پرستاران بيمارستانهاي خميني, طالقاني و مطهري و مراكز درماني شهرستان اروميه به آنچه كه افزايش ساعات كاري اعلام شد دست به اعتراض زدند.
يكي از پرستاران بيمارستان خميني گفت: مسئولين دانشگاه علوم پزشكي و خدمات درماني آذربايجان غربي طي بخشنامه اي ساعات كار پرستاران را از 160 ساعت در ماه به 175 ساعت افزايش داده و براي هر پرستار نيز 50 ساعت اضافه كاري اجباري در نظر گرفته اند اما در اين بخشنامه به رغم افزوده شدن به ساعت كاري پرستاران از افزايش دستمزدها سخني به ميان نيامده و دريافتي پرستاران در ازاي ساعت كار اضافه هيچ نغييري نكرده است. در حاليكه وضعيت معيشتي پرستاران با حجم كار فشرده اي كه دارند اساسا مناسب نيست و با توجه به تورم سرسام آور موجود حتي در وضعيت قبلي همه معترض بودند.
وي گفت پرستاران اعتراضات خود را مكتوب هم اعلام كرده اند و چنانچه در روزهاي آينده جواب مناسب نگيرند در بيمارستانها به تحصن دست خواهند زد.
منبع: وبلاگ فریاد کارگر
بیش از 400 کارگر کارخانه "سامان كاشی" در شهر بروجرد طی 14 روز گذشته در اعتراض به بی توجهی کارفرمایان نسبت به مشکلاتشان، ضمن حضور در کارخانه دست به تحصن می زنند و از کار خودداری می کنند.
عدم پرداخت حقوق و مزایای معوقه و تمدید نشدن دفترچه های خدمات درمانی کارگران به علت عدم پرداخت حق بیمه از جمله مسائلی هستند که باعث اعتراض کارگران کارخانه "سامان كاشی" شده اند.
بنا به گفته کارگران این واحد، کارفرمایان از عملی نمودن وعده های خود به کارگران خودداری می کنند.
لیلا به منبع درآمد اصلی خانواده ای پنج نفره بدل شد.
وکیلی که در نهایت زندگی لیلا را نجات داد، شادی صدر، یک چهره جنجالی در ایران است. هرچند او پیشتر در سال جاری به خاطر شرکت در یک تظاهرات حقوق بشر دستگیر شد، اما در جامعه احترام زیادی دارد و در روزنامه ها مکررا از او نقل قول می شود.
خانم صدر می گوید سرگذشت لیلا استثنایی نیست.
او می گوید: "از چشم یک پدر و مادر فقیر در ایران دختر یکی از اموال یا دارایی هایی فرض می شود که می توان مبادله کرد یا فروخت."
خانم صدر می گوید در ایران عملا بر اساس قوانین کیفری اسلامی پدر قدرت خارق العاده ای بر فرزندان خود دارد.
"اگر پدری تصمیم بگیرد فرزند خود را به قتل برساند به مرگ محکوم نخواهد شد، بلکه تنها برای چند سال زندانی خواهد شد."
همسر فردا
لیلا در اراک زندگی می کرد، شهر کوچکی در چهار ساعتی جنوب تهران که در زمینه جرم و جنایت و مواد مخدر بدنام است. بخش اعظم درآمد لیلا صرف خرید مواد مخدر برای خانواده اش می شد.
به گفته سازمان ملل سه چهارم ضبط مواد مخدر جهان در ایران صورت می گیرد و مقام ها اذعان می کنند که اعتیاد یک معضل جدی است.
اما در مورد فحشا چنین آماری وجود ندارد. مدیر مرکز امید مهر در تهران می گوید این مشکلی رو به گسترش است.
عشرت قلی پور می گوید: "من به خانه های زیادی در جنوب تهران سر زده ام که دختران جوان مجبور بوده اند بروند خودفروشی تا خرج اعتیاد پدرشان تامین شود."
"همچنین در چندین مورد شاهد بوده ام که خانواده ها دختر خود را در خانه ها زنجیر می کنند تا مانع فرار آنها شوند."
شوهر لیلا گاهی او را ظرف یک شب به تا 15 مرد می فروخت. دو ماه پس از ازدواج، پلیس به خانه آنها یورش برد و همه را دستگیر کرد.
شوهر لیلا به جرم راه انداختن یک روسپی خانه به پنج سال زندان محکوم شد.
در جریان تحقیقات جنایی، برادران لیلا اعتراف کردند که به او تجاوز کرده اند. آنها شلاق خوردند. به همین دلیل لیلا متهم به زنا با محارم شد. جرمی که مجازاتش مرگ است.
لیلا در زندان زنان به سر می برد که حکم مجازات خود را از زندانبان شنید: "می خواهم خبری به شما بدهم ولی لطفا ناراحت نشو. قرار است دارآویز شوی."
خانم صدر می گوید: "این قضات مرد هیچ آموزشی درباره اتهامات جنسی ندیده اند. همه آنها یک نگاه مردسالارانه دارند و زن را مقصر می شناسند."
برادر لیلا بعدا اعتراف خود را پس گرفت. خانم صدر خواستار تجدید نظر در پرونده لیلا شد و برد.
حکم اعدام
پیشتر در سال جاری خانم صدر از نازنین 19 ساله - که به خاطر کشتن مردی که قصد تجاوز به او را داشت به مرگ محکوم شده بود - دفاع کرد و باعث تبرئه او شد. امروز نازنین یک زن آزاد است.
به گفته "عفو بین الملل"، از گروه های مدافع حقوق بشر 177 نفر سال گذشته در ایران اعدام شدند، در میان آنها 4 نفر زن بودند - امسال شمار آنها به پنج افزایش یافته است. ارقام واقعی می تواند بالاتر باشد زیرا اعدام ها همیشه گزارش نمی شود.
اما خانم صدر و سایر وکلای ایرانی می گویند که فعالیت و مبارزه دائمی در زمینه حقوق بشر و جلب توجه عمومی به مساله، قضات ایرانی را نسبت به افکار عمومی حساس تر کرده است.
او می گوید: "آنقدر اعتراض یا آنقدر شکایت از طرف فعالان حقوق بشر خواهد شد که قضات تحت فشار قرار گیرند که مجازات اعدام صادر نکنند."
امید لرزان
امروز لیلا در یک خانه آپارتمانی کوچک با یک پرستار که خرجش را خانم صدر و امید ایران می دهند زندگی می کند.
مرجانه حالتی، که در لندن زندگی می کند، موسس این مرکز بهسازی است. وی می گوید وقتی لیلا وارد مرکز شد سواد نداشت و باید اصول ابتدایی زندگی را فرا می گرفت.
"او هیچ چیز نمی دانست. تا جایی که نمی دانست وقت عادت ماهانه باید نوار بهداشتی استفاده کند."
امروز لیلا درحال یادگیری خواندن است و با کارهای کوچک خیاطی پول درمی آورد.
اما خانم حالتی همچنین می داند که این مرکز با کمک به دخترانی مثل لیلا - با تقویت اعتماد به نفس آنها و تشویق استقلال - بر جاده ای لغزان گام می زند.
او می گوید: "ما در ایران زندگی می کنیم و مقررات خاصی هست که باید از آنها اطاعت کنیم، اما به این معنی نیست که نتوانیم به دخترها بگوییم که فرقی با مردها ندارند. آنها هم فرد هستند و فردیت دارند."
امروز لیلا آزاد است و نگرش ها ممکن است آرام آرام درحال عوض شدن باشند. ایران پنج سال قبل نخستین قانون حفاظت از کودکان در این کشور را تصویب کرد.
انتظار می رود در بهار آینده، لایحه تازه ای که پیشنویس آن توسط وکلای حقوق بشر تنظیم شده، به مجلس برود که هدف آن آسانتر کردن تعقیب قضایی آزاردهندگان کودکان است.
لیلا به منبع درآمد اصلی خانواده ای پنج نفره بدل شد.
وکیلی که در نهایت زندگی لیلا را نجات داد، شادی صدر، یک چهره جنجالی در ایران است. هرچند او پیشتر در سال جاری به خاطر شرکت در یک تظاهرات حقوق بشر دستگیر شد، اما در جامعه احترام زیادی دارد و در روزنامه ها مکررا از او نقل قول می شود.
خانم صدر می گوید سرگذشت لیلا استثنایی نیست.
او می گوید: "از چشم یک پدر و مادر فقیر در ایران دختر یکی از اموال یا دارایی هایی فرض می شود که می توان مبادله کرد یا فروخت."
خانم صدر می گوید در ایران عملا بر اساس قوانین کیفری اسلامی پدر قدرت خارق العاده ای بر فرزندان خود دارد.
"اگر پدری تصمیم بگیرد فرزند خود را به قتل برساند به مرگ محکوم نخواهد شد، بلکه تنها برای چند سال زندانی خواهد شد."
همسر فردا
لیلا در اراک زندگی می کرد، شهر کوچکی در چهار ساعتی جنوب تهران که در زمینه جرم و جنایت و مواد مخدر بدنام است. بخش اعظم درآمد لیلا صرف خرید مواد مخدر برای خانواده اش می شد.
به گفته سازمان ملل سه چهارم ضبط مواد مخدر جهان در ایران صورت می گیرد و مقام ها اذعان می کنند که اعتیاد یک معضل جدی است.
اما در مورد فحشا چنین آماری وجود ندارد. مدیر مرکز امید مهر در تهران می گوید این مشکلی رو به گسترش است.
عشرت قلی پور می گوید: "من به خانه های زیادی در جنوب تهران سر زده ام که دختران جوان مجبور بوده اند بروند خودفروشی تا خرج اعتیاد پدرشان تامین شود."
"همچنین در چندین مورد شاهد بوده ام که خانواده ها دختر خود را در خانه ها زنجیر می کنند تا مانع فرار آنها شوند."
شوهر لیلا گاهی او را ظرف یک شب به تا 15 مرد می فروخت. دو ماه پس از ازدواج، پلیس به خانه آنها یورش برد و همه را دستگیر کرد.
شوهر لیلا به جرم راه انداختن یک روسپی خانه به پنج سال زندان محکوم شد.
در جریان تحقیقات جنایی، برادران لیلا اعتراف کردند که به او تجاوز کرده اند. آنها شلاق خوردند. به همین دلیل لیلا متهم به زنا با محارم شد. جرمی که مجازاتش مرگ است.
لیلا در زندان زنان به سر می برد که حکم مجازات خود را از زندانبان شنید: "می خواهم خبری به شما بدهم ولی لطفا ناراحت نشو. قرار است دارآویز شوی."
خانم صدر می گوید: "این قضات مرد هیچ آموزشی درباره اتهامات جنسی ندیده اند. همه آنها یک نگاه مردسالارانه دارند و زن را مقصر می شناسند."
برادر لیلا بعدا اعتراف خود را پس گرفت. خانم صدر خواستار تجدید نظر در پرونده لیلا شد و برد.
حکم اعدام
پیشتر در سال جاری خانم صدر از نازنین 19 ساله - که به خاطر کشتن مردی که قصد تجاوز به او را داشت به مرگ محکوم شده بود - دفاع کرد و باعث تبرئه او شد. امروز نازنین یک زن آزاد است.
به گفته "عفو بین الملل"، از گروه های مدافع حقوق بشر 177 نفر سال گذشته در ایران اعدام شدند، در میان آنها 4 نفر زن بودند - امسال شمار آنها به پنج افزایش یافته است. ارقام واقعی می تواند بالاتر باشد زیرا اعدام ها همیشه گزارش نمی شود.
اما خانم صدر و سایر وکلای ایرانی می گویند که فعالیت و مبارزه دائمی در زمینه حقوق بشر و جلب توجه عمومی به مساله، قضات ایرانی را نسبت به افکار عمومی حساس تر کرده است.
او می گوید: "آنقدر اعتراض یا آنقدر شکایت از طرف فعالان حقوق بشر خواهد شد که قضات تحت فشار قرار گیرند که مجازات اعدام صادر نکنند."
امید لرزان
امروز لیلا در یک خانه آپارتمانی کوچک با یک پرستار که خرجش را خانم صدر و امید ایران می دهند زندگی می کند.
مرجانه حالتی، که در لندن زندگی می کند، موسس این مرکز بهسازی است. وی می گوید وقتی لیلا وارد مرکز شد سواد نداشت و باید اصول ابتدایی زندگی را فرا می گرفت.
"او هیچ چیز نمی دانست. تا جایی که نمی دانست وقت عادت ماهانه باید نوار بهداشتی استفاده کند."
امروز لیلا درحال یادگیری خواندن است و با کارهای کوچک خیاطی پول درمی آورد.
اما خانم حالتی همچنین می داند که این مرکز با کمک به دخترانی مثل لیلا - با تقویت اعتماد به نفس آنها و تشویق استقلال - بر جاده ای لغزان گام می زند.
او می گوید: "ما در ایران زندگی می کنیم و مقررات خاصی هست که باید از آنها اطاعت کنیم، اما به این معنی نیست که نتوانیم به دخترها بگوییم که فرقی با مردها ندارند. آنها هم فرد هستند و فردیت دارند."
امروز لیلا آزاد است و نگرش ها ممکن است آرام آرام درحال عوض شدن باشند. ایران پنج سال قبل نخستین قانون حفاظت از کودکان در این کشور را تصویب کرد.
انتظار می رود در بهار آینده، لایحه تازه ای که پیشنویس آن توسط وکلای حقوق بشر تنظیم شده، به مجلس برود که هدف آن آسانتر کردن تعقیب قضایی آزاردهندگان کودکان است.
نيمساعت مانده به شروع مراسم، پوسترهاي رنگي در اندازهء 4A مربوط به برگزاري اين مراسم به دروديوار دانشكدهء داروسازي چسبانده ميشود. روي اين پوسترها اين چنين نوشته شده است: «آي آدمها كه برساحل نشسته، شاد و خندانيد... به ياد مظلوميت دكتر زهرا بنييعقوب گرد هم ميآييم.»
دكتر زهرا يك ماه و نيم پيش به همراه نامزدش در پاركي در همدان توسط نيروهاي ستاد امر به معروف و نهي از منكر بازداشت شد. پس از 48 ساعت بازداشت وقتي خانوادهاش به اين شهر مراجعه كردند ماموران خبر از خودكشي دكتر زهرا در بازداشتگاه دادند. مرگي كه به عقيدهء خانوادهء زهرا مشكوك بوده و با توجه به شواهد موجود فرضيهء خودكشي او را منتفي ميكند.
حدود 200 نفز از دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي و دانشكدهء داروسازي، صندليهاي قرمز رنگ سالن رازي را پر كردهاند و منتظرند تا خانوادهء دكتر زهرا به جمع آنها اضافه شود. دم در ورودي سالن رازي يكي از دانشجوها مشغول چسباندن توماري به ديوار است. اين تومار كه در برگيرندهء خواستهء دانشجويان براي معرفي عاملان مرگ دكتر زهراست، خطاب به قوهء قضاييه نوشته شده: «به اين وسيله مراتب اعتراض خود را نسبت به آنچه بر دكتر زهرا رفته است، اعلام داشته و خواهان تشكيل هيات نظارت و بازرسي براي معرفي عاملان اين حادثه تاثربرانگيز هستيم.» اين نامه را بيشتر از سه هزار دانشجو امضا كردهاند.
پيش از شروع مراسم، موزيك متن محزون فيلم «بوي پيراهن يوسف» ساخته مجيد انتظامي در سالن پخش ميشود. رحيم بنييعقوب با چشمهايي نمناك همراه با همسرش از راه ميرسند و به رديف اول راهنمايي ميشوند. مينشينند و به عكس بزرگ ويديويي زهرا كه در پس زمينهء صحنه قرار دارد، خيره ميشوند.
كف صحنه حدود 40 عدد شمع روشن قرار دارد كه به نظر با ترتيب خاصي چيده نشدهاند. در گوشهء سمت چپ هم شش عدد صندلي در دو رديف چيده شده است. صندلي وسط رديف اول به طور نمادين به زهرا تعلق دارد و همه جاي آن پر از شمعهاي روشن است.
چند نفر از دانشجويان، هر يك چند جمله ادبي را براي حاضران ميخوانند. يكي از آنها اين چنين ميگويد: «چقدر خستهام من امروز، تمام درسهايم را خواندهام، چند سالي ميشود به صبحي ميآيم تا به عصري، آخر فردا كه از راه ميرسد من پزشك اين ديارم، مردماني ببايد كه من درمان كنم، اما نميدانم كه روح رنجورم را به چه درمان كنم، فرداي من چه خواهد شد آيا...»
رحيم براي سخنراني به روي سن ميرود. ابتداي حرفهايش عذرخواهي ميكند كه با صدايي مملو از بغض سخن ميگويد و بعد اين چنين آغاز ميكند: «باور نميكند دل من مرگ خويش را/ آخر چگونه اين همه روياي نو نهال/ نگشوده گل، ننشسته در بهار/ ميپژمرد به جان من و خاك ميشود.»
رحيم گريهكنان ادامه ميدهد: «زهرا جان! چند روزي كه از پركشيدنت گذشته بود، براي پيدا كردن مدركي كه نشان دهد تو پزشك بوده اي و به طور داوطلبانه براي خدمت به نقاط محروم رفتهاي به سراغ وسايل تو ميروم. در ابتداي جزوههايت دايما به اين جمله بر ميخورم: «الهي ياد تو ميان دل و زبان است و مهر تو ميان سر و جان» و دلم دوباره آتش ميگيرد. اي كاش ميدانستي كه گريههاي زنان روستايي وقتي كه براي آوردن يادگاريهايت به روستاي «سيس» رفته بودم با من چه كرده است.»
برادر دكتر زهرا به حرفهايش خاتمه ميدهد: «سوالهاي زيادي دارم كه از تو بپرسم. سوالهايي كه تا لحظه مرگ در سينه ام ميماند.»
مراسم تمام ميشود. رحيم كه از سالن خارج ميشود دور و برش را دانشجوها پر ميكنند. يكي از همكلاسيهاي دكتر زهرا خطاب به رحيم ميگويد: «قرار بود چند نفر از بچههايي كه با زهرا دوست بودند، سخنراني كنند; اما چه ميتوان كرد. براي ما محدوديت ايجاد كردهاند.»
روز دوشنبه قرار بود مراسمي نيز براي گراميداشت زهرا در دانشكدهء علوم پزشكي دانشگاه تهران برگزار شود كه به گفتهء رحيم بنييعقوب اين مراسم لغو شد.
يكي ديگر از دانشجويان كه خود را عضو سازمان نظام پزشكي معرفي ميكند دربارهء فعاليتهاي خود براي پيگيري موضوع دكتر زهرا به رحيم ميگويد: «با دكتر صدر، رييس سازمان نظام پزشكي صحبت كرديم و ايشان هم نامهاي را خطاب به رييس قوهء قضاييه نوشتند و ارسال كردند. تا حد توان پيگيريهايمان را ادامه خواهيم داد.» يك دانشجوي ديگر به رحيم ميگويد: «اجازه دهيد مساله روال قانوني خود را طي كند. من از شما خواهش ميكنم كه مساله را سياسي نكنيد و كار را به ما دانشجويان واگذار كنيد. هر چند كه دانشجويان مارك دار هم نبايد در اين مساله دخالت كنند.»
رحيم آخرين خبرهاي مربوط به پروندهء خواهرش را براي دوستان او بيان ميكند: «پس از گذشت يك ماه و نيم از مرگ زهرا و شكايت ما، براي متهمان پرونده به دليل دستكاري در پرونده و زمان بازداشت ونه به دليل مرگ خواهرم در بازداشتگاه، قرار وثيقه شان صادر شده است. حكم بازداشت زهرا 24 ساعت بوده اما او را 48 ساعت در بازداشتگاه نگه داشتند.اكنون تاريخ بازداشت را در پرونده يك روز به جلو آوردهاند تا زمان بازداشت را همان 24 ساعت جلوه دهند.»
او ادامه ميدهد: «براي متهمان پروندهء مرگ خواهرم وثيقههاي يك يا دو ميليون توماني تعيين شده است . اين متهمان حتي يك روز هم در بازداشت نبودهاند. فقط براي رئيس بازداشتگاه وثيقه 20 ميليوني تعيين شده است ولي او همچنان در سمتش باقي است و بازداشتگاه تحت رياست او اداره ميشود
ازاين قراراست.
محمد مسعودسلامتی
هدف آمريکا از حمله احتمالی به ايران چيست؟ آيا هدف آمريکا تضعيف موقعيت استراتژيک و توان نظامی ايران است يا بی ثبات کردن و يا حتی از ميان برداشتن جمهوری اسلامی؟
اگر پيشينه اين كشمكش را مرور كنيم می بينيم كه طی سه دهه عمرجمهوری اسلامی در چند برهه بحث تهاجم نظامی آمريكا به ايران به موضوع روزتبديل شد. نخست پس از قضيه گروگانگيری ديپلمات های آمريكايی و اشغال سفارت آمريكا درسال 58، سپس در اواخر جنگ ايران وعراق، زمانی كه به رغـم بن بست طرفين منازعه، ايران از پذيرش قطعنامه 598 امتناع می كرد، سرانجام قبل ازانتخابات خرداد 76، وقتی كه بحث مداخله دولت ايران درحوادث عليه نظاميان آمريكايی درمنطقه حاد شده بود. اما صرف نظر از اين كه درفرجام تمامی اين موارد به رغم شعارهای انعطاف ناپذيری كه حكومت سرمی داد، ازقبيل: انقلابی بزرگترازانقلاب اول يا صلح بين اسلام وكفرمعنا ندارد و ...، با جدی شدن وقوع تهاجم آمريكا هر بار به نحوی با مصالحه جمهوری اسلامی موضوع فيصله يافته (اولی با مذاكره و آزاد سازی گروگان ها، دومی با قبول قطعنامه 598 سازمان ملل و سومی با برگزاری انتخاباتی كه منجربه ظهور جناح رفرميسم حكومت شد). اين سابقه می تواند نشانگر اين مسئله باشد كه حكومت ريسك يك رويارويی نظامی با آمريكا را نخواهد پذيرفت ومتقابلاً غرب هم از عواقب اين امر بيمناك است، اما به واسطه اهميت موضوع وابعاد فاجعه بار اين احتمال ولو آن كه درصد اندكی هم وقوع اين رويارويی احتمال داشته باشد بايد آن را جدی گرفت و نسبت به عواقب آن نگران بود.
اما دررابطه با اهداف اين تهاجم، در وضعيت كنونی كه نزاع بر سر پرونده هسته ای درگرفته يك تمايزی با كليه موارد قبل قابل مشاهده است. درموارد قبلی دامنه و هدف تهاجم ازسوی غرب در حد بازدارندگی جمهوری اسلامی وبه تعبيری ايجاد تغيير در رفتاررژيم خلاصه می شد. اما قراين وشواهد اخير از جمله وسعت تبليغات رسانه ای، حضور گسترده نظامی درمنطقه، وحدت نظر شگفت انگيز همپيمانان استراتژيك آمريكا و گاه سبقت آنان از آمريكا در لزوم اقدام نظامی و در يك كلام اجماع جهانی كه به واسطه رفتار كودكانه سران حكومت جمهوری اسلامی بر ضد آن ها ايجاد شده، مبين اين مهم است كه بحث امروز بر سر تغيير حكومت است. در اين صورت می توان حدس زد كه هدف های تعيين شده حمله به صورت ضربه كم دامنه و مقطعی نخواهد بود.
اگرچه تغيير رژيم اراده و مطلوب اپوزيسيون و بخش مهمی ازمردم ايران نيزهست، اما آن چه كه موضع اپوزيسيون را از مواضع غرب و آمريكا تفكيك می كند آن است كه آمريكا برای دستيابی به اهداف و تامين منافع خود ملاحظاتی نظيرميزان تلفات انسانی ويا درامان ماندن امكانات و زيرساخت های توسعه كشورمان را در جنگی كه به تعبير بوش می تواند آغاز جنگ جهانی سوم هم باشد، نخواهد داشت. بمباران گسترده و استفاده ازهمه انواع سلاح های كشتار جمعی نيز قابل تصور است. در اين جا آمريكا ديگر نگران مسايل زيست محيطی، دگرگونی های ژنتيكی ناشی از آسيب های هسته ای كه دامنگير نسل های آينده ايران می شود، نگران جمعيت عظيمی كه زير خروارها آوار و خرمنی از آتش بمب ها خواهد رفت، نخواهد بود. اين ها از عواقب غيرقابل كنترل جنگی خواهد شد كه فرجام آن قابل پيش بينی نخواهد بود. همان طور كه اقليت حاكم بر ايران با شعارها ورويكرد غيرمسوولانه در برابر كشور و ملت و به بهای حفظ قدرت يا توهمات ايدئولوژيك كشور را در آستانه يك فاجعه ملی می برد، آن سوی اين منازعه هم اين قطب های ثروت و قدرت جهانی اند كه برای حفظ منافع خود و اجرای طرح های منطقه ای حاضرند شعله های يك جنگ عالمگير را برافروزند. اين نقطه ای است كه اپوزيسيون بايد موضع خود را شفاف كند و نسبت به آن به طور جدی نگران باشد، اگر واقعاً دغدغه دفاع از ملت و دفاع ازمنافع ملی ايران را دارد و نه دفاع ازمنافع گروهی را.
توجه داريد كه فشار بين المللی عليه جمهوری اسلامی رو به افزايش است. شما اين وضعيت را چگونه تحليل می كنيد؟ در ضمن سياست جمهوری اسلامی را در گسترش اين تحريم ها يا افزايش تنش ها چگونه می بينيد؟ با توجه به عواقب دهشتناك جنگ، طبيعی است كه دنيا نگران باشد كه دربرابر تكرار وضعيتی كه منجربه آغاز دو جنگ جهانی شد بی تفاوت نباشد. برخی كشورها درگذشته مورد نكوهش قرارگرفتند كه چرا دربرابر خطری همچون نازيسم مماشات كردند. شايد دنيا می خواهد شاهد تكراراشتباه نباشد. اما سياست های حكومتگران، چه در سطح منطقه و چه فرا منطقه ای، خود مقوم اين موضوع است. اما اين بحث محصور به دولت ها نيست؛ در عين آن كه ملت ها برای منافع خود ارجحيت قائلند، نمی توانند از اين مهم چشم پوشی كنند كه در عصر جهانی شدن قراردارند و تهديداتی كه متوجه يك جمعيت انسانی درگوشه ای از اين كره خاكی است در واقع همه انسان ها را تهديد خواهد كرد. بنابراين می بينيم كه چگونه سازمان های بين المللی رو به گسترش اند و گاه صدايشان در دفاع از حقوق بشر از صدای گروه های بومی رساتراست.
امروز حاكميت در اداره كشور به بن بست رسيده و بحران های مختلف سياسی ـ اقتصادی ـ اجتماعی هر روز بيش از پيش شيرازه امور را ازدست حكومتگران رها می سازد. به منظورعلاج يابی اين بحران از يك سو آحاد مردم ،اقشار و گروه های مختلف اجتماعی و سياسی را تحت فشار و سركوب قرار می دهند تا پتانسيل اعتراضات و جنبش های اجتماعی را تخليه و منكوب كنند، و از سوی ديگر با دامن زدن به مسايل تشنج زا،هزينه كردن دراموری كه ارتباطی با منافع ملی مان ندارد و تهديد به ناامنی بين المللی سعی می كنند اذهان ملت را متوجه مخاطرات و دشمنان واهی سازند. به اين اميد كه بتوانند اتحاد ملی آنگونه كه خود می خواهند يعنی سوق دادن يكپارچه ملت به حمايت ازجنگی نا خواسته را سامان دهند.
اگر عمليات نظامی عليه ايران صورت بگيرد چه كسانی از آن ضربه و زيان خواهند ديد؟ آيا جمهوری اسلامی از اين طريق سرنگون يا تضعيف می شود؟ لطفا توضيح دهيد
.
به اين پرسش قبلا به نحوی در سؤال نخست پاسخ گفتم: تاكيد می كنم گرچه حكومت در بمباران وسيع آسيب های جدی خواهد ديد اما اين لطمات ملت و كشور ايران را نيز به ورطه نابودی خواهد كشاند و ممكن است تا چند نسل بعدی هم اين آسيب های ژرف و گسترده روحی و جسمی انسان ها التيام نيابد. ضمن آن كه يكی از چالش های اصلی در كشورما مونارشي/دموكراسی است. روند دموكراتيزه شدن نيازمند بستری امن است. تحقق دموكراسی ازمجرای تفنگ و نيروی نظامی ناممكن يا دست كم ناپايدار است و يكی از آثار زيانبار تهاجم نظامی سركوب نهادهای مدنی نوپاست كه در شرايط عادی نيز از هرسو تحت فشاردولت اند. نهايت آن كه كشوری كه امروز هم به رغم منابع ثروت ملی ازنظرمحروميت وعقب ماندگی بسياری كه به لحاظ شاخصه های توسعه يافتگی داراست به واسطه چنين حادثه ای ممكن است نتواند تا دهها سال آينده از بارگران خسارات جنگ قد راست كند.
در صورت وقوع چنين جنگی اپوزيسيون ايران بايد چه سياست مستقلی را راهكار فعاليت خود كند تا بلكه از اين طريق نه در دام دفاع از جمهوری اسلامی و نه در دام دفاع از حمله نظامی امريكا بيافتد؟
به نظر می رسد همان گونه كه در دوران جنگ 8 ساله ايران و عراق و تحت عنوان شرايط جنگی اپوزيسيون زمينگير شده و بيشترين سركوب را تحمل كرد، در آينده نيز اين امرقابل پيش بينی باشد. لذا قابل تصوراست عمده نقش اپوزيسيون تا قبل از جنگ افكارسازی برای توسعه جنبش صلح طلبی، نفی جنگ و سياست های ماجراجويانه جمهوری اسلامی به عنوان شاخصه مهم جنبـش صلح طلبی آن می تواند باشد و آن را از موضع دفاع از حكومتگران كنونی كشورمان و آمريكا ممتاز خواهد كرد.
برای مقابله با جمهوری اسلامی در عرصه نقض حقوق بشر و پروژه هسته ای و غنی سازی در عرصه جهانی از چه سياستی حمايت می كنيد؟
متاسفانه ازوقتی پرونده هسته ای به اولويت سياست جمهوری اسلامی و كشمكش غرب با اين حكومت تبديل شد مساله اصلی و مهم ملت ايران يعنی حقوق انسانی، چه در عرصه آزادی های سياسی و چه نيازهای اقتصادی وآسيب های اجتماعی، به طاق نسيان رفت و يا دست كم مورد كم توجهی قرار گرفت. اگردنيا احساس می كند بنيادگرايی خطری است كه جهان را تهديد می كند مطمئناً يورش نظامی اين تهديد را در جهان پراكنده خواهد ساخت. اصلاً بعيد نيست كه يك جنبه قدرت يافتن نيروهای نظامی درعرصه سياسی ايران به بهانه تهديدهايی باشد كه ازسوی غرب متوجه حكومت می شود وای بسا اگر به جای تهديدهای نظامی حمايت ازنهادهای مدنی و حقوق بشر درايران به اولويت سياست ها تبديل شود، نظاميان سوار بر اريكه قدرت در برابر نيروهای پشت پرده سياست ايران محمل لازم برای حضور خود در عرصه حكومت نيابند. البته از نظر ما ارزشمند ترين پشتوانه برای مبارزات دموكراتيك مردم حمايت اپوزيسيون دموكرات خارج ازكشور و سازمان های بين المللی ازمبارزات مردمی در داخل كشوراست و اكنون شعارصلح می تواند راهگشای اين امر باشد.
اقدامات تنبيهی جهانی عليه جمهوری اسلامی را در سطح چه ارگان بين المللی می توان پيش برد؟ آيا سازمان ملل و مشخصاً شورای امنيت سازمان ملل می توانند چنين نقشی را پيش ببرند؟ نظر و پيشنهاد شما چیست؟ گرچه سازمان ملل به لحاظ نقايص ساختاری قادر به پاسخگويی نياززمانه نيست وحتی برای ماموريت هايی كه تعريف شده نيز قادر به ايفای نقش موثری نمی باشد، اما دست كم در وضعيت كنونی و درشرايط واقعی و نه آرمانی حداقل هايی است كه می بايست از آن برای تامين منافع ملت ها سود جست. در گذشته نيز شاهد بوديم كه سرانجام راه حل ختم جنگ 8 ساله و آن چيزی كه گفته می شد اگر 20 سال هم طول بكشد جز با سقوط صدام پايان نخواهد يافت، اين قطعنامه سازمان ملل بود كه ختم كلام اين فاجعه گرديد. البته اين به معنای آن هم نيست كه از ديگر نهادهای بين المللی چشم پوشی كنيم: اتحاديه های غيردولتی كه جنبه بين المللی دارند نيز می توانند افكارعمومی دنيا را بر ضد اقدامات غيرانسانی و سياست های سركوبگرانه حكومتگران برانگيزانند و به نظر من خيل ايرانيان خارج ازكشور كه امكانات گوناگونی جهت افكارسازی دارند می توانند نقش شايسته ای دراين خصوص ايفا كنند.
آيا تنها و تنها مذاكره و گفتگو می تواند جمهوری اسلامی را متقاعد به انصراف از پروژه هسته ای خود كند؟ آيا غرب در اين مذاكرات از اعمال تحريم های نظامی و نيز ايجاد محدوديت های سياسی و ديپلماتيك بايد استفاده كند يا نه؟ لطفا توضيح دهيد
.
ازآن چه در طول عمر جمهوری اسلامی رخ داد يك مساله به وضوح قابل تشخيص است و آن اين كه هرگاه حكومتگران فشار بين المللی را درحدی مشاهده كردند كه خطرجدی برای قدرت خود احساس نمودند ازمواضع اوليه عدول كردند. مثال های اول بحث شاهدی براين مدعاست، اما به نظر من به غير از حمله نظامی كه تنها حكومت را زير ضرب خود نخواهد گرفت بلكه ملت ايران و تمام مساعی آن برای نيل به جامعه ای دموكراتيك وگام های اوليه درمسير توسعه كشور را نيز ويران خواهد كرد، هراهرمی برای عقب راندن اقتدارگرايان حاكم بر كشور می تواند موثر باشد.
اپوزيسيون ايران چه نقشی می تواند در جلوگيری از جنگ ايفا کند؟ آيا يک سياست مشترک ايرانی برای مواجهه با خطر جنگ قابل تصور و تحقق است؟
گرچه قدرت عمل نيروهای غيردولتی درجنگی كه درواقع اصطكاك بين دولتهاست محدود است، اما اپوزيسيون از هر شرايطی برای دستيابی به اهداف ملی می تواند بهره ببرد. اگرنيروهای دموكرات داخل و خارج بتوانند تصوير روشنی از پيامد های جنگ به افكارعمومی ارائه كنند به طورمسلم صداهای بيشتری برای مقابله با جنگ افروزی دركنارخود خواهند يافت. بخش هايی ازمردم كه از سياست های ضد انسانی حكومت به تنگ آمده اند، همچون انسانی كه برای خلاص شدن از شدت فشارها حتی حاضر به انتحار می گردد، حاضراند لطمات ويرانگر جنگ را به بهای آزاد شدن از رژيم حاكم پذيرا باشند. بايد آنان را آگاه نمود كه جنگ می تواند مصيبت های بيشتری را هم به بار آورد. در اين صورت اپوزيسيون می تواند اميدوار باشد كه صداهای بيشتری را كنارخود بيابد. البته ممكن است شرايط به گونه ای نباشد كه گروههای سياسی اپوزيسيون دريك جبهه واحد گرد هم آيند اما می توانند درراستای مخاطرات هولناك جنگ و سياست های جنگ افروزانه حكومت شعارهايی همسو سردهند.
شايد به عنوان پرانتز لازم باشد اين مطلب را هم عنوان كنم كه موضع ما نسبت به انتخابات دركشور مادامی كه رقابتی و آزاد نباشد و مادامی كه اصول غيردموكراتيك قانون اساسی اصلاح نشود، همچنان عدم شركت خواهد بود اما درشرايط كنونی توصيه ما به كسانی كه بنا بر هرتحليلی خود را ملزم به حضور درانتخابات می بينند آن است كه ازكسانی كه در ليست اقتدارگرايان نباشد حمايت كنند و اين كه مخالفت با جنگ و سياست های جنگ افروزانه را از زمره شعارهای خود قراردهند.
منبع:http://rozane1.blogspot.com/2007/02/blog-post_14.html
استاد محمدحسين شهريار را به سبب غنا و استحکام شعري ، تنوع آفرينش هاي هنري و از همه مهمتر جاذبه ، نفاذ و رواج کلام مي توان يکي از بزرگترين شاعران قرن حاضر ايران دانست.
در قلمروي نقد ادبي ايران از ديرباز سخن سنجان نکته پرداز همه از يک دل و يک زبان ، لب به تحسين شهريار گشوده اند.
ملک الشعراي بهار با عنايت به اشعار شهريار درباره شخصيت او مي گويد: «شهريار نه تنها افتخار ايران است بلکه افتخار مشرق زمين به شمار مي رود.»
سيدمحمدعلي جمالزاده وقتي با آثار دوران اوليه آفرينش هاي استاد شهريار روبه رو شده بود ، درباره آنها نوشت : «از 117 بيت قطعه سرتا پا لطف و ذوق و وجد شهريار ، هيچيک را سست و ضعيف نيافتم بلکه هر يک را از ديگري بهتر، شيواتر ، وزين تر و پرمعني تر ديدم و بر طبع اين شاعر تبريزي که مايه افتخار زبان فارسي شده است از جان و دل ، آفرين خواندم و وجود چنين شاعر و شاعرهايي را بهترين وسيله ترويج زبان فارسي و روح ايراني در داخل و خارج تشخيص دادم».
اشعار شهريار نه تنها قلوب ايرانيان را به تسخير درآورده بلکه قلمروي وسيع از نفاذ و رواج در خارج از مرزهاي ايران زمين نيز براي خود فراهم کرده است اما بايد درخصوص رازهاي اين توفيق در آثار شهريار تامل کرد و از خود پرسيد ، دليل اين امر چيست.
شهريار در خانواده اي مذهبي و فرهيخته و در عين حال ، روستايي ديده به جهان گشود. پدرش در زماني که قاطبه مردم از سواد خواندن و نوشتن محروم بودند، وکيل دعاوي بود شغلي که مستلزم برخورداري از سطح قابل ملاحظه اي سواد و معلومات است.
کانون زندگي محمدحسين بهجت تبريزي در کودکي و نوجواني مشحون از بارقه هاي علم و دانش ، اصول ، آداب و معيارهاي مذهبي بويژه هاله اي غني از عناصر فرهنگ مردم بوده است.
اگر به اين همه زيبايي ها ، سادگي و جاذبه هاي محيط روستايي را هم اضافه کنيم و طبع لطيف و استعداد موروث محمدحسين کوچک را هم در نظر بگيريم مي توانيم سرچشمه هاي ذوق ، نبوغ و مهارت استاد شهريار را بخوبي ادراک کنيم.
صبغه فرهنگي خانواده باعث شد منابع اصلي فرهنگ ايراني اسلامي ، يعني قرآن کريم ، آثار سعدي ، حافظ، مولوي مدام در دسترس و در معرض موانست محمدحسين باشد و گوش و جان اين کودک لطيف طبع ، از اول زندگي ، با آيات و ظرايف قرآن ، ابيات و حکايات سعدي و کلام سهل و ممتنع و شفاف اين استاد سخن فارسي ، تصاوير و تعابير دل انگيز حافظ، معاني و مفاهيم شورانگيز مولوي محشور و مشحون شود و زيرساخت هاي سازش و پردازش ابيات ، تصاوير ، تعابير و حکاياتي منحصر به فرد در دل و جان و ذهن مستعد او فراهم آيد. طبع غني استاد شهريار از 2 مشرب عظيم فرهنگي آب خورده است. وي که تبحري بي نظير در فرهنگ زبان و ادبيات فارسي دارد ، از سير و سفر در ساحت ادبيات ، زبان و فرهنگ ترکي هم غافل نيست.
مطالعه اي هرچند گذرا در اشعار شهريار نشان مي دهد او به تمامي آثار ارجمند بزرگ و کوچک ادبيات ترکي در حد تبحر واقف است حتي شاعراني کم آوازه و گمنام ، مانند آدم وايقاني - که آثار و غزليات غير مدونش سينه به سينه مي گشته - از دايره کنجکاوي تحقيق و تاثر شهريار به دور است ، چه رسد به شاعراني مانند ملامحمد فضولي ، ملاپناه واقف ، ودادي ، نسيمي ، حاج رضا صراف ، علي آقا واحد ، سيدعظيم شيرواني ، معجز شبستري ، سليمان رستم و... يکي از رموز غني و جذبه اشعار شهريار روشن مي شود، او به 3 زبان مهم تمدن اسلامي اشراف دارد؛ عربي ، فارسي و ترکي و از اين رو در استفاده از منابع غني فرهنگ اسلامي در جغرافيايي گسترده و پهنه اي وسيع دستي گشاده و ميداني فراخ دارد.
همين جا بايد خاطرنشان کنيم که تاکيد ما بر دانش شهريار در حيطه فرهنگ هاي عربي ، فارسي و ترکي به معناي بي اطلاعي او از ديگر فرهنگ هاي جهان نيست و اشتغال و دلبستگي شاعر به فرهنگ شرقي او را از جريان عمومي فرهنگ در جهان غافل نکرده است.
مقاله عالمانه اي که استاد شهريار با عنوان سبکها و مکتبهاي شعر در مقدمه ديوان خود نگاشته است ، عمق گستردگي معلومات او را در زمينه ادبيات مغرب زمين ، همچنين ظرايف و طرايف نقد ادبي مدرن آشکار مي کند. رمز ديگر غنا و جذبه شعر شهريار تسلط بلامنازع او به زبان فارسي است.
شهريار زبان فارسي را از روي متون ادبي فرا نگرفته يا لااقل به آن متون بسنده نکرده است بلکه توانايي و تسلط او در زبان فارسي مرهون دقت و خوشه چيني او از خرمن فرهنگ عامه و چشمه جوشنده و زاينده ذوق ، انشائ و ادراک مردم است.
فرق مهمي که براي عناصر فرهنگ مردم عامي در مقابل فرهنگ خواص مي توان برشمرد ، اين است که عناصر فرهنگ عامه را نه يک يا دو يا چند فرد؛ بلکه توده هاي وسيعي از مردم مي سازند حال آن که عناصر فرهنگ خاص ، ساخته و پرداخته ذهن هاي منفرد و متجزي است.
دخالت توده هاي وسيع در ساخت و ساز عناصر فرهنگ مردم عامي ، دفعي و يک مرحله اي نيست بلکه فرآيندي پرمرحله زمان بر ، به شمار مي رود. يک ضرب المثل ، تکيه کلام ، اصطلاح ، کنايه ، ترانه و غيره در مرحله اول به عنوان يک هسته شايد از طرف يک فرد ارائه شده اما اين ماده خام در طول زمان و بلکه زمانها در زبان و سينه افراد متعدد ورزيده مي شود که اين ورزش بعضا متضمن پيرايش و دفع زوايد است و بعضا به صورت آرايش و افزودن اجزايي مناسب ، تجلي مي يابد و آنچه در نتيجه اين فرآيند حاصل مي شود، مانند گوهري شفاف و تابناک بر تارک احساسات و ادراکات بشري مي درخشد.
به اين ترتيب مي توان گفت ، علاوه بر ذوق شاعرانه ، مطالعات در حوزه فرهنگي فارسي ، ترکي و عربي و نيز بهره مندي از فرهنگ مردم از مهمترين دلايل ارتقاي شهريار به عنوان شاعري جهاني در عصر ماست.
***علي صمدي
کارشناس ارشد ادبيات فارسي
نگاهی بر تحریف خبری سخنان دکتر اعلمی در دفتر سیاسی حزب اعتماد ملی- منطقه زنجان
آرمان: انتشار گزینشی و منحرف شده سخنان دکتر اعلمی توسط خبرگزاری فارس (خبرگزاری نورچشمی دولت نهم) که پنجشنبه شب گذشته در جمع اصلاح طلبان و در شهر زنجان ایراد شده بود ، سوژه ای مناسب برای افراد و گروههای مغرض برای حمله و هتاکی بر علیه این نماینده مردمی شد. دکتر اعلمی که در سخنان خود گفته بود :"خاتمی که سهل است، حتی اگر امام حسین(ع) هم کابینه تشکیل دهد، بر اساس معیارهایی که دارم، چون قسم خوردهام که از حقوق ملت، قانون اساسی، منافع ملی و اسلام دفاع کنم، اگر این کابینه هم از معیارهای تدوین شده در قانون اساسی که مبتنی بر معیارهای اسلامی است، عدول کند، کابینه ی امام حسین را هم به مجلس می اورم وانتقاد میکنم. همان طور که در دولت علی(ع) هم افراد مانند زیاد بنابیه و دیگران مسؤولیت داشتند و علی(ع) باآنان برخورد کرد." از طرف خبر گزاری فارس اینگونه تلقی شده است :" : امروز هم انتقاد ميكنم، من يك معيار دارم آقاي خاتمي كه ببخشيد، امام حسين (ع) هم فردا بيايد اينجا كابينه تشكيل بدهد،براساس معيارهايي كه خودم دارم و به تشخيص خودم، چون قسم خوردهام كه از حقوق ملت و از منابع ملي دفاع كنم، مقلدوار عمل نميكنم.
وي يادآور شد: اگر به اين نتيجه رسيدم كه كادر كابينه امام حسين (ع) تشكيل شود و از آن معيارهايي كه من در نظر دارم و در قانون اساسي آمده عدول كرده، كابينه امام حسين (ع) را ميكشم ميآورم مجلس."
عملکرد غیر اخلاقی و البته تعمدی خبرنگار فارس سرآغاز توهینات و لجن پراکنی معاندین و مخالفین اعلمی را بار دیگر فراهم نمود.
از مخالفین و معاندین اعلمی که طیفهای متفاوتی را شامل میشوند میتوان به موارد زیر اشاره نمود :
1-مست شدگان رایحه خوش خدمت که کوچکترین انتقاد از دولت نهم را خیانت به جمهوری اسلامی تلقی نموده و جوابهای دندان شکن و البته علمی!!! و صد البته با آمار و ارقام رسمی !!! خود را از تریبونهای گسترده خود منتشر میکنند .
2-مخالفین حل مدنی مسائل آذربایجان که تحمل مدافعههای شجاعانه اعلمی را از حقوق به حقه آذربایجان نداشته و تمام تلاشهای خود برای بایکوت این مسائل را هدر رفته میبینند .
3-نمایندگان هم حوزه اعلمی که وظیفه دفاع از آذربایجان را تنها در رسانه خصوصی باصطلاح ملی که دائما در اختیارشان میباشدو همچنین هفتهنامههای محلی (که با عنوان آگهی صفحات این نشریات را میخرند) می باشد.تا به جای کار و مدافعه در مجلس ادای کار را در این رسانه ها در بیاورند و مسبب به زحمت افتادن و نمایش بازی کردن خود را اعلمی می دانند که به جای معاملات تجاری و سیاسی با باندهای قدرت وقت خود را برای دفاع از موکلین خود در مجلس تلف مینماید .
البته اینها تنها نمونهای از مخالفین وی می باشند و عده دیگری نیز دلایل کافی برای دشمنی با ایشان را دارند و گروهی نیز بطور همزمان در چند گروه فوق الذکر قرار میگیرند.
روزنامه ابرار به بهانه خبر منحرف ذکر شده با ادبیات لمپنی خود،بدترین توهینها را نثار اعلمی نموده و سپس به تمجید از ملت غیور آذربایجان پرداخته است. حال از مسئولین این روزنامه سوال میکنیم که چرا همین ملت غیور به آقای اعلمی اعتراض نکردند و آیا حاضرین جلسه که خود قسمتی از نخبگان همین ملت غیور بودند باصطلاح توهینهای آقای اعلمی را نشنیدند ؟
روزنامه کیهان نیز با اشاره به سخنان اعلمی از وی خواسته که فورا توبه کند ! و احتمال رد صلاحیت ایشان برای دوره آتی مجلس پررنگ دانسته است.البته از کیهان که با نظرات تند و افراطی خود مشهور است اینچنین اظهار عقیدهای چندان بعید نیست ولی فتوای رد صلاحیت ایشان انسان را به پیش نوشته بودن این سناریوی تحریف و توهین مظنون مینماید.
دکتر اعلمی با حضور در قلعه بابک ، مدافعات جانانه در خرداد 85 و 86 از مدافعین حقوق به حق مردم آذربایجان ، دفاع از آثار و میراث باستانی همچون ارک علیشاه ، بازار سماورسازان ،خانه ستارخان و...
مطرح نمودن اصل 15 در مجلس ششم و هفتم ،مقابله با توطئه منع استفاده از زبان ترکی در معابر عمومی، پیگیری طرحهای اقتصادی همچون پروژه دشت گلفرج،کارخانه لامپ تلویزیون مرند ، کارخانه ایران خودروی تبریز و....موجب ناراحتی عدهای از آقایان گردیده است و احتمال اینچنین توطئههای جاهلانه انتقامی بر علیه ایشان را هر روز افزایش میدهد .
لذا ملت آگاه و غیورآذربایجان که دوست و دشمن بر غیرت و آگاهی آن واقف بوده و چه بسا عدهای با ذکر همین عناوین بزرگترین بلاها را بر سر مردم این خطه آوردهاند. از نماینده دلیر خود دفاع خواهند نمود و نخواهند گذاشت که وی به جرم دفاع از ایشان غریبانه مظلوم واقع گردد. اگر چه رسانه های مافیایی باندهای قدرت همه روزه به تبلیغ علیه دوستان و همدستان و تخریب ومنتقدان خود می پردازند ولی ملت آذربایجان چنانکه در طول تاریخ نشان داده است ،قدرت تشخیص خیر و شر خود را دارا می باشد.
ائلمان نوری دانشجوی ترم آخر رشته ی عمران در دانشگاه آزاد نقده كه در ارتباط با قيام خونين خرداد 1385 سولدوز دستگير شده بود با وجود اين كه در حدود يكسال در بازداشتگاه های اداره ی اطلاعات و زندانهای سولدوز و اروميه گذرانده و اينك نيز در بند مالی زندان مركزی تبريز بسر می برد ، اما نه تنها به وی اجازه ی مرخصی نمی دهند بلكه مدتی است كه ممنوع الملاقات نيز شده است و تنها والدين ايشان هر 40 روز يكبار آنهم فقط دقايقی كوتاه حق ديدار با فرزندشان را دارند . همچنين مهندس ابراهيم معينی و عبدالله جوان ديگر زندانيان سياسی سولدوز كه در اروميه و تهران در بند اسارت می باشند نيز وضعيت خوشايندی ندارند .
آذربايجان اويرنجی حركاتی - سولدوز
فرماندار دستور تخلیه ی شهرک باغمیشه را صادر کرد .
در ادامه ی وقوع زلزله های پی در پی در تبریز ، صبح امروز در ساعت 3 ، یک بار دیگر در ساعت 6:30 و یکبار نیز در ساعت 7:20 دقیقه تبریز لرزید . این سه زلزله نسبت به دو زلزله ی اولی از شدت کمتری برخوردار بودند . اما در ادامه ی این حوادث ، ساعت 1:15 ظهر نیز بار دیگر و در شدتی بیشتر از قبل لرزش دیگری شهر را فراگرفت . این زلزله ها ، موجب بروز وحشت در میان مردم شده ، آنها را به خیابان کشانده است . بسیاری از خانواده ها دیشب تا صبح را در بیرون سپری کرده اند و امروز نیز تا به این لحظه بسیاری از مردم به خانه ها بر نگشته اند . ادامه ی وقوع زمين لرزه در تبريز همچنين ، تعطيلي مدارس و مراكز علمي دانشگاهي را به دنبال داشته به طوري كه مدارس اين كلانشهر در مقاطع سهگانه درنوبت قبل و بعد از ظهر تعطيل است . وقوع زمينلرزه در تبريز شبكه ی مخابرات به عنوان يكياز زيرساختهاي اصلي در زمينه امدادرساني و ابزار ارايه خدمات به شهروندان را نيز مختل كرده است . همچنین گفته می شود فرماندار تبریز در جلسه ی اضطراری شورای تامین ، دستور به تخلیه ی شهرک باغمیشه داده است . گفتنی است این شهرک دقیقا بر روی گسل بسیار خطرناک تبریز ساخته شده است . همچنین رژیم هیچ خبری از تلفات در شهر خواجه و روستاهای اطراف تبریز در اختیار کسی قرار نمی دهد . به گفته ی منابع موثق خسارات در این شهرها و روستاها بسیار زیاد بوده است .
آذربایجان اویرنجی حرکاتی - تبریز
گزارش کم و کیف زلزله ها
وقوع چهارمين زمين لرزه در تبريز از شب گذشته تاكنون ، جوي از نگراني و اضطراب در بين شهروندان تبريزي و بخشهاي تابعه اين شهر دامن زده است. ادامه زلزلههاي ديشب تبريز در ساعت شش بامداد و ساعت ۱۳ : ۳۰ظهر امروز ، آرامش نسبي حاكم برشهر بعد از وقوع زمين لرزههاي شب گذشته را از بين برده و شهروندان تبريزي بار ديگر اماكن مسكوني و تجاري خود را ترك كردند. وقوع دو زمين لرزه به بزرگي ۳/۷و ۳/۸درجه در مقياس امواج دروني زمين در روز يكشنبه و دو زمين لرزه نسبتا قوي شب گذشته موجب شد كه بافت مركزي و معابر شلوغ شهر تبريز،بار ترافيكي سنگيني را شاهد باشد. بازار تبريز ، چهار راه آبرساني ، چهار راه هفده شهريور ، ميدان شهيد فهميده ، فلكه بازار كوي وليعصر تبريز پس از وقوع آخرين زمين لرزه ، شاهد انبوه شهرونداني بود كه از ترس تبعات وقوع زمين لرزه به خيابانهاو فضاهاي باز پناه آورده بودند. وقوع زمينلرزه در تبريز همچنين،شبكه مخابرات به عنوان يكياز زيرساختهاي اصلي در زمينه امدادرساني و ابزار ارايه خدمات به شهروندان را نيز مختل كرده است . باادامه وقوع زمينلرزه در تبريز و تشديد نگراني و اضطراب شهروندان ، بازارفروش لوازم و پوشاك گرم از قبيل چادر نيز رونق يافته و هماكنون در مناطقي از شهر مردم به خريد چادر روي آوردهاند. بخش عمدهاي ازشهروندان تبريزي كه شب گذشته را از ترس وقوع زلزلههاي مكرر دربيرون منازل خود و در داخل وسايل نقليه يا هواي باز سپري كردهاند دربرخي نقاط شهرهمچون ميدان آذربايجان و چهارراه مارالان درپاركها و روتوشهاي خيابانهاي چادر زدهاند. ادامه وقوع زمين لرزه در تبريز همچنين ، تعطيلي مدارس و مراكز علمي دانشگاهي را به دنبال داشته به طوري كه مدارس اين كلانشهر در مقاطع سهگانه درنوبت قبل و بعد از ظهر تعطيل است. دانشجويان دانشگاههاي دولتي ، غيرانتفاعي و آزاد تبريز نيز امروز از ترس وقوع زلزله از حضور دركلاسهاي درس سرباز زده و به صورت غيررسمي دانشگاهها را تعطيلي كردند. شبكه لرزهنگاري دانشگاه تبريز وابسته به موسسه ژئوفيزيك دانشگاه تهران اعلام كرد: بزرگي دومين زمين لرزه امروز/ يكشنبه/ تبريز ۳/۸درجه درمقياس امواج دروني زمين (ريشتر) بوده است. بر اساس اعلام شبكه يادشده، كانون اين زلزله كه در ساعت ۱۳و ۳۰دقيقه و دو ثانيه به وقوع پيوست، بخش باسمنج در حدود هفت كيلومتري شرق تبريز بوده است. بامداد امروز نيز يك زمين لرزه به بزرگي ۳/۴درجه در مقياس امواج دروني زمين (ريشتر) تبريز را تكان داده بود. دو زمين لرزه، در ساعات ۲۱و ۵۲دقيقه و ۲۲و ۱۵دقيقه شامگاه شنبه، با قدرت ۴/۱و ۴/۶درجه درمقياس امواج دروني زمين و در فاصله تنها ۲۵دقيقه، از هم روي داد و زمين لرزه سوم با قدرت ۳/۴در ساعت شش و ۲۳دقيقه و پنج ثانيه روز يكشنبه در حوالي روستاي كندرود در شرق تبريز به وقوع پيوست. كانون هر دو زمين لرزه شهر خواجه در ۲۵كيلومتري شمال و روستاي كندرود حدود پنج كيلومتري شمال شرقي تبريز گزارش شده است. تبريز به دليل قرار گرفتن بر روي گسل زلزله از دورههاي گذشته زلزلههاي شديدي را تجربه كرده و براساس اسناد تاريخي درمقاطعي از تاريح حتي يك بار با خاك يكسان شده است. كلانشهر ۱/۸ميليون نفري تبريز در ۵۹۸كيلومتري غرب تهران واقع شدهاست.
آذربایجان اویرنجی حرکاتی
من و تو هریک به نوبه خود سوخته ایم و ساخته ایم
امیدها و زمستانهامان را با هم قسمت کرده ایم
و زخم ها خورده ایم ...
هویت ، فرهنگ ، تاریخ و زبان هر ملت جز لاینفک و بنیادی ترین عامل حیات تک تک افراد جامعه آن ملت بشمار می آید . حال اگر ملتی حقایق تاریخی خود را کتمان شده و هویت و زبان خود را پایمال شده و فرهنگ خود را به یغما رفته ببیند، در عاقلانه ترین شرایط چه خواهد کرد؟ ملت ما لزوم چنین تحولاتی را دریافته و با مبارزه مدنی به اتحاد اجماع افراد جامعه؟؟ خویش می پردازد. و در این خصوص قطار حرکت ملی آذربایجان رسالت خود را با تکیه بر بازیابی هویت و تاریخ خویش به سوی مبارزه مدنی در اتحاد است که در این مقصد پر پیچ و خم با شیوه ها و روش های مختلف در اجرای رسالت خویش می باشد.
نشریات را رکن چهارم دموکراسی نامیده اند. اهداف این رسانه ها طرفداری از آزادی بیان، حقوق بشر، آگاهی عموم از اتفاقات روزمره، ایجاد تفاهم و تبادل فکری بین افراد یک جامعه، ایجاد فضای باز در جهت گفتگوی آزاد و بدون ترس بین مردم و مسئولین و انعکاس خواسته های عقلانی و مدنی می باشد.
دانشجویان آذربایجانی دانشگاه های کشور چنین رسالتی را دریافته و در چندین سال اخیر با انتشار نشریات به گفتگو و تبادل افکار می پرداختند تا گوشه ای از حقایق را منعکس کرده باشند. اما پس از تظاهرات های میلیونی ملت آذربایجان در خرداد 1385، متاسفانه اکثر نشریات آذربایجان مورد محبت غیرقانونی مسئولین قرار گرفته، توقیف شدند. مسئولان نشریات نیز در ادامه با تهدید، تعلیق تحصیلی و ... مجازات شدند. هم اکنون اکثر نشریات و کانون ها و... که تنها پناهگاه دانشجویان هویت طلب بودند در حال توقیف و تعطیلی به سر می برند.
کانون نشریات دانشجویی آذربایجان با اعتقاد به اصول انسانی و دموکراتیک توقیف نشریات و تعطیلی انجمن ها، کانون ها و تشکل های دانشجوئی را محکوم کرده و خواستار رفع فشارهای امنیتی! و انتشار و فعالیت های مجدد نشریات و کانون های دانشجویی می باشد. همچنین کانون نشریات دانشجویی آذربایجان آزادی دبیر کانون را به فال نیک گرفته و خواستار آزادی بدون قید و شرط سایر دانشجویان و فعالان سیاسی و فرهنگی هویت طلب در بند ا می باشد.
کانون نشریات دانشجویی آذربایجان
7/9/1386
آذربایجان اویرنجی حرکاتی
بنا بر اخبار دریافتی از اورمو ، شماره تلفنهایی که با آنها مدیر هفته نامه را تهدید به مرگ کرده بودند به قرار زیر است . گفتنی است این کوردهای تروریست دیروز درصد بودند در جلوی این مجله تجمع نمایند که با حضور گسترده ی میللتچی های اورمیه در آنجا ، موفق به این کار نگشته اند .
آدرس هفته نامه ی اولدوز : کوچه ی مقابل استانداری
شماره تلفن تروریست های تهدید کننده :
09149368138
09141468980
09149392680-81
09143452573
09143441790
آذربایجان اویرنجی حرکاتی - اورمو
وزير امور خارجهي جمهوري آذربايجان گفت: اين جمهوري اراضي خود را به ارمنستان واگذار نخواهد كرد . به گزارش ایسنا در باكو، المار ممديارف ، در پانزدهمين نشست هيات وزيران عضو سازمان همكاري و امنيت اروپا كه در مادريد برگزار شد ، اظهار داشت: علي رغم پيشرفت در مذاكرات ، ارمنستان اشغال اراضي جمهوري آذربايجان را ادامه ميدهد و اين سياست ارمنستان ميتواند منجر به سقوط مذاكرات شود . ممديارف در اين نشست با تاكيد بر آنچه اشغال اراضي اين جمهوري از سوي ارمنستان ميخواند ، اظهار داشت: متاسف هستيم كه ارمنستان سياست حذف نژادي را پيش گرفته است و سياستهاي تجاوزگرانهي خود را پس از سه سال مذاكرات در سطح روساي جمهور و وزيران ادامه ميدهد . وزير امور خارجهي جمهوري آذربايجان از وارد شدن جنگ مذاهب در مناقشهي قره باغ اظهار تاسف كرد و گفت: رهبري ارمنستان تلاشهاي خطرناكي را براي جنگ مذاهب در اين مناقشه كرده است و اكنون مناقشه به تقابل اسلام و مسيحيت تبديل شده است . وي با بيان اينكه ارمنستان به صورت غيرقانوني به استخراج منابع طبيعي آذربايجان ميپردازد ، گفت: چنين اقداماتي كمكي به مذاكرات نميكند . ممديارف با ادعاي اينكه اين سياست شكست خواهد خورد ، ادامه داد: آذربايجان حاضر به چشمپوشي از اراضي خود نيست . وزير امور خارجهي جمهوري آذربايجان تاكيد كرد : ارمنستان بايد مذاكرات صلح را در چهارچوب منافع دو ملت ادامه دهد . مناقشه ميان جمهوري آذربايجان و ارمنستان از سال 1988 با تصرف اراضي جمهوري آذربايجان از سوي ارمنستان آغاز شد. به گفتهي مقامات جمهوري آذربايجان 20 درصد از اراضي اين جمهوري در سال 1992 توسط ارمنستان اشغال شد ، اما دو سال بعد توافقتنامهي آتش بس ميان دو كشور منعقد گرديد ، اما تنشها هنوز ادامه داد و كشورهاي عضو گروه مينسك اكنون در حال مذاكره براي حل اختلافات هستند .
آذربایجان اویرنجی حرکاتی
در آذربایجان روز به روز شاهد برخوردهاي ماموران امنيتي با فعالان سياسي، فرهنگي و حقوق بشري هستيم. احضار به دادگاه ها، امری روزمره شده است. تهديد و ارعاب مستقيم و غير مستقيم به ابزاری معمول بدل گشته است. شواهد نشان میدهد،نیروهای امنیتی آذربایجان،بازداشت و آزار و اذیت فعالین مدنی را در دستور کار خود قرار داده اند . با اینکه آمار خاصی از بازداشت تعداد فعالان مدنی و روزنامه نگاران آذربایجانی در بند در دسترس نیست، اما میتوان گفت اینک قریب ۱۰ فعال مدنی و فعال حقوق بشر و روزنامهنگار آذربایجانی در زندانهای اوین و زنجان تحت فشارهای روحی و شکنجه های جسمی قرار دارند٬بررسی اتهامات و پرونده آنها هنوز در دستور کار دادگاه قرار نگرفته است و از حق داشتن وکیل مدافع و دیگر حقوق یک زندانی نیز محروم هستند. اگر چه دکتر محمد علی حیدری از فعالین مدنی آذربایجان پس از تحمل ۲۹ روز حبس، اخیرا" به قید ضمانت آزاد شده اند اما هنوز دهها نفر از جمله سعید متین پور، جلیل غنی لو ، بهروز صفری، لیلا حیدری، علیرضا متین پور، عبداله عباسی جوان، صالح کامرانی ، محمد نصرتی ، میر قاسم سیدین زاده و...در بازداشت موقت به سر ميبرند.سعید متین پور، فعال شناخته شده حقوق بشر که در تاریخ ۴ خرداد ماه در زنجان بازداشت شده، با گذشت بیش از ۱۸۰ روز همچنان در شرایط بلاتکلیفی در بازداشتگاه وزارت اطلاعات زنجان نگهداری می شود. متین پور در سالهای گذشته تلاشی چشمگیر را در جهت بازتاب موارد نقض حقوق بشر در آذربایجان کرده است. وی از جمله متهمانی است که تاکنون دادگاه انقلاب اتهام وی را اعلام نکرده و به دلایلی نامعلوم در بازداشت موقت نگهداری می شود. طی بیش از شش ماهی که از دست گیری آقای متین پور می گذرد، هنوز به او اجازه دیدار، با همسرشان نیز داده نشده است. از سویی جليل غني لو و بهروز صفري نیز از فعالان فرهنگی و اجتماعي هستند که اوایل خرداد ماه سال جاری در زنجان بازداشت شدند. این دو فعال نیز بدون دسترسی به وکیل و تفهیم اتهام بیش از شش ماه است که در بازداشت موقت به سر می برند.عليرضا متين پور برادر سعيد متين پور و ليلا حيدري همسر بهروز صفري نيز از ۶ شهريور ماه دستگير شدند و هم اکنون بطور بلاتکلیفی در زندان زنجان به سر مي برند.در این میان هم اکنون دست کم ۵ فعال مدنی آذربایجان در بند ۲۰۹ زندان اوین تهران که زیر نظارت سازمان اطلاعات جمهوری اسلامی قرار دارد، تحت اعمال فشار و محدوديت ها قرار دارند.
صالح کامرانی وکیل و فعال حقوق بشر و عبدالله عباسي جوان، استاد دانشگاه از ۲۷ مرداد ۱۳۸۶ همچنان بدون محاکمه، تفهیم اتهام و بدون اجازه برای گرفتن وکیل در بند ۲۰۹ زندان اوین در سلول انفرادی نگهداری می شوند. همچنین محمد نصرتی فعال مدنی آذربایجانی و دانشجوی دوره دکترای دانشگاه آنکارا ، ایلقار مرندلی (عضو هیأت مؤسس آسمک) و میر قاسم سیدین زاده دو روزنامه نگار آذربایجانی هستند که به رغم گذشت دهها روز از بازداشت اشان بدون اینکه تفهیم اتهامی شوند در بند ۲۰۹ اوین، در بازداشت به سر می برد. آنها از کلیه حقوق انسانی خود محروم هستند.نکته قابل توجه در مورد افراد یاد شده، نگهداری طولانی مدت آنها در بازداشت موقت و عم رسیدگی قضایی به پرونده های آنان است.در این بازداشت ها و دستگیری ها امکان ارتباط با خانواده و بهره مندی از مشورت با وکیل از زندانیان سلب شده است و در بسياری از موارد خانواده های دستگيرشدگان نيز در معرض اذيت و آزار و حبس قرار گرفته اند.دستگيری های خودسرانه، محاکمات غيرمنصفانه و حبس روزنامه نگاران آذربایجانی از روش های معمول قوه قضايی ايران، که "بشدت سياسی" است،در سال جاری بوده است.تداوم روند بازداشت فعالین مدنی آذربایجانی نشانگر عدم تحمل فعالانی است که در چارچوب اعلامیه ها و میثاق پذیرفته شده حقوق بشر و در جهت بهبود شرایط انسانی در ایران تلاش می نمایند.از رسانه ها٬ سازمانهای دفاع از حقوق بشر و گروههای ضد شکنجه خواسته می شود بر علیه بازداشتهای غیرقانونی و فشارهای وارده بر زندانیان سیاسی آذربایجانی اعتراض کنند.
واحید قاراباغلی
آذربایجان اویرنجی حرکاتی
فراخوان تروریسم کرد برای عملی کردن تهدیدهای هفته نامه "اولدوز" خنثی شد .
در پی تهدیدهای گروه های حامی تروریسم کرد بر علیه هفته نامه "اولدوز" و بعد از پخش شبنامه های این گروه های تروریستی در شهرک های مهاجرنشین اورمیه مبنی بر تجمع در مقابل دفتر هفته نامه "اولدوز" و انتشار خبر آن در سطح شهر اورمیه از عصر دیروز 8/9/86 جوی مملو از اعتراض بر مردم و فعالین حرکت ملی (اورمیه) حکم فرماست.خبر اعلام تجمع حامیان گروه های تروریستی کرد به واسطه پیام های کوتاه تلفن همراه((sms به سرعت در بین مردم پخش شد .کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان بر حسب مسئولیت خود و با توجه به خبرهای بدست آمده در مورد احتمال اقدامات تروریستی علیه هفته نامه "اولدوز" و تنش های صورت گرفته در دانشگاه پیام نور سولدوز که از سوی دانشجویان گروه های تروریستی کرد برای مقابله با اعتراضات دموکراتیک و مدنی دانشجویان تورک سولدوز انجام گرفته و برخی اقدامات به ظاهر قانونی و عملا تروریستی دانشجویان کرد دانشگاه اورمیه مبنی بر اقدام علیه هفته نامه "اولدوز" اقدامات لازم به عمل امد. از صبح امروز9/9/86 جمع کثیری از فعالین ملی اورمیه به نشانه حمایت از هفته نامه "اولدوز" در مقابل این هفته نامه و محوطه اطراف ان جمع شدند ، اما هیچ گونه تحرکی که نشان از تجمع و یا اقدام حامیان گروه های تروریستی کرد باشد مشاهده نشد.
از آن جا که خبر این تجمع در شهر اورمیه انعکاس وسیعی یافته بود ، نیروی انتظامی ، نیروهای امنیتی و یگان ویژه نیز در حال آماده باش کامل بودند .این نیروها حوالی ظهر در میدان مرکز(ولایت فقیه) مستقر شده و مسجد تورک های سنی را که بعد از مهاجرت کردها به اورمیه به ناحق به تصرف آن ها در آمده تحت کنترل شدید خود گرفتند و نماز جمعه این هفته کردهای مهاجر اورمیه در کنترل شدید امنیتی و با آرامش برگزار شد و برنامه های گروه های حامی تروریسم کرد و خدیجه منصوری عقیم ماند.فعالین حرکت ملی (اورمیه) نیز برای مقابله احتمالی با تحرکات گروه های تروریستی کرد بصورت چند نفره در میدان مرکز(ولایت فقیه) حاضر بودند.تا لحظه ارسال این خبر هیچ تحرک خاصی از سوی حامیان گرو ه های تروریستی صورت نگرفته است.
کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان
9/9/86
آذربایجان اویرنجی حرکاتی
پس از گذشت بیش از یکماه از تشریف فرمایی حجت الاسلام عظیمی و هیئت همراه ایشان به سولدوز سرویس های امنیتی جاسوسی رژیم آپارتایدی در سولدوز تازه از موضوع آنهم پس از درج مطلب در سایتهای خبری آذربایجان جنوبی و بطریق اداره کل سازمان اطلاعات کشور در تهران خبردار می شوند. بدنبال دستور رسیدگی به موضوع حضور حجت الاسلام عظیمی و همراهان ایشان و فعالین سولدوزی حرکت ملی آذربایجان جنوبی و خانواده های داغدیده شهدای آذربایجان و تجمع آنان بر سر آرامگاه شهدای قیام خرداد 85 سولدوز از اداره کل اطلاعات کشور به واحدهای اطلاعاتی سولدوز چند شب پیش سرهنگ نوروزپور که با فعالیت های گسترده خود در جهت انهدام حرکت ملی آذربایجان در سولدوز قلب تپنده و دروازه آذربایجان ارتقاء درجه پیدا کرده بود با محافظین و ماموران خود به منزل پدری شهید توحید آذریون واقع در محله کهل نقده یورش برده و قصد دستگیری ولی و علی آذریون برادران شهید را داشتند که پس از تجسس کامل منزل و بازجویی از مادر شهید بدلیل عدم حضور برادران شهید در منزل موفق به دستگیری آنان نشده و مادر شهید توحید آذریون را تهدید و سفارش اکید کردند تا فرزندانش با پای خود به اداره اطلاعات آمده و خود را به آنان معرفی نمایند. در سوی دیگر نیز با وجود بازجویی های متعدد از پدر شهید حسین فتحی پور در رابطه با چگونگی و علت حضور حجت الاسلام عظیمی و هیئت همراه ایشان در سولدوز با منزل شهید حسین فتحی پور تماس گرفته و کریم فتحی پور برادر و پدر شهید حسین فتحی پور را مجدداً به اداره اطلاعات سولدوز احضار نمودند . همچنین در چند روز اخیر تعدادی از فعالین سیاسی سولدوز در این رابطه بازداشت شده اند .
آذربایجان اویرنجی حرکاتی - سولدوز
این متن به خوبی یاوه سرایی های خدیجه منصوری را آشکار ساخته ، عبث بودن سخنانش را به عرصه می گذارد . امیدواریم ، درس عبرتی برای دیگر تروریست ها نیز گردد .
آذربایجان اویرنجی حرکاتی - اورمو
خبرنگار سياسي خبرگزاري « انتخاب » از يك انتصاب فاميلي ديگر در وزارت خارجه خبر داد . بنابراين گزارش ، منوچهر متكي وزير خارجه در تازه ترين اقدام انتصابي خود، برادر همسرش با اعمال نفوذ بعنوان وابسته كار به بحرين فرستاده است . اين فرد كه " دندان پزشك " است ، هيچ گونه سابقه خاصي در وزارت امور خارجه ندارد . اين در حالي است كه بنا به آمار وزارت كار ، مردم ايران عموماً براي كار يا به دست گرفتن شغل خاصي ، به بحرين سفر نمي كنند . پيش از اين ، منوچهر متكي وزير امور خارجه با صدور حكمي همسر خويش را به سمت مدير كل حقوق بشر و زنان وزارت خارجه منصوب كرده بود . گفتني ست ، همسر منوچهر متكي ، تحصيلات خود را در رشته « داروسازي » به پايان برده و تا قبل از وزارت متكي در سازمان بهزيستي كل كشور مشغول به كار بوده است .
آذربایجان اویرنجی حرکاتی
منظورم اهانت نیست، اصلا کلمه رذل برای من متاسفانه به دلایل بسیاری معنی اهانت آمیز خودش را از دست داده است. منظورم کوچک و حقیر و پست و فرومایه است، پیدا کردم، منظورم از رذل همین فرومایه بود. می دانی! گاهی می شود که چنان تحت فشار قرار می گیری، چنان از زمین و آسمان برایت می بارد، چنان گروه فراریان بی مهابا در گریز از بی رحمی مهاجمان وحشی، تو را که افتاده ای لگد می کوبند و لگد می کوبند و لگد می کوبند که له می شوی، خودت را جمع می کنی، گوشه ای می نشینی، با وحشت به همه نگاه می کنی، نفس نفس می زنی و حتی یک سایه هم می تواند درد را بدواند زیر پوستت.
تصاویر لگدکوب شدن کسانی که به نام اراذل( دقیقا جمع رذل) خوانده می شوند، نگاه کردم، خون های خشک شده توی صورت، رنگ های پریده، چشم های ترسیده، گونه ای که با پوتینی چسبیده به خاک، همه اینها وحشتی است که آدم ها را رذل می کند. می ترساند. بی رحم می کند. توی خانه می نشاند و یک مشت وحشی را به جان ملت می اندازد تا باز هم روی بدن افتادگان و له شدگان راه بروند. می گوید: چرا از اینها دفاع می کنی؟ اینها جزو اراذل اند، چنان می گویند، گوئی که همه چیز طبیعی است، انگار پلیس همه دنیا چنین برخوردی می کند و این حجم از خشونت همه جا جاری است. و چنان می گویند انگار با فیلسوف و پزشک و مهندس و استاد دانشگاه و درویش و روحانی و هنرمند و نویسنده چنین رذالتی نمی کنند.
می خوانی که توی زندان مجید توکلی دانشجو را ماموران حفظ امنیت چنان زده اند که زبانش تکلم نمی کند، می خوانی در زندان همدان به دختر جوان پزشکی ماموران اجرای عدالت تجاوز کرده اند و او را کشته اند، می خوانی و می شنوی که به دختر مسلمان چادری که طرفدار حقوق زنان است، نویسنده روزنامه ای دیگر اتهام می زند که عضو یک گروه کمونیست است و آرزوی مجازاتش را می کند. آقای منتقد برتر که جایزه اش را از دست رئیس جمهور طرفدار آزادی مطبوعات در آمریکا گرفته، در یک مقاله هزار کلمه ای به ۱۵ نفر آدم اتهام جاسوسی و وطن فروشی می زند. وحشتناک است، رذالت از در و دیوار می بارد. می بینی و می شنوی و می خوانی که درویشان را می زنند، حسینیه شان را می بندند، و لابد خدای را هم در پستوی خانه نهان باید کرد…
نمی دانم چرا این خدا دست از سرم برنمی دارد، هرچه از دستش فرار می کنم، باز هم ولم نمی کند، هی می گویم ببین به اسم تو چه می کنند؟ باز هم می آید و باز هم خودش را لوس می کند، مرتضی مطهری در مورد امام حسین توصیفی دارد که این توصیف مهم است، می گوید چیزی که حسین از آن دفاع کرد، شرافت بود. شرافت به معنی بزرگی نیست، به معنی بزرگواری است.
می دانی! چیزی که دارد له می شود بزرگواری آدمهاست. آدمهایی که جلوی چشم شان می بینند که مظلومی کشته شده و به قول مهاجرانی خواب شان هم آشفته نمی شود، آدمهایی که جلوی چشم شان می بینند کسی را بر دار آونگ می کنند و فقط راه شان را کج می کنند و می روند، دانشجویی که یک نظامی به زور در دانشگاهش سخنرانی می کند و او چاره ای جز سر خم کردن و سر خم کردن و سر خم کردن ندارد. روح آدمها را به لجن می کشند، آدمها را در سختی زندگی به کثافت تبدیل می کنند و بعد، تویی که خوب بودی، تویی که روح زیبایی داشتی، تویی که آزادی پرچم خانه ات بود، تویی که میهن ات را دوست داشتی، یا در سکوت، شاهد فرو رفتن خودت در لجن می شوی، یا وقتی کم کم به آن عادت کنی، حتی ممکن است که به آن افتخار هم بکنی. افتخار کن! می توانی بگویی دولت ایران از نظر تولید لجن به بالاترین حد جهانی دست یافت. افتخار کن! هنوز گردنت بیرون لجن است، می توانی در مورد خودت حرف بزنی. افتخار کن! ما اورانیوم را غنی می کنیم و روح و شخصیت آدمها را نابود می کنیم، شرافت انسانی را به لجن می کشیم، افتخار کن.
نوشته کیهان در مورد درخشان دیروز آشفته ام کرد، فکر نمی کردم آدم تا اینجا به لجن کشیده شود. امروز دیدم که خودش هم نامه ای برای کیهان نوشته است و از دولت خواسته است تعداد مجریان را زیاد کنند که مردم توی صف معطل نشوند. اگر روزی به من می گفتند هرگز فکر می کنی که فلانی تا این حد به ویرانی کشیده شود، اصلا برایم قابل تصور نبود. آدم بیش از آن که دچار نفرت بشود، به شرایطی فکر می کند که آدمها را به لجن می کشد، به خودت که می آیی می بینی آرام آرام به این بوی کثافت عادت کردی و بعد بتدریج که عادت کردی دوستش داری. در لجن غرق می شوی، تمام قد!
خبر نامه امیر کبیر
خبرنامه امیرکبیر: محمدعلی دادخواه، وکیل مدافع سه دانشجوی دانشگاه امیرکبیر، که امروز برای دیدار با ایشان به زندان اوین رفته بود، اجازه ملاقات با آن ها را نیافت.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر محمدعلی دادخواه از سوی یک مقام عالیرتبه قضایی نامه ای در دست داشت که به مسئولین زندان اوین دستور داده بود که در اسرع وقت امکان ملاقات مجید توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری را با وکیل خود فراهم کنند. اما مسئولین زندان اعلام کردند قاضی رسیدگی کننده به اتهامات این سه دانشجو در مجتمع شهید قدوسی به آن ها گفته است از امروز این دانشجویان ممنوع الملاقات هستند.
مجید توکلی و احمد قصابان روز چهارشنبه از سوی بزرگ نیا و ضیائی، رئیس و معاون اندرزگاه ۸ زندان اوین، به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و گفته می شود حال مجید توکلی همچنان وخیم است. مسئولین زندان اوین از انتقال این دانشجویان به بهداری زندان خودداری می کنند و خانواده های این دانشجویان نگران حال فرزندان خود هستند.
در حالی که مجید توکلی پس از گذشت ۴۸ ساعت توانست با خانواده خود به صورت تلفنی صحبت کند، خانواده این دانشجو می گویند اطمینان ندارند خطر جانی که این دانشجویان را تهدید می کند رفع شده باشد. چرا که هنگامی که دانشجویان در بند ۲۰۹ زندان اوین تحت شدیدترین شکنجه ها بودند بازجویان آن ها را مجبور می کردند با خانواده های خود تماس بگیرند و از مساعد بودن حالشان خبر دهند.
محمدعلی دادخواه، وکیل مدافع این دانشجویان، قصد داشت امروز از نزدیک توکلی، قصابان و منصوری را ملاقات کند و از سلامت ایشان مطمئن شود. دادخواه همچنین تصمیم داشت شکایتنامه ای که این سه دانشجو از مسئولین اندرزگاه ۸ مبنی بر ضرب و شتم بی دلیل آن ها، تنظیم کرده بودند دریافت کرده و این شکایت را به مقامات قضایی تحویل دهد.
گفته می شود آثار ضرب و جرح و کبودی بر بدن دانشجویان پس از گذشت چندین روز از این حادثه همچنان مشهود است. مجید توکلی همچنان قادر نیست به راحتی صحبت کند یا غذا بخورد. به نظر می رسد این حادثه راستای انتقام گیری وزارت اطلاعات از دانشجویان طرح ریزی شده باشد.
در اردیبهشت ماه سال جاری وزارت اطلاعات قصد داشت با اجرای پروژه نشریات جعلی به سرکوب گسترده فعالین دانشجویی بپردازد که با ایستادگی دانشجویان در برابر این توطئه نه تنها اجرای این پروژه ناکام ماند که انتشار خبر شکنجه دانشجویان جهت اخذ اعترافات دروغین موجب رسوایی گسترده تیم طراح سناریو میان سطوح مختلف حاکمیت گردید. از همان زمان طراحان این سناریو تصمیم گرفتند به هر قیمت ممکن این سه دانشجو در زندان بمانند و علیرغم فقدان هر گونه مستنداتی در خصوص دست داشتن این دانشجویان در انتشار نشریات موهن، با احکام سنگین حبس مواجه شوند.
منبع: خبر نامه امیر کبیر
روز سه شنبه مورخ ۶/٩/۸۶، كارگران كارخانه مونتاژ كابل و سيم برق صنعتي سنندج، وارد سومین روز اعتصاب خود شدند. ۳٦ نفر از كارگران اين مركز كه در دو شيفت شب و روز مشغول به كار هستند، برای دستیابی به خواستههای خود دست به اعتصاب زدهاند. قابل ذکر است که، کارگران خواسته هاي خود را قبل از اعتصاب مطرح کرده، اما طرح خواستههای آنان با بی توجهی کارفرمایان مواجه شده است و در این رابطه یکی از کارفرمایان اظهار کرده است که، "كارگراني كه قراردادي هستند را اخراج ميكنيم و با افراد رسمي برخوردي به فراخور منافع كارخانه خواهيم كرد!" گفتنی است که، خواستهای کارگران شامل "پرداخت نمودن به موقع حقوق و مزاياي كار، تامين نمودن فضايي گرم و بهداشتي كردن محل كار در داخل كارخانه" است. به همین دلیل، اعتصاب کارگران برای احقاق حقوق خود، همچنان ادامه دارد...
گزارشی از توطئه بر علیه سندیکا
1 – با شکایت هیات بازگشایی سندیکای کارگران نقاش و افشاگریهای گسترده در مورد تخلفات انجمن صنفی در مورد شرایط انتخابات، مجوز برگزاری مجمع عمومی انجمن صنفی (کارفرمایی!) در تاریخ 25 آبان ماه، از طرف سازمان کار لغو می شود.
2 – سرانجام با پیگیری هیات بازگشایی در تاریخ 15/8/86 جعل اساسنامه انجمن صنفی (کارفرمایی!) توسط سازمان کار مورد تایید قرار می گیرد. پس از آن با شکایت چند نفر از اعضای سندیکا، پرونده ای در مورد جعل اساسنامه در دادگاه تشکیل شد.
3 – آقای .... عضو هیات مدیره انجمن صنفی، مدارکی دال بر کلاهبرداری اعضای هیات مدیره انجمن صنفی به هیات بازگشایی سندیکا ارائه داد و قول همکاری برای افشای سوء استفاده اعضای هیات مدیره را داد و در این رابطه ضمن افشای جعل امضای اعضای انجمن صنفی در برگزاری مجمع عمومی تعاونی مسکن، شکایتی را تسلیم سازمان کار کرد.
4 – در تاریخ 12/8/86 شکایت هیات بازگشایی سندیکای کارگران نقاش در مورد سوء استفاده اعضای انجمن صنفی (کارفرمایی!) از تعاونی مسکن در مجتمع قضایی شهید باهنر و سازمان کار ثبت شد. در این رابطه نزدیک به 100 نفر از کارگران نقاش، با حضور در مجتمع قضایی باهنر اعلام کردند که حاضرند در دادگاه شهادت بدهند که در رابطه با تعاونی مسکن هیچ انتخاباتی انجام نشده است.
5 – صبح روز 27 آبان ماه رضا دهقان، از اعضای سندیکای کارگران نقاش ساختمان، به صورت تلفنی به پایگاه چهارم پلیس امنیت احضار می شود.
فردای آن روز در سازمان کار اتفاق جالبی رخ می دهد: زرکانی، رئیس تشکل های کارگری در سازمان کار استان تهران، در جواب اعضای سندیکا که برای پیگیری شکایتشان نزد او بودند، آنها را به پلیس امنیت ارجاع داده و مشکل شان را امنیتی می خواند! و در یک چرخش 180 درجه ای اعلام میکند که باید مجمع انجمن صنفی- کارفرمایی برگزار شود!!
ساعتی بعد رضا دهقان در پایگاه چهارم پلیس امنیت بازداشت می شود و هم اکنون، به جرم سندیکا خواهی در زندان اوین به سر می برد! همچنین کلیه شکایات که تحت حکم مراجع قضایی بودند، برای پیگیری به وزارت اطلاعات تغییر مسیر میدهند! هر یک از اعضای سندیکا به نحوی تهدید می شود که از ادامه فعالیت منصرف شوند! و ....
با این حال سندیکا همچنان پا برجاست ...
بیانیه شورای همکاری تشکل ها و
فعالین کارگری: رضا دهقان را آزاد
کنید!!!
رشد جنبش کارگری ایران بار دیگر سرمایه داری ایران را وادار کرده است که چهره کریه و ددمنش خود را به نمایش گذارد. نیروهای امنیتی و پاسداران سرمایه در ادامه تعدی به حقوق کارگران و دستگیریهای فعالین کارگری روز یکشنبه "رضا دهقان" عضو "هیئت بازگشایی سندیکای کارگران نقاش و تزئینات ساختمان" را به پایگاه چهارم پلیس امنیت واقع در میدان هفت حوض تهران احضار و پس از 24 ساعت بازداشت به دادگاه انقلاب و از آن جا به زندان اوین منتقل کرد. علیرغم پیگیریهای مستمر اعضای هیئت بازگشایی و اولیای رضا دهقان تا کنون خبر موثقی درباره سرنوشت رضا دهقان و اتهام او ارائه نشده است.
در حالی که در تماسی تلفنی با خانواده دهقان مسئولین دادگاه انقلاب صحبت از آزادی رضا در قبال وثیقه 40 میلیونی شده بود و این وثیقه توسط همکاران رضا دهقان تهیه شده بود در تماسهای بعدی با حامیان سرمایه داران در دادگاه انقلاب اعلام شد که آزادیای در کار نیست. این در شرایطی است که هیچ اتهامی تا کنون به رضا دهقان وارد نشده است. گفتنی است که رضا دهقان در پی تحقیق در . شکایت از انجمن صنفی- کارفرمایی در مورد سوء استفاده های مالی این انجمن بازداشت شده است.
آن چه به واقع در جریان است رشد جنبش کارگری و افزایش میزان آگاهی کارگران ایران از حقوق خود و تلاش در ایجاد تشکل های مستقل کارگری است که سرمایه داری و دولت حامی آن را مجبور به برخوردهای هر روزه با فعالین کارگری نموده است تا همچنان کارگران ایرانی را در بی حقوقی مطلق نگاه داشته و مناسبات انباشت سرمایه و استثمار کارگران را در امنیت به پیش ببرد.
ما دستگیری رضا دهقان را محکوم کرده و اعلام می داریم با توجه به وضعیت جسمی و بیماری وی هر گونه آسیب به وی مسئولی جز جمهوری اسلامی نخواهد داشت.
شورای همکاری تشکل ها و فعالین کارگری
کمیته پیگیری ایجاد تشکل های آزاد کارگری
کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری
اتحاد کمیته های کارگری
انجمن فرهنگی، حمایتی کارگران
کمیته دفاع از محمود صالحی
جمعی از فعالین کارگری
گروهی از دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاه های ایران
شب سه شنبه 86.9.6 دانشگاه علوم پزشکی اورمیه شاهد برگزاری جشنی به نام قوی بئله اولسون در تالار ابن سینای این دانشگاه بود. در این جشن که به همت کانون دانشجویی آذکاب برگزار شد حدود 400 نفر از دانشجویان دختر و پسر تورک دانشگاه شرکت جستند.این مراسم با شعر خوانی و مقاله خوانی و همچنین اجرای موسیقی توسط آشیق قوربان همراه بود.از نکات جالب توجه این جشن سخنرانی یکی از مسئولین دانشگاه درباره لزوم پاسداشت زبان تورکی و مهمتر از آن در محکومیت تروریسم کورد و طرح مالیخولیایی آنان در تشکیل کوردستان بزرگ بود که با حیرت دانشجویان ونیز تشویقهای مکرر آنان همراه بود.البته ایشان در پایان سخنرانی به لزوم عمل به ایده خامنه ای در مورد اتحاد ملی و انسجام اسلامی اشاره ای مختصر به عمل آوردند .
آذربایجان اویرنجی حرکاتی- اورمو
نماينده تبريز: ساخت مصلي در حريم ارگ عليشاه ، اين بنا را تخريب ميكند .
صفارهرندي: پاسخگويي در اين زمينه وظيفه من نيست .
در جلسه علني امروز مجلس شوراي اسلامي اكبر اعلمي نماينده تبريز در خصوص اقدامات شوراي عالي ميراث فرهنگي در برابر اقدامات غيرمسوولانه دست اندركاران مصلي مبني بر ساخت و ساز در حريم قانوني ارگ عليشاه در تبريز از وزير ارشاد سوال پرسيد ولي پس از توضيحات صفارهرندي نماينده تبريز آن را قانع كننده ندانست و سوال براي بررسي بيشتر به كميسيون ارجاع شد.
به ایسنا ، نماينده تبريز از صفارهرندي پرسيد ؛ آثار تاريخي و ميراث فرهنگي هر يك از جوامع حافظه قسمتي از تاريخ و وديعه ارزشمند براي همه نسلهاست. ميراث فرهنگي و آثار تاريخي تاريخ گويا و سيماي بخشي از هويت فرهنگي و ملي تاريخي يك جامعه محسوب مي شود و به فراخور جايگاهي كه دارا بوده معرف و نمادي از خاستگاه، واقعيات، تاريخ، رنج ها و شاديها، رشادت ها، افتخارات و مقاومتها و هنرنماييهاي نسلهاي پيشين و جزيي از هويت ملي آن جامعه به شمار مي آيد. وي ادامه داد: به اين دليل همه جوامع در حفظ و نگهداري آن مي كوشند و تخريب آن را ظلم آشكار به تاريخ و هويت ملي خود مي پندارند بنابراين با همه توان سعي مي كنند در مقام صيانت از آن برآيند. نماينده تبريز خاطرنشان كرد: اهميت آثار فرهنگي و ميراث تاريخي تا آن جاست كه قوانين و كنوانسيون هاي بين المللي هم تمهيدات لازم را براي صيانت از اين آثار پيش بيني كرده و قانونگذار و قوانين داخلي ما اهميت لازم رابه آن دارند تا جايي كه در قانون مجازات اسلامي يك فصل براي حفاظت از آثار تاريخي و ميراث فرهنگي اختصاص پيدا كرده است. عضو كميسيون امنيت ملي تصريح كرد: متاسفانه به نظر مي رسد در مواردي بعضي از مسوولين و متوليان امر آنگونه كه بايد و در چارچوب قانون و قوانين موضوعه حساسيت لازم را براي ايفاي وظايف قانوني خود و صيانت از آثار ملي و تاريخي نشان نمي دهند. وي به بناي تاريخي ارگ اشاره و عنوان كرد: وزيران ارشاد با توجه به مسووليت قبلي خود نسبت به جايگاه ارگ آشنايي لازم را دارند و واقف هستند ارگ عليشاه يكي از بناهاي كم نظير و مرتفع ترين و زيباترين آثار خشتي كشور است كه در مركز شهر تبريز واقع شده است. به گفته وي اين بنا توسط خواجه تاج الدين عليشاه جيلاني وزير سلطان ابوسعيد ايلخاني طي سالهاي ٧١٤ تا ٧١٦ هجري بنا شد و در ١٥ دي ماه سال ١٣١٠ در فهرست آثار ملي ايران ثبت شد و نقشه حريم استحفاظي قانوني و ضوابط حفاظتي آن در جلسه ٢٩/٣/١٣٥٨ شوراي حفاظت آثار تاريخي مشخص و تاييد شد.
به گزارش ايسنا، اعلمي با بيان اين كه ارگ عليشاه حداقل براي مردم آذربايجان و كليت ملت ايران يكي از مهمترين آثار تاريخي است و از جايگاه ويژه برخوردار است گفت: علت آن اين است كه اين اثر شاهد به شهادت رسيدن تعدادي از رهبران مشروطيت ازجمله ثقهالاسلام به دستور روس ها و با مباشرت شجاع الدوله بوده است. نماينده تبريز ادامه داد: اين اثر پايگاه مقاومت نيروهاي ستارخان و باقرخان در برابر مستبدين بوده است. نشانه و نماد عيني تمدن هاي پيشين است و در دي ماه ١٢٩٠ هجري شمسي اين بنا شاهد بدار آويختن سيروس خان ملك اندرسيان از مبارزين و مشروطه خواه شاخص تبريز در دوره مشروطيت بوده است. وي افزود: با وجود اين كه حدود ٤٠٠ سال قبل زلزله مهيبي تبريز را با خاك يكسان مي كند اما اين بنا سرافراز و مقاوم ايستادگي مي كند و از اين حيث نيز اين بنا نماد مقاومت براي مردم آذربايجان و مردم تبريز است. اعلمي تصريح كرد: متاسفانه در ابتداي انقلاب به دستور مسوولان وقت در سال ١٣٦٠ اين بنا در برابر ستيزه گران تاريخ تاب مقاومت پيدا نكرد و علي رغم اين كه در برابر حوادث تاريخي مقاوم ايستاده بود با برخوردهايي كه با آن شد بخش عمده اي از آن فرو ريخت. وي افزود: چنان برخوردي با اين بنا شد كه گفته شد كه چندين نقطه آن را سوراخ كردند و در هر كدام از سوراخ ها حدود ٢٥ كيلوگرم تي ان تي جاسازي شد تا ٨٠ درصد بناي تاريخي را از بين ببرند با وجود اين كه ٢٠ درصد آن باقي مانده است چنانچه مسوولين امر توجه لازم را مي كردند. اين بنا هم چنان مي توانست به عنوان نماد مقاومت مردم آذربايجان در پيشاني شهرستان تبريز بدرخشد و توريست ها را جذب كند. اعلمي گفت: با وجود اين كه در مجلس ششم يك بار وزير اسبق ارشاد را به مجلس دعوت كردم و سوال كردم، در آن زمان بنايي كه در كنار ارگ ساخته شده اسكلت فلزي آن در حد دو طبقه بود و مسوولين امر در كميسيون فرهنگي قول دادند تا بيشتر از دو طبقه احداث نكنند تا چشم انداز ارگ كور نشود. اما متاسفانه افراد خودسر در شهرستان تبريز با حمايت برخي از مسوولين هم چنان به ادامه احداث مصلاي تبريز درحريم قانوني ارگ مبادرت كردند تا جايي كه چشم اندازي از ارگ باقي نمانده و اقدام احداث بنا و تخريبي بناهاي تاريخي مغاير با قوانين موجود است. مواد متعددي تخريب كنندگان آثار تاريخي را قابل تعقيب مي داند. اعلمي خطاب به وزير ارشاد گفت: علت دعوت شما اين است كه به موجب قانون تشكيل سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري مصوب٢٣/١٠/٨٢ شوراي عالي ميراث فرهنگي و گردشگري تشكيل شد كه رياست آن به عهده رياست جمهوري يا معاون رياست جمهوري است و وزراي مختلفي در آن عضو هستند؛ از جمله وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي ، وزير امور خارجه، مسكن و شهرسازي، راه و ترابري، كشور، علوم و تحقيقات، امور اقتصادي و دارايي، آموزش و پرورش و روساي سازمان هاي مديريت و برنامه ريزي، صدا و سيما، رييس سازمان حفاظت محيط زيست و ٤ كارشناس خبره با حكم رييس جمهور كه اين نشان مي دهد كه بناهاي تاريخي براي قانونگذاران، حايز اهميت است و همين طور وزير در جريان هستند كه به موجب اصل ١٣٧ قانون اساسي هر يك از وزيران، مسوول وظايف خاص خويش در برابر رييس جمهور و مجلس هستند و در اموري كه به تصويب هيات وزيران برسد مسوول اعمال ديگران نيز هستند. اعلمي ادامه داد: استانهاي آذربايجان شرقي، غربي و اردبيل از ميراث فرهنگي، تاريخي و جاذبههاي گردشگري فراواني برخوردار است كه در صورت اتخاذ تدابير لازم جهت جذب گردشگران، شاهد رشد و شكوفايي فرهنگي و اقتصادي استانهاي مذكور خواهيم بود. وي ادامه داد: يكي از اين آثار ارگ عليشاه واقع در تبريز است كه جزء منحصر به فردترين بناهاي خشتي است. اعلمي گفت: اين اثر در مقابل زلزله مهيب پابرجا باقي ماند، اما به واسطه اقدامات غيرمسوولانه و خودسرانه برخي دستاندركاران مصلاي تبريز و بيتوجهي و ضعف مديريت استانداران و مسوولان ذيربط دچار صدمات غير قابل جبران شده و اكنون در پشت انبوهي از آهن و سيمان و سازههاي مصلاي تبريز از ديدهها پنهان مانده و هرگونه بازديد عمومي از بناي موصوف ناميسر شده است. نماينده تبريز خطاب به وزير ارشاد عنوان كرد: بنا به مراتب فوق و با توجه به عضويت جنابعالي در شوراي عالي ميراث فرهنگي و گردشگري پاسخ دهيد دليل قصور سازمان ميراث فرهنگي در حفظ و نگهداري آثار تاريخي آذربايجان به ويژه ارگ عليشاه چيست؟ براي نگهداري ارگ چه تمهيداتي اتخاذ شده؟ در برابر اقدامات غير مسوولانه و خودسرانه دست اندركاران مصلحي مبني بر ساخت و ساز در حريم قانوني ارگ و كشيدن حصار به صورت غير قانوني پيرامون ارگ و جلوگيري از بازديد عمومي چه اقداماتي شده است؟ وي ادامه داد: براي هماهنگي در چگونگي امكان بهره گيري از ميراث هاي طبيعي كشور از جمله آثار فرهنگي و تاريخي آذربايجان شرقي، غربي و اردبيل به ويژه ارگ عليشاه و ايجاد تعهدات مطروحه در كنوانسيون ميراث فرهنگي و گردشگري و سازمان محيط زيست چه تدابيري اتخاذ شده است. اعلمي افزود: در جهت فراهم كردن زمينه سرمايه گذاري بخش هاي دولتي، خصوصي و تعاوني در امور مربوط به ميراث فرهنگي در استان هاي مذكور چه اقداماتي به عمل آمده است؟ براي تحقق اهداف بخش ميراث فرهنگي استان هاي مذكور چه تدابيري انديشيده است؟ براي اجراي طرح هاي جامع توسط ميراث فرهنگي و گردشگري و ايجاد تاسيسات مورد نياز در استانهاي مورد بحث از جمله احداث مراكز اقامتي و پذيرايي و خدمات حمل و نقل چه تسهيلاتي براي متقاضيان در نظر گرفته شده است. نماينده تبريز متذكر شد: به منظور فراهم كردن زمينه توسعه پايدار ميراث فرهنگي و گردشگري در استان هاي ياد شده چه تدابيري اتخاذ و چه تسهيلاتي منظور شده است؟ و كدام برنامه هاي تبليغي ملي و بين المللي براي معرفي ميراث فرهنگي آذربايجان و اردبيل و جاذبه هاي جهانگردي استانهاي مذكور از طريق رسانه هاي ارتباطات جمعي به مرحله اجرا در آمده است.
به گزارش ايسنا، محمدحسين صفار هرندي در پاسخ به سوال اعلمي گفت: زماني اين سوال از وزير ارشاد وقت پرسيده شد به اعتبار اين كه در آن زمان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي متولي امر ميراث فرهنگي و گردشگري بوده است وزير موظف به پاسخ گويي ميبايست باشد كه در آن زمان پرسشگر قانع نشد و اين موضوع هم چنان باقي ماند.
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي تصريح كرد: مطابق قانون مصوب مجلس در سال ١٣٨٢ قانون تشكيل سازمان ميراث فرهنگي تصويب شد كه طبق آن كليه وظايف و اختيارات وزارتخانه به سازمان ميراث فرهنگي منتقل شده است. وي با قرائت ماده يك اين قانون گفت: اين ماده مي گويد سازمان هاي ميراث فرهنگي كشور و ايرانگردي و جهانگردي از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي منتزع و از ادغام آنها سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري با كليه اختيارات و وظايفي كه سازمان هاي مذكور به موجب قوانين و مقررات مختلف دارا بوده اند و كليه امكانات، اموال و نيروي انساني زير نظر رييس جمهور تشكيل مي شود. صفار هرندي گفت: با تصريح قانون كليه اختيارات و وظايف به سازمان جديد و مسوول آن منتقل مي شود. وي تصريح كرد: طبق ماده ١٩٣ قانون اساسي وزرا در قبال وظايف خود پاسخگو هستند يعني در قبال عملكرد و تصميمات و وظايف و اختيارات ساير مديران عالي رتبه اعم از وزرا و معاونان رييس جمهور نمي توانند پاسخگو باشند. وي گفت: چون وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي همانند تعداد ديگري از وزرا همراه با رييس جمهور تركيب ١٧ نفره شوراي عالي ميراث فرهنگي را شكل مي دهند به اعتبار عضويتشان در آن شورا بايد پاسخگو باشند. وزير ارشاد ادامه داد: تا جايي كه اطلاع دارم شوراي نگهبان قائل به چنين پاسخ گويي از سوي اعضاي شوراها در قبال يك وظيفه اي كه متوجه مجموعه است، نيست يعني اين طور نيست كه هر عضوي توانايي پاسخ گويي به چيزي را داشته باشد كه ماموريت تركيب ١٧ نفره با مسووليت رييس جمهور است. به گزارش ايسنا، صفارهرندي گفت: سوال من اين است كه فردي مثل من به عنوان وزير كه مسووليت هاي زياد و مستقيمي را شما و قانون متوجه او كرده ايد چطور مي تواند در قبال اختيارات و وظايف يك مدير و مسوول ديگري كه هيچ يك از آن وظايف براي او ديده نشده است جوابگوي چيزي باشد كه ممكن است در جاي خود محل تامل و بحث باشد. وي گفت: همه ما نسبت به آنچه به عنوان مواريث فرهنگ و ادب ما و شخصيتها و چهره هاي برجسته تاريخي ما بدست ما رسيده احساس دين مي كنيم اما وقتي وظيفه مشخصي به شخص به خصوصي متوجه شده است، اين ارتباط را به سختي مي توان در چنين مواردي برقرار كرد. وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي خاطرنشان كرد: با تدبير اخير رييس جمهور بسياري از شوراها منحل شده اند از جمله آنها شوراي عالي ميراث فرهنگي است كه بالطبع بنده از چنين مسووليتي به طور كلي خلع شدهام و در آن جايگاه نيستم كه بتوانم پاسخ گوي سوال شما باشم. وي ابراز اميدواري كرد كه در موارد ديگر براي اعلان گزارش كار خود در قبال مسووليت هاي مستقيم به تريبون مجلس فرا خوانده شود. اكبر اعلمي در بخش دوم سوال خود از وزير ارشاد گفت: اين كه شما مي فرماييد شوراي نگهبان چنين نظري دارد اولا ما اين نظر را نديدهايم و شما در برابر شوراي نگهبان مسوول نيستيد. نماينده تبريز گفت: شما عضو شوراي عالي ميراث فرهنگي هستيد و ما براي سوال آيا بايد از رييس جمهور بپرسيم يا ميتوانيم از همه اعضا بپرسيم. اگر به آثار تاريخي خدشه وارد شود و قوانين زيرپا گذاشته شود از كدام مسوول سوال كنيم آيا به جز از شوراي عالي ميراث فرهنگي بايد سوال بپرسيم. در ادامه اعلمي گفت: وزير پاسخ مرا ندادند كه محمدرضا باهنر كه اداره جلسه را بر عهده داشت گفت: ايشان مي گويند پاسخگويي جزو وظايف خاص من نيست. پاسخ گويي اعلمي توضيحات را قانع كننده ندانست و سوال براي بررسي بيشتر كميسيون ارجاع كند.
آذربایجان اویرنجی حرکاتی
بیان بی خردی، از زبان فرماندهان نظامی آنقدر می تواند هزینه زا باشد که شاید نتوان در یادداشتی کوتاه آنرا به کمال توضیح داد. معمولاً در گفتار سیاسی بسیاری از سیاستمداران، تناقض، اشتباه آماری و بزرگ گویی یافت می شود و این، آنقدرها هم دور از انتظار نیست اما اشتباه فاحش و بی خردانهء فرمانده سپاه، آقای چهارباغی موجبات ظهور دو امکان تلخ و تاسف برانگیز را در ساختار نظامی کشور چنان تداعی می سازد که هرگز نمی توان سکوت پیشه کرد و هیچ نگفت. ادعای ایشان مبتنی بر آمادگی ایران برای پرتاب یازده هزار موشک در مدت کوتاه یک دقیقه بدون شک نسنجیده ترین سخنی است که تا به امروز از دهان فرماندهان نظامی کشوری به گوش جهان رسیده است.
جنگ تبلیغاتی در عرصه پیدایش هر گونه رویارویی نظامی امری است متداول و اجتناب ناپذیر. بازی پیچیده سیاسی نهفته در در ساختار جنگ تبلیغاتی، مردانی هوشمند و دقیق می طلبد. چرا که در طرف مقابل مردانی هوشمند با ابزاری دقیق و مدرن ، هوشیار نشسته اند و گوش تیز کرده اند تا کلمه ای را از یازده هزار زاویه متفاوت مورد بررسی قرار می دهند.
چهار باغی بدون در نظر گرفتن هیچگونه توجهی به عواقب خطرناک دروغ ناشیانه ویا زیاده اغراق آمیز بودن بلفهای رایج در بازی، موجبات تمسخر استراتژیست های نظامی کشوررا بسیار ساده فراهم آورد. ایشان فراموش کرده اند سری به موجودی موشکهای موجود در زاغه های نظامی کشوربزنند. آیا می توان باور نمود که ایشان نمی دانند که مجموع شهابهای 1،2،3 و تندرهای 69 و فتح 110 از مرز " ششصد" هم نمی گزرد؟ آیا ایشان مطلع نیستند که جایگاههای پرتاب موشک بیش از صد عدد نیست و موشکهای شهاب و تندر با سوخت مایع برای هر بار تعویض به یک ساعت وقت نیاز دارد؟ در ضمن شما چطور می توانید در محاسبات خود خطر انفجار همزمان سکوهای پرتاب را محاسبه نکنید؟ جایی که این ضعف، بسیار مشهود و پر هزینه در تکنولوژی موشکی ایران نقل مجلس استراتژیستهای منطقه و جهان است، چگونه می نوانید بدین راحتی، چنین دروغهایی را به زبان بیاورید.؟
اگر چه صنایع موشکی ایران در سالهای اخیر رشد قابل توجهی داشته است اما این صنعت مو نتاژ و ابتکار هنوز در ابتدای راهی بسیار دشوار و دراز است.
دروغ ناشیانه آقای چهارباغی، بیش از هر موضوعی باعث تضعیف ماشین جنگی کشورشد تا کسب قدری اعتبار و یا وحشت برای رقبا. کمیت و کیفیت این صنعت نو پا مورد مطالعه دقیق تمام کشورهای همسایه و مورد خطاب ایران می باشد و همگی در خصوص دقت هدفگیری صنعت مادر ، یعنی صنعت روسی و کره ای آن نیز مطلع اند.
به طور مثال یادآوری پروژه موشکی عاشورا می تواند، نمونه ای مناسب برای تایید این ادعا باشد. در هر گونه فرم محاسبه ریاضی و منطقی هرگز نمی توان متصور بود که، برد دیگر انواع تسلیحات قابل شلیک موجود در کشور بتواند توان خروج از مرزهای کشور را دارا باشد.
دشمن هرگز از آتش بازی بی خطر دچار ترس و یا عقب نشینی نمی شود. حمله های کور و بی دقت جز به هدر دادن توان محدود هجومی و کشتار مردم غیر نظامی دیگر کشورهای همسایه را فراهم نمی آورد.
توان موشکی ایران می تواند در مقابل دشمنان و یا کشورهای هم ترازخود خطر ساز و کنترل کننده محسوب شود واین آتشبار در صورت فعال شدن بیشتر سبب کشتار مردم مسلمان و شخصی می شود تا فرار دشمن از منطقه. این رفتار به طور حتم امکان اتحاد مردم مسلمان منطقه را پیش نمی کشد و دعای معروف اخیر مقام معظم رهبری را مستوجب نمی شود.و همکاری سیاسی کشورهای همسایه را هرگز تصویر نمی کند.
دروغ و حماقت هرگز نمی تواند شرایط رشد امنیت کشور محسوب شود.
سید احمد طباطبایی
بیانیه ی دانشجویان سولدوز در محکومیت سخنان خدیجه منصوری
در ادامه ی اعتراضات مردمی و مدنی ملت آذربایجان به سخنان و اقدامات خدیجه منصوری و دوهفته نامه ی هاوار امروز چهارشنبه 7 آذر ماه 1386 جمعی از دانشجویان دانشگاه پیام نور مرکز نقده در اقدامی خود جوش با صدور بیانیه ای مراتب اعتراض و انزجار خویش را از مسائل فوق الذکر اعلام داشتند . متن این بیانیه بدینگونه است :
بسم الله الرحمان الرحیم
بیانیه ی جمعی از دانشجویان دانشگاه پیام نور نقده در خصوص سخنان و مطالب موهوم و تفرقه انداز خدیجه منصوری و دوهفته نامه ی هاوار
آذربایجان سرزمینی کهن با قدمتی برابر با تاریخ بشریت همواره یکی از کانونهای اصلی تمدن بشری بوده است و تورکهای آذربایجانی در این سرزمین زیسته اند و یکی از ارکان اصلی تمدن مشرق زمین بوده اند. که اکنون هر وجب از این خاک مقدس یادگارهای اجداد تاریخ سازمان می باشد که همگی نشانگر هویت جغرافیایی و فرهنگی مردم آذربایجان است.
متاسفانه سرزمین کهن، پهناور و غنی مان در مقاطع مختلف تاریخ معاصر مورد حمله و هجوم و تجاوزگریهای زیاده خواهان و یاغیانی همچون سیمیتقوها، بارزانی ها، قاسملوها قرار گرفته وسختی های زیادی متحمل شده است و بارها مردم تورک غرب آذربایجان بوسیله غارتگران و کوه نشینان مهاجر قتل عام شده، اموالشان به تاراج رفته است.
اکنون نیز در سایه حمایتهای برخی دولتهای زورگو و متجاوز با تحولات صورت گرفته در کشور یکپارچه عراق و نیز فعل و انفعالات سیاسی موجود در کشور تورکیه و منطقه خاورمیانه گروهکهای تروریستی pkk و pjak که بعنوان مزدوران برخی دولتها عمل میکنند احیا شده اند و با تجهیز تسلیحاتی اندیشه های شوم و خیالی تصرف و اشغال سرزمین آذربایجان را در سر می پرورانند. در این بین حامیان شهرنشین این تروریستها نیزبوسیله نفوذ در ادارات و نهادهای دولتی عملا بعنوان تریبون و طیف سیاسی این تروریستها عمل می کنند.
اخیرا خانم خدیجه منصوری عضو شورای شهر اورمیه، در مصاحبه با دوهفته نامه تفرقه انداز هاوار با سخنانی موهوم و تحریک کننده اراضی غربی آذربایجان را کردستان شمالی نامیده است، یعنی دقیقا از همان ادبیات تروریستهای کرد استفاده کرده است که این مساله موجب تحریک احساسات تورکهای غیور و آگاه غرب آذربایجان شده و اینان در طی طومارها، اخبار و مقالات، دیدارهای حضوری با مسئولان خواهان برخورد قاطع با عوامل مشکوک این قضیه شده اند.
ما جمعی از دانشجویان دانشگاه پیام نور مرکز نقده با اعتقاد بر همزیستی مسالمت آمیز و حسن همجواری تمامی اقوام و ملل مختلف و با تاکید بر جغرافیای سرزمینی و تاریخی آذربایجان سخنان و اقدامات مرموز و مشکوک خدیجه منصوری و نشریه تفرقه انداز هاوار را محکوم کرده و خواهان برخورد مراجع زیربط با این مساله می باشیم. ما با مراجعه به حافظه تاریخی مردم شهرستان نقده که در اردیبهشت 1358 درسی تاریخی به اقلیت مهاجر کرد منطقه داد و تجاوزگران و گردنکشانی همچون قاسملو را به انفعال سیاسی سوق داد و با احترام به خاک مقدس آذربایجان که هر وجب از آن با خون شهدای گرانقدرمان سیراب است خواسته های خود را بشرح ذیل اعلام میداریم:
1-مجازات خانم خدیجه منصوری در دادگاهی صالحه که به بیان مطالب موهوم و ادبیات مشکوک وی اعتراض داریم.
2-برخورد قاطع با نشریه هاوار که به نشر اکاذیب، تفرقه افکنی بین شیعیان و سنی ها و تورکها و اقلیت کرد مهاجر منطقه پرداخته است.
3-مقابله و مبارزه قاطع با گروهکهای تروریستی pkk و pjak که در کارنامه ننگین خود علاوه بر ادعاهای ارضی بر آذربایجان کشتار سربازان و فرماندهان دلیر وطن را دارند.
4-مقابله و مبارزه جدی با پدیده قاچاق که بعنوان بزرگترین منبع مالی تروریستها محسوب میشود.
جمعی از دانشجویان دانشگاه پیام نور مرکز نقده
آذرماه 1386
http://chenlibel-sulduz.blogfa.com
http://chenlibel-sulduz.blogfa.com/post-11.aspx
آذربایجان اویرنجی حرکاتی
در پی برگزاری جلسه ی هفتگی انجمن ادبی تورکی (( بیان )) به مناسبت هفته ی دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان که چند تن از فعالین هویت طلب به سخنرانی پرداخته بودند ، این فعالین به کمیته ی انضباطی فرا خوانده شدند .
در پی احضار دبیر سابق انجمن تورکی بیان ( آراز آزراوغلو ) جهت ارایه ی توضیح نسبت به دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان معاونت فرهنگی این دانشگاه با کمال بی فرهنگی و از کوره در رفتگی ! فریاد می زد " همه ی تان را می فرستم کمیته ی انضباطی تعلیق بخورید ". ایشان با وقاحت تمام دانشجویان هویت طلب این دانشگاه را یک مشت دزد !! خطاب می کرد که از امکانات بیت المال بر علیه جمهوری ! اسلامی ! ایران فعالیت می کنند و این در حالی است که در 2 سال گذشته تنها بهره جویان از بیت المال تشکل های بسیج ، جامعه ی اسلامی ، و البته کانونهای باستانگرای شوونیسم فارس بوده اند . سپس این دکتر حشره شناس فرهنگ ناشناس بدون درک موقعیت خود و مخاطبش فریادهای " برو بیرون " سر داد .
آذربایجان اویرنجی حرکاتی - همدان
شیرزاد حاجیلو دبیر مؤسسه ی غیر دولتی اَورین خوی از طرف دادگاه تجدید نظر آذربایجان غربی به ۹۱روز حبس محکوم شد . وی که در اعتراضات روز جهانی زبان مادری در تاریخ ۲۱ فوریه ۲۰۰۶ (۲ اسفند ۱۳۸۵) توسط نیروهای امنیتی دستگیر و بعد از تحمل ۱۵ روز بازداشت انفرادی با قرار وثیقه آزاد شده بود بعد از محاکمه در دادگاه انقلاب خوی ( قاضی نوروزی ) به یک سال حبس تعزیری محکوم شد و بعد از اعتراض حکم صادره در دادگاه شعبه یکم تجدید نظر اورمیه به ۹۱ روز حبس تقلیل یافت . این دادگاه بدون حضور متهم ( غیابی ) به ریاست قاضی اکبری و قاضی حاجی زاده برگزار شد . همچنین پدر این فعال آذربایجانی نیز که در همان تاریخ به همراه فرزند خود دستگیر شده بود قبلا از سوی دادگاه انقلاب خوی به ۲۰۰ هزار تومان جزای نقدی محکوم گردیده است .
آذربایجان اویرنجی حرکاتی
حمله ی مامورین به تماشاگران بازی تراکتورسازی
امروز و از ساعت 2.30 بعد از ظهر ورزشگاه پیر تبریز بار دیگر شاهد حضور هزاران تبریزی مشتاق در سکوهای خود شد . اما ماجرای برگزاری این دیدار در ورزشگاه باغشمال از دیشب آغاز گشت . در اواخر اخبار ساعت 11 شب استان آذربایجان شرقی گوینده ی اخبار ورزشی همه را در شوکی شیرین فرو برد . با وجود اعلام برگزاری بازی در ورزشگاه متروکه ی یادگار امام پیش از این ، وی محل برگزاری بازی را ورزشگاه پیر شهر تبریز عنوان کرد . با اعلام این خبر و از همان دیروقت شب ، بسیاری از مردم این خبر را به هم با تلفن و sms انتقال می دادند . صبح امروز و در حوالی ساعت 9 صبح ، به گفته ی ابهران سرپرست تراکتورسازی ، شورای تامین که از این حجم وسیع انتقال خبر بازی در این ورزشگاه دستپاچه گشته بود در دستوری فوری محل برگزاری را به همان ورزشگاه یادگار برمی گرداند . اما کار از کار گذشته است و مربی و بازیکنان تیم و نیز خود ابهران با اعلام اینکه نمی توانند در آن ورزشگاه به میدان بروند اعلام به عدم شرکت در مسابقه می کنند و عواقب این کار را نیز بر عهده ی مسئولین امنیتی می گذارند . به این ترتیب شورای تامین مجبور به صدور دستوری مجدد و در کمتر از یک ساعت کرده و رای به برگزاری بازی در باغشمال می دهد . تمامی خیابانهای منتهی به ورزشگاه به شدت کنترل گشته و تماشاگران نیز سه بار مورد تفتیش قرار می گرفتند . مامورین امنیتی که با لباسهای شخصی در بین تماشاچیان بودند در مواردی به فیلم برداری از شعاردهند گان می پرداختند که در یکی از این موارد فرد مورد نظر کتک مفصلی از تماشاگران نوش جان کرد و به کمک مامورین دیگر از صحنه خارج شد . از نکات جالب این دیدار می توان به پارو کردن برفهای ورزشگاه تنها 10 دقیقه قبل از بازی اشاره کرد که تاییدی دیگر بر عدم میل مسئولین بر برگزار نشدن بازی در این ورزشگاه بود . اما شاید جالبترین بخش به زمان تشویق تیم برگردد . گروهی حدودا 30 نفره به رهبری فردی بسیجی که با همین لباس هم حضور یافته بود در طول بازی کاملا در صدد برهم زدن جو ورزشگاه و ایجاد تداخل در حین شعار دادن بودند . در چند مورد این افراد مانع دادن شعار یاشاسین آذربایجان گشتند و تمامی شعارهای خود را نیز به فارسی می گفتند . این موضوع در ابتدا با بی اعتنایی حضار روبرو گشت اما در ادامه و با بیشتر شدن گستاخی آنان ، جمعیت شروع به اعتراض کرد که باز هم با کمک مامورین مستقر در آنجا آنها را با اسکورت به محلی دیگر منتقل کردند . و تمامی این کارها نتوانست مانع سردادن شعار یاشاسین اذربایجان گردد و در چند نوبت در حدود 3 هزار تماشاگر حاضر این غریو را به گوش تمامی شهر رساندند و این بازی در خاتمه با برد یک بر صفر تراکتورسازی به پایان رسید . اما پس از پایان بازی و در هنگام خروج از ورزشگاه ، مامورین رژیم که از این حضور حماسه آفرین و در سرمای چند درجه زیر صفر وحشی گشته بودند در اقدامی ناگهانی به تماشاگران که شعار آذربایجان ، آذربایجان می دادند حمله ور گشته با ضرب و شتم آنها چندین نفر را دستگیر کردند . هنوز از اسامی کامل دستگیر شدگان و محل دقیق نگهداری آنان خبری در دست نیست . نام یکی از این عزیزان رسول حقیقی اعلام گشته است . چند مورد درگیری نیز در حوالی میدان ساعت روی داد .
و در نهایت ، تورک آذربایجان بار دیگر ثابت کرد هیچ چیز در برابر اراده ی وی یارای ایستادن ندارد .
آذربایجان اویرنجی حرکاتی - تبریز
" سريال شهريار "
به زبانی که زبان شهريار نبود
اخيراً شاهد پخش برنامه ای از صدا و سيمای جمهوری اسلامی ايران با عنوان « سريال شهريار » می باشيم كه به شرح زندگی و احوال شاعر بزرگ آذربايجانی ايران محمد حسين بهجت تبريزی ملقب به شهريار می پردازد .
با اينكه پخش اين سريال به تازگی شروع شده و تنها يك قسمت از آن به نمايش در آمده ولی چنانچه گويند:« سالی كه نكوست از بهارش پيداست » از همين قسمت نخست ، نيت ناصاف و ناراست سازندگان و تهيه كنندگان اين مجموعه آشكار شده و سريال به روشنی در مسير پاره ای اغراض قدم ميزند ، تا اينكه در پی شناساندن زوايا و ظرافت های زندگی استاد شهريار باشد . ايران متشكل از مليت ها و اقوام گوناگون ( به علت قرار گرفتن در مركز خاورميانه ) است و در اين ميان ملت آذر بايجان نقش و اهميت به سزايی در تاريخ ، فرهنگ و سرنوشت اين مملكت بازی كرده و می كند . متأسفانه اين سريال در خط فرهنگ زدايی كه شامل مقوله های سنن ، آداب و رسوم ، لباس و از همه مهمتر زبان می باشد قدم بر می دارد . پوشش زنان و مردان سريال به طرز مسخره ای با آنچه در منطقه ی آذربايجان استفاده می شده مغاير است . حتی با گذشت دهه های متوالی و وقوع تغييرات فراوان در لباس مردم آذربايجان كه نتيجه ی سياست های تغيير فرهنگی منطقه بوده ، هنوز هم در شهرها و روستاهای بسياری پوشش مرسوم و قديم آذربايجان حفظ شده كه آنچه در سريال نمايش داده می شود سرسوزنی با اين پوشش همخوانی ندارد . مضحكه تر ، اصرار سازندگان سريال بر بيان شدن حدود نود درصد از ديالوگ ها به فارسی و برخی جملات جسته و گريخته ی بسيار كوتاه به زبان اصلی منطقه يعنی تركی است كه آن هم دست و پا شكسته با زير نويس نمايش داده می شود . گويا غرض سازندگان اين است كه چنين القا كنند كه در آذربايجان مردم اينگونه و به اين زبان صحبت می كنند ، يعنی نود درصد فارسی و اندكی هم تركی . اگر سازندگان توجيه كنند كه نه ! برای فهم عموم اين كار را كرده ايم ! منطقی تر اين بود كه كل سريال به فارسی پخش می شد و اينكه اندك جملات تركی به آن اضافه شود آن هم با زير نويس فارسی بدور از منطق و معنی است . اگر هم قصد اين بوده كه زبان استاد و زادگاه و خويشان وی به كار گرفته شود صواب اين بود كه كل سريال به زبان تركی و با زير نويس پخش می شد .
ولی قدر مسلم منظور هيچكدام از اينها نيست و اين تناقض آشكار شيطنتی است كه فقط فرهنگ و زبان آذربايجان را هدف قرار داده است .
به علت سرمای شدید و البته میل و رغبت شدید بسیجیان !، این بزرگداشت رسما از ساعت 8.30 صبح کار خود را آغاز نمود . نکته ی بسیار جالب تعداد بسیار کم شرکت کنندگان بود به گونه ای که در اواخر برنامه که به طور طبیعی بسیاری از مردم هم برای رفع و رجوع کارهای روزانه ی خود از بین بسیجیان عبور می کردند شمار کل افراد حاضر در خیابان از 5 هزار نفر فراتر نرفت و همیشه بیش از نیمی از خیابان خالی ماند !. این در حالی است که در قیام شهر تبریز در خرداد ماه تمامی مسیر 10 کیلومتری خیابان امام به گواه فیلمهای موجود مملو از جمعیت بود و علاوه بر آن ، برای تماشای هر یک از بازیهای تیم تراکتورسازی با آن وضعیت ورزشگاه و کمبود امکانات بیش از 10 هزار نفر حاضر می گردند !. از دیگر نکات جالب هم می توان به حضور ۴ دستگاه ماشین آتش نشانی در طول خیابان اشاره کرد که در فواصل ۲ کیلومتری مستقر گشته بودند و به نظر می رسید دوستان بسیجی ! به جسارت دلاورمردان آذربایجان ایمان داشتند که از صبح علی الطلوع نیز با تمام امکانات امنیتی بیرون آمده بودند . با عنایت به این نکات ، سردمداران مراسم که کل دار و ندار خود را همین تعداد اندک ( که بسیاری نیز دعوت شده از استانهای فارس بودند ) می دیدند با عجله ادامه ی برنامه ها را به علت سرمای هوا ! نیمه تمام اعلام کردند و مراسم در ساعت 10.30 به پایان رسید !. جالب است که صدا و سیمای تبریز نیز با وجود تهیه ی گزارش مبسوط از این مراسم ، هیچ فیلم و یا عکسی را که از نمای بالا گرفته شده باشد نشان نداد !
آذربایجان اویرنجی حرکاتی - تبریز


