم. خب بالاخره ما حرف داریم، ما نسبت به حرف‏ها و ادعاهای ایشان نقد داریم. خود ایشان هم مدعی آزادی هستند. اگر آزادی نیست كه بفرمایید آزادی نیست و ما خفه‏خون بگیریم. اگر هم هست، خب ما هم به اندازه سعید حجاریان و آقای كروبی بایستی آزاد باشیم و حرفمان را بزنیم. اگر هم خلاف می‏زنیم، برخورد قانونی بكنند. اگر تهمت می‏زنیم، یقه‏مان را بگیرند و بیندازند زندان. اگر حرف بی‏ربط می‏زنیم به قول خودشان بیایند جواب بدهند. آخر چه حرفی است كه من در تلویزیون حرف می‏زنم می‏گویند تلویزیون یك وسیله عمومی است. فیضیه خانه من است، من اگر در خانه خودم حرف نزنم، پس كجا باید بروم حرف بزنم. این آقایان مدعی آزادی این قدر بی تحمل و نابردبار هستند در مقابل مخالفین خودشان. به هر حال نگذاشتند سعید حجاریان دستگیر بشود. حالا عرض من این است كه در همین گیر و دار جریان توطئه سعید حجاریان، محسن آرمین و امین‏زاده، مشاورین و معاونین و مسؤولین علیه رهبری به وقوع پیوست و طرح شد. روزنامه‏ها هم شروع كردند اتهام این قتل‏ها را گردن رهبری انداختن. حالا من نمی‏خواهم شروع كنم از اول؛ هر كس اهل خواندن روزنامه‏های دو خردادی بود، كاملاً مشخص بود همه القایشان این هست كه می‏خواهند بگویند كه پشتوانه این قتل‏ها رهبری بوده است.

تا منجر به دستگیری سعید اسلامی شد. خب سعید اسلامی به قول خود این‏ها مخالف رئیس جمهور بود. چه‏طور تو یك ماجرایی كه آقای موسوی سردمدارش بوده و موافق رئیس جمهور، یكی از مخالفین رئیس جمهور آمدند چنین كار خلاف قانونی را مرتكب شدند؟ من نفی نمی‏كنم. به هر حال كسی بوده كه مسؤول امنیت كشور بوده مسؤول امنیت وزارت اطلاعات بوده، شاید صدها عملیات برون مرزی در رابطه با منافقین، من جمله بمباران پایگاه منافقین در بغداد سال 74، در حین سخنرانی كه شایعه شد مسعود رجوی هم كشته شده، فرمانده عملیات همین آقای سعید اسلامی بود. خیلی عملیات داشت و اعتقادش هم همین بود. ایشان كاره‏ای هم نبود در این اواخر و در زمان وقوع قتل‏ها، ایشان به عنوان مشاور بود، مشاوری هم كه دیگر منزوی شده بود و كسی هم استفاده‏ای از او نمی‏كرد. كسی كه مسؤول بود و پرونده حق داشت دستش باشد، خود آقای «موسوی» بود كه این پرونده‏ها را به‏دست می‏آورد به عنوان معاونِ معاون امنیت. به هر حال ایشان دستگیر شد و مدتی بعد هم آمدند و اعلام كردند كه آقا خودكشی كرده. بعد از این جریانات، جناب آقای «نیازی» یك روز تماس با من گرفتند و گفتند كه من می‏خواهم اطلاعاتی در رابطه با این پرونده در خدمت شما قرار بدهم كه شما، به قول خودشان چون من را فرد دلسوزی می‏دانستند كه در اشتباه هستم، می‏خواستند من را از اشتباه خارج كنند. قراری گذاشتیم در منزل یكی از دوستان. ایشان آمدند توضیح دادند. توضیحاتی كه تمام تحلیل بنده را ثابت می‏كرد. خوشبختانه جناب آقای بهرامی یكی از قضات سازمان قضایی آقای بهرامی، ایشان هم بودند. من بعدا كه همه صحبت‏هایش را آقای نیازی كرد، گفتم آقای بهرامی شما شاهد باشید، این حرف‏هایی كه آقای نیازی زد، فردا اگر من بروم مصاحبه كنم و بگویم و اگر ایشان انكار كرد، شاهد باشید. من شروع كردم به سؤال. گفتم آقای نیازی انگیزه این قتل‏ها چه بوده، واقعا اینها از این قتل‏ها چه انگیزه‏ای داشتند؟ فرمودند كه قصد براندازی داشتند. گفتم قصد براندازی كافی نیست. به عنوان انگیزه بنده نمی‏آیم یك حكومتی را همین‏جوری ساقط بكنم. بنده باید بالاخره یك منافعی داشته باشم، یا حكومت را من بعد به دست بگیرم، یا قوم من به دست بگیرد، یا پدر من شاه بشود، یا باند من بالاخره به حكومت برسند، یا جناح من یا حزب من. همین‏جوری كه آدم نمی‏آید یك حكومتی را قصد براندازی‏اش را داشته باشد. گفت قصد براندازی، درست همان حرفی كه عرض كردم. گفت آقای موسوی می‏گوید تحلیل ما این بود كه آقای خامنه‏ای غیر از امام است، آقای خاتمی هم بیست میلیون پشتیبان دارد و اگر بین این دو درگیری بشود، آقای خامنه‏ای شكست خواهد خورد و ما این قتل‏ها را مرتكب می‏شویم و گردن رهبری می‏اندازیم. گفتم، معذرت می‏خواهم، گفتم شیخ ساده این چه قصد براندازی است؟ براندازی می‏آید و می‏گوید نه آقای خامنه‏ای نه آقای خاتمی یك حكومت دیگری، یك ژریم دیگری و یا یك فرد دیگری. نمی‏آید بگوید كه رهبری باید از بین برود، ولی رئیس جمهور سرجایش باشد. این را چرا درست تحلیل نمی‏كنید؟ چرا درست سوال نمی‏كنید؟ ایشان جواب مرا دادند كه مصلحت نیست كه ما این قضیه را وارد بحث جریانی كنیم. گفتم آقا مصلحت نیست حرف درستی است. اما این وظیفه تو نیست، وظیفه تو تحقیق درست و ارائه مطالب صحیح به مسؤولین سیاسی است، آنها می‏دانند كه باید چه كار بكنند. شما قاضی هستید قاضی باید تحقیق بكند و كشف واقعیت بكند و این اصلاً چه معنایی می‏دهد؟ گفت بله معنایش براندزی است. وقتی نظام اسلامی عمود خیمه‏اش ولایت فقیه است، وقتی كه این شكسته بشود، یعنی نظام ساقط می‏شود. گفتم آخر این هیچ معنای براندازی ندارد.

این همان حرفی است كه بنده دارم گلوی خودم را پاره می‏كنم می‏گویم بابا بیایید این جریان را ریشه‏یابی بكنید و ببینید كه چه جناحی نفعش بوده است كه این قتل‏ها را مرتكب شود. ایشان این جوری جواب ما را دادند. واقعا نتوانستند جواب بدهند. هنوز هم آقای موسوی می‏گوید انگیزه ما این بود كه رهبری در مقابل رئیس جمهور شكست بخورد و آقای بهرامی هم شروع كردند حمایت كردن كه حرف فلانی درست است و این غیر از براندازی است.

در مورد جاسوسی، گفتم آقای نیازی چه دلیلی شما برای جاسوسی دارید؟ ایشان فرمودند كه آقای سعید اسلامی در سال 56 و 57 سال آخر دبیرستان و اول دانشگاه در آمریكا درس خواندند و در منزل دایی ایشان كه وابسته نظامی ایران در آمریكا بوده. سؤال كردم، غیر از این چه دلیل دیگری دارید؟ باز فرمودند كه تحلیل سیاسی قطعی ما این است كه جاسوس بوده است. گفتم شما قاضی هستید، حق ندارید تحلیل سیاسی بكنید. تحلیل سیاسی را باید به سیاسی‏ها واگذار بكنید. دلیل قضایی شما چیست؟ بعد شروع كردم به اشكال كردن، گفتم ببینید آقای نیازی، سال 56 و 57 آقای سعید اسلامی چند سالش بود؟ گفت 19 سال. گفتم سال 56 و 57 تا بهمن 57 آمریكا چهل هزار مستشار نظامی در ارتش و ساواك ما داشت و آیا عاقلانه است كه آمریكا با چهل هزار مستشار كه همه‏شان یك مملكت در دستشان بوده، بیاید یك جوان 19 ساله‏ای كه آن هم در آمریكا مشغول به تحصیل است، جاسوس بكند؟ گفت به هر حال این تحلیل ما است. گفتم این حرف‏ها را نزنید. آبروی كسی كه خدمت به جمهوری اسلامی را كرده می‏برید و بعدا می‏گویید تحلیل ما این است. بعدا جواب خدا را چه می‏دهید؟ گفتم دلیل دیگری دارید؟ گفت در این رابطه تحلیل ما این است. حتی من خیال كردم آقای نیازی همه ادلّه خودش را نگفته. سؤال كردم آقای نیازی به هر حال من هم قاضی بودم در این كشور 18 سال قضاوت كردم. سخت‏ترین جاها و امنیتی‏ترین پرونده‏ها هم بنده رسیدگی كردم. هیچ كس هم نمی‏تواند ادعا بكند به اندازه من امنیتی‏ترین پرونده‏ها را رسیدگی كرده. جاسوس دو تا دلیل دارد. یكی سر پل هست كه دارد و یكی هم ابزار جاسوسی. سر پل به این معنا كه بنده یا كسی كه جاسوس است باید اطلاعات را از اینجا بگیرد و به شخص ثالثی منتقل بكند كه او به مركز جاسوسی خودش مخابره كند. گفتم آیا سرپلی گرفتید؟ گفتند نه. گفتم آیا شناسایی كردید كه هنوز دستگیر نكردید؟ گفتند نه. گفتم آیا ابزار و ادواتی گرفتید؟ گفتند نه. گفتم آخر پس چه‏طوری می‏آیید چنین ادعایی می‏كنید؟ من خیال كردم كه آقای نیازی واقعا همه اطلاعات را نمی‏خواهد به من بگوید. خدمت آقای‌ها‌شمی رفسنجانی بعد از این ملاقات رسیدم و همین تحلیل خودم را ارائه دادم. آقای‌ها‌شمی فرمودند كه نه. همین جمله را هم گفتم، گفتم من خیال كردم كه شاید آقای نیازی نخواسته همه ادلّه جاسوسی را به من بگوید، گفتند نه اتفاقا خدمت مقام معظم رهبری هم كه بودیم، وقتی سران سه قوه تشكیل جلسه دادند آقای نیازی ادله جاسوسی‏اش را همین‏ها مطرح كردند و من ایراد گرفتم و گفتم آقای نیازی این‏ها دلیل بر جاسوسی نیست و آقای نیازی هم تا پایان نتوانستند پاسخ بدهند و آخر هم مقام معظم رهبری فرمودند كه آقای نیازی بالاخره شبهه‏ی آقای‌ها‌شمی جواب داده نشد. این عین عبارتی بود كه آقای‌ها‌شمی طرح كردند.

بعد مطلب بسیار ناراحت‏كننده اینجاست. پرونده در مسیر غیرطبیعی خودش متأسفانه قرار می‏گیرد. بازجوهای این‏ها چه كسانی هستند؟ دو نفر از بچه‏های چپ وزارت اطلاعات. من حالا كاری ندارم به سابقه این‏ها. من خوب می‏شناسم این دو نفر را. یك نفر به نام مجتبی و یك نفر به نام مهدی، این دو نفر بازجویی‏هایی هستند كه هر پرونده‏ای كه دستشان بود، زمانی كه من مسؤول رسیدگی به پرونده‏های وزارت اطلاعات بودم، وقتی كه پرونده‏هایی كه این‏ها بازبینی كرده بودند، می‏گفتم از اول بازجویی بكنید. این‏ها اول سوژه را پدر یارو را در می‏آوردند، آخر سر هم هیچ چیزی از آن در نمی‏آورند. گفتم من كار به این‏ها ندارم؛ ولی این دو نفر از بچه‏های چپ وزارت اطلاعات هستند. چه طور شما این پرونده‏ای را كه این قدر حساس هست داده‏اید دست بچه‏های چپ. ایشان فرمودند كه گفتند كه این‏ها را كه من تحقیق كردم و دیدم بله، متأسفانه باز پرونده دست همان جناحی افتاده است كه نمی‏خواهند كشف شود این مسأله و بعد از این حرف‏ها آمدند یك راستی را هم انتخاب كردند. كسی را انتخاب كردند، یك فردی را كه با این آقای سعید اسلامی دشمن خونی بود. به قول خود بچه‏های وزارت اطلاعات می‏گفتند بارها این سعید اسلامی از دست این گریه كرد. حالا همین آقا را این اواخر گذاشته بودند برای بازجویی او. همه كارها را آقای عباد آقای «علی ربیعی»، مشاور امنیتی رئیس جمهور انجام می‏دادند، حتی جناب آقای یونسی هم كه وزیر اطلاعات بودند، از این ماجرا خبر نداشتند كه این بازجوها را گذاشتند، بعدا كه رفتند و شروع به كار كردند، فهمیدند كه این بازجوها را از بالا گفتند كه بگذارید برای رسیدگی به این پرونده. این ضعف قوه قضایی ماست. اگر قوه قضایی ما یك قوه مقتدری بود، اجازه نمی‏داد پرونده در دست جناحی باشد كه خودشان متهم هستند به اصل این ماجرا. وقتی من اعتراض كردم به آقای نیازی كه چرا شما آمدید این بازجوها را گذاشتید؛ ایشان فرمودند كه درست است این‏ها چپ هستند اما چپ‏های متدین هستند. گفتم برادر، من نمی‏گویم بی‏دین هستند، وقتی كه من از یك جناحی باشم دلم نمی‏خواهد علیه جناح خودم در بیاید. هر چند هم متدین باشم، نمی‏روم دنبال آن برای كشف. بنده را بگذارید، بنده هم نمی‏روم دنبال متدینین و به قول خودم اصول‏گرایانی كه مثلاً تو این جریان هستند. می‏روم دنبال دیگری. كسی باید باشد كه بی‏طرف باشد. واقعا حق مطلب و واقع قضیه را بخواهد در بیاورند. این كه افرادی كه خودشان جناحی فكر می‏كنند و جناحی عمل می‏كنند، ایشان در جواب من می‏گویند كه مقام معظم رهبری فرمودند كه «آقای خاتمی مطمئن بشوند، اطمینان آقای خاتمی جلب بشود.» این امر هست كه باعث شد كه ما اینها را بگذاریم. یعنی ما قبول كنیم. خودشان كه نخواستند، گذاشتند برایشان و یكی هم این كه مقام معظم رهبری فرمودند كه این سرنخ خارجی دارد، بالاخره ما باید این را كشف كنیم. گفتم برادر عزیز، مقام معظم رهبری فرمودند كه دارد، نگفتند كه این بنده خدا سعید اسلامی است، نگفتند توی وزارت اطلاعات است. آنها می‏خواهند سر تو را شیره بمالند كه بله ما مثلاً پیرو دستور مقام معظم رهبری یا منویات مقام معظم رهبری دنبال كشف جاسوس هستیم. نه آقا جاسوس هم هست، قطعا جاسوس هم نمی‏آید داخل وزارت، خارج از این هست. ممكن از طریق غیرمستقیم نفوذ كردند و این كار را انجام دادند.

راجع به خودكشی‏اش سؤال كردم كه سعید اسلامی توسط چه چیزی خودكشی كرد؟ ایشان فرمودند «دارو». گفتم ببینید، 70 نفر از بچه‏های اطلاعات رفتند داخل غسال‏خانه و جنازه ایشان را دیدند. معذرت می‏خواهم، می‏گویند دارو هم استفاده كرده و خودش را هم تمیز كرده بود. چند بسته شما به ایشان دادید؟ می‏گویند «یك بسته». می‏گویم خب یك بسته چقدر باقی می‏ماند كه خورده باشد و مرده باشد؟ می‏گویند، دكترها گفته‏اند كه محلول یك استكان. گفتم آخه باباجون، آخه ما خودمان یك زمان قاضی بودیم، یك زمانی زندان‏بان بودیم. تاكنون صدها نفر واجبی خوردند و نمردند. آخه چه طور با یك استكان آن هم كه شما می‏گویید كه بلافاصله بردید به بیمارستان و شستشو دادید، این خورد و مرد؟ می‏گوید نه نمرد، 4 روز زنده ماند و خوب شده بود. حتی تماس هم گرفتند با ما كه بیایید و ببریدش كه یك مرتبه اعلام كردند كه ایست قلبی پیدا كرده و بیایید و ببرید كه تمام كرد. گفتم آخه جای تحقیق دارد. اولاً من نمی‏گویم نخورده، شاید، شاید خط بهش دادند همان بازجوهایی كه چپ بودند و كسانی كه پرونده دستشان است، این كار را بكن، بیا بیرون نجاتت می‏دیم، چون خودش هم گفت، گفت آنجا داد و بیداد می‏كرد و می‏گفت آقا به داد من برسید، پدرم را درآوردند، كشتنم، شكنجه‏ام می‏كنند. توی بیمارستان داد و فریاد می‏كرد. شاید واقعا همین خطی به او داده‏اند و بعد آورده‏اند بیمارستان، آمپول هوا بهش زدند، سكته كرده. تحقیق كنید، بررسی كنید. آخه سعید اسلامی آدمی نبود كه خودكشی كند. ما می‏شناختیم سعید اسلامی را. به هر حال جواب قانع‏كننده‏ای آقای نیازی واقعا برای این مسأله نداشتند و ندارند. همین هم پیش‏بینی شده. یكی از عواملی هم كه باعث شد بنده به ختم سعید اسلامی بروم همین هست كه همان وقتی كه این جریان اتفاق افتاد به دوستان گفتم كه اینها می‏گویند سعید اسلامی از جناح راست بود، متهم شماره یك هم بود و همه قتل‏ها هم زیر سر ایشان بود و خودشان كشتنش كه قضیه را تمام كنند و سرنخ را قطع بكنند. همین جور هم شد. شما نمی‏دانم اهل روزنامه‏های دویِ خردادی هستید، می‏خوانید یا نه، از روز خودكشی تا آخر شروع كردند این را القاء كردن كه سعید اسلامی را كشتند! بر عكس ما باید مدعی باشیم، بگوییم آقا پرونده در دست دویِ خرداد بوده، اگر كشتند، همان دو خردادی‏ها كشتند، چرا كشتند؟ اما آنها واقعا عین این جریان دانشگاه خودشان به وجود آوردند حالا می‏گویند و مدعی شدند. نمی‏دانم پریروز خواندید یا نه در روزنامه «صبح امروز». می‏گوید این جریان دانشگاه به وجود آمد كه جناح راست، جناح محافظه‏كار، دست به یك كودتا بزند. واقعا پررویی، بی‏شرافتی، هر چیزی از این قبیل آخر تا چه حدی، كه خودشان یك ماجرایی را به وجود بیاورند و خودشان هم مدعی می‏شوند و همه اینها واقعا پیرو و دنبال همان قضایا هست. برادران آدم نمی‏داند به كی درد دل بكند. آقای سعید حجاریان، من واقعا در جریان نبودم. چند وقت پیش شك كردم و گفتم این سعید حجاریان كه خط و خطوط اصلی را داده ببینیم كی هست، به بعضی از دوستان گفتم و به پرونده‏اش نگاه كردیم، سعید حجاریان خانمش هشت سال به خاطر عضویت در سازمان مجاهدین خلق قبل از انقلاب محكومیت زندان دارد. برادر خانمش ده سال محكومیت دارد. حالا یك كسی این‏جوری می‏آید مشاور رئیس جمهوری می‏شود، همه خط و خطوط را آن می‏دهد، كمیته شایعه و كمیته اجرایی را او هدایت می‏كند و درست می‏كند و آن ماجراها و این اتفاقات را دارد برای كشور هر روز بحران به وجود می‏آورد. هیچ‏كس هم نیست كه به داد این ملت برسد، به داد این حكومت برسد، به داد این انقلاب برسد كه بابا بیایید اقلاً سابقه این سعید حجاریان را به مردم بگویند. واقعا بنده آن تحلیلی را كه از اول داشتم با آخرین اطلاعاتی كه آقای نیازی به بنده دادند، همان تحلیل است و این قتل‏ها و ماجراها، معذرت می‏خواهم حتی نام یكی از روحانیون مجمع را برده آقای موسوی و گفته ما بعضی از كارهایمان را در این قتل‏ها با این‏ها مشورت كردیم. خب چرا نمی‏آیند این آقا را احضارش بكنند و با او برخورد بكنند و در بیاورند این مطلب را؟ اگر از جناح راست كسی این حرف را می‏زد، پدرش را در می‏آوردند. واقعا آدم نمی‏داند كه چرا در حكومت اسلامی رهبری این قدر مظلوم باشد. البته عزت و ذلت دست خداست. این همه علیه رهبری اینها فعالیت كردند، تبلیغ كردند، دیدید كه تا مردم احساس نگرانی كردند، چگونه از رهبری حمایت كردند و چه جمعیتی در تهران آمده بود كه بی‏شك بنده می‏توانم ادعا بكنم كه بعد از بیست و دوی بهمن كه هر سال جمعیت فراوانی می‏آید، بعد از فوت حضرت امام و تشییع جنازه امام(ره) تاكنون چنین جمعیتی به حمایت رهبری و نظام و انقلاب جمع نشده بودند. عزت و ذلت دست خداست. اما ما هم یك وظیفه‏ای داریم. به هر حال آن چیزی كه بنده به نظرم رسید و به نظر می‏رسد گفته‏ام، خواهم گفت و می‏دانید كه اینها خرج هم دارد چاره‏ای هم نیست. به هر حال یك كسی دست داده، یكی پا داده، یكی جان داده، یك كس هم باید آبرو و شخصیت خودش را بگذارد و بیاید و از رهبری دفاع بكند. واقعا آدم غمگین می‏شود كه در زمانی كه حكومت مال اسلام است، باز اسلام اینقدر مظلوم است. من یك نكته دیگری هم... (یكی از حضار سوال می‏كند. مفهوم نیست، ظاهرا سوال این است كه در چنین شرایطی چرا مقام معظم رهبری با این جریان برخورد نمی‏كند؟) مقام معظم رهبری به نظر می‏آید كه واقعا بهترین داریت را نشان دادند. فرض كنید یك سال قبل همین موقع مقام معظم رهبری می‏خواست خودش را وارد صحنه بكند و درگیر بشود، چه اتفاقی می‏افتاد؟ آیا ذهن‏های حتی شماها هم آمادگی داشت تا مثلاً الان؟ قطعا این‏جور نبود. مقام معظم رهبری با درایت كامل این پرونده را، بالاخره این پرونده هم جوری نیست كه همیشه مخفی بماند. یك روزی این جریانات كشف خواهد شد و رسوائیان رسوا خواهند شد و خدا هم همیشه «من غیر لا یحتسب» حامی و پشتیبان است. خود بنده واقعا عرض می‏كنم هیچ حدس نمی‏زدم یك چنین جمعی، می‏دانستم جمعیتی می‏آیند و خود من اگر دویست هزار جمعیت، به هر حال رهبری است، ولی خیلی بیش از این حرف‏ها بود. واقعا یك دستی غیبی پشت این انقلاب است. رهبری هم صحیح دارند عمل می‏كنند. زمان حضرت امام هم همین طور بود. حضرت امام تا نهایت آن جایی كه امكان داشت، از بنی‏صدر حتی حمایت می‏كردند و تا آن روزهای آخر هم امام می‏فرمودند: «بنی‏صدر، رئیس جمهور ما، پسر ملای بنی‏صدر همدانی است.» مصلحت هم نیست كه حالا نظام با، جمله‏ای كه خود مقام معظم رهبری به من فرمودند این كه رهبری یك وظیفه‏ای دارد كه دولت و رئیس جمهور خودش رو كه نمی‏تواند بیاید درگیر شود، و به من هم این اخطار را كردند و گفتند كه شما خودتان می‏دانید، ولی بنده به هر حال باید از كیان دولت حمایت بكنم و اگر بخواهم چیزی بگویم، البته ایشان تأكید كردند و فرمودند تا زمانی كه دولت رویاروی انقلاب و اسلام قرار نگرفته من وظیفه خودم می‏دانم كه مثل حضرت امام از دولت حمایت بكنم و شما یك وقتی خلاصه مواظب خودتان باشید، اگر علیه دولت و رئیس جمهور چیزی گفتید، به خودتان مربوط می‏شود. خب من پای همه چیزها ایستادم و روزی كه 15 اسفند بود، این خاطره فراموش‏نشدنی، همین اعتراض شما را من به مرحوم بهشتی كردم و آمده بودند و شعار می‏دادند مرگ بر... كفایت سیاسی را طرح كرد، تصویب كرد و حتی موافقین بنی‏صدر هم جرأت نكردند مخالفت بكنند و رأی ممتنع دادند و به راحتی و خیر و خوشی قضیه حل شد و تمام شد.

حالا من از ماجرای روز یكشنبه(۲۰/۴/۷۸) دفتر آقا مطلبی را خدمت شما عرض بكنم، كه شما مطمئن باشید كه مقام معظم رهبری حساس هست و خودش دارد به خوبی هدایت و رهبری می‏كند. ببینید توی جریان چهارشنبه [23 تیر] واقعا جمعیت بی‏انتهایی كه شركت كرده بود، من یك ساعت تمام در یك خیابان جمعیت با سختی عبور كردم، یك عكس آقای خاتمی بود؟! این خیلی پیام داشت. این جمعیت، همه عكس‏های مقام معظم رهبری بود. عصر روز یكشنبه در هیأت دولت بحث می‏شود و سه تا تصمیم می‏گیرد. یك: روزنامه سلام باز شود. دو: آقای لطفیان بر كنار شود. سه: فرماندهی تام‏الاختیار نیروهای انتظامی به دست وزیر كشور سپرده شود.

این ماجراها توطئه‏ای بود همش برای همین و وزارت اطلاعات را كه اینها داغون كردند، وقتی سعید حجاریان سخنرانی كرد و گفت كه ما سنگرهای نظام را یكی بعد از دیگری در حال فتح كردن هستیم. من آن زمان هشدار دادم، مصاحبه كردم گفتم مواظب باشید این حرف آقای سعید حجاریان معنادار است. وزارت اطلاعات را داغون كردند و گرفتند. سپاه را كه از همان اول این‏قدر با آن برخورد كردند كه به اصطلاح خودشان، نظرشان این است كه فرماندهان را وادار به سكوت كردند. این نیروی انتظامی مانده بود. همه این نقشه‏ها هم برای این بود كه نیروی انتظامی را زیر سلطه خودشان قرار بدهند. نمی‏دانیم واقعیت دارد یا ندارد. حتی آقای تاج‏زاده را در نظر گرفتند به عنوان فرمانده نیروی انتظامی منصوب بكنند(خنده حضار). این سه تا اصل را هیأت دولت تصویب می‏كند و با دفتر آقا تماس می‏گیرند كه سه نفر از وزراء با آقا كار دارند. آقای یونسی، آقای شمخانی و آقای مظفر. سه نفر را می‏فرستند خدمت آقا. مطالب را خدمت آقا مطرح می‏كنند. آقا می‏فرمایند كه آقای یونسی تو چرا آمدی شكایتت را پس گرفتی؟ یعنی چه روزنامه سلام باز بشود؟ آخه چه كشوری است شما درست كردید، كه نامه «محرمانه» او باید سر از روزنامه سلام در بیاورد، روزنامه‏ها بزنند، این چه مدیریتی است؟ شما اصلاً مدیریت ندارید. تا یك خطری احساس كردید آمدید و عقب‏نشینی كردید و شكایت خودتان را پس گرفتید. این آقای یونسی. اما یكی دیگر این كه آقای لطفیان را بردارید. آقای لطفیان چه گناهی مرتكب شده؟ اگر دلیل دارید، دلیلی ثابت می‏كند كه آقای لطفیان باید برداشته شود، خب بگویید. من بر مبنای شرع عمل می‏كنم و اگر بی‏گناهی هم دلیل است، خب بگویید، پس باید وزیر كشور هم برداشته شود. همان اندازه آقای لطفیان در این قضیه نقش داشته كه به قول شما وزیر كشور داشته، خب آن هم باید برداشته شود و ثالثاً، من فرماندهی را سپرده‏ام به دست وزارت كشور، كجا وزارت كشور دستور داده، تمرّد كرده نیروی انتظامی كه من برخورد كنم. یك مورد شما بیاورید. خلاصه مقام معظم رهبری آن‏چنان با قدرت با این سه نفر نمایندگان هیأت دولت برخورد می‏كنند كه اینها می‏روند و گزارش را به آقای خاتمی می‏دهند و آقای خاتمی وحشت می‏كند. خب فردا هم كه قرار است آقا صحبت بكنند. اگر همین برخوردی را كه در جلسه خصوصی كردند، فردا هم در جلسه سخنرانی عمومی بكنند، دیگر هیچ چیزی از دولت باقی نمی‏ماند. شبانه دست به دامن آقای‌ها‌شمی شدند و آقای‌ها‌شمی را فرستادند خدمت آقا كه آقا بالاخره فردا كوتاه بیا و آبرویمان را نبر كه آقا فرمودند: «نه من كه نمی‏خواهم با دولت خودم در بیفتم. منتها آقایان چرا این طوری برخورد می‏كنند؟ من بالاخره تمام تلاشم بر این است كه كشور آرامش داشته باشد. دولت كار خودش را بكند. مشكلات دولت را من دارم كمك می‏كنم كه حل بشود. اما آقایان به جای این كه مشكلاتشان را حل كنند، خودشان می‏آیند برای خودشان مشكل درست می‏كنند.»

به هر حال مقام معظم رهبری، شما مطمئن باشید كه در جریان امور هست و راه صحیح و با درایتی انتخاب كرده‏اند. ان شاء الله حقایق برای مردم، مؤمنان روشن بشود. شما مطمئن باشید.

 

آقای حسنیان هر چی دلت میخواست گفتی ولی این مطالب باعث نمیشه افکار عمومی رو منحرف کنی

ملت شریف ایران بخوبی میدونند کی و چه کسانی به دستور چه شخصی مسئول اجرای این پروزها بودند.

آینده همه چیز را معلوم خواهد کرد.

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 14:25  توسط seysan  | 




 

از روز سه شنبه با خبري كه در يكي از سايتها منتشر شد، اين شايعه به صورت گسترده در رسانه ها خصوصا در فضاي مجازي انتشار يافت كه احمدي نژاد مخالفان خود را بزغاله ناميده است ...

از آنجايي كه به عنوان خبرنگار در سفر اخير رئيس جمهور به استان خراسان جنوبي و به طور خاص در سخنراني ايشان در جمع ايثارگران و خانواده هاي شهداي اين استان در بيرجند كه ظاهرا برخي ها آن جمله را از اين سخنراني استخراج كرده اند حضور داشتم، بهتر است واقعيت را تشريح كنم.

لحظه اي از ابراز احساسات ايثارگران و خانواده هاي شهداي خراسان جنوبي در ديدار با رئيس جمهور

رئيس جمهور عصر روز چهارشنبه (۱۶آبان) در سالن ورزشي بيرجند در جمع ايثارگران و خانواده شهداي استان خراسان جنوبي حاضر شد.

در سالن فضايي كاملا عاطفي حاكم بود و جانبازان، آزادگان و خانواده هاي شهداي اين استان با چشمهاي باراني به ديدار رئيس جمهور آمده بودند و طبق روال هميشه، احمدي نژاد را محرم رازهاي خود يافته و از راههاي گوناگون، چه از طريق شعار، از طريق پلاكارد و چه گفتگوي حضوري با او دردل مي كردند و در اثر همين فضا بود كه چشمان احمدي نژاد نيز براي دقايقي با قطرات اشك آغشته شد.

وي كه بارها نشان داده به شدت شيفته شهدا و ايثارگران و خانواده هاي آنهاست، در بخشي از سخنانش به اهميت فرهنگ شهادت و فرهنگ انتظار اشاره كرد و گفت: "كساني كه با ژست روشنفكري، فرهنگ شهادت و انتظار را تمسخر مي كنند، به اندازه بزغاله هم فهم و شعور ندارند".

عين متن سخنان رئيس جمهور هم اين بود :"آرزوي شهيدان شما به سرعت در حال تحقق است و جهان و بشريت راهي جز اين ندارد. اصلا خلقت بدون اين، بي‌هدف و باطل است. همه بساط عالم بر پا شده تا آن روز نوراني اتفاق بيافتد؛ روزي كه همه پيامبران، شهدا و صلحا خواهند آمد و ياري خواهند كرد. بعضي‌ها اين حرفها را تمسخر مي‌كنند؛ براي اينكه اينها دلشان از ايمان خالي است. اينها بت پرستها و شيطان پرستهاي مدرن هستند. قيافه روشنفكري مي‌گيرند اما به اندازه بزغاله هم از دنيا فهم و شعور ندارند."

اين جملات روز گذشته (شنبه) پس از پايان يافتن سفر رئيس جمهور به خراسان جنوبي، براي اولين بار در يك سايت اينترنتي مورد تحريف قرار گرفت و اين سايت به دروغ مدعي شد كه رئيس جمهور مخالفان خود را بزغاله خطاب كرده است! و به فاصله چند ساعت، دهها سايت، روزنامه، وبلاگ و كاريكاتوريست در اين رابطه دست به قلم شده و با اين بهانه جديد به رئيس جمهور، نظام و انقلاب تاختند در حالي كه احمدي نژاد بارها نشان داده كه با سرسخت ترين منتقدان و مخالفانش نيز حاضر به تبادل نظر است و بارها نيز آنان را به گفتگو فراخوانده است.

حضور رئيس جمهور در جمع خانواده هاي ايثارگران و شهداي استان خراسان جنوبي

در حالي كه نه تنها مخاطب رئيس جمهور براي به كار بردن كلمه "بزغاله" مخالفانش نبود بلكه تمسخر كنندگان فرهنگ شهادت و فرهنگ انتظار را با اين صفت مورد عتاب قرار داده كه واقعا هم چنين است. همانگونه كه خداوند متعال در آيه ۱۷۵ تا ۱۷۹ سوره اعراف، چنين افرادي را به سگ و حيوانات تشبيه كرده.  در اين آيات از سوي اعراف آمده است:

" و بر آنها بخوان سرگذشت آن كس را كه آيات خود را به او داديم ولى خود را از آن تهى ساخت و شيطان در پى او افتاد، و از گمراهان شد و اگر مى‏خواستيم، او را با اين آيات بالا مى‏برديم اما او به پستى گراييد، و از هواى نفس پيروى كرد.

مَثَل او همچون سگ است كه اگر به او حمله كنى، دهانش را باز و زبانش را بيرون مى‏آورد، و اگر او را به حال خود واگذارى، باز همين كار را مى‏كند؛ اين مَثَل گروهى است كه آيات ما را تكذيب كردند؛ اين داستانها را بازگو كن، شايد بينديشند.

چه بد مَثَلى دارند گروهى كه آيات ما را تكذيب كردند؛ و آنها تنها به خودشان ستم مى‏نمودند؛ آن كس را كه خدا هدايت كند، هدايت يافته اوست؛ و كسانى را كه گمراه سازد، زيانكاران آنها هستند. به يقين، گروه بسيارى از جن و انس را براى دوزخ آفريديم. آنها دلهايى دارند كه با آن نمى‏فهمند و چشمانى كه با آن نمى‏بينند و گوشهايى كه با آن نمى‏شنوند. آنها همچون چهارپايانند؛ بلكه گمراهتر. اينان همان غافلانند "

به هر صورت در حالي كه سازندگان و توزيع كنندگان اين شايعه در پي آن بوده اند كه رئيس جمهور را فردي بي منطق جلوه دهند كه بواقع اينگونه نيست اما به كار گرفتن چنين ادبياتي از سوي رئيس جمهور در يك جمع عمومي حتي عليه افراد بسيار حقير هم كار درستي نبوده و نيست و ايشان بايد بدانند كه نيروهاي انقلابي و دلسوزان نظام اسلامي به كار بردن چنين كلماتي از سوي ايشان را هرگز انتظار نداشته و ندارند.

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 14:20  توسط seysan  | 

 

نقل است که روزی ملّا نصرالدّین به نانوایی رفت. دید صفی طولانی از مردم، منتظر گرفتن نان هستند. ناگهان فکری به ذهن ملّا خطور کرد. به تعدادی از افراد داخل صف گفت: دو کوچه بالاتر دارند آش نذری می دهند، اگر زودتر نروید آش ها تمام می شود. در صف ولوله ای افتاد و تعداد زیادی از آنها به طمع آش، صف نان را رها کردندو رفتند. پس از مدتی که نوبت ِ ملّا رسید، او با خود گفت: نکند واقعاً آش بدهند و دیر برسم وبه من  چیزی نرسد. به این خیال او نیز صف نان را ترک کرد و به دنبال آشِ خود ساخته؟!! رفت.

حدود دو سال پیش ،هنگامی که پروندۀ حسّاس و مهم اقتصادی مشتمل بر  جرایمی مانند تشکیل شبکه گسترده کلاهبرداری، جعل اسناد، فروش مال غیر و... در دستگاه قضایی مفتوح شد، ارباب رسانه، خصوصاً روزنامه ها در سطح وسیعی اقدام به اطلاع رسانی در مورد این پرونده نمودند. از آنجا که متهم ردیف اول این پرونده از رؤسای هیأت مدیره و عمده مالکِ چهار کارخانۀ مهم قند و شکر کشور بود، رسانه ها عنوان«سلطان شکر» را به وی داده و پرونده، معروف به «پروندۀ سلطان شکر» شد. این مسأله بارها توسّط این متهم و وکلایش  مورد اعتراض واقع شد. قاضی محترم پرونده هم، که با نظر رییس محترم قوه قضاییه به صورت ویژه به این پرونده رسیدگی می نمود، این مسأله را تکذیب نمود و حتی یکبار در طول دورۀ دادرسی از این عنوان استفاده ننمود. اما برخی رسانه ها به جهت همان خصلت همیشگی شان یعنی غوغا سالاری، اصرار  بر استفاده از  این واژه داشتند و دارند.

بخشهایی از این پرونده پس از حدود دو سال کار طاقت فرسای قضایی و کارشناسی قبل از ماه مبارک رمضان امسال، مُعّد صدور رأی شد و دادرس محترم پس از  یکماه کار شبانه روزی در ماه مبارک، با مداقّه در هزاران صفحۀ این پرونده، رأیی صادر نمود که مستند ومستدل بودن آن وقاطعیتِ مجازاتهای صادره، تحسین مسئولین قضایی و صاحبنظران را در پی داشت. برای مثال همین متهم ردیف اول آقای م.ی بواسطۀ جرایم ارتکابی به تحمل 27 سال حبس و بالغ بر 73 میلیارد تومان رد مال و جزای نقدی محکوم شد.

اما متأسفانه يكي از هفته نامه ها، در اقدامی که مشخص است ناشی از بی اطلاعی وناآگاهی بوده، کاریکاتوری منتشر نموده و در آن نه تنها نسبت به قاضی پرونده که به دستگاه قضایی توهین نموده است. حسرت و اندوه آن زمان صد  چندان می شود که می بینیم این هفته نامه ها و روزنامه ها خود را در زمرۀ متعهّدین و متدیّنین به اهداف اسلام و انقلاب و نظام می دانند ولی در عمل حتّی از رعایت ابتدائی ترین احکام وآموزه های شرع مقدس عاجزند و این همان فرمایش مولای متّقیان علی (ع) و همچنین امام صادق (ع) است که می فرمودند: قَصَم ظَهری اثنان، عالمٌ مُتِهَتِکٌ و جاهلٌ مُتِنَسِّکٌ هذا یَصُدُّ الناسَ عَن عِلمِه بتَهَتُّکِه و هذا یَصُدُّ الناسَ عَن نُسُکِه بِجَهلِه.

اما سخنی هم با مسئولین قوه قضاییه می ماند؛ سخن این است که اگر مسئولین امر با پرهیز از سیاسی کردن پرونده ها و بهره برداری صرفاً تبلیغاتی از آنها، قدری با حلم وتدبیر بیشتر انجام وظیفه نمایند و با انگیزۀ خدمت صادقانه به اطلاع رسانی شفاف همّت گمارند، قطعاً نتیجۀ امر به ثواب و صلاح نزدیک تر خواهد بود.

به طور مثال، می شد در پروندۀ مذکور برای اعلام خبر صدور رأی ومحتویات آن، از نظرات قاضی پرونده مستقیماً استفاده شود زیرا تخلّفاتی در رابطه با ورود شکر نیز مطرح می باشد؛ اما به دلایل قانونی، وارد کردن موقت شکر از موارد قاچاق کالا منتفی اعلام شده و صرفاً به تخلفات گمرکی و عدم پرداخت حقوق دولتی و کسب مال از طریق نامشروع و تخلفات مربوط به گشایش اعتبارات بانکی در ورود موقّت شکر پرداخته شده و هنوز پرونده مفتوح به رسیدگی و در حال تکمیل تحقیقات است.

اطلاع رسانی از منبع آگاه باعث می شود تا این سوء برداشت ها پیش نیاید و دستاویزی به وجود نیاید برای کسانی که، از ابهامات ایجاد شده و غوغاهای خود ساخته؟!! ارتزاق می نمایند.

منبع:

نوسازی

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 14:19  توسط seysan  | 

هاله افشار استاد علوم سياسي و مطالعات قومي– مذهبي در دانشگاه يورك انگلستان و استاد قوانين اسلامي در دانشكده بين المللي حقوق تطبيقي در استراسبورگ فرانسه است. او نخستين زن ايراني است كه به عضويت مجلس اعيان بريتانيا در مي آيد.

بيشتر پژوهشها و نوشته هاي پروفسور افشار در زمينه نقش اجتماعي – سياسي زنان در جوامع اسلامي و امكانات پيشرفت آنها است.

هاله افشار سالها عضو فعال و مشاور نهادهاي بين المللي متعددي بوده است؛ مدتي رئيس انجمن بريتانيايي مطالعات خاورميانه، و دوره اي مسئول انجمن خدمات بين المللي سازمان ملل بود.

تحقيقات و فعاليت هاي دانشگاهي هاله افشار در مورد آزادي اجتماعي و توسعه حقوق مدني زن شامل آثاري است درباره اثرات چندين دهه جنگ و خونريزي بر زندگي زنان در كشورهاي لبنان، ويتنام و سريلانكا و زنان فلسطيني و همچنين ثاثير اسلام سياسي بر زندگي زنان در تركيه و ايران.

 

هاله افشار كه اكنون با لقب بارونس افشار عضو مجلس اعيان بريتانيا شده، در سال ۱۹۹۴، با نام مستعار هما اميد كتاب "اسلام و فمينيسم" را منتشر كرد.

هاله افشار متولد ايران است، پس از خاتمه تحصيلات روزنامه نگاري پيشه كرد و مدتي هم در ايران كارمند دولت بود.

بارونس افشار عضو حزب سياسي اي نيست و به همين دليل در مجلس اعيان در لژ اعضاي مستقل خواهد نشست.

گفتني است از نظر خانم افشار حقوق زنان در اسلام رعايت گرديده و حكومت ايران هم اين حقوق را به زنان داده است.

 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 14:17  توسط seysan  | 

 

چه كساني نبايد به مجلس خبرگان راه يابند. به عبارت ديگر چه كساني شايستگي راه‌يابي به مجلس خبرگان رهبري را ندارند؟ يقيناً ملت بزرگوار ايران در ارادت خالصانه و معتقدانه به ساحت مقدس ولايت‌فقيه، مرجعيت عظيم‌الشان و روحانيت عظيم‌ اصيل و وارسته كمترين ترديدي ندارد. عملكرد نامطلوب، سياسي‌كاري‌هاي آلوده، دريوزگي به درگاه بيگانگان، فساد خانوادگي، ثروت‌اندوزي و قدر‌ت‌طلبي و حزب‌سازي و باندبازي توسط تعدادي از دارندگان لباس روحانيت در سه دهه گذشته در اعتقاد و پيوند تنگاتنگ ملت با روحانيت و مرجعيت ذره‌اي ترديد ايجاد نكرده است. ملّت ايران از فهم و درك بالايي بهره‌مند است و تيزهوشي او باورهاي ايماني‌اش را از خدشه‌ها مصون مي‌دارد.

اگر چنين نبود هشت سال ويران‌گر دوران سازندگي و هشت‌سال براندازي اصلاح‌طلبي بايد، «جدايي» و «تقابل» ملت را با آئين روحانيت ثمر مي‌داد. چرا كه سركردگان اين دو دورة ناميمون، دارنده لباس روحانيت بودند، كه خود رأسا در واژگوني اصول و ارزش‌هاي ديني و احكام شريعت، ضربات مهلكي را وارد نمودند. آيا ذهن پوياي ملت فراموش مي‌كند كه رئيس دوره سازندگي در خطبه‌هاي جمعه، «تعديل حجاب» را تفسير كرد، و دخترش مجري پيش‌گام آن شد؟ آيا سينه‌هاي دردمند مؤمنان از خاطر خواهد برد كه رئيس دولت اصلاحات «شكست دين در برابر آزادي» را فرياد كرد، و در اين فريادگري به «مشروطه انگليسي» و «شريعت‌كشي» آن استناد جست؟ و مدح «مشروطه دين‌سوز» يكي از اصول خدشه‌ناپذير فكري هر دو دارنده لباس روحانيت است.

واقعيت آن است كه فهم و ايمان بالاي ملت ايران، هيچ‌يك از اين مصائب هولناك را به پاي روحانيت ننگاشت، و حساب اين افراد را در پرونده سياسي‌كاران حرفه‌اي نوشت، و به آنان هرگز با نگاه روحاني ننگريست.

تشييع پيكر مقدس حضرت آيت‌الله العظمي تبريزي از سوي ملت بزرگ ايران، «نماد برجسته‌اي» بود تا چند سياسي‌كار دارنده لباس روحانيت را هشدار دهد. هشدار به اين كه مردم متشرع و فهيم ايران مرجعيت و روحانيت را با اصالت و وارستگي و زهد و سلامت نفس و خدمت خاضعانه به فقه جعفري مي‌شناسند. ملت قدردان همه تلاش‌هاي مرجعيت و روحانيتي است كه همّ و غم خود را صرف پاسداري از «مباني فكري تشيع» مي‌كند، و «شريعت‌مداري» را در برابر «غرب‌مداري» ماموران بيگانه در لباس‌هاي مختلف، ترويج مي‌نمايد.

ملت به درستي دريافته كه زعيمي چون حضرت آيت‌الله العظمي تبريزي، مروج فرهنگ «فاطمي سلام الله عليها» بود و بدون هراس از نگاه ناسالم غرب‌زدگان، اين عَلَم متعالي را برافراشت.

با همين باور، ملت در انتخابات خبرگان رهبري، در پي نوشتن نام‌هايي است كه «ولايت‌مداري» را در عمل نشان داده‌اند. از ويژگي‌هاي بارز مجتهدان شايسته براي ورود به مجلس خبرگان، نه سه دهه رياست سياسي‌كارانه است، نه داشتن دكتراي مكاتبه‌اي يا افتخاري از دانشگاه‌هاي آمريكا و انگليس و فرانسه است و نه مورد ستايش واقع شدن افكار و اعمالشان از سويي شرك و كفر غرب و غرب‌زدگان؟! بلكه زهد و تقوي، دنيا‌گريزي و مردم‌گرايي، شيفتگي براي خدمت به خالق و مخلوق و فداكردن زندگي خود و خانواده براي اعتلاي دين، بارزه‌هاي مشروع و مقبول مجتهداني است كه منتخب مردم خواهند بود. به همين جهت «نام‌هايي كه داراي عملكرد نامطلوب و نگاه انحرافي به ولايت فقيه، و مورد حمايت بديهي و مسلم بيگانگان از آنان در انتخابات گذشته» بوده‌اند، در آراي ملت جايي ندارند.

اين «اصل» در واقعيت خود، يعني دوستي و اعتقاد، پيوند و اعتصام به «حبل‌الله مرجعيت و روحانيت» در «استحكام ساختار ركن ركين ولايت فقيه» است.

جاي شگفتي است كه رئيس مجمع تشخيص در نطق انتخاباتي خود در شهر ري، از سر دلسوزي!! هشدار مي‌دهد «آن‌هايي كه تصور مي‌كنند مي‌توانند ريشه روحانيت را بزنند سخت در اشتباهند، چون در واقع ريشه خود را مي‌زنند.» اگر دوري از مردم، و قرار داشتن هميشه در اتاق شيشه‌اي دليل عدم شناخت ملت از سوي گوينده شده است بايد در پرسش شفاف پرسيد چه كساني مي‌خواهند ريشه روحانيت را بزنند؟ آيا به استثناي وابستگان و مامورين بيگانه، در ميان قشرهاي گوناگون عاشورايي اين ملت از اين افراد يافت مي‌شود؟

احزاب كارگزاران «ليبرال»، و اعتماد ملي «دموكرات»، مشاركت «بيگانه‌پرست»، كه در يك «تغيير ايدئولوژيك» انحراف مبنايي خويش را اعلان داشتند، بزرگ‌ترين دشمنان روحانيت اصيل مي‌باشند. حال چرا بنيان‌گذاران اين حزب‌ها، دارنده لباس روحاني هستند؟ و چرا هزينه‌هاي كلان با منبع نامعلوم مالي اين حزب‌ها براي راي‌آوري چند دارنده لباس روحاني، خرج مي‌شود؟

رئيس مجمع تشخيص افزوده است: «با كودتاي خزنده مي‌خواهند جوامع اسلامي به خصوص جوامع شيعي را كه از ساختار ولايت‌فقيه بهره‌مند است، محروم كنند.» آري اين حركت در 16 سال حاكميت سازندگي و اصلاحات در كشور دنبال شده است. اينك در آستانه انتخابات، بحث شورايي كردن رهبري نيز يكي از راه‌كارهاي «ضدشيعي» و «برانداز» از نوع «اصلاح‌طلبانه» و «خردگرايانه» است.

گوينده به «رنجاندن علماء كه هزاران مريد دارند» اشاره كرده و آن را كار خوبي ندانسته است. اولا: اين امر بديهي نيازي به توصيه وي ندارد. ثانياً: همه ملت از هر قشر و گروهي مريدان و معتقدان به علماي رباني مي‌باشند و هزاران نفر در محاسبه او، نشان از عدم آگاهي نسبت به باورهاي مردم دارد. ثالثاً بايد گفت؛ علماي دين‌باور كه پاسداران مرزهاي شريعت و مروجان فقه جعفري هستند، از دو دهه پيش در رنج و تعب به سر مي‌برند. آنگاه كه دولت سازندگي و دولت اصلاحات با خويشاوندسالاري و قبيله‌گرايي، ويرانگري سياسي و اقتصادي را در سراي امام زمان عجل‌الله تعالي فرجه الشريف رايج كرد، و آن گاه كه سران دارنده لباس روحاني آن به «اصلاح دين»!!! پرداختند و خواسته‌هاي فردي، گروهي، خانوادگي و البته «حقوق بشري» را به نام «دين» نشر دادند، قلب علماي رباني به دليل رنجش بيش از پيش قلب عالم امكان حضرت صاحب‌الامر عجل‌الله تعالي فرجه الشريف به درد آمد. مگر نه اين است كه در يك سال و اند گذشته با اخراج مهاجمان به ساحت دين و هتاكان و متجاسران به احكام شريعت، قلب مؤمنان شاد گرديده است؟ آري درست است. آنان كه در صدد ريشه‌زني روحانيت هستند، در حقيقت «ريشه خود» مي‌زنند. سفر «خاتمي» به آمريكا و انگليس، افاضات دبير سابق شوراي امنيت در راستاي اهداف آمريكا، و جمع وابستگان فكري به بيگانگان در مركز تشخيص، همه و همه از عوامل رنجيدن علماء و همه مؤمنان معتقد به آنان است. آيا ثمره رنجش علماء و پيروان آن‌ها در نهمين انتخابات رياست‌جمهوري به صورت عيني و گسترده انجام نگرفت؟!

اما نكات جالب‌تر در سخنان رئيس مجمع كه نامزد خبرگان نيز هست، مطالبي پيرامون «اصل ولايت‌فقيه» است. كافي است چند جملة او را عينا مرور كرد:

«اين مساله آنقدر مطرود بود كه روزهاي اول انقلاب، حتي در فكر پيشتازان انقلاب هم نبود»، «متن پيش‌نويس كه ولايت‌فقيه در آن نبود، امام هم به ذهنش نرسيد كه چنين چيزي را در قانون بياورد.»، «بحث ولايت فقيه در بين خبرگان كه شخصيت‌هاي معتبر و بزرگي بودند، مطرح شد.»

لازم است:

1. ادبيات گوينده را با ميزان پاي‌بندي وي به «اصل ولايت فقيه» تفسير كرد. آيا مي‌توان تصور كرد كه كلمة «مطرود» براي ولايت فقيه به كار رفته باشد؟! اما اين مساله اتفاق افتاده! آن هم در نطق انتخاباتي براي رسيدن به كرسي مجلس خبرگان رهبري؟

2. از ديد گوينده در نظام اسلامي نوپا (در سال 58) اصل ولايت فقيه كه مبناي قيام و انقلاب حضرت امام سلام‌الله عليه بود و بحث تئوريك آن در آغاز آن دهه از سوي حضرتش در نجف اشرف تدريس شده و در كتاب مباركي منتشر گرديده بود، يك «مساله مطرود»‌ ديده مي‌شود؟

3. شگفتي از آن است كه سياسي‌كاري و «تبليغات همه‌پسند» سبب مي‌گردد كه اين فرد كه خود را پيشتاز انقلاب هم مي‌داند، آشكارا امام سلام‌الله عليه را متهم كند كه حتي پس از برپايي نظام اسلامي، «ولايت فقيه» را در «ذهن» هم نداشتند. عجبا! چگونه اين بي‌رحمي حاكي از شيفتگي سياسي به انجام مي‌رسد و هيچ‌يك از حضار كه البته از روحانيون هم بوده‌اند؟! اجازه اعتراض به خود نمي‌دهند؟ آيا گوينده مي‌پندارد همه نسلي كه از اول انقلاب مساله «ولايت فقيه» و ديدگاه و تلاش حضرت امام سلام الله عليه را براي حاكميت آن به خاطر دارند، مرده‌اند؟! آيا «مرگ‌آباد»هاي سياسي كه شنونده اين اتهامات نسبت به امام سلام الله عليه - كه باعث انحراف عظيم فكري و مبنايي در «مشروعيت نظام اسلامي بر اساس ولايت فقيه» مي‌شود -  هستند، مي‌نشينند تا وي آزاد و آسوده هر چه مي‌خواهد دل تنگش بگويد؟

4. بر همه آگاهان محرز است پيش‌نويس قانون اساسي كه در پاريس توسط روشنفكران تهيه گرديد، مورد قبول حضرت امام سلام‌الله عليه نبود! دليل آن برپايي مجلس ديگري با امر امام براي بررسي آن است. همان مجلس مبارك و مقدس خبرگان قانون اساسي كه آن پيش‌نويس را به دليل الگوي غربي داشتن و فقد مباني اسلامي به ويژه ناديده گرفتن اصل ولايت‌فقيه كاملا دوباره‌نويسي نمود و البته قانون جديد مورد تاييد و صحه‌گذاري حضرت امام سلام الله عليه واقع شد.

5. به هر حال خوب است گوينده كه جز خود كسي را نمي‌بيند و جز خود هيچ‌كس را روحاني صالح و انقلابي نمي‌داند، حاضر شده خبره‌هاي تدوين‌كننده قانون اساسي نهايي را «شخصيت‌هاي معتبر و بزرگي» بداند و وارد ساختن خدشه و ضربه در جريان و مباني انديشه و عمل حضرت امام سلام‌الله عليه، ولايت فقيه را بحث مطرح شده در بين آنان بخواند. علاوه بر اين افاضات گوينده يكي از شرايط مجتهدان مجلس خبرگان را عادل‌بودن ذكر كرده است، از اين روي بايد گفت بنا بر ذكر خود اين فرد، مردم به غير عادل (عادل نسبي) راي نخواهند داد. قرار نگرفتن نام يكي‌دو چهره سياسي مشهور در يك ليست و جايگزيني عارف فقهي چون حضرت آيت‌الله خوشوقت براي تهران بزرگ نيز به همين دليل است.

آيا كسي كه به آساني و براي جلب آراء به تحريف و تخريب مباني مي‌پردازد، از عدالت بهره‌مند است؟ آيا فرد و يا افرادي كه خانواده‌سالاري يا قبيله‌گرايي را حاكميت داده‌اند و هم‌اكنون به وسيله احزاب خودساخته ريشه دين و روحانيت و ولايت فقيه را نشانه رفته‌اند و با همه دقت سياسي گاه‌به‌گاه پرده از اعتقادات متزلزل خود بر مي‌دارند نشاني از عدالت دارند؟‌ آيا افرادي كه رشوه‌گيري 5 ميليون دلاري يكي از پسرانشان در سطح بين‌المللي رسوايي به بار مي‌آورد و پسر ديگر در انتخابات رياست‌جمهوري اعلان مي كند با روي كار آمدم پدرم بساط ولايت فقيه جمع خواهد شد و دخترانشان يكي در انگليس و يكي در امريكا و يا ايتاليا با هزينه!؟‌ و با هدف و راهكار؟!! به سر مي‌برند، شايستگي ورود به خبرگان رهبري يا ارايه ليست براي آن دارند؟ آيا دارندگان لباس روحاني كه در رياست‌هاي خود و پس از آن مروجان تفكر انديشه‌سوز غرب مي‌باشند و افتخارشان ستايش چند فرد امريكايي و انگليسي از آن‌هاست و سرشان براي به گردن انداختن بند غربي در برابر انگليس و آمريكا خم مي‌شود كه يعني دكتراي افتخاري بگيرند، از نظر ملت صلاحيت ارايه ليست دارند؟ و يا حمايت‌شان از همپالگي‌هاي خود آراي ملي را برايشان ثمر مي‌دهد. واقعيت آن است كه آن ها در 8 سال‌هاي حاكميتشان جز ويرانگري در فرهنگ و اقتصاد و ذلت و تسليم در سياست نداشته‌اند، مطرود اين ملت‌اند. هم براي قبضه شوراي شهر و هم مجلس و هم رياست‌جمهوري كه در دوره گذشته طرد و قهر ملت را در حد فاجعه‌بار نسبت به خود ديدند، اين افراد قصد هجوم به خبرگان رهبري نموده‌اند. ملت با بصيرت كامل از ميان نامزد‌ها فقط به وارستگان و زاهدان، پاي‌بندان قطعي به ولايت‌فقيه و سيره حضرت امام راي خواهد داد. و به سينه هر آن كسي كه با دست و پا زدن مافيايي و هزينه گزاف تبليغاتي ويژه‌خواري گذشته را دنبال مي‌كند و يا سوداهاي جديد در سر مي‌پروراند دست رد خواهد زد.

ملت به خوبي مي‌داند كساني كه زهد و رياضت را عوام‌فريبي مي‌دانند و سالم‌سازي جامعه را در جهت مهيا شدن زمينه انتظار فرج به مسخره گرفته و به مبارزه مي‌طلبند، به هيچ وجه صلاحيت ورود به خبرگان را ندارند. همچنين كساني كه هنرشان سياست‌پيشگي است و امتيازاتشان پذيرش اوامر اتحاديه اروپا و آمريكا پيرامون انرژي هسته‌اي در گذشته است و در تئوري بدعت‌گذار مرزبندي بين انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي هستند، از نظر مباني اعتقادي مشي سياسي و اصول و ارزش‌هاي عملي،‌ در تضاد با ولايت‌فقيه و مردم ولايت‌مدارند. بنابراين آراي مردم در حول نام آن‌ها جهت‌گيري نخواهد شد. ان‌شاء الله

http://www.nosazi.ir/comments.asp?id=6315

ایول بابا تو هم اوعجوبه ای بخدا

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 14:15  توسط seysan  | 

یک زن آمریکایی توسط سربازان هموطنش در عراق مورد تجاوز دسته جمعی قرار گرفت


ن 23 ساله آمریکایی که در هنگام انجام وظیفه در عراق مورد تجاوز دسته جمعی سربازان آمریکایی قرار گرفته بود در کنگره آمریکا به شرح ماجرای دردناک تجاوزش پرداخت

به گزارش حریت ترکیه، جیمی لی جونز که در شرکت KBR از شرکتهای زیر مجموعه هالیبرتون برای ارتش آمریکا در زمینه مقاطعه کاری فعالیت می کرد در سال 2005 در منطقه سبز بغداد مورد تجاوز دسته جمعی سربازان آمریکایی قرار گرفت.

این دختر آمریکایی که در بغداد در چهارمین روز خدمتش دعوت سربازان هموطنش را به یک پارتی قبول کرده بود گفت دو جرعه نوشیدنی خوردم و بعد از آن چیزی نفهمیدم. روز بعد در میان درد و خون از خواب بیدار شدم.

در حالی که داخل یک کاراوان بودم و یک پزشک ارتش مشغول معاینه ام بود و دو نگهبان هم کشیک می دادند.

لی جونز که بعد از صحبت با پدرش در ایالت تگزاس توانسته بود به آمریکا برگردد اضافه کرد: پدرش با نماینده جمهوریخواه مجلس "تد پوئه" در این زمینه صحبت کرده بود و این نماینده نیز در این زمینه با وزارت خارجه آمریکا صحبت کرده است.

جیمی لی جونز گفته است در بین کارمندان زن شرکت خصوصی KBR یازده زن را می شناسد که مورد تجاوز هموطنان سربازشان قرار گرفته است.

شرکت KBR در عراق سوخت، خورد و خوراک، ابزار و ادوات و احتیاجات بهداشتی سربازان آمریکایی را تأمین می کند.

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 14:11  توسط seysan  | 

به گزارش نواندیش خطیب جمعه این هفته تهران در واکنش به اظهارنظر کلهر مشاور رییس جمهور مبنی بر اینکه برای ما عدالت اهمیت دارد و نه پوشش افراد جامعه، گفت : ما عفاف و عدالت را با هم می خواهیم. همچنین غلامسحین الهام وزیر دادگستری نیز در گفتگویی اعلام کرده بود دولت با طرح امنیت اجتماعی مخالف است. در واکنش به این اظهار نظر نیز آیت الله سیداحمدخاتمی امام جمعه موقت تهران با تأييد حركت نيروي انتظامي در طرح ارتقاي امنيت اجتماعي گفت: بايد اين واقعيت را بپذيريم كه دشمن با گسترش فساد به دنبال آندولوسي كردن كشور است و اين مسئله جاي ترديد ندارد اگر عده اي اين طرح ها را تقويت نمي كنند، حداقل به آن آسيب نرسانند. رفع مسئولیت و اعلام مخالفت دولت با طرح امنیت اجتماعی در شرایطی صورت می گیرد که پیش از این فرمانده نیروی انتظامی از هماهنگی اجرای این طرح با وزارت کشور خبر داده بود.
+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 14:4  توسط seysan  | 

دولت و آیت اله شاهرودی می گویند با طرح برخورد با بدپوششی مخالفند ، پس چه کسی دستور اجرای آنرا داده است؟!!!
آقای رییس جمهوری که در بحث هسته‌ای مدام فریاد افشاگری سر می‌دهد و جاسوس معرفی می‌کند باید اینجا هم اعلام کنند که اگر مخالف هستند پس چه کسی دستور این کارها را صادر کرده است؟ سردار رادان که نه مرجع تقلید است و نه مقام قانون گذار، ایشان تنها حق دارند که قوانین را اجرا کنند.

حتما کار کار اسرائیل و استکبار جهانی هستش.

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 14:2  توسط seysan  | 

 

خداجونم سلام

امروز یکم دلم گرفته دلم هوای بابا ومامانمو کرده چرا بهشون نمیگی برگردند؟

مگه خودشون صدای منو نمیشنوند؟مگه اونا نمیدونند بچشون اینجاست؟

یعنی اونا هم اومدند دارند دنبال من میگردند همه که میگند اونا اومدن پیش تو خوب

تو بهشون بگو من اینجا هستم دلم براشون تنگ شده

خداجونم امروز میخوام ازت یک سوال بپرسم

میخوام بدونم چرا من جایی راندارم که شب ها بخوابم چرا همه شبها میرند توی

خونشون میخوابند من باید توی پارک بخوابم؟اخه اونجا خیلی سرده

همش دارم مریض میشم تازه چندروز پیشم که یکی از دوستام دیگه ازخواب بیدار

نشد اونم اومد پیش تو

من همش دارم اینجا تنها تر میشم اگه تو به بابام ومامانم بگی برگردند

من تنها نیستم من میرم مدرسه درس میخونم قول میدم

تنبلی نکنم ودرسم را خوب بخونم وهمیشه شاگرد زرنگ باشم

من که همش دارم کار میکنم من که بچه خوبیم چرا نباید مثل مردم دیگه زندگی

کنیم؟ما که همیشه بادوستام نمازمونو میخونیم

دیشب خیلی سرد بود یکی ازدوستام مریض شد

ولی نمیتونه بره دکتر اخه اونا پول زیاد میگیرند الانم که نیومده

سرکار همونجا نشسته شاید یکم حالش خوب بشه ماهم قول دادیم شب خودمون

براش غذا بخریم دیگه باید برم

اخه امروز باید بیشترکارکنم تا بتونم برای اون دوستمم غذا بخرم

بازم میگم دوستت دارم خدا جونم

 http://www.nosazi.ir/comments.asp?id=8999

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 13:58  توسط seysan  | 

قدرت الله علیخانی نماینده مردم بویین زهرا و آوج با مثبت ندانستن گزارش رییس جمهور گفت : رییس جمهور گرانی را گردن بانک ها انداختند اما سوال این است که مگر بانک ها صاحب ندارند و دولت بر آنها نظارت نمی کند؟ عضو فراکسیون اقلیت افزود : در یکی از دلایل گرانی گفته شده قیمت نفت افزایش داشته و موجب تورم شده است اما باز سوال این است که آیا سایر کشورهای نفت خیز منطقه هم مشمول این افزایش قیمت نفت نبوده اند و آیا آنها هم به همین میزان تورم داشته اند؟ وی با اشاره به سخنان رییس جمهور درباره مفاسد اقتصادی تاکید کرد : رییس جمهور اگر در مبارزه با مفاسد اقتصادی پیشگام هستند پاسخ دهد که 450 میلیون دلار واردات شکر و 600میلیارد تومان واردات موبایل به جیب چه کسانی رفته است؟ علیخانی ادامه داد: برای اجاره انبار فرودگاه امام خمینی 30 میلیون تومان دریافت شده است در حالی که رقم واقعی 750 میلیون تومان بوده و در این قوه قضاییه بوده است که مانع فساد شده نه دولت نهم.
+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 13:53  توسط seysan  | 

 توضیح مدیریت وبلاگ:علیرغم خبر بسیار روحیه بخش تبرئه شدن سه دانشجوی دانشگاه پلی تکنیک اما کماکان حدود ۴۰ نفر از دانشجویان بازداشت شده در زندان به سر می برند و اخبار و گزارشات رسیده از وضعیت نامناسب آنان حکایت می کند.از طرفی خبر تبرئه شدن سه دانشجوی پلی تکنیک پس از هشت ماه در حالیست که تا یک هفته ی پیش اخباری از تشدید حکم این سه تن منتشر میشد.خبر تبرئه ی آنها آنهم در اوج اعتراضات نسبت به بازداشت فله ای دانشجویان سوال های بسیاری را به وجود آورده است که پاسخ دقیق آنها در گرو اتفاقاتی ست که احتمالا در روزهای آینده شاهدش خواهیم بود.آخرین اخبار از وضعیت دانشویان بازداشت شده و اخبار مرتبط به انتهای همین پست افزوده خواهد شد. همچنین از ستون «از میان اخبار» وبلاگ می توانید آخرین اخبار را مشاهده کنید. 

مجید توکلی،احسان منصوری و

 احمد قصابان

از اتهام نشریات موهن تبرئه شدند

                      

خبرنامه امیرکبیر: طبق حکم صادره توسط دادگاه عمومی برای ۳ دانشجوی دانشگاه امیرکبیر، احسان منصوری، احمد قصابان و مجید توکلی از اتهام انتشار نشریات موهن به طور کامل تبرئه شدند و دادگاه جعلی بودن نشریات را پذیرفت.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر، طبق حکمی که امروز به محمدعلی دادخواه، وکیل مدافع این دانشجویان، ابلاغ شد دادگاه با جعلی دانستن نشریات موهن، دانشجویان در بند را از اتهام انتشار این نشریات تبرئه کرد. دادگاه عمومی تنها به خاطر نشر اکاذیب حکم ۴ ماه حبس تعزیری برای این سه دانشجو صادر کرده است. 

پیش از این دادگاه انقلاب برای این سه دانشجو احکام حبس طویل المدت صادر کرده بود. دانشجویان پیش از این بارها انتساب اتهام توهین به مقدسات را به خود تکذیب کرده و اعلام کرده بودند نشریات جعلی است. مراجع تقلید نیز طی فتواهایی تکذیب دانشجویان را مسموع دانسته و اصرار انتساب اتهام به ایشان را گناه قلمداد کرده بودند.

 دادگاه عمومی با صدور ۸ میلیون تومان وثیقه برای هر یک از این دانشجویان مقدمه آزادی آن ها را فراهم نموده است. خانواده این سه دانشجو در حال تهیه وثیقه برای آزاد کردن فرزندان خود پس از گذشت ۹ ماه حبس هستند.

دکتر دادخواه وکیل مدافع این دانشجویان گفت: این سه دانشجو از اتهامات توهین به مقدسات دینی و مذهبی، توهین به حرم اهل بیت مطهر ، توهین به مردم شهرستان قم و شهر قم، توهین به مراجع عظام، توهین به عموم جوانان متشرع و زنان محجبه و توهین به مسوولان برائت حاصل کردند.

وی یادآور شد: بر اساس رأی صادره آنان در رابطه با اتهام نشر اکاذیب علیه نیروهای بسیجی و امنیتی در دانشگاه تهران به ۴ ماه حبس تعزیری با احتساب و کسر ایام بازداشت‌های قبلی محکوم شدند که با توجه به این‌که بیش از ۸ ماه است در زندان به سر می‌برند، اکنون آزاد تلقی می‌شوند.

پیش از این دادگاه انقلاب برای این سه دانشجو احکام حبس طویل المدت صادر کرده بود. دانشجویان پیش از این بارها انتساب اتهام توهین به مقدسات را به خود تکذیب کرده و اعلام کرده بودند نشریات جعلی است.

در مدت بازداشت دانشجویان تحت فشار مجبور شده بودند علیه خود اعتراف کنند و انتشار این نشریات را بر عهده بگیرند.

www.kanoonevahdat.blogfa.com

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 13:44  توسط seysan  | 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 13:25  توسط seysan  | 

حیدر بابا مرد اوغولار دوغ گونان .. نامرد لرین بورون لارین اوو گونان

با سلام

یک مدتی بود که فرصت نوشتن وبلاگ رو نداشتم و از این بابت معذرت میخوام.

امروز وبلاگ های که در بعد از وخیم شدن اوظاع خاورمیانه و احتمال تحولات نظامی در منطقه یک دستمال ابریشم به دست گرفتن و خود شیرینی میکنن واسه دولتی که تا دیروز اصلا اون رو قبول نداشتن .

در یکی از این وبلاگ ها چنین خبری نوشته بود :

(جمعی از دانش آموختگان دانشگاههای تهران نیز در نامه ای با اشاره به اینکه در سریال تلویزیونی شهریار، شهریار به زبانی سخن میگه که زبان وی نبوده، نسبت به پخش این سریال که فرهنگ و زبان آذربایجانی رو زیر سوال میبره، اعتراض کردن. دیدین حالا نباید به بعضیها رو داد!)http://www.hamava01.blogfa.com/post-141.aspx

آقای نیکنام شما خودتان را همیشه به عنوان سلطنت طلب تبلیغ کرده ای پس بعید نیست از شما چنین سخنی . چون همون پدر و پسر بی لیاقتی که مملکت رو به اون وضع افتضاحی که کشیده بودند و حتی عرزه دفاع از مملت را نداشنتد و خود را نوکر آمریکا - انگلیس کرده بودند به حدی که حتی تو سلطنتی جرعت نزدیک شدن به سگ اجنوی ها را هم نداشتی .لیاقت همون پهلوی ها همون قدر که در سگ دونی اربابشون بمیرند . چون این خاک و این سرزمین ،افرادی که تاریخ و تمدن خودش رو آزمایشگاه قدرتهایی مثل آمریکا و اسرائیل و ... قرار داده است را قبول ندارد کسی که به جزء فحاشی دردهانش چیز دیگری نمی چرخید و در سر افکار فاشیستی و شونیستی می پرورانید و به پسر خود می آموخت تا چگونه توی ایالت نشین را استسمار کند و تاریخ و فرهنگی اصیل تو را که چشم بسیاری از چنین افرادی را کور کرده بود تحریف کند و تو را یک آریایی اصیل ( البته از نوع آلمانی . مدل هیتلری ) که تماما ساخته گی بود را در افکار تو قالب کند .

عزیز من ما دیگر از فسیل صحبت نمی کنیم  لذا  افکار فسیل شده خود را دور انداخته و با چشم بی پرده به اوضاع تاریخ و تمدن خود بنگر .

در گفتن شهریار که نامش را  هم بعضی ها از خاری نمیتوانند بر زبان بیاورند ، کسی است که خدمات فراوان به فرهنگ وادب این سرزمین و این ملت کرده است ولی افسوس که این خدما ت را شما با افکار فاشیستی می نگرید و البته شما که نوشته این به ما زیاد رو داده اند باید بگویم ازشما بیشتر انتظار نمیرود . چونکه نظرات شما همانند افکارتان زیرزمینی است .

اگر ما انقلاب مشروطیت را نکرده بودیم جنابعالی باید هم اکنون به اجنوی ها نوکری میکردی .

 تمامی افکار و تمدن حتی تاریخ  جعلی شما در مقایل یک شاعر بزرگ آذربایجان استاد شهریار خار و ذلیل است لطفا دیگر تارخ و تمدن 60 ساله خود رابا تاریخ و تمدن بیش از 10000 ساله ما همتراز نکنید چرا که شما در شان همترازی با مارا نیستید . و چه خوب گفته است شاعر ما در شعر سرباز  - استاد شهریا:

( گمان کردم که با همدل و همدین و همدردی بمردی با تو پیوستم ندانستم که نامردی ) و در بیت دیگر می نویسد ( بدستم تا سلاحی بوده راه دشمنان بستم عدو راتاکه ننشاندم از بجای از پای ننشستم ... بکام دشمن آخر گرفتی تیغ از دستم چنان پیوند بگسستی که پیوستن نیارستم )

( مگر پنداشتی ایران ز تهران تا کرج باشد هنوز از ماست ایران را اگر روزی فرج )

یادتان باشد اگر بذر نفاق در ایران کاشته شده است ُ این شما هستید که آن بذر نفاق را آبیاری میکنید

 و این کاریکاتور حماقت بر انگیز نمونه دیگر عاجز بودن شما در مقابل فرهنگ آذربایجان است

اولوم اولسون فاشیسته

 

http://www.elharay.blogfa.com/

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 23:22  توسط seysan  | 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 23:8  توسط seysan  | 

فرزند معاونت برنامه ریزی استاندار آذربایجان شرقی و علی خسروشاهی یکی از سرکردگان گروههای فشار تبریزو از ماموران ستاد احیای امر به معروف ونهی از منکر وفرد سومی که وابستگی خاصی به نهادهای دیگر ندارد که سال گذشته به اتهام آدم ربایی و تجاوز به یک دختر جوان در تبریز محکوم به اعدام شده بودند بااعمال فشارهای غیر قانونی استاندار اطلاعات سپاه و وزیر کشور به دادستان وقت تبریز فیروزی از زندان آزاد شده اند. ولی فرد سوم چون آشنا و پارتی نداشت هنوز در زندان یبه سر می برد.
دادستان فعلی تبریز با اعلام آزادی خسروشاهی و پسر معاون استاندارهرچند اعلام می دارد که این شخص متواری است و برای دستگیری وی حکم داده است با این حال این فرد بنا به اظهارات شاهدان در کمال آزادی مشغول فعالیتهای خود در شهر تبریز  است. ابراهیمی فرزند معاون استاندار نیز آزاد گشته است و ÷رونده وی نیز مختومه اعلام شده است.
اصل ماجرا
ماجرای دستگیری سه فرد مذکور به سال  گذشته بر می گردد. پسر معاون استاندار به همراه خسروشاهی و یکی دیگر از دوستانشان با استفاه از ماشین سد معبر شهرداری تبریز در با بهانه اجرای امر به معروف و نهی از منکر پسر و دختر جوانی را در خیابان دستگیر می کنند. سه نفر مذکور بعد از ضرب و شتم پسر را آزاد کرده و دختر نگون بخت را باخود به یکی از خانه باغهای اطراف شهر تبریز می برند.و بنا بر محتویات پرونده چندین بار دختر را مورد تجاوز قرار می دهند.
از سویی دیگر پسر که به شدت مورد ضرب و شتم این افراد قرار گرفته بود به کلانتری رفته و موضوع آدمربایی را گزارش می دهد.
ماموران اطلاعات به باغ مورد نظر می روند و دو نفر از متجاوزان به ناموس را دستگیر می کنند ولی فرد سوم موفق به فرار می شود. بعد از چند ماه فرد سوم نیز دستگیر می شود. در زمان دادستان وقت تبریز فیروزی برای خسروشاهی و پسر ابراهیمی معاون استاندار آذربایجان شرقی حکم اعدام در نظر گرفته می شود.
ولی با اعمال نفوذ استاندار و وزیر کشور بر پرونده اعترافات خسروشاهی امربه معروفی و ابراهیمی از پرونده گم میشود. استاندار و معاون وی بر فیروزی دادتان وقت تبریز فشار می آورند تا این دو فرد از زندان آزاد شود فیروزی تسلیم فشار ها شده و فرزند دردانه معاون استاندار از زندان آزاد می شود ولی خسروشاهی باز هم در زندان می ماند. خسروشاهی در گفتگویی با دادستان به وی می گوید اگر اعتراف کنم که برای چند نفر از مسئولان استان تدارک فاحشه می دیدم نیروهای آنان مرا در زندان  خواهند کشت و من نیز اعتراف نخواهم کرد ولی من از زندان آزاد میشوم و تو نیز از مقام خودت برکنار خواهی شد. فیروزی دو هفته بعد از سمت خود برکنار شده و خسروشاهی نیز از زندان با قرار وثیقه آزاد می شود.خانواده دختری که مورد تجاوز قرار گرفته بود بهحکم قاضی اعتراض می کنند.که دستور دستگیری خسروشاهی صادر می شود و اعلامی می گردد که خسروشاهی متواری است . در الی که خسروشاهی در تبریز حضور دارد.
لازم به ذکر است خسروشاهی ÷سر معاون استاندار و چندین نفر از شرورهای دیگر در قالب ستاد احیای امر به معروف و نهای از منکر نوامیس مردم را بازداشت کرده و در بسیاری موارد آنان را مورد تجاوز قرار می دادند ولی با توجه به وابستگی آنان به نهادهای قدرت هیچکدام از اینموارد موجب محکومیت آنان نشده بود/
جالب است بدانید وزیر کشور به شهردار تبریز نوین دستور اکید داده بود نسبت به استخدام رسمی این فرد در شهرداری تبریز اقدام فوری انجام دهد که شهردار نیز وی را به سمت ریاست اداره سد معبر شهرداری منصوب کرده بودو خسروشاهی نیز در این سمت و با ماشین شهرداری اقدام به ربودن دختر و تجاوز به او کرده بود.
 
 این است عدالت جمهوری اسلامی
 
ارسال شده توسط:
ayaz33a@gmail.com
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 23:4  توسط seysan  | 

مقدمه

اکنون که بیش از شش دهه از دوره ی حکومت ملی آذربایجان در 1325- 1324 می‌گذرد ، هنوز هم شاهد واکنشهای متضادی از جانب طیفهای فکری مختلف نسبت به این پدیده ی تاریخی رخ می‌نماید . دلایل تشکیل و سقوط این حکومت در کنار نحوه ی عملکرد آن ، همواره محل بحث ، نقد ، تحسین و تخریب بوده است . در مجموع ، بررسی اسناد و آرای موافق و مخالف نشان می‌دهد که « دست اجانب » بدون وجود « پیش‌زمینه ی داخلی » نمی‌توانسته چنین حرکتی را ایجاد کند . این پیش‌زمینه ی قدرتمند داخلی نیز چیزی نبود جز مطالبات اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی آذربایجانیان که تا امروز نیز به قوت خود باقی است . حکومت وقت شوروی با شناخت کامل این مطالبات درصدد بهره‌برداری استعماری از آنها برآمد و هر روز بیش از دیروز روشن‌تر می‌شود که اگر دولت مرکزی ایران نیز حداقل به اندازه ی شورویها به این خواسته‌ها اهمیت می‌داد ، شاید دیگر نیازی به طلب خودمختاری پدید نمی‌آمد . در اینجا برآنیم تا با ارائه ی اسنادی از برهه‌های مختلف این حکومت ، زمینه را برای نقد واقع بینانه ی آن آماده‌تر سازیم . اسناد ذیل از کتاب « جنبشهای ملی- دموکراتیک در آذربایجان جنوبی 1946- 1941 » نوشته ی « اکرم رحیملی »[1] ترجمه و نقل خواهند شد:

1)    نامه ی پیشه‌وری به مجمع عمومی سازمان ملل متحد ( ص.177 از منبع مذکور )

2)    نامه ی شخصی استالین به پیشه‌وری ( صص. 179- 178 از منبع مذکور )

3)    سند یادبود تاسیس دانشگاه تبریز ( ص.94 از منبع مذکور )

 

* * * * *

 

نامه ی پیشه‌وری به مجمع عمومی سازمان ملل متحد

 

ملت آذربایجان به عنوان یکی از قدیمی‌ترین ملل جهان ، تاریخ غنی خود را داراست . در کشاکش اعصار ، این ملت قادر بوده تا زبان ملی و آداب رسوم خود را حفظ کند .

ستمکاران ایران آذربایجان را تحت سیطره ی خود درآورده و ثروتش را بی‌امان به تاراج بردند . در نتیجه شهرها و روستاهای شکوفای آذربایجان به مرز ویرانی رسیدند .

حاکمان ایران که سیاست عظیم و شووینیستی دولت سازی را دنبال می‌کردند ، برای انکار همه ی موجودیت آذربایجانیان کوشیده ، در جهت محو زبان آنان از هیچ عمل اهانت‌آمیزی دریغ نمی‌نمودند .

ملت آذربایجان بدون توجه به همه ی اینها حتی یک روز هم که شده مبارزه‌اش در راه آزادی را متوقف نساخت . درخشان‌ترین نمونه‌های مبارزه ی آذربایجانیان در راه آزادی ملی خود ، نهضتهای ستارخان ، باقرخان ، شیخ محمد خیابانی و دیگران است .

غلبه ی دولتهای دموکرات بر فاشیزم خونخوار به مبارزه ی ملت آذربایجان تکانی دوباره داده ، شرایط جدیدی پدید آورد .

علیرغم مقاومت حکومت تهران در 21 آذر ( 12  دسامبر ) امسال مبارزه ی چندصد ساله ی ملت آذربایجان با موفقیت به پایان رسیده ، طبق منشور آتلانتیک[2] با برپائی مجلس ملی ، [ و ] حکومت ملی آذربایجان نتیجه داد .

با تکیه بر بنیانهای دموکراتیک ، در آذربایجان حکومتی ملی تشکیل شده و درباره ی فعالیت خود به تمامی جهان آگاهی داده است .

ملت 5 میلیونی آذربایجان به مدد زبان ملی ، تاریخ و تمدن خویش ، خود را به عنوان یک ملت معاصر درک نمود و بار دیگر هیچگاه به نالیدن از ستم فارس ، [ و ] آقائی کردن فارسی بر زبانهای سایر ملل ایران اجازه نخواهد داد .

این ملت همچون یک تَن حاضر است تا زندگی خود را فدای آزادی ملی و دولت خود نماید .

در سایه ی فعالیت حکومت ملی جدید ، ملتی که قرنها استثمار شده ، زندگی در شرایط عادی انسانی را آغاز نموده‌است . بدین ترتیب نشان می‌دهد که قادر است تا دولت ملی خود را بنیان نهاده و اداره کند .

به جهت تطابق اراده ی ملت آذربایجان با منشور آتلانتیک، یعنی وعده‌های دول دموکراتیک بزرگ ، حکومت ملی آذربایجان از این پس واقعیتی انکارناپذیر است .

ملت آذربایجان با توسل به مجمع عمومی سازمان ملل متحد تقاضا دارد که ، حقیقت وجودی حکومت ملی آذربایجان به رسمیت شناخته شود و بدون دخالت خارجی ، حق تعیین سرنوشت برای آن تامین گردد .

س . ج . پیشه‌وری

رئیس حکومت ملی آذربایجان

* * * * *

 

نامه ی شخصی استالین به سیدجعفر پیشه‌وری

 

به رفیق پیشه‌وری

به نظرم می‌رسد که شما وضعیت به وجود آمده را در داخل ایران و نیز از نقطه‌نظر بین‌المللی به درستی ارزیابی نمی‌کنید .

نخست ، شما در حال حاضر می‌خواهید به تمامی مطالبات انقلابی آذربایجان دست پیدا کنید . اما شرایط فعلی مانع اجرای چنین برنامه‌ای می‌گردد . لنین ، خواسته‌های بنیادین انقلابی همچون مطالبات عملی را ، متذکر می‌شوم مطالبات عملی را ، در شرایطی مطرح نموده که بحران قدرتمند انقلاب در داخل کشوری وجود باشد که شدیداً با دشمن خارجی درگیر جنگی ناموفق است . در سال 1905 به هنگام نبرد ناموفق با ژاپن چنین بوده است . در سال 1917 به هنگام نبرد ناموفق با آلمان چنین بوده است . شما اکنون می‌خواهید از لنین تقلید کنید . این بسیار خوب و شایان تحسین است . اما در حال حاضر اوضاع ایران کاملاً متفاوت است . فعلاً در ایران بحران عمیق انقلابی وجود ندارد . تعداد کارگران در ایران اندک است ، [ و ] بسیار بد سازمان یافته‌اند . دهقانان ایران فعلاً فعالیت جدی نشان نمی‌دهند . ایران در حال حاضر با دشمن خارجی درگیر جنگ نیست . شکست در چنین جنگی نیز می‌توانست محافل ارتجاعی ایران را تضعیف کند . در ایران شرایطی وجود ندارد که امکان پیگیری تاکتیکهای لنین در سالهای 1905، 1917 را فراهم آورد .

دوم ، البته ، در صورت تداوم حضور قوای شوروری در ایران ، شما می‌توانستید به موفقیت در مبارزه برای خواسته‌های انقلابی خلق آذربایجان امیدوار باشید . لاکن ما نمی‌توانستیم آنان را بیش از این در ایران نگه داریم ، قبل از همه بدین سبب که ، باقی ماندن نیروهای شوروری در ایران سیاست رهائی‌بخش ما در اروپا و آسیا را تضعیف می‌کند . انگلیسیها و آمریکائیها به ما می‌گویند که ، اگر قوای شوروری می‌توانند در ایران باقی بمانند ، پس چرا نیروهای انگلیس در مصر ، سوریه ، اندونزی و یونان ، همچنین نیروهای آمریکا در چین ، ایسلند و دانمارک باقی نمانند ؟ به این دلیل ما تصمیم به خروج نیروها از ایران و چین گرفتیم تا این این سلاح را از دست انگلیسیها و آمریکائیها خارج کنیم ، جنبشهای آزادی‌بخش در مستعمرات را گسترش دهیم و بدین وسیله سیاست رهائی‌بخش‌مان را مستحکم و مفید سازیم . شما به عنوان یک انقلابی ، البته متوجه هستید که نمی‌توانیم طور دیگری حرکت کنیم .

سوم ، نظر به آنچه گفته شد ، در رابطه با وضعیت ایران می‌توان به نتایج زیر رسید: در ایران بحران انقلابی وجود ندارد ، در ایران وضعیت جنگ با دشمن خارجی وجود ندارد ، یعنی ، شکست در جنگ که موجب تضعیف ارتجاع و تشدید بحران گردد نیز در میان نیست . تا زمانیکه نیروهای شوروری در ایران حضور دارند ، شما از امکان گسترش مبارزه در آذربایجان و ایجاد جنبشهای وسیع دموکراتیک با خواسته‌های مترقی‌‌تر برخوردار هستید . اما نیروهای ما رفتنی‌ بودند و از ایران خارج شدند . بیش از این ما در ایران مالک چه چیزی هستیم ؟ ما در ایران مالک مناقشه ی حکومت قوام با محافل آنگلوفیلی هستیم که عناصر ارتجاعی‌تر ایران را نمایندگی می‌کنند . قوام ، بدون در نظر گرفتن اینکه تا چه اندازه مرتجع است ، در حال حاضر در جهت دفاع از خود و برای دفاع از حکومتش به اجرای برخی اصلاحات دموکراتیک و یافتن حامیانی در بین عناصر دموکرات ایران اجبار دارد . در شرایط این چنینی تاکتیک ما چگونه باید باشد ؟ فکر می‌کنم که ، برای کسب امتیازات از قوام می‌بایست از این مناقشه استفاده کنیم ، آنگلوفیل‌ها را منزوی ساخته و بدین وسیله برای دموکراتیک‌تر کردن ایران زمینه‌سازی نمائیم . تمامی توصیه‌های ما به شما تنها از یک چنین وضعی نشأت می‌گیرد . البته ، می‌توان تاکتیک دیگری را نیز اتخاذ کرد: می‌توانیم به همه چیز تُف کنیم ، روابطمان با قوام را قطع و پیروزی مرتجعین آنگلوفیل را فراهم سازیم . اما این ، نه تاکتیک ، بلکه حماقت می‌بود . این عمل ماهیتاً خیانت در حق خلق آذربایجان و دموکراسی ایران می‌بود .

چهارم ، تا جائیکه بر ما معلوم شده ، شما گفته‌اید که ، ما ابتدا شما را تا آسمانها بالا برده ، سپس به پرتگاه سوق داده و رسوا نموده‌‌ایم . اگر این صحت داشته باشد ، تعجب ما را برخواهد انگیخت . واقعاً چه اتفاقی افتاده است ؟ ما در اینجا ترفندی را به کار برده‌ایم که هر فرد انقلابی با آن آشناست . برای تامین مطالبات حداقل حرکت که بر ما معلوم بوده ، در شرایطی همچون اوضاع ایران ، فرار به جلو ، پیش رفتن از مطالبات حداقل حرکت و ایجاد خطر برای حکومت ، [ و ] ایجاد امکان برای کسب امتیاز از حکومت لازم است . بدون فرار به جلو ، در اوضاع کنونی ایران شما نمی‌توانستید مالک امکان دست‌یابی به مطالباتی باشید که حکومت قوام را وادار به رفتن کند[3]. قانون حرکات انقلابی چنین است . درباره ی شما نمی‌توان از هیچ گونه رسوائی سخن گفت . عجیب است که ، شما فکر می‌کنید که ، ما توانستیم راه به رسوائی شما بگشائیم . بالعکس ، اگر درست بیاندیشید و در سایه ی حمایت معنوی ما اساساً به [ آن دسته ] از مطالبات آذربایجان که وضعیت کنونی و واقعی آنرا تبیین می‌کند دست یابید ، در آن هنگام هم آذربایجانیان و هم ایران شما را به عنوان پیشگام حرکات مترقی و دموکراتیک در خاورمیانه دعای خیر خواهند نمود .

ی.استالین

8  می 1946

* * * * *

 

سند یادبود تاسیس دانشگاه تبریز

 

( در پاکنویس متن سند ، سبک نوشتاری قدیمی متن اصلی حفظ شده و توضیحات لازم در داخل کروشه قید گردیده است )

 

آشاغیداکی سوزلر

کاغذا یازیلیب، شوسه[ شوشه ] داخلیده[ داخلینده ] قویولوب موملانمیش و 21 آذر نهضتینین تشکیلاتچیسی و رهبری س . ج . پیشه‌وری واسطه‌سیله تبریز دارالفنونون بینووره‌سینه قویولموشدور .

« آذربایجان ملی نهضتی علم و معرفت نهضتی اولدیغی ایچون آذربایجان ملی حکومتی تشکیل تاپدیغدان[ تاپدیقدان ] آز بیر زمان سونرا گچمیش دوره لرده ظلم و استبداد آلتیندا یاشایان آذربایجان خلقینین تمدن و معارفدن گری قالماماغینی نظره آلاراق علم و تمدنه دوغرو گیتمک و خلقیمیزین آمال و آرزولارین حیاته گچیرمک مقصودیله آذربایجان ملی دارالفنونی‌نین تاسیسینی 9 دی 1324 تاریخلی( دوققوزنجی ) اجلاسیندا قراره آلیب و بو ملی دارالفنونون تاسیس مقدماتینی فراهم ایدیلمه ‌سینی معارف وزارتینه تاپشیردی . بوتون مدنی ساحه ‌لرده بویوک قدملر گوتورمگه موفق اولدوغو کیمی خوشبختانه ملی حکومت آزبیر مدتده ملی دارالفنون تاسیس وسایلینی فراهم ایتمگه‌ده نایل اولوب چهارشنبه گونی 1325-نجی ایلین خرداد آینین 22- ده بو علمی موسسه نین هیم ( بنا ) داشی آذربایجان دموکرات فرقه‌سینین صدری و آذربایجان ملی حکومتینین باش وزیری آقای پیشه‌ورینین الی ایله قویولدی . بو ملی دارالفنون واسطه سیله آذربایجان خلقی ئوز گله‌جک نسللرینی متمدن و دیری ملت لر کیمی تربیت ایده‌جک و بو وسیله ایله ابدی سعادته یتیشه‌جک و بو علم منبعیندن آزادلیق نوری همیشه‌لیک ایشیقلاناجاقدیر » .

 

ترجمه:

سخنان ذیل

روی کاغذ نوشته شده ، داخل شیشه قرار داده شده ، مهر و موم گشته و توسط بنیانگذار و رهبر نهضت 21 آذر س . ج . پیشه‌وری در پیِ دانشگاه تبریز نهاده شده است .

« از آن جهت که نهضت ملی آذربایجان نهضت علم و معرفت است ، حکومت ملی آذربایجان اندک مدتی پس از تشکیل ، با در نظر گرفتن اینکه نباید ملت آذربایجان که در دوران گذشته تحت ظلم و استبداد زیسته از تمدن و معارف عقب بماند ، برای حرکت به سوی علم و تمدن و عملی ساختن آمال و آرزوهای ملتمان ، در اجلاس ( نهم ) مورخ 9 دی 1324 تاسیس دانشگاه ملی آذربایجان را تصویب نموده و فراهم ساختن مقدمات تاسیس این دانشگاه ملی را به وزارت معارف محول کرد . حکومت ملی ، همانگونه که در تمامی زمینه‌های فرهنگی به برداشتن گامهای بزرگی موفق گردیده ، خوشبختانه در مدت کوتاهی به فراهم ساختن وسایل تاسیس دانشگاه نایل آمده و در روز چهارشنبه 22 خرداد 1325 سنگ بنای این موسسه ی علمی بدست صدر فرقه ی دموکرات آذربایجان و نخست وزیر حکومت ملی آذربایجان آقای پیشه‌وری نهاده شد . ملت آذربایجان نسلهای آینده ی خود را به توسط این دانشگاه ملی همچون ملل متمدن و زنده تربیت خواهد کرد و بدین وسیله به سعادت ابدی خواهد رسید و از این منبع علم ، نور آزادی برای همیشه تابیدن خواهد گرفت » .

 

آذربایجان اویرنجی حرکاتی - همدان

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 22:59  توسط seysan  | 

اورمونیوز(۲۵ آذر ۱۳۸۶): رحیم شهریاری خواننده و آهنگساز آذربایجانی در روزهای ۲۲ و ۲۳ آذر بهمدت دو روز در تالار شمس اورمیه با حضور چشمگیر و بی نظیر مردم اورمیه به هنر نمایی پرداخت. استقبال بیش از حد مردم اورمیه از کنسرت رحیم شهریاری موجب گردید که مدت این کنسرت یک روز نیز تمدید شود. این کنسرت موسیقی هر روز در دو سانس سه ساعته با حضور هنرمندان زن که با همخوانی رحیم شهریاری را همراهی می کردند اجرا گردید.

در حاشیه خبر:
- بلیط چهارهزار تومانی این کنسرت بسیار کم یاب بود و قیمت بلیطها در بازار سیاه تا سقف هشت هزار تومان افزایش یافت. بر خلاف معمول که بلیط کنسرت و مراسم های فرهنگی آذربایجانی در مراکز فرهنگی نزدیک به محافل فرهنگی جریان هویت طلب آذربایجان به فروش می رسید این بار بلیط های کنسرت رحیم شهریاری در مکان های ناشناخته ای همچو استودیو آریا، کلوپ سعید، صدای نوین، کتابفروشی فاضل تحویل داده شده بود و این مسئله بسیاری را در تهیه بلیط با مشکل روبرو ساخته بود.

- در حین اجرای مراسم وقتی تماشاگران با تشویقهای طولانی خواستار اجرای تصنیف "قاراباغ شکسته سی"* شدند رحیم شهریاری با خنده های معنی دار گفت که ما را به دردسر نیندازید. همچنین زمانی که رحیم شهریاری تصنعیف آذربایجانی را با شعر "منیم دئیلیم اولن دئیل٬ باشقا دئیله دونن دئیل"** را اجرا می کرد٬ حاضرین در جلسه به پا خواسته و به تشویق ممتد وی پرداختند.

- هنگام اجرای آهنگ "کوچه لره سو سپمیشم" و "آیریلیق" حاضرین در سالن به همخوانی با گروه پرداختند.

- در پایان کنسترت هنگامی که مارش " یاشا یاشا آذربایجان" اجرا می گردید حاضرین سالن کنسرت به احترام آذربایجان به پا خواسته و یک صدا این مارش را با هم خواندند.

* قاراباغ هم اکنون در اشغال کشور ارمنستان قرار دارد و ایران از معدود کشورهای اسلامی است که در این زمینه سیاستی متمایل به ارمننستان را دنبال می کند.
**زبان من از بین نمی رود و زبان دیگری جای آنرا نمی گیرد.

http://www.urmiye.blogfa.com/

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 22:36  توسط seysan  | 

ارتش ترك به دستور فرمانده"ياشار بويوك آنيت"وارد عراق شد

 

  بنا به اخبار ارسالي به وبلاگ جنبش دانشجويي آذربايجان ، امروز صبح ارتش تركيه وارد عمق 4 كيلومتري عراق شده و همچنان در حال پيشرويست .

  مشروح خبر: بعد از بمباران اخير مواضع نيروهاي تروريستي PKK توسط جنگنده هاي F-16  نيروي هوايي تركيه ، امروز27 آذرماه و از اولين ساعات بامداد 1500 نيروي تركيه به همراه چند تانك و ماشينالات ضد مين وارد عمق 4 كيلومتري شمال عراق شده اند . تا كنون هيچ مقاومتي گزارش نشده و چنان كه پيداست سربازان ترك همچنان در حال پيشروي به عمق عراق مي باشند . چند ماه قبل و زمان تهديدات ارتش تركيه ، نيروهاي كرد شمال عراق بيانيه اي مبني بر آمادگي جنگي با تركيه ، در صورت ورود ارتش تركيه به خاك اين كشور ، صادر كرده بودند . اما هم اكنون به نظر نمي رسد حتي با تصاحب كركوك نيز عكس العملي از خود نشان دهند .

  گفته ها و تحليلهاي خبري حاكي از آن است كه تركيه در حال آماده سازي افكار عمومي براي تصاحب تدريجي شمال عراق مي باشد . در اينصورت و با نگاهي به عمل كرد ديپلماسي و ارتش اين كشور تا كنون ، به نظر مي رسد تركيه نيروهاي بيشتري به شمال عراق اعزام خواهد نمود .

 

آذربایجان اویرنجی حرکاتی - آنكارا

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 17:4  توسط seysan  | 

حق:امروز دوشنبه 26 آذر 1386 خانواده های سعید متین پور،جلیل غنی لو،لیلی حیدری و بهروز صفری توانستند در زندان اوین از نزدیک با آنها ملاقات بکنند.

به گفته خانواده این زندانیان، وضعیت جسمانی آنها چندان رضایت بخش نبوده است و آنها به شدت کاهش وزن داده اند.

بنا به گفته عطیه طاهری این برای اولین بار است که وی پس از 7 ماه با سعید ملاقات کرده است.و به گفته ایشان سعید به شدت کاهش وزن داده و موهای سر وی نیز دچار ریزش شده است.

همچنین به گفته خانم طاهری پس از 7 ماه زندان انفرادی از دیروز سعید به بند عمومی منتقل شده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 17:3  توسط seysan  | 

این کنسرت که در روز جمعه در تالار شهید فتوحی دانشگاه برگزار گردید، با استقبال چشم گیر دانشجویان تورک همراه بود به طوری که بیش از 300 نفر در آن شرکت کرده بودند. با توجه به تعداد کم دانشجویان تورک در دانشگاه صنعتی اصفهان حضور این تعداد دانشجو نشان از علاقه وافر این دانشجویان به آذربایجان و فرهنگ اصیل و ملی آن دارد. این برنامه که توسط مجمع دانشجویان تورک این دانشگاه ترتیب داده شده بود، علاوه بر موسیقی شامل قسمت های متنوع دیگری همچون شعر خوانی و تک نوازی باغلاما با اجرای یانار سونمز نیز بود. نقطه قابل توجه در این مراسم معارفه دانشجویان جدیدالورد تورک آذربایجانی، تورکمن و قشقایی با همدیگر بود که فضای خاصی به برنامه داده بود. این دانشجویان دست در دست هم بار دیگر همدلی و همراهی خود را نشان دادند (تورکلوکده بوتونلشریک).

درپایان با اهدای لوح یادبود از این عزیزان قدردانی شد. خاطر نشان می شویم این دومین کنسرت موسیقی آذربایجانی است که پس از اجرای گروه استاد دمیرچی در طول این ترم در دانشگاه صنعتی اصفهان برگزار گردید .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 17:2  توسط seysan  | 

 نصب این همه دستگاه شنود در تبریز اعتراض کنید .

 

چند روزی است در سطح شهر در هر 100 متر فاصله ، چشم انسان به جمال یک تیر بلند و در بلندای آن دستگاه های عجیب و غریب شنود و فیلمبرداری روشن می شود . این در حالی است که تمامی این دستگاه ها برای جلوگیری از ایجاد حساسیت و لو رفتن بیشتر ماجرا شبانه نصب گشته اند . بنا به نص صریح قانون اساسی این قبیل کارها ، مخالف با اصول اولیه ی حقوق شهروندی به شمار می رود . این جاست که می توان به خوبی فرق صره از ناصره را تشخیص داد و میدانی است برای محک زدن عیار نمایندگان آذربایجان . اینک است که باید از تمامی آنان و بیشتر از همه از جناب دکتر اعلمی خواست تا نشان دهند برای چه کسی خدمت می کنند ، ملت یا رژیم . اینجاست که باید نشان داد ، در مواقع حساس و لازم به دادخواهی مردم خواهیم آمد و یا این که هدفمان پیگیری نقشه ی وزارت اطلاعات در جذب نیروهای ملی است ؟!

 

 

 

آذربایجان اویرنجی حرکاتی - تبریز

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 19:12  توسط seysan  | 

تحريف تاريخ ايران توسط فيلمسازان جمهوري آذربايجان !!!!!

 

اعتماد ملي: جمهوري آذربايجان ( اران ) پس از آن كه اتحاد شوروي سابق از هم پاشيد ، استقلا‌ل خود را به دست آورد . اين جمهوري كوچك كه رابطه ی تاريخي و فرهنگي پيچيده و غير قابل انكاري با ايران و فرهنگ آن دارد تا زمان جنگ‌هاي ايران و روس به مدت چند هزار سال يك استان ايراني محسوب مي‌شد و پس از آنكه توسط تزار‌ها در دوره قاجاريه از ايران جدا گرديد ، محلي براي تجمع و كار ايرانيان و مهاجرت آنها تبديل گرديد . اما اين جمهوري با از هم پاشيدن امپراتوري تزارها توسط ارتش سرخ تصرف و به يكي از جمهوري‌هاي چندگانه تابع اتحاد شوروي تبديل شد . در دوره سلطه استالين بر شوروي وي دست به سلسله اقداماتي زد تا در تاريخ و جغرافياي منطقه دست برده و از آنها هويت جديدي بسازد . وي در راستاي اين سياست خود نام آذربايجان را براي اران انتخاب كرد و در آسياي مركزي نيز دو شهر سمرقند و بخارا را كه مردمانش هنوز فارسي صحبت مي‌كنند به جمهوري ازبكستان منضم كرد . اما در دهه 90 و با فروپاشي اتحاد شوروي آنچه بنام آذربايجان از شوروي سابق جدا شد در پي يافتن هويت خود بود و بنابراين از همان زمان شروع به تحريف تاريخ و جعل آن كرد . در تازه‌ترين اقدام شبكه‌ تلويزيون دولتي جمهوري آذربايجان ( آذتي‌وي ) در حال تهيه برنامه مستندي براي تحريف تاريخ صفويه است . در اين برنامه ، سلسله صفويه ايران به عنوان < دولت آذربايجان > معرفي مي‌شود . ‌به گزارش ايسنا در باكو ، اين شبكه تلويزيوني دولتي ، در بخشي از سايت اينترنتي خود - كه برنامه‌هاي در حال تهيه در اين شبكه را معرفي كرده - در مورد فيلم < صفويه > كه توسط اين شبكه در حال تهيه است نوشته است : اين فيلم به سلسله صفويه كه در دوره‌اي حدودا 240 ساله در تاريخ آذربايجان در حاكميت بوده است ، اختصاص دارد . سايت اينترنتي شبكه آذتي‌وي در بيان اهداف ساخت اين فيلم افزوده است: هدف اصلي از تهيه اين فيلم ، اهميت دادن به تاريخ صفويه به ويژه تاكيد بر دولت‌گرايي ، دين و فرهنگ‌مان و توسعه نقاشي در دوره شاه اسماعيل است . ‌ در معرفي فيلم < صفويه >  توسط شبكه‌دولتي آذتي‌وي افزوده شده است: قرار است بخش‌هايي از اين فيلم در اردبيل و استانبول تصويربرداري شود . علي علي‌اف نويسنده ، تاريل ولي اف تهيه‌كننده و ماهر جهانگيراف تصويربردار اين فيلم هستند . ‌گفتني است ، در چارچوب سياست دولت جمهوري آذربايجان براي جعل تاريخ ايران زمين ، انستيتوي تاريخ آكادمي ملي علوم جمهوري آذربايجان نيز اخيرا نقشه دوره صفويه را با نام دولت صفوي آذربايجان منتشر كرده است . اين در حالي است كه ، حيدر علي‌اف رئيس‌جمهوري پيشين آذربايجان در واكنش به ابراز نارضايتي‌ها از تحريف تاريخ و نقشه‌هاي تاريخي ايران در كتب درسي جمهوري آذربايجان ، در ديدار با احد قضايي سفير اسبق ايران در باكو ، وعده جمع‌آوري نقشه‌هاي تحريف شده از كتب درسي جمهوري آذربايجان را داده بود . اما طي سال‌هاي اخير با افزايش درآمدهاي نفتي دولت باكو ، تلا‌ش‌هاي حاكميت براي انتشار مطالب در جرايد و كتب و نيز ساخت فيلم‌هاي تحريف شده درباره تاريخ ايران بيشتر شده است . ‌

http://www.roozna.com/Negaresh_site/FullStory/?Id=51960

 

آذربایجان اویرنجی حرکاتی

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 19:4  توسط seysan  | 

دومين زلزله بامداد شنبه در  ميانه با قدرت ‪ ۳/۷ درجه در مقياس ريشتر مردم اين شهر و اطراف آن را وحشت زده كرد . اين زمين لرزه در ساعت 1:51‪ روي داد و براساس اعلام خبرنگار ايرنا ، مردم ساكن در اين شهر از بيم اينكه زلزله‌هاي متوالي ادامه خواهد داشت ، سراسيمه به خيابان‌ها و كوچه‌ها پناه بردند . براساس اين گزارش مردم شهر ميانه به دليل ترس از وقوع زلزله‌اي ديگر ساعاتي از شب گذشته را در خيابان‌ها و يا داخل خودروهاي خود گذراندند . تاكنون هيچ گزارشي از خرابي‌ها و يا تلفات احتمالي دو زمين لرزه كه بامداد امروز در اين شهرستان روي داد ، ارايه نشده است. زلزله نخست در شهر ميانه در ساعت 1:46 با قدرت۵/۴ ‪ درجه در مقياس ريشتر روي داد .

آذربایجان اویرنجی حرکاتی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 19:2  توسط seysan  | 

 

مدتی است که در سولدوز شب ها از ساعت 11 به بعد هرگونه تردد و رفت و آمد ممنوع می باشد که تاکنون افرادی در این خصوص بازداشت و چندین دهنه مغازه نیز پلمپ شده اند . خبرها حاکی از آن است که شب گذشته سه تن از جوانان هویت طلب سولدوز در حین پخش اعلامیه دستگیر شده اند . اعلامیه ها در خصوص مقابله با اشغالگران کورد که در ماه های اخیر فعالیت های گسترده ای در راه رسیدن به هدف نهایی خود که تصاحب سولدوز می باشد ، است . گروه سایه ی سولدوز در این مورد حساس با انتشار اعلامیه هایی سعی در روشن سازی افکار عمومی و دعوت از مردم غیور سولدوز به ایستادگی در برابر اشغالگران خاک و سرزمینمان و مجادله با حامیان تروریستها دارد .

 

 

 

آذربایجان اویرنجی حرکاتی - سولدوز

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 19:2  توسط seysan  | 

بعد از بروز و ظهور طيفي از آقازاده هاي سياسي و اقتصادي اخيرا نسل جديدي از آقازاده هاي فرهنگي كه عمدتا متولدين 1356-57 به بعد هستند به عرصه ی مسئولين فرهنگي !!! ایران پيوسته اند . طيف وسيعي از اين آقازاده ها در لايه هاي مديريت - مياني فرهنگي آنجا كه مستقيم با مردم روبرو هستند در حال به اصطلاح كار كردن هستند . سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران يكي از نقاطي است كه اين آقازاده ها به تشخيص آقاهاي ! خود مشغول به فعاليت در آن شده اند .  چه اينكه اين سازمان با داشتن بيشتر از 300 مركز فرهنگي در شهر تهران استراتژيك ترين نهاد فرهنگي است كه در رژيم مشغول به فعاليت مي باشد . فريدالدين حداد عادل كه به ابولمشاغل معروف است ، فرزند رييس مجلس . وي هم اكنون مشاور رئيس و مسئول جشن هاي رونمايي كتاب در سازمان است . شغلهاي خارج از سازمان وي هم فراوان است سردبيري همشهري جوان ، مديريت مدرسه و ... معلوم نيست با اين همه مشغله چه مشاوره اي قرار است به سازمان بدهد . محمد روح الامين نجف آبادي فرزند رييس انستيتو پاستور ، پدر وي ازنزديكان محسن رضايي و از دوستان باقر قاليباف شهردار تهران است . نامبرده وقتي قرار شد فرزندش با توجه به تغيير مديريت سازمان از انجا برود شخصا نزد نوريان رييس سازمان رفت و نظر وي را برگرداند ! حامد سليماني فرزند سردار سليماني معاون نيروي مقاومت بسيج كه از معاون قاليباف در زمان بسيج و از دوستان خانوادگي وي مي باشد . ايمان شمسايي فرزند حاج حسين شمسايي مداح مخصوص و از نيروهاي بسيار نزديك هاشمي رفسنجاني كه در انتخابات مختلف به نفع طيف هاشمي فعاليتهاي فراواني انجام مي دهد . امين متوليان معاونت فرهنگي اسبق سازمان در زمان علي عسگري و مسئول شاخه دانشجويي ستاد قاليباف در انتخابات 84 داماد آقاي فرشيدي وزير مستعفي آموزش پرورش ، كه اقدامات وي در طول تصدي اين پست حساسيتهاي فراواني را در طيف نيروهاي اصولگرا برانگيخت . وي پس از تسويه حساب و رفتن از سازمان 25 ميليون تومان به عنوان سنوات خدمت جهت 2 سال كار دريافت نمود . محمد توكلي پسر احمد توكلي نماينده مجلس شوراي اسلامي . عضو هيات مديره موسسه آرمان تبليغات شهر وابسته به سازمان فرهنگي هنري . نامبرده در زمان رياست قبلي سازمان طي نامه اي به علي عسگري با عنوان شركت (  ط.ف ) تحت پوشش روزنامه فردا جهت انجام پروژه " تبليغات محيطي براي مناسب هاي تاريخي مذهبي سياسي و... شهر تهران " به مدت 6 ماه مبلغ 93 ميليون تومان در خواست مي كند كه با موافقت فوري عسگري روبرو مي شود و ليكن مدير كل وقت روابط عمومي سازمان ضمن قبول نكردن ماجرا بر اثر فشارهاي وارده مبلغ قرارداد را تا 27 ميليون تومان كاهش داد . نامبرده هم اكنون نيز داراي ارتباطاتي با روابط عمومي سازمان مي باشد . با توجه به سياسي بودن محض اين سازمان فرهنگي ! و با توجه به اين نكته كه نان سياسيون درتنور همين سياسي كاريها گرم مي شود ! بسياري از آقاها !! ترجيح مي دهند آقازاده هايشان در اين محيط مشغول باشند تا هم اصول دعوا و سياسي كاري را فرا بگيرند و هم با داشتن جايگاه درراه رشد را يك شبه طي نمايند .

 

آذربایجان اویرنجی حرکاتی - تئهران

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 18:56  توسط seysan  | 

 اولين مشكل ما  مشكل قرار دادي هاست هر كسي را بخواهند نگه مي دارند و هر كسي را نخواهند اخراج مي كنند. از حقوق و مزايا برخوردار نيستيم ديگه به ما بن نمي دهند و سالي يكدفعه كارگرا را جمع مي كنند وبعد يا سود بهره برداري را به ما نمي دهند و يا نصف مي دهند خيلي كارگرا را اذيت مي كنند . هر دو ماه و يا 45روز به ما حقوق مي دهند با قرض و قوله زندگي مي كنيم و هزار جور مشكلات داريم. كاري كردند كه قشر كارگر هميشه تو سري خور باشد. بالايي ها بيشتر هواي بالاتر ها را دارند تا قشر كارگر .آدم ياد دوران برده داري مي افتد به خدا برده داري نوين هست .

توي تجمع 29 آبان هيچ كدوم ازما نتونستيم شركت كنيم اگر مي فهميدن كه چه كسي شركت كرده بيرون مي كردند و به راحتي اخراج مي كنند. هيچ كدوم از اعضاي شوراي كارگري به فكر كارگرا نيستند و بيخود به اونها راي داديم . ”

 

كاركنان يخچال سازي لرستان 26 ماه حقوق نگرفتند

درتربيون آزاد - خرم آباد يكسال پيش

يك نفر: بنده نماينده 250 نفر كاركنان شركت يخچال سازي لرستان هستم كه اين شركت در سال 82 به‌بعد به‌بخش خصوصي واگذار شده و شركت با 340 هزار متر مربع و توليد روزانه 300 دستگاه يخچال در روز شركت به‌بخش خصوصي واگذار شده و تعطيل شده الآن. كاركنان اين شركت 26 ماه حقوق نگرفتند.

و حالا بعد از  يكسال:

يك كارگر: ما هرچه مراجعه ميكنيم متأسفانه هيچكس جوابگو و پاسخگوي قانع كنندهاي به‌ما نيست.

يك كارگر: به‌خدا قسم زماني كه ما آمديم اينجا سربازهاي اينجا سه سال پيش تسويه كردند رفتند ولي هنوز مشكل ما را حل نكردند.

يك كارگر ديگر: ما الآن بچه هايمان بزرگ هستند، ما پيرمرد شديم، ميخواهيم بازگشايي بشود، هيجده سال سابقه‌ی كار داريم.

ووقتي هم گزارشگر(مرآتي) از نجفي خواه معاون حقوقي نهاد رياست جمهوري ،در اين مورد سوال مي كند جز جواب سربالا چيز ديگري تحويل نمي گيرد وبه راحتي در جواب به گزارشگر (بعد از اينكه مي گويد كه بي اطلاع است و نمي دانم همچين كارخانه اي بوده!!)مي گويد: نميدانم حتماً الآن كسي دارد كه متولي‌اش هست، يعني شما ميتوانيد برويد مراجعه كنيد حتماً آقاي قروقي اينها رو چيز كار ميكنند.

به نظر ما كلمات قادر به تفسير اين مو ضوع نيست نظر شما چيست شايد شما جمله اي پيدا كنيد؟؟؟

 

منبع: فریاد کارگر

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 21:18  توسط seysan  | 

 گزارش خبرنگار «جهان» از خرمشهر ، بيش از سيصد تن از كاركنان شركت كشتي سازي اروندان از چند روز گذشته دست به اعتصاب و تحصن در محوطه اين كارخانه زده‌اند.

يكي از متحصنين به «جهان» گفت: عدم پرداخت مطالبات سال 85 و حقوق ماه‌هاي مهر و آبان امسال و اعتراض به درج خبري در خبرگزاري مانا از قول مديرعامل اين شركت، دلايل اصلي تحسن و اعتصاب كاركنان كشتي سازي اروندان است.

گفته مي‌شود شركت اروندان طي سال‌هاي گذشته خسارت عمده چندين ميليون دلاري به شركت كشتيراني والفجر وارد آورده است.

با تداوم عدم پرداخت حقوق و پاداش هاي معقوقه کارکنان اين کشتي سازي اين اعتصاب وارد چهارمين روز خود شده است

در اين واحد صنعتي که از مشکلات مالي و مديريتي رنج مي برند، کارکانان کشتي سازي اروندان از رئيس جمهوري و دولت خواسته‌اند به وضعيت بد کشتي سازي اروندان پايان و زندگي مشقت بار آنان را از اين وضعيت نجات دهند.

پيك ايران

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 21:14  توسط seysan  | 

جمعي از کارگران پالايشگاه گاز فازهاي  9 و 10 عسلويه روز دوشنبه 19 آذر ماه در اطلاعيه اي بازداشت کارگران و دانشجويان از سوي جمهوري اسلامي را محکوم کردند که متن آن به شرح زير مي باشد.

با اوج گرفتن مبارزات حق طلبانه و آزادي خواهانه در جامعه، موج بازداشتها و اذيت و آزارهاي فعالان جنبشهاي مختلف اجتماعي گسترده تر شده و به نظر مي آيد که ميل به روند شدت دهي به سرکوبها در حال افزايش است. اين تمايل سرکوبگرانه در مدت حدود يک سال گذشته بيشتر از پيش نمايان بوده است. دامنه اين نوع سرکوب شدت يافته از بازداشت "محمود صالحي" قبل از 11 ارديبهشت و سرکوب کارگران سنندج در روز جهاني کارگر نمود  پيدا کرد و ادامه آن سرکوب و بازداشت کارگران نيشکرهفت تپه تا بازداشت دانشجويان آزاديخواه در روز 13 آذر و بعد از آن است.

منبع: فریاد کارگر

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 21:12  توسط seysan  | 

بیانیه چپ کارگری دانشگاه های ایران:

 

برای آزادی دانشجویان دربند متحدانه بکوشیم

 

دانشجویان، زنان، کارگران و تمامی انسان های آزادی خواه ایران و جهان!

 

در ادامه روند گسترده ی سرکوب فعالان عرصه های مختلف جنبش های اجتماعی در جامعه ی ایران در طی روز ها گذشته شاهد بازداشت و به بند کشیدن بیش از 30 تن از فعالان دانشجویی از رفقای چپ و آزادی خواه بودیم.

حاکمیت جمهوری اسلامی به خاطر هراس از برگزاری مستقل بزرگداشت روز دانشجو در 13 آذر بنا به فراخوان جریانات مختلف چپ و آزادی خواه از چند روز قبل اقدام به بازداشت چند تن از رفقای دانشجو کرد. تا به خیال خود جلوی برگزاری این مراسم را بگیرد اما همان طور که در این چند روز شاهد بودیم نه تنها این خیال اش نقش بر آب شد بلکه شعله های اعتراضات به حق دانشجویان دانشگاه های سرتاسر کشور را فراگرفت.

 نیرو های امنیتی _اطلاعاتی و سرکوب گر حاکمیت در اقدامی ضد انسانی به خانه های دانشجویان یورش برده و آنان را بازداشت کردند. عده ای را از جمله کیوان امیری الیاسی  دانشجوی کارشناسی ارشد صنایع دانشگاه شریف، علی سالم دانشجوی کارشناسی ارشد پلیمر دانشگاه پلی تکنیک، نسیم سلطان بیگی دانشجوی کارشناسی ارتباطات دانشگاه علامه را در خیابان ربودند. همچنین در ادامه سرکوب هایی که به جرات می توان گفت از 18 تیر 78 تاکنون بی سابقه بوده است تعدادی از دانشجویان را قبل و بعد از مراسم پرشکوه 13 آذر در درون دانشگاه ربودند. با وجود تمامی این اقدامات سرکوب گرایانه مراسم بزگداشت روز دانشجو در 13 آذر بسیار پرشکوه برگزار شد تا نشان دهد که دانشجویان اجازه نمی دهند دانشگاه و سرتاسر جامعه به یک پادگان بزرگ تبدیل شود.

 

دانشجویان!

 

در این چند روز اعتراضات گسترده ای را در دانشگاه های سرتاسر کشور شاهد بودیم. مراسم پرشکوه 13 آذر در دانشگاه تهران و در ادامه اعتراضات دنباله دار دانشجویان در دانشگاه های شیراز، آزاد تبریز، مازندران، اصفهان، آزاد کرمانشاه، فردوسی مشهد، سهند تبریز، علامه طباطبایی تهران، صنعتی شاهرود، بوعلی همدان و...... نشان داد که با وجود تمامی اقدامات سرکوب گرایانه، دانشجویان با عزمی استوار تا لحظه ای که تک تک رفقای دربندشان بدون قید و شرط آزاد نشوند و تمامی خواست های دانشجویان محقق نگردد دست از اعتراض و مبارزه نخواهند کشید.

 

زنان!

 

بیش از نیمی از جمعیت دانشجویان را زنان و دخترانی تشکیل می دهند که در دانشگاه ها نیز همچون جای جای این جامعه ما مورد ستم به بهانه ی جنسیت شان قرار دارند. در این روزها حضور چشم گیر و متحدانه دختران دانشجو و بازداشت دست کم 4 تن از آنان( نسیم سلطان بیگی، ایناز جمشیدی، انوشه آزاد بر و سارا خادمی) و از همه این ها مهم تر استواری و مبارزه ی مثال زدنی مادران دانشجویان دربند این همه نشان از آن دارد که زنان جامعه ی ما بعد از سده ها ستم به بهانه ی جنسیت شان این بار برای رهایی زن که به واقع رهایی جامعه است، به میدان آمده اند. دانشجویان نیز همواره خود را متحد جنبش زنان می دانند و خواست آزادی فعالان زن زندانی و رفع تمام اشکال ستم  جنسیتی یکی از محور های خواست های دانشجویان بوده است. در این جا جا دارد بار دیگر  حمایت قاطعانه ی خود را از تلاش های خستگی ناپذیر و ستودنی و بی نظیر مادران دانشجویان دربند را اعلام کنیم.

 

کارگران!

 

فعالان چپ جنبش دانشجویی بر این اعتقاد راسخ هستند که اصالت فعالیت شان تنها در گرو پیوند با طبقه کارگر است. چون بر این اعتقادیم که طبقه کارگر نیرویی است که با تغییر رادیکال و بنیادین تمامی مناسبات اجتماعی_طبقاتی هم خود را رها می کند و هم کلیت جامعه را! فعالان چپ جنبش دانشجویی بارها گام های عملی برای پیوند با طبقه کارگر برداشته اند  امروز زمان آن است که طبقه کارگر به حمایت از فرزندان خود در دانشگاه برخیزد. در این چند روز حمایت های بی شمار تشکل ها، اتحادیه ها، کمیته ها و گروه های  مختلف کارگری نشان از آن دارد که کارگران گام هایی را در این راستا برداشته اند.

دانشجویان با مطرح کردن شعار آزادی کارگران دربند( محمود صالحی فعال سرشناس جنبش کارگری، منصور اسالو، ابراهیم مددی و رضا دهقان) و شعار اتحاد استراتژیک با جنبش کارگری خود را هم سرنوشت با طبقه کارگر  می دانند. پس کارگران مبارز ایران و جهان برای رهایی دانشجویان زندانی و تمامی کارگران و انسان های آزادی خواه در بند بشتابید. چون زندان جزئی از نظام سرکوب طبقاتی طبقه مسلط بر ضد کل  جامعه است و مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی جز جدایی ناپذیر از مبارزه طبقاتی است.

 

اشاره ای به بیانیه وزارت اطلاعات و تلاش های مذبوحانه جناح های مختلف حاکمیت

 

در این چند روز در کنار آن که شاهد اعتراضات و مبارزات پی گیر دانشجویان در دانشگاه های سرتاسرکشور از تهران گرفته تا مشهد  از تبریز گرفته تا شیراز از کرمانشاه گرفته تا شاهرود و... بودیم. در کنار آن که شاهد مبارزات بی نظیر خانواده های دانشجویان در بند بودیم. شاهد حمایت های جنبش های اجتماعی خصوصا زنان و کارگران از دانشجویان بودیم و ... . در کنار این همه شاهد تلاش مذبوحانه حاکمیت و جناح های رنگارنگ آن برای سرکوب و به انحراف کشیدن اعتراضات به حق دانشجویان نیز بوده ایم. در این میان نکته ی جالب صدور بیانیه ای از طرف وزارت اطلاعات بود که هر خواننده ای را تنها وادار به زدن یک پوزخند می کرد.

در این بیانیه اتهامات واهی به دانشجویان مبارز دربند نسبت داده شده بود که به واقع تنها لایق خود صادر کنندگانش و روسای بالاترشان بود. در واقع این خود حاکمان و وزارت خانه هایش هستند که در زندگی مردم جامعه ی ایران اخلال ایجاد می کنند در نتیجه عنوان "اخلال گر" لایق خود آنان است. این حاکمان و وزارت خانه هایش هستند که همواره برای سرکوب و پادگانی کردن فضای جامعه و دانشگاه دست به اعمال خشونت می زنند. دانشجویان هیچ نیازی به "جمع آوری سنگ و تیرکمان و نارنجک صوتی " ندارند. بلکه قدرت متحدانه آنان بهترین پاسخگوی هر قدرت قهر آمیزی خواهد بود که از طرف حاکمان و وزارت خانه هایش  اعمال شود.

از طرف دیگر در 3 دهه ی اخیر دیگر برای همه ی ما عادی شده است که حاکمیت و وزارت خانه های سرکوب گرش  معترضان و مخالفان شان را به انواع انگ های ناروا متهم می کنند و این روش رسواتر از آن است که نیازی به پاسخگویی داشته باشد. تنها باید با یک پوزخند از کنار آن گذشت  همان طور که باید به این هزیان پردازی هایشان در مورد "توهین به مقدسات" " و " کتب ضاله" آن هم در عصر ارتباطات و انفجار اطلاعاتی و چاپ انواع کتاب های مختلف تنها باید خندید. همان طو.پری که در مورد هزیان های شان در مورد " مشروبات الکلی" تنها باید خندید.

همچنین جا دارد در این جا به تمامی جناح های حاکمیت هشدار دهیم که در آستانه ی خیمه شب بازی دیگری به نام انتخابات، نمی توانند اعتراضات دانشجویی را منحرف کرده و آن را وسیله ای برای جمع آوری رای بکنند. جناح های رنگارنگ اصلاح طلب خصوصا شیوخ اصلاحات و سیدان خندان و سرداران بی سرباز!! باید بدانند که دوران حکومت دولت اصلاحات شان یکی از اصلی ترین عوامل به وجود آورنده ی شرایط  نا مطلوب کنونی بوده است  و دانشجویان و تمامی مردم ایران حافظه ی تاریخی قوی دارند و فراموش نمی کنند. پس بهتر است خیال هرگونه سو استفاده از اعتراضات اخیر دانشجویی را برای کسب کرسی های بیشتر در مجلس فرمایشی شان را از سر بیرون کنند که

 

برای ما دیکتاتور ، دیکتاتور است. چه با لبخند و عبای شکلاتی چه با اخم و کت کرمی!

 

در مقابل دیکتاتور تنها  حرفی که می زنیم همانی است که در تمامی تجمعات این چند سال سرداده ایم:" مرگ بر دیکتاتور"

 

انسان های آزادی خواه ایران و جهان!

از همه می خواهیم که برای رهایی تک تک رفقای دربندمان همچنین زنان، کارگران و تمامی زندانیان سیاسی با هر گرایشی بکوشیم. می بایست صدای اعتراض خانواده های رفقای دربندمان را به گوش تمام جهان برسانیم. از همه می خواهیم که از مبارزات هر روزه خانواده های رفقای دربندمان به هر صورت ممکن در عمل دفاع کنند. نباید اجازه دهیم دانشجویان زندانی فراموش شوند. نباید اجازه دهیم که تا لحظه ی آزادی بی قید و شرط تمامی آنان به همراه تمامی زندانیان سیاسی  شعله ی این مبارزه بی امان خاموش شود. پس متحدانه برای آزادی تمامی  زندانیان سیاسی و خصوصا بیش از 30 دانشجوی دربند بکوشیم.

در آخر بار دیگر ضمن دعوت از همه برای یک مبارزه جدی و متحدانه  برای آزادی رفقای دربندمان بار دیگر بر خواست های به حق جنبش های اجتماعی و خواست های جنبش دانشجویی که در این چند روز بار ها در انحای مختلف  تکرار شده است تاکید می کنیم و اعلام می داریم تا لحظه ای که تمامی رفقایمان آزاد نشوند و به خواست های مان نرسیم از مبارزه دست نمی کشیم. در زمانه ای که دیگر اصلاحات مرده است فریاد زنده باد انقلاب را بلندتر از همیشه تاریخ سر خواهیم داد.  با اعلام اتحاد جنبش دانشجویی و  جنبش زنان با جنبش کارگری و تاکید دوباره بر تحقق تمامی خواست های انسانی مان تنها راه رهایی انسان ها را تحقق سوسیالیسم می دانیم.


چپ کارگری دانشگاه های ایران

منبع:  http://www.avayedaneshgah.blogfa.com/

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 20:31  توسط seysan  | 


امروز که در خبرها خواندم طرح ویژه ی زمستانی نیروی انتظامی از فردا آغاز می شود ، ابتدا تصور کردم که این طرح ربطی به برف و باران و ستاد های برف روبی تهران و غیره .... دارد !

اما فهمیدم که ماجرا از این قرار است که آقای رادان فرمانده ی نیروی انتظامی با اعلام برنامه های برخورد نیروی انتظامی با خانم های بدحجاب ، استفاده از چكمه‌هاي بلند روي شلوار، استفاده از كلاه به جاي روسري، استفاده از مانتوهاي تنگ و چسبان و استفاده از كاپشن‌هاي كوتاه به جاي مانتو را از جمله مصاديق برخورد با بد پوششي دانسته است .

اما جالب آنجاست که آقای رادان این طرح را دارای مبنای علمی ( !! ) دانسته و گفته اند شروع اين طرح مبناي علمي داشت و انتخاب مصاديق طرح نيز برگرفته از نظرات علمي و نظرسنجي از مردم كه توسط مراكز علمي معتبر انجام شده است صورت گرفته است. من حقیقتا علاقه مندم بدانم که کدام مرکز تحقیقتاتی و دانشگاهی ، خروجی تحقیقاتش این بوده است که چکمه بلند روی شلوار و مانتوی تنگ و چسبان از مصادیق مفاسد اجتماعی و سبب تحریک مردان می شود!!


اما جالبترین نکته سخنان آقای رادان آن است که رادان در پاسخ به پرسش ديگري مبني بر اينكه رئيس عقيدتي سياسي نيروي انتظامي اعلام كرده‌ است كه در اجراي طرح امنيت اجتماعي ملاك ما شرع است نه عرف و بنابراين پوشيدن چكمه‌هاي بلند چه مشكلي خواهد داشت گفت است : قرار گرفتن شلوار در داخل پوتين‌هاي بلند ايجاد تبرج (خودنمايي به نامحرم) مي‌كند و بنابراين از لحاظ شرعي نيز مشكل دارد !!

مهمترین نکته در این میان آن است که چه کسی معیار تبرج را مشخص می کند و دیگر آنکه چه مکانیزمی برای تشخیص موارد تبرج در آینده وجود دارد . آیا غیر از آن است طالبان نیز چهره ی زنان را از موارد تبرج می دانسته است ! پس تفاوت این تفکر با تفکر طالبانی آیا غیر از تشخیص موارد تبرج است ؟ آیا غیر از آن است که ممکن است طی ماههای آینده چهره ی زنان هم در ایران از موارد تبرج دانسته شود و آنان را به زیر پوشیه ها تبعید کنند .

وای به حال مردان این جامعه که آنچنان ضعیف النفس هستند که از دیدن حتی چکمه ی زنان نیز تحریک می شوند و حقیقتا با ادامه این دیدگاه و روند تعیین مصادیق فساد در جامعه ، آیا می توان هدفی دیگری برای اینگونه برخوردهای بدوی جزء هدف هدایت دوباره ی زنان به درون اندرونی ها پیدا کرد ؟

دختران چکمه پوش امروز همگی فرزندان دیروز سیستم آموزشی دینی و اسلامی ای است که سالها دین را با تحکم به آنها تحمیل کرده اند . آیا به جای این بگیر و ببندها به این فکر کرده اند که چه چیز سبب شده است که این چنین با ذره بین به دنبال مصادیق فساد این فرزندان دیروز باشند ؟! سالهاست آنچنان جوانان این سرزمین را به زور و با باتوم و بگیر و ببند و تعهد و ... به سمت بهشت هل داده اند که این نسل عصیان زده از انتهای جهنم به بیرون جهیده اند !

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 21:12  توسط seysan  | 

یالثارات الحسین فروش فیلم های مستهجن و بی حجابی را از مظاهر سکس آشکار و هر‌ آنچه را که نیروی انتظامی نسبت به آن بی توجه است را از مظاهر این سکس بیان کرد.

یالثارات در ادامه در تعریف سکس پنهان، عشوه و غمزه بعضی مجری های خانم صدا و سیما، شوخی و خنده های دو به دوی مجریان مرد و زن صدای جمهوری اسلامی، فرم آرایش زنان بازیگر سیما و سینما و تصاویر نشریات زرد را از مظاهر سکس پنهان بیان کرد.

گفتنی است اگر چه یالثارات الحسین ارگان رسمی مطبوعاتی انصار حزب الله محسوب می شود ولی تاکنون بارها با دادن نسبت های ناروا به برخی مسئولین و نیز به بازیگران و مجریان سینما و تلویزیون سبب ناراحتی آنها را فراهم آورده است. انتشار مطالب خلاف عفت عمومی در هفته نامه ای که ادعای اصولگرایی دارد جای صدها تعجب است.

این وظیفه وزارت ارشاد است که آنها را وادار به رعایت عفت عمومی کند. البته اگر در این رابطه هم یالثارات خودی تلقی نشود.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 21:9  توسط seysan  | 

گزارشی از توافق پنهان کوردها و دفتر تحکیم وحدت : امسال ما شاهد نشست‏هاى دفتر تحكيم وحدت كه در خانه‏هاى تيمى در بيرون از دانشگاه براى مراسم روز 16 آذر كه در روز 18 آذر در دانشگاه تهران برگزار شد هستيم كه از هفته‏هاى قبل به توافقات و نقاط مشتركى دست پيدا كرده و اين توافق به اين شكل انجام مى‏شود كه جريانات كردى در دانشگاه تهران تجمع و ميتينگ خودشان را در ساعت 11 روز 18 آذر اعلام كنند ، بعد از رايزنى‏ها و توافقاتى كه صورت گرفت ، بنا شد كه اين ها بيانيه ی مشتركى صادر و به يك تفاهم دست بيابند كه ساعت 12 ظهر همان ‏روز و همزمان با دفتر تحكيم اين مراسم را برگزار كنند و با پيوستن به جريان تحكيم به نمايش قدرت در صحن دانشگاه تهران بپردازند . يكى از برنامه‏هاى اين جريان اين بود كه بتوانند امسال در دانشگاه تهران با ايجاد يك فضاى ملتهب از صحن دانشگاه خارج شوند و اغتشاش و آشوبى را براى نشان دادن قدرت خودشان در خيابان انقلاب به نمايش بگذارند كه با توجه به شناسايى و اقداماتى كه صورت مى‏گيرد موفق به انجام اين كار نمى‏شوند . با اين مقدمات بايد گفت كه در مورد مراسم 18 آذر امسال ، گروه‏هاى کوردی و افراطيون تحكيم وحدت از روزهاى قبل فراخوان داده و درصدد بودند كه از طريق گرفتن وسائط نقليه ی دانشگاه‏ها بخشى از نيروهايشان را به تهران منتقل كنند ، حتى تحت اين پوشش در بعضى از دانشگاه‏ها به معاونت فرهنگى مراجعه كرده و با عنوان زيارت مراجع قم درخواست اتوبوس داده بودند . اين ها به دنبال اين بودند كه روز پنج‏شنبه در قم باشند و روز جمعه در تهران با سحابى ديدار كنند و روز شنبه برنامه‏اى ديگر و روز يكشنبه بتوانند در تجمع 19 آذر دانشگاه تهران حضور پيدا كنند كه خوشبختانه اين جريان خنثى شد و صرفاً در دانشگاه شهركرد موفق مى‏شوند اتوبوسى را تحت عنوان زيارت قم و جمكران بگيرند . از سوى ديگر طبق خبرهاى رسيده خيلى از شورشيان حاضر در دانشگاه تهران با وسيله ی شخصى به تهران آمده بودند و مثلاً يك تاكسى سمند زرد رنگ شب قبل از 18 آذر چند نفر از اكراد تجزيه‏طلب را وارد كوى دانشگاه تهران مى‏كند و حتى فردى به اسم فرشاد ( کسی که کانون غیر قانونی زاگرس را در تبریز بنا نهاد ) كه در يكى از اين خانه‏هاى تيمى عضويت داشته به اتفاق شخصى به نام سهراب از شمال عراق وارد كشور مى‏شوند و گزارش شده كه برخى از عناصر پژاك نيز در داخل كوى دانشگاه مشاهده شدند و افرادى نيز مشاهده شده‏اند كه در روز 18 آذر از ديگر دانشگاه‏هاى كشور از قبيل دانشگاه بوعلى همدان و كردستان و ... به تهران آمده بودند و حتى بنابر اسناد موجود جريانات غيردانشجويى نيز از خود تهران وارد دانشگاه شده بودند كه عكس اينها نيز موجود است .

كار به جايى مى‏رسد كه جريانات کوردی از روزهاى قبل اعلام كرده بودند كه پرچم اقليم كردستان را در روز 18 آذر در دانشگاه تهران به اهتزاز در مى‏آورند كه جلوى اين كار گرفته شد . بر خلاف بسيارى جوسازى‏ها هسته ی اصلى اينها در مراسم 100 نفر بودند كه اسم و مشخصات اكثر آنها ؛ موجود است . دانشجويى مثل مهديه - گ كسى است كه دانشجوى دانشگاه علامه است و دو ترم تعليق خورده است و ديگرى فرشيد - الف از دانشگاه علامه اخراج شده است . به گزارش منابع مطلع ، ترفندهاى خاصى براى آشوب و سوء استفاده از مراسم امسال در نظر گرفته شده بود . يكى از آن ها استفاده از كارت جعلى دانشگاه تهران توسط افراد خاطى بود كه چون مى‏دانستند دربها كنترل مى‏شوند تعداد قابل توجهى كارت دانشجويى دانشگاه تهران جعل شده بود . اين در حالى است كه برخلاف تظاهر طيف علامه دفتر تحكيم ، اين تجمع غيرقانونى و بدون مجوز نه تنها هيچ سنخيتى با مسايل دانشجويى و صنفى پيدا نمى‏كند بلكه مبدل به تجمع گروهى کورد تروریست مى‏شود كه با شعارهايى چون ( استقلال كردستان حق مسلم ماست ) ، ( كردستان يكپارچه ، آرمان ملت كرد ) ، ( نابود باد دشمنى عليه مبارزات حق‏طلبانه ملت كرد ) و ... همراه مى‏شود .

در خاتمه ی گزارش متذکر می شویم در صورت ادامه ی گستاخی های کوردهای متجاوز ، اسناد دیگری از مزدوری آن ها برای فارسیست های دولتی افشا خواهیم کرد .

 

آذربایجان اویرنجی حرکاتی – تئهران

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 20:25  توسط seysan  | 

ماموران رژیم اقدام به نصب دستگاه های شنود در تمامی میادین شهر می کنند .

 

به گزارش رسیده از تبریز هم اینک و در نیمه شب 5 شنبه ماموران امنیتی رژیم با هجوم به خیابان ها و با کمک جرثقیل به نصب دستگاه های شنود در تمامی میدان های اصلی شهر پرداخته اند . به نظر می رسد رژیم از ترس تظاهرات تورک های هویت طلب در روزهای آتی و به مناسبت روز نسل کشی ملت آذربایجان دست به این اقدامات زده باشد . تا به این لحظه این میادین به این دستگاه ها مسلح گشته اند : سه راه تربیت – چهارراه باغشمال - چهارراه هفده شهریور – روبروی برج آذربایجان - سه راه فردوسی – چهارراه امین – چهارراه شهناز – فلکه زعفرانیه – فلکه ی بزرگ ولیعصر – میدان میرداماد – در راستا کوچه نیز در دو سمت این میدان دو دوربین به صورتی کاملا مخفی و در بالای دو ساختمان مشرف تعبیه گشته اند .

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 20:18  توسط seysan  | 

ایران : آذری ، بزرگترین گویش زبان فارسی !!!

 

روزنامه ی ایران در 21 آذر به نقل از استاد زبان فارسى دانشگاه اوپسالا سوئد در همايشى با عنوان « زبان ها و گويش هاى در حال انقراض » كه در گرگان برگزار شد نوشت: طبق بررسى هايى كه انجام شده ۶۷ گويش در ايران وجود دارد . پروفسور كارينا جهانى گفت: هم اكنون در ايران برخورد مناسبى با گويش هاى محلى شده و به آن ارزش داده مى شود در صورتى كه در زمان رژيم گذشته به اين مسأله اهميت داده نمى شد و قائل به تك زبانى بودند . وى افزود: آذرى بزرگ ترين گويش و « كوروشى » يكى از كوچك ترين گويش هاى موجود در ايران است كه حدود ۲۰۰ نفر به آن صحبت مى كنند . اين استاد زبان شناسى ادامه داد: كوروشى ها قومى كوچك و شتردار هستند كه در كنار قشقايى ها زندگى مى كنند و زبان آنها طبق بررسى هاى انجام شده به بلوچى نزديك است . وى با برشمردن برخى زبان ها مانند تركمنى ، فارسى ، سيستانى ، بلوچى ، كردى ، عربى ، آذرى ، قشقايى و بختيارى اظهار داشت: طبق بند ۱۵ قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران استفاده از زبان هاى قومى و محلى در كنار فارسى مجاز است اما آنها براى تدريس در مدارس نياز به ادبيات كتبى دارند . عضو بنياد ايران شناسى ، افزود: هم اكنون زبان هاى ارمنى و آشورى به سبب ادبيات كتبى كه داراست در مدارس اقليت ها تدريس مى شود ، ولى بيشتر زبان هاى محلى داراى ادبيات شفاهى هستند . جهانى بيان داشت: فولكلور ، شعر و داستان هاى تاريخى در گويش هاى محلى تاريخچه اى از قوميت هاى مختلف را با خود به همراه دارد اما بيشتر آنها شفاهى است . وى در قسمتى از سخنانش با بيان اين كه اغلب گويش ها در ايران در حال فراموشى است افزود: در مورد وضع گويش هاى موجود نمى توان به طور كلى جواب داد بلكه هر گويش شرايط خاص خود را دارد . اين محقق سوئدى درباره علل فراموشى گويش ها گفت: بالا رفتن ميزان باسوادان در ايران نه فقط سطح دانش فارسى را بالا برده بلكه علاقه مندى مردم به يادگيرى آن را افزايش داده و گويش هاى محلى كمرنگ شده است . وى درباره علل فراموشى گويش ها افزود: والدين مايلند بچه ها براى رفتن به مدرسه فارسى را بهتر از زبان محلى بياموزند ضمن اين كه خانواده ها فكر مى كنند اگر بچه ها ۲ زبان فارسى و محلى را ياد بگيرند در يادگيرى زبان هاى ديگر دچار مشكل مى شوند كه عكس آن ثابت شده است . وى با بيان اين كه تلويزيون يكى از دلايل ضعيف شدن زبان هاى محلى است گفت: ۳۰ سال پيش در روستاهاى ايران برق وجود نداشت اما اكنون به تمام كشور برق رسانى شده و نخستين پيامد آن وجود تلويزيون در خانه هاست كه در تغيير گويش ها تأثيرگذار بوده است . جهانى ادامه داد: بچه ها به جاى گوش دادن به قصه ها و شعرهاى كهن به تلويزيون گوش مى دهند و علاقه آنها به تلويزيون سبب شده به جاى زبان محلى تنها زبان فارسى را ياد بگيرند . وى كه تحقيقات زبان شناسى خود را در سيستان انجام داده ، گفت: زبان هاى محلى و قومى در اقتصاد سنتى رشد مى كنند و با مدرن شدن جامعه ايران و افزايش درآمدها هم اكنون گويش هاى محلى به فراموشى مى رود . به گفته وى ، هم اكنون با اقامت گزينى مردم تهران در شمال استفاده از زبان فارسى در اين منطقه بيشتر شده و در جنوب كشور نيز در بنادر ، مناطق نفت خيز و آزاد كه تجار غيربومى سكنى گزيده اند اين مسأله در حال تكرار است . وى با اشاره به اين كه ۷ هزار گويش در دنيا وجود دارد كه نيمى از آن در حال از بين رفتن است گفت: هنوز مى توان به زنده و باقى ماندن زبان ها دل بست زيرا هم اكنون در دنيا پديده اى جهانى در حال شكل گيرى است و آن ۲ زبانگى و بازگشت هر انسان به اصل خود است . وى كه فارسى را به خوبى صحبت مى كرد با افتخار به دانستن زبان فارسى گفت: گويش هاى محلى جزيى از ميراث فرهنگى ايران است كه براى افتخار آن لازم است والدين براى زبان هاى اصلى خود ارزش قائل شوند و آنها را به فرزندان ياد دهند .

تشکل آرمان

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 20:15  توسط seysan  | 

سیاست و افیون

این دو واژه نمی بایست  در دنیای واقعی در کنار هم بنشینند. آمیخته شدن قدرت مستتردر عالم سیاست در تاثیر سحر آمیز مصرف افیون،  کمتر به خیر و برکت ملل منتهی شده است. حکومتها و بسیاری از گروههای شبهه نظامی و تروریستی در سراسر دنیا برای کسب منابع مالی مورد نیازشان بارها در دام قاچاق مواد مخدر گرفتار آ مده اند.

گروههایی که امکان استفاده از سلاح را در تفکر سیاسی و  یا ایدولوژیک علاقمندان خود آزاد تلقی کرده اند،  مشخصاً بیشتر میل  ورود به بازار کثیف و ویرانگر قاچاق منطقه ای و بین اللمللی مواد مخدر و اسلحه،  را دارا می باشند.

متاسفانه امروز، کشور افغانستان، همسایه شرقی و فقیر و بی صاحب ایران بیشتر از هر دشمن قدرتمند دیگری موجبات ویرانی کشور و مردم را فراهم آورده است. اثبات این ادعای بزرگ مسلماً در یک مقاله کوتاه میسر نخواهد بود و از همین رو می بایست متعهد شوم تا طی مقالات متعدد دیگری این دین سنگین و خطیر را به سلامت به انجام برسانم.

متهم  کردن  پلیس  و یا نیروهای مرزبانی کشور برای تداوم  و رشد بی رویه ورود چند تن، مواد مخدر به داخل کشور،   کاری است ساده، اما شتابزده  و بدور از عقل و منطق.  فساد  نیروهای مسئول در مبارزه و کنترل قاجاق افیون در سرار جهان، موضوعی است بسیار روشن و قابل بررسی و آنچنان رسوا که احتیاج به سند و مدرک و اثبات ندارد. اما آنچه در ایران ما می گذرد مصداق سادهء این معضل نیست.

به استناد اعترافات تیمسار ابویی رئیس سازمان مبارزه با مواد مخدر،  این سازمان تا سال هشتاد و پنج  توانسته است حضور دومیلیون نفر معتاد را در جامعه، تایید کند. اما این اظهارات تلخ مجدداً با تاکیید رئیس کمیته اجتماعی مجلس بیشتر موجبات تاسف و تاثر را فراهم آورد که  ایشان مدعی صدر نشین بودن ایران، در جدول آماری تعداد معتادان، در طراز جهانی می باشد. ایشان از رقم وحشتناک " سه میلیون " یاد کردند و خاطر نشان شدند این آماری است که دستگاهای دولتی از آن مطلع هستند.

روزنامه کیهان در دو ماه گذشته طی مقاله ای، اشاره  به مرگ دوسوم مبتلایان به ویروس ایدز در کشور نمود که همگی به دلیل استفاده مشترک از سرنگهای آلوده بوده است. از هر بیست وچهار نفر ایرانی یک نفر معتاد به مواد مخدر است. این آمار بر اساس معیارهای سنجش حکومت منتشر شده است و دلیلی برای تشدید و یا بزرگنمایی وجود ندارد چرا که آمار به اندازه کافی وحشت انگیز می باشد.

نماینده ایران  در نشستی در سطح  وزرا در سازمان ملل یادآور شد " ایران هر ساله سه هزار نفر از بهترین فرزندانش را در راه مبارزه با این معضل اجتماعی از دست می دهد. و جهان باید بپذیرد که حکومت ایران و نیروهای امنیتی و نظامی ایران تحت هیچ شرایطی، خود، بازیگر این بازار سودا و مرگ نیستند." . حقانیت این ادعا  نزد جهانیان، آنگاه دچار شک و تردید می شود که اسناد زیادی  مبتنی بر حضور تعداد کثیری از فرماندهان نیروی سپاه قدس در معاملات اسلحه افغانستان رو می شود.

در کشوری که بسیاری از فرزندان شجاعش، شبانه روز در تلاش برای کنترل این سودای مرگ هستند، متاسفانه عده ای سیاس دور از شرف و حرمت انسانیت، در جهت تامیین نیازهای ایئدولوژیک و سیاسی خود، حاضرند به قیمت آتش زدن بنیان های اجتماعی کشور منابع مالی خود را فراهم کنند. مدارک و مستندات ارائه شده به مقامات ایرانی در جهت روشنگری برنامهای ترانزیت مواد مخدر توسط فرماندهان سپاه با ذکر اسامی و تاریخ وتجهیزات در قالب عکسهای ماهواره ای و اعترافات افراد طالبان و رابطهای گروهایی چون حماس و جهاد اسلامی و افراد القاعده آنچنان دفاع از شرافت و همیت مردان جان بر کف کشورمان  را سخت ساخته است که در رودرویی با این اطلاعات و آمار و اسناد جز خجالت و عرق شرم هیچ برایمان باقی نمی ماند.

این عدهء معدود در ساختار فرماندهان امنیتی و عملیاتی سپاه جداً در تلاشند تا حضور فرماندهان نیروی پلیس و مرزبانی کشور را در این عرصه به حداقل برسانند. در جلسه امنیت استان کرمان، مسئولین رسماً فرمانده نیروی انتظامی استان را از جلسه مرخص می کنند تا شرایط حضور پلیس در توجیه موضوعات مرتبط  با قاچاق اسلحه و مواد مخدر به حداقل برسد.  پرونده فساد مالی و اخلاقی معاونتهای امنیتی وزیراسبق اطلاعات، فلاحیان، همچنان موضوع مورد دعوای نهادهای بین اللمللی است. این مناقشه محرمانه از زمان صدارت فلاحیان در وزارت اطلاعات با همکاری سپاه قدس در سپاه، برعلیه کادر رسمی و مسئول در نیروی انتظامی آغاز شده است. فراهم نشدن امکانات مورد نیاز نیروی انتظامی و مطلع شدن قاچاقچیان بین اللمللی از برنامه گشت های متداول، و تعداد نیروهای آماده در هر شب، نمی تواند فقط یک " اتفاق" تلخ محسوب شود. این وضع، سالهاست که ادامه دارد و هر روز وخیمتر از روز گذشته پیش میرود.

 وحشت بیان این وقایع تلخ و یا حتی  تهیه گزارشی سری برای مقامات اول کشور بیشتر از هر موضوع دیگری نگران کننده شده است. ریسک بالای تهیه گزارش و توجیه مخفیانه رفسنجانی برای برکناری فلاحیان از این قدرت  تجاری بی حد و حصر، خود موضوعی است که باید روزی توسط آن چند  نفر مطلع، در شرایط آرام و بی خطر برای آیندگان، بازگو شود.

 تلاش شجاعانه نیروهای پلیس در کشف پانصد و چهل کیلو گرم تریاک از ماشین  یکی از فرماندهان سپاه  که بخاطر ملاحظات خاصی از معرفی نامش در این مقاله صرف نظر می کنم، سبب تشددید و تقویت گزارشات سری و محرمانه ای شد که تماماً تلاش می کردند تا مقامات اول کشور را از رشد و تقویت باندهای قاچاق اسلحه و مواد مخدر   در بدنه ساختار فرماندهان امنیتی و نظامی سپاه مطلع سازند.

همراهی واژگان سیاست و افیون در ساختار قدرت حکومت مذهبی تحت نظارت ولایت فقیه آنقدر دوستانه و صمیمی شده است که دیگر هیچ گزارش سری و محرمانه ای هم نمی تواند کار ساز تلقی شود. از این رو در نظر دارم تا در صورت پیدا کردن موقعیتهای بیشتر، به افشای مطالب بسیار دیگری نیز ادامه دهم.      

     ارسالی از:      mohamad.tehrani.5@googlemail.com

سید احمد طباطبایی

بیست ویکم و آذر ماه یک هزارو سیصدو هشتادو شش خورشیدی


+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 20:12  توسط seysan  | 

چــه گوارا، کمونیست واقعی وانترناسیونالیست که نه تنها زندگی بلکه مرگش هم که به دست خونین خود سرمایــه داران خــونخوار جهانی انجام گرفت یک دم آنها را آرام نگذاشته ونخواهد گذاشت ولی بلعکس برای جوانان پرشـــــوری که از ستم سیستم خوفناک سرمایه به جان آمده اند، سمبل قهــــــرانقلابی مسلحانه است وهمین تفکر رادیکـــــال وانقلابی اوست که دغدغه شبانه وروزی جانیان سرمایه است وبه طورخاص درایــــران که سرمایـه داران ضـــد بشـــــر اسلامی حلقوم کارگران وزحمتکشان را در چنگالهای خونین شان می فشارند، روحیه عصیـــــان وشــــورش هرچه بیشتراوج می گیرد وتلاش برای به فعلیت درآوردن تفکرچه گوارا که همانا ســــــرنگونی سیستم گندیده سرمایه ازراه مبـارزه مسلحانه است   سرمایه داران اسلامی ومزدورانشان رفرمیست ها را هرچه بیشتربه وحشت مــــرگ انداخته است وبزعم خودشان برای مقابله با تفکرمســـــلح شدن کـــارگران وزحمتکشان برای رهـــــائی از رژیم سرمایه داران جنایت پیشه اسلامی به دست وپا افتاده اند وبه هروسیله ای چنگ می زنند، چندی پیش بود که فرزندان رفـــــرمیست چه گــــوارا انقلابی ورادیکال را خریدند وبه ایران کشانیدند تا ضمن کسب حیثیت ازقبل نـــام چه گوارا، تفکر انقلابی اورا درحـــــد رفرمیست هائی چون کاسترو، چاورز واورتگا تقلیل دهند ودرذهن جوانــــــانی که تفکرانقلابی ورادیکــال او ریشه دوانده است، تخم تردیــد و دودلی نسبت به مدافعان انقلابی وواقعی  منافع کارگران وزحمتکشان بکارند وروحیه یأس وسرخوردگی را درآنها ایجاد کنند.
 
سرمایه داران زالــــــو صفت اسلامی وقـــــاحت را به جائی رساندند که مذبوحانه تلاش کردند که چمران یعنی قـــــــاتل کارگران وزحمتکشان را درردیف چـه گوارا این انقلابی راستین مـــــدافع منــافع کارگران وزحمتکشان جهــان جا بزنند وبزعم خودشان مرز انقلابیون با ضــــــد انقلابیون جانی را به هم بریزند ودرکنارشان مزدورانشان رفــرمیست ها برای ایجاد انحـراف درجنبش انقلابی وبه زیر سئوال بردن تفکر رادیکال وانقلابی چه گوارا به هـذیان گوئی مشغولند، سالهای متمادی توده ای های خائن به منافع کارگران وزحمتکشان تلاش کردند که برای خوش خدمتی به اربابان تفکرمبــــــارزه مسلحـــــانه را که تنها راه سرنــــگونی سیستم گندیده سرمایه وبه قدرت رسیدن طبقـــــــه کارگراست، را با اراجیف شان غیر ممکن جلوه دهند، ولی ازآن جائی که این مــــزدوران کثیف حنایشان برای کــــارگران وزحمتــــکشان رنگی ندارد، دار ودسته منصورحکمت رســـالت آنها را به عهده گرفتند و تمام تلاششان این بوده و هست که با شارلاتانیسم، تمام سنن وارزش های انقــلابی را لگدمال کنند وبرای خوش اینکه خدمتی خود را در پیشگاه سرمایه به ثبوت برسانند، به مناسبت چهلمین ســا لگرد کشتـن چــه گوارای کمونیست وانترناسیونـال بوسیله امپریـالیست ها، به بازی های روحوضی از قبیل مصاحبــــه با تلویزیــون های اهـــــدائی اربابان امریکائی واسرائیلی پرداختند، تا دقیقأ هم چون سرمایـه داران خونخوار اسلامی به نفی مبـارزات انقلابی او بپردازند وقمــــه کشان گارد به اصطلاح آزادی تخیلی شان را برروی شانه های او بنشانند.
 
آنها که خود را جانشین برحق رژیم سرمایه داران جنایتکاراسلامی میدانند وخواب قدرقدرتی را برای خود می بینند، در کوههای خیالی کردستان به تقلید از جاینان رژیم که سپــــاه سرمایه را برای ســـرکوب کارگران وزحمتکشان تولید کرد، گارد به اصطلاح آزادی را برای سرکوب کمونیست ها وانقلابیون برای آینده دررؤیاهایشان سازمان دهی می کنند.
 
سرکرده مشکوک آنها که با دستبرد زدن به آثارکلاسیک مارکسیستی رسالت ضربه زدن به جنبش کمونیستی را به عهده داشت، با گنده گوئی وشارلاتان بازی تلاش درنفوذ در سازمانها وتشکلات موجود داشت تا ضمن فروپاشی آنها نیروهای آنها را با انحرافــــات خود همراه سازد، او برای خوش خدمتی به اربابان در تشکیلات کــــوموله نفــــوذ کرد و هم چون سرمایه داران اسلامی به نابودی سلاح های آنها دست زد ونیــــروهای آنها را آواره کشورهای اروپائی وامریکائی کرد،  دقیقأ همان کاری را که سرمایه داران خونخوار اسلامی کردند.
 
متاسفانه به دلیل محدودیت امکانــات تبلیغی وترویجی برای کمونیست ها ی واقعی وهمین طورتا حدودی دست کم گرفتن تفکر بشدت مسموم جریان مشــــکوکی که منصورحکمت براه انداخت، او توانست سالها با زدن نقاب کمونیست کارگری وبا دستبرد زدن به گنجینه مارکسیسم ولنینسم وسوء استفاده ازآن زهرآگین ترین وانحرافی ترین تفکر را به جنبش قـــالب کند، که تنها یک نمونه وحشتناک آن دمکرات دانستن سرمایه داران خونخواراسرائیلی است.
 
آنها دررابطه با بــــرخورد با مبارزین وانقلابیون اختلاف چندانی با رژیم سرمایه داران اسلامی ومزدورانش توده ای ها وفرخ نگه دارشان ندارند، این جریـــان منحرف مبــــــارزه ومقـــاومت را نفی وتفـــــکرکسانی را که درمقــــابل جنایات سرمایه داران و دفـــــاع از منــافع کارگران وزحمتکشان حاضرند همه چیزشان را فــدا کنند، سنتی قـــــالب می کند،اگر سرمایه داران اسلامی مبارزین ومقــــــاومین را با شــکنجه وکشتار ســــرکوب می کنند، منصور حکمت منـــحرف وهم تفکری هایش درحال حاضرکه هنوز برتخت قـــدرت لم نداده اند، به خیال خودشان  با مـــزخرف بافی آنها را ســـرکوب می کنند وتـــــوده ای ها نـــــوکرمنش ونگه دارجـــاسوس شان هم با تفکر چـــاکرمنشی وبه خاک افتادن برآستان اربابان خونخوارشان به نفی هرگونه مقاومت و مبارزه جوئی متوسل می شوند.
 
دارودسته منصورحکمت که خود را جــانشین ملاهای سرمایه می دانند، خواب جا به جائی قدرت را به شکلی آرام برای خودشان دیده اند وتمام تلاششان این است که با توجه به تجربه قیام ۵٧ همه چیزدست نخورده وآرام وبی سروصـــدا تمام شود و رسالت سرکوب از مـلاهای سرمایه به آنها تعویض شود به همین دلیل با چـــاپ عکس ودروغ سرهم کردن برای تولید وزیر و وزارا وگارد به اصطلاح آزادی برای سرکوب کارگران وزحمتکشان مهمترین قدم را دررؤهایشان ازنظر خودشان برداشته اند، البته رهبــران مزدور حزب توده هم دردهه ۳٠ همین اوهامات را داشتند، با تجهیزنیروی مسلح از طریق نفوذ درارتش برای آینده شان نیروی ســـرکوب تهیه دیده بودند ونه دفــاع ازمنافع کــــــارگران وزحمتکشان، وبه همین دلیل درکودتـــای ننگین سازمان سیـــــای امریکا درسال ۳٢ از مســـلح کردن کـــــــارگران وزحمتکشان در مقابل سرمایه داران جانی سلطنتی واربابان امریکائی شان خــــــودداری کردند، آنها ازقرارگرفتن سلاح دردست کـــارگران و زحمتکشان وحشت داشته ودارند واینک کــاریکاتورآنها دارودسته منصورحکمت همان خـــــواب را برای خود دیده اند، که تولید گارد به اصطلاح آزادی ازتوهمات آنهاست، درحقیقت آنها نمی خواهند اشتبــــاه دارودسته خمینی جـــــــــلاد را تکرارکنند وآمـــــادگی لازم را برای سرکوب خونین ازهمان روزهای اول به قدرت رسیدن ازدست بدهند. ولی درحـــال حاضر برای پنهان کردن نقش سرکوبگر آنان درآینده، نقش داش آکـــــل یا کلاه مخملی را در محلات باید بازی کنند،
 
آنها طی سال ها آموزش دردم ودستگـــاه امپریالیست ها آن قدروقاحت پیدا کرده اند که تفکرانقلابی چه گوارا را که پوزه یکی ازکثیف ترین وجنایتکارترین دیکتاتـــورهای امریکای لاتین یعنی باتیستا را به خاک مالید، به عنوان تنها یک سمبل ویا یک قهرمـان مربوط به گذشته قــالب می کنند تا بزعم خودشان تفکراو را درتاریک خانه هایشان پنهان کنند، که مبادا کـــارگران وزحمتکشان ایران براساس تفـــــــکر انقلابی ورادیکـال چه گوارا به خلع ســلاح جانیان رژیم ومســـلح شدن خودشان بیفتند وقدرت سیاسی را دردست های توانای خودشان بگیرند.
 
خوشبتخانه افرادی که درقبــــــال جنبش انقلابی خود را مسئول می دانند، تلاش می کنند آن چه را که درپشت این جریان انحرافی ومشـــــــکوک قراردارد، برای کـــــارگران وزحمتکشان روشن کنند وازطرفی هم حتی اگرروزی روزگـــاری امپریالیست ها روی خوش به این دارودست نشان بدهند، کارگران وزحمتکشان با قمه کشان به اصطلاح گــــــارد آزادی همان برخورد را می کنند که با سپاه سرمایه رژیم سرمایه داران اسلامی کرده ومی کنند.
 
ازهمه مهمترمدافعان واقعی طبقه کارگر به خوبی می دانند که تـــــلاش سرمایه داران تروریست برای قـالب کردن تفکر چـــــــه گوارا به عنوان امری مربوط به گذشته های دور وشکست این تفکر وجاودانه بودن قـــــدرت جهنمی شان خواب وخیالی بیش نیست وآینده ای نه چندان دورکارگران وزحمتکشان ســـلاح های آن جانیان را به سینـــه خود آنها برخواهند گرداند وبر سیستم گندیده آنها خط بطلان خواهند کشید.  
 
                                                                                                                      
۳ دسامبر
٢٠٠٧ 
به قلم آقای صبا اسکوئی
 
                                                                                                                                         
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 20:8  توسط seysan  | 

خبر- کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان/شاخه سولدوز- بنا به اخبار دریافتی کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان، در طی چند روز اخیر تدابیر شدید محسوس و نامحسوس امنیتی در شهرهای اوشنو (اشنویه)، سولدوز (نقده) و سویوق بولاق (مهاباد) توسط نیروهای امنیتی و انتظامی در حال اجراست. بنا بر اخبار رسیده در طی چند روز گذشته ماموران گشت مخفی سپاه در اوشنو (اوشنویه) به یک خودرو مشکوک می شوند و با بازرسی از آن خودرو مقادیر زیادی پول و چک پول و نیز یک دفتر ثبت مالیات!؟ کشف می کنند. پس از بررسی های اولیه مشخص می شود که افراد دستگیر شده از اعضای حزب دموکرات کرد هستند که برای دریافت کمکهای اجباری یا همان مالیات برای حزب دموکرات به اوشنو (اوشنویه) آمده اند. در این دفتر اسامی حدود 120 نفر از خراج دهندگان اهل اوشنو (اوشنویه) به همراه میزان خراج پرداختی، تاریخ پرداخت، چگونگی پرداخت  و دیگر اطلاعات مهم ثبت شده است. پس از بررسیهای انجام شده و تایید خبر از سوی هسته های کمیته مردمی در اوشنو (اوشنویه)، مشخص شد که هم اکنون چندین تن از افرادی که نام آنها در دفتر موجود بوده است بازداشت شده و برخی از آنها پس از ارائه توضیحات لازمه بصورت مشروط آزاد شده اند. همچنین تعداد زیادی از مرغداران، دامداران و کسبه اوشنو (اوشنویه) که اسامی آنها نیز در دفتر موجود بوده و آنها نیز خراج دهنده به حزب دموکرات بوده اند فراری شده اند.

خبر دیگر از سولدوز (نقده) حاکیست در طی روزهای گذشته با خبر شایعه تظاهرات اقلیت مهاجر کرد در سولدوز (نقده) گشت زنی نیروهای امنیتی و انتظامی در سطح شهر و عمدتا در منطقه مهاجرنشین شهر تشدید شده است اما با تحقیقات به عمل آمده، هیچ اراده و برنامه ایی از سوی اقلیت مهاجر کرد برای تحصن یا تجمع در سولدوز (نقده) وجود ندارد.  

 

اورنجی .کام

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 22:3  توسط seysan  | 

4489c4d0-62b0-4f48-84c6-38bc1bbc972a.jpg

آزاد تبریز-  محمدرضا عوض پور دانش آموز ۱۶ ساله تبریزی به اتهام عضویت در جمعیت ها و دسته هایی که هدفشان برهم زدن امنیت کشور می باشد٬ از طرف شعبه ۱۱۸ دادگاه جزائی تبریز (قاضی نیاکار) به پنج ماه حبس تعزیری محکوم شد. این حکم که امروز ۲۱ آذر به عوض پور ابلاغ شده است٬ مستندا به ماده ۴۹۹ از قانون مجازات اسلامی صادر شده است. عوض پور قبلا نیز در حکم دیگری به ۴ ماه حبس محکوم شده بود و با حکم جدید جمعا ۹ ماه می شود. محمدرضا عوض پور روز سه شنبه ۲۹ خرداد توسط بسیج محله شان دستگیر و پس از حدود ۴۰ روز بازداشت به قید وثیقه از زندان تبریز آزاد شد. محمدرضا قبلاً نیز در تاریخ ۱۷ فروردین ۱۳۸۵ به همراه دو برادر دیگر خود مصطفی و مرتضی توسط مأموران اداره اطلاعات تبریز و همچنین قبل از آغاز اعتراضات اول مهر ۱۳۸۵ (اعتراض به عدم تدریس زبان مادری) بازداشت شده است. سازمان عفو بین الملل در بیانیه ای که روز ۵ می ۲۰۰۶ در رابطه با مصطفی عوض پور فعال سیاسی تبریزی و برادر بزرگتر محمدرضا صادر کرده بود، نوشتن شعار “من ترک هستم و زبان من ترکی است” بر روی دیوار از طرف محمدرضا را به عنوان علت بازداشت او ذکر نموده است. در همین گزارش آمده است:”به گفته محمدرضا طی این مدت وی شکنجه شده و حتی به مدت ۲۴ ساعت وی را از پا آویزان کرده و بازجویی می کردند و به وی در این مدت آب و غذایی داده نشده و حتی اجازه دستشویی رفتن نیز به وی داده نشده است.” اورمونیوز

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 21:58  توسط seysan  | 

اورمونیوز(۲۱ آذر ۱۳۸۶): عصر امروز ۲۱ آذردر نقاط مختلف شهر اورميه به مناسبت شصت و دومين سالگرد تاسيس حكومت ملی آذربايجان و رسمی شدن زبان توركی مراسم بسیار زیبای نور افشانی برگزار شد.

به گزارش خبر نگار اورمونيوز اين مراسم ساعت ۶:۳۰ دقيقه عصر بصورت همزمان در چندين فلكه و ميدان اصلي شهر با فشفشه ها و منورهای رنگارنگ و پر قدرت اجرا گرديد كه توجه عابرين و سرنشينان اتومبيل های در حال گذر را به خود جلب كرده بود. لازم به ذكر است كه از حوالی ساعت ۴ عصر نيروهای لباس شخصی و مو تور سوران نيروی انتظامی در خيابان امام و خيابان عطايی و ميدان مركز حضور يافته بودند ولی هنگام اجرای مراسم نور افشانی اين نيروها نيز سردر گم فقط به تماشای مراسم نور افشانی پرداختند. تا كنون خبری از دستگيری فعالين ملي آذربايجان دريافت نشده است و تلاش خواهد شد در ساعات آينده تصاوير اين مراسم ارسال شود.

مراسم جشن و نورافشانی ۲۱ آذر همه ساله در بسیاری از شهرهای آذربایجان خصوصا اورمیه برگزار می شود. این جشن به مناسبت تشکیل حکومت ملی آذربایجان از طرف فرقه دموکرات آذربایجان به رهبری سیدجعفر پیشه وری و رسمی شدن زبان تورکی آذربایجانی صورت می گیرد. حکومت ملی آذربایجان اصلاحات مدرن و قابل توجهی از جمله تأسیس دانشگاه تبریز و تدریس کنب درسی به زبان تورکی آذربایجانی در مدارس انجام داد. رئیس کابینه این حکومت سید جعفر پیشه وری یک نویسنده٬ روزنامه نگار و آزادیخواه مترقی بود. حکومت ملی آذربایجان آذرماه ۱۳۲۵ با حمله ارتش تهران به آذربایجان پایان یافت. دهها هزار نفر از هواداران حکومت اعدام٬ تیرباران و قتل عام شدند. تعداد تبعید شدگان به نقاط مختلف ایران و مهاجرین به آذربایجان شمالی نیز بیش از پنجاه هزار نفر بوده است. شهید محمدامین آزادوطن رئیس فرقه دموکرات آذربایجان در اورمیه توسط ارتش شاهنشاهی اعدام شد.

 

 

www.oyrenci.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 21:56  توسط seysan  | 

ماموران امنیتی رژیم با مسدود کردن چهارراه باغشمال ، در فاصله ی 100 متری ورزشگاه تختی ، و با کمک جرثقیل اقدام به نصب دستگاه شنود در بلندترین تیر میدان و در بالای دوربین کنترل وضعیت کرده اند . این دستگاه که امکان گردش به هر سمتی را داراست با تایید دانشجویان متخصص ، از سوی رژیم فاشیستی فارس صرفا جهت ردگیری مکالمات تلفنی طراحی گشته است . همچنین در روز بعد نیز دستگاهی مشابه در 100 متری این محل و در کنار برج آذربایجان نصب گردیده است . دستگاه جدید نصب شده توسط سیمی به داخل مسجد روبروی خود مربوط است . گفتنی است مسجد مذکور سالهاست به صورت متروکه در آمده و استفاده نمی شود .

 

 

 

آذربایجان اویرنجی حرکاتی - تبریز

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 18:41  توسط seysan  | 

اعضای کمیسیون امنیت ملی مجلس و مسئولان وزارت اطلاعات، آخرین وضعیت دانشجویانی که 13 آذرماه امسال با مدارک جعلی و به منظور بر هم زدن فضای دانشگاه تهران وارد این مرکز علمی شده بودند و اکنون در بازداشت به سر می برند، مورد بررسی قرار دادند. محمد نبی رودکی نائب رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی که در گفتگو با خبرنگار پارلمانی مهر نشست امروز این کمیسیون را تشریح می کرد، اظهار داشت: در این جلسه معاون پارلمانی و برخی دیگر از معاونان وزیر اطلاعات حضور داشتند و درباره وضعیت افراد شناسایی و دستگیر شده در روز 13 آذر که با مدارک جعلی وارد دانشگاه تهران شده بودند و قصد بر هم زدن جو دانشگاه را داشتند، توضیحاتی ارائه کردند.

وی افزود: در این جلسه و پس از استماع نظرات مسئولان وزارت اطلاعات مشخص شد که تعداد اندکی از افراد دستگیر شده را دانشجویانی تشکیل می دادند که از اپوزیسیون خارج و فرصت‌ طلبان آنسوی مرزها خط گرفته و دنبال ایجاد یک تشکل جدید در دانشگاه‌ها بودند و روی تعداد کمی از دانشجویان نیز کار شده بود.

نماینده شیراز و عضو فراکسیون اکثریت مجلس هفتم تصریح کرد که وزارت اطلاعات با همکاری مراجع ذیربط همچنان در حال بررسی کارها و برنامه‌ های آینده این تشکل جدید است که دانشجویان مذکور قصد ایجاد آن را داشته اند.

 

http://www.salam-democrat.com/spip.php?article6759

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 18:39  توسط seysan  | 

--- دنیای مطلب از مذهبی تا آموزشی تفریحی علمی فرهنگی