تبليغاتX
ƏNA VATANİM ƏZERBAYJAN SƏNA FXR EDİRƏM

ƏNA VATANİM ƏZERBAYJAN SƏNA FXR EDİRƏM

اطلاع رسانی درباره دانشجویان و مبارزین تورک - کارگران و دانشجویان در بند

مسئول انصار حزب الله تبریز : به خدا قسم اگر انقلاب اسلامی نبود اسلحه می خریدیم و بسیاری را از بین می بردیم.

 

به گزارش سایت رسمی انصار حزب الله تبریز در این جلسه مسئول انصار حزب الله تبریز طی سخنانی گفت : این انقلاب ارزان به دست نیامده است که اینگونه آماده باشیم به این مفتی از دست برود. هنوز هم که هنوز است هر رو روز شهیدی تقدیم انقلاب می گردد . یک روز در راه امر به معروف و نهی از منکر و یک روز در راه در گیری با عناصر پِژاک و یک روز در اثر جراحات شیمیایی ...  عده ای که در قبال این انقلاب شهید نداده اند ، سرمایه گذاری نکرده اند و گذشتی از خود نشان نداده اند هنگام تجاوز به حریم انقلاب و اسلام سکوت می کنند و گاها خودشان خیانت می کنند و وقتی ما اعتراض می کنیم که انقلاب مورد هجوم ها و فتنه و نیرنگ ها قرار گرفته است ‌فورا می گویند: به شما ربطی ندارد .  به شما چه ؟ عده ای بخاطر منافع خود انقلاب را از مسیرش منحرف می کنند . مثلا یکی را به جرم ... دستگیر می کنند و 11 ماه زندانی می نمایند و بعد از تغییر مسئول فورا آزاد می کنند و می گویند : بی گناه بود . اگر بی گناه بود غلط می کردند بازداشت می کردند واگر گنه کار است بی خود می کنند آزادش می کنند . عده ای در این استان خود را انقلاب می نامند و همه خاندانشان هر غلطی که دلشان می خواهد انجام می دهند و بنده هشدار می دهم که با این وضعیت احتمال می رود که وضعیت قرمز شود . وی همچنین با انتقاد از دانشگاه آزاد تبریز گفت: اگر قرار باشد لانه جاسوسی و اریکه تخریب گران دولت به دانشگاه آزاد کشیده شود ، مردم در دانشگاه را می بندند . بخدا قسم اگر انقلاب اسلامی نبود اسلحه می خریدیم و بسیاری را از بین می بردیم. وی افزود : اگر آه ما از جنس نیاز است در باغ شهادت باز باز است.

ادامه جلسه مهندس سید حسن شکوری ریاست شورا های اسلامی شهر و روستاهای استان و سردمدار جبهه اصولگرایی در استان با اشاره به رشادت های دوران دفاع مقدس و فداکاری های رزمندگان خواستار اتحاد حزب اللهیان شد و گفت: ما هرگز اجازه نخواهیم داد تا راه شهیدان پایمال شود.  وی افزود: انصار حزب الله امروز ابوذر رهبر است. و همه در راه حقیقت است. شما مخلصترین یاران رهبرید که لاله هایی هستید که از خون شهیدان روییده اید. وی با اشاره به تخریب اخیر مافیاها علیه دولت نهم گفت: چون احمدی نژاد در خط راستین ولایت حرکت می کند تخریب ها علیه ایشان آزاد شده است. وی ادامه داد روزنامه های زنجیره ای بکار افتاده اند تا احمدی نژاد را شکست دهند در حالیکه دولت نهم شکست ناپذیر است. وی گفت : می بینی یک روزنامه اصلاح طلب در استان براحتی یک فرماندار بسیجی را براحتی تخریب می کند و همه نظاره گر هستیم. وی با محکوم کردن توطئه های اخیر دشمنان گفت: چنانچه ما دوران دفاع مقدس ثابت کردیم و امروز نیز بسیار قوتر از آن زمان هستیم ، آمریکا با همه طرفدارانش و با همه قدرتش هیچ غلطی نمی تواند بکند.

 

تشکل آرمان

 

اعتراف معاون قوه ی قضاییه : رفتارهای نامعقول قضات با مردم ، اعتماد عمومی به قوه ی قضاییه را سست کرده است .

 

معاون قوه ی قضاییه گفت : بررسی ها نشان می دهد علیرغم آن که بیشتر احکام صادره ی محاکم به حق صادر شده ولی رفتار های نامعقول قضات و کارکنان با مردم اعتماد عمومی به قوه ی قضاییه را سست کرده است . حسینعلی امیری در شورای قضایی آذربایجان شرقی افزود : عمده ی گلایه ی مردم از دستگاه قضایی مربوط به رفتار کارکنان و قضات است !. وی تصریح کرد : کارکنان باید در نوع ابلاغ و نیز رفتارها ظرافت های خاصی را رعایت کنند و نباید رفتاری که برای مردم قابل پذیرش نیست نشان داد .

 

آذربایجان اویرنجی حرکاتی - تبریز

 

رجزخواني از نوع كوردي؛

از رؤيا تا واقعيت !

 

سال پيش، يعني در سال تحصيلي 85-84 ، كانوني به نام "زاگرس" به جمع كانون هاي فرهنگي دانشگاه تبريز اضافه شد. جريان از اين قرار بود كه يك كورد به نام "فرشاد دوستي" كه با بهانه واهي بستري بودن پدرش در تبريز، از دانشگاه همدان به دانشگاه تبريز براي يك ترم مهمان گرفته بود، اقدام به تاسيس غيرقانوني كانون زاگرس و جذب كوردهاي حاضر در دانشگاه تبريز نمود . در مراسم افتتاحيه اين كانون از تروريستهايي چون "عبدا... اوجالان" و "مسعود بارزاني" هم ياد مي شد. چندین دوربین از چند جهت از این مراسم فیلم برداری می کردند و فیلم این مراسم، همان شب از کانال های ماهواره ای کوردی پخش شد!!

از جمله برنامه هاي سال قبل اين كانون مي توان به گرد آوري دانشجويان كورد دانشگاه تبريز، برگزاري مراسم يادبود حمله شيميايي به سردشت و حلبچه - كه به طور هماهنگ!؟!؟! در دانشگاه هاي اورمو، آزاد تبريز و تربيت معلم آذربايجان تبريز نيز برگزار شد! - و همچنين مراسم تجليل از پدر ني ايران - پيرمردي از سنندج - (البته معلوم نيست كه پدر سازي چون ني كه به اندازه سن بشر، قدمت دارد، چطور تا حالا زنده مانده است!!!؛ البته اعضاي اين كانون قول داده اند تا امسال هم مادر ني ايران را معرفي كنند!!!)را مي توان اشاره كرد.

 روز شنبه، مورخ 19/08/86 ، با خبر شديم كه اين كانون نخستين برنامه امسال خود را با عنوان "نمايشگاه مناظر طبیعی مناطق غرب كشور" آغاز كرده است که در مراسم افتتحایه آن، آشکارا از پ.ک.ک. و پژاک نام می بردند و هیچ کس از مسئولان هم معترض آن نمی شد. بنا به خبرهاي رسيده، در سراسر اين نمايشگاه، پارچه نوشته هايي با مضمون كردستان بزرگ به چشم مي خورد كه بايد ربط ميان غرب كشور و كردستان را از مسئولان برگزاري آن پرسيد!!! در اين نمايشگاه، بيشتر از آن كه تصاوير مناظر طبيعي باشد، تصاوير متعددي از مبارزان و چهره هاي سياسي كردستان به چشم مي خورد. البته ظاهراً دو تصوير هم از آغري داغ (كوه آرارات) و تخت سليمان تيكان تپه (تكاب) در آن به نمايش گذاشته شده است كه كاملاً اهداف سياسي برگزاركنندگان اين نمايشگاه را آشكار مي كند. ضمناً آهنگ های کوردی هم با صدایی گوش خراش پخش می شد. 

  مغايرت و تناقض موارد تصويبي و اجرايي اين نمايشگاه و بهره برداري سياسي از آن در جهت غصب به ناحق مناطق غربي آذربايجان جنوبي كه نشات گرفته از افكار تروريستي و غاصبانه مسعود بارزاني و ديگر رهبران تروريست كورد مي باشد، مورد اعتراض فعالين تورك دانشگاه و حتی مدیریت فرهنگی قرار گرفته است؛ البته در ميان تصاوير كاملاً بي ربط و سياسي اين نمايشگاه، واقعاً جاي عكس هاي نامبارك شهدا!!!!!!!ي پ.ك.ك. و پژاك خالي است!

همه اين قضايا و ميدان دهي بيش از حد به كوردها در دانشگاه تبريز ،در شرايطي رخ داده است كه كليه فعاليت هاي انجمن هاي اسلامي، كانون آذربايجان شناسي و انجمن ادبي سهند دانشگاه تبريز در بايكوت كامل مسئولان فرهنگي و حراستي دانشگاه قرار دارد، هر هفته تعدادي از فعالين تورك به كميته انضباطي احضار مي شوند و اجازه چاپ هيچ نشريه اي نيز داده نمي شود.

هر لحظه غفلت و سستي ما تورك ها، برابر با غصب سرزمين هاي آبا و اجدادي مان توسط كوردها خواهد شد؛ جا دارد، كمي بزرگتر بيانديشيم تا مانع از تحقق اين گونه رؤياهاي کور كوردها بشويم. يادمان باشد كه براي كوردها، مرز ميان رؤيا و واقعيت را خون و گلوله تعيين مي كند، اما به راستي مرزهاي فكري ما تورك ها با چه چيز يا چيزهايي مشخص مي شود؟؟؟ 

 

آذربايجان اويرنجي حركاتي - تبريز

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 21:14  توسط seysan  | 

در ايران دستگيری روزنامه نگاران و توقيف مطبوعات ادامه دارد يک هفته پس از تصويب قعطنامه پارلمان اروپا که در آن از ايران خواسته شده بود "هنجار ها و موازين بين المللي حقوق بشر را رعايت کند " با بازداشت يعقوب سالکي نيا در تاريخ ۹ آبان تعداد روزنامه نگاران زنداني در ايران به ١٠ نفر رسيد. دو نشريه ديگر نيز از سوی هيات نظارت بر مطبوعات توقيف شدند. " ايران به فراخوان جامعه بين المللي که بر آن است گفتگويي جدی در باره حقوق بشر را از سر گيرد بي اعتنا است. روزنامه نگاران خود سرانه دستگير، ابتدايي ترين حقوق شان پايمال و بدون محکوم شدن در دادگاهي عادلانه در بازداشت نگاه داشته مي شوند. برخي از آنها به دليل وضعيت نامناسب بازداشت، بيمار و نيازمند درمان پزشکي هستند اما از آن محروم شده اند." ۹ آبان ماه يعقوب سالکي نيا رزونامه نگار مستقل و همکار بسياری از نشريات آذربايجان از جمله امید زنجان٬ شمس تبریز٬ و احرار، توسط ماموران وزارت اطلاعات در تهران پس از بازرسي منزل اش و ضبط دست نوشته ها، کتاب ها، سي دی و کامپيوتر بازداشت و به زندان اوين منتقل شد. علت بازداشت اين روزنامه نگار از سوی مقامات قضايي به خانواده و وکیل وی اعلام نشده است. دوشنبه ۱۴ آبانماه وی با حضور زندانبانان در زندان اوین با همسرش ملاقات کرد، اما در اين ملاقات اجازه نداشته است در باره شرايط بازداشت و علت دستگيری خود توضيح دهد. يعقوب سالکي نيا از جمله بنيان گذاران کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان است. ١٥ آبان ماه فصلنامه‌ مدرسه از سوي هيأت نظارت لغو امتياز و توقيف شد. توقیف اين نشريه فلسفي گويا به دليل انتشار مصاحبه‌ای است با روشنفکر ديني برجسته محمد مجتهد شبستری در آخرين شماره ي مجله که در آن تحقيقات ايشان در باره قران و وحي ارائه شده است. مسئولان جمهوری اسلامي اين نظرات را "انتشار تفکرات الحادی" و " مطالب و ضد اعتقادي " ارزيابي کرده اند. پيش از اين هيات نظارت بر مطبوعات در تاريخ اول مهر پروانه انتشار ماهنامه فرهنگی و اجتماعی دیلماج را بدون ذکر دلیل و اتهامی لغو و از ادامه انتشار آن جلوگیری کرد . پارلمان اروپا در تاريخ ٢٥ اکتبر (٣ آبان) قعطنامه ای را در محکوميت نقض حقوق بشر در ايران صادر کرد. اتحاديه اروپا در اين قعطنامه تاکيد دارد که " وضعيت حقوق مدني و آزادی های سياسي در ايران درطي دوسال گذشته و در بعد از انتخابات رياست جمهوری سال ١٣٨٤ وخيم تر شده است." در اين قعطنامه اتحاديه اروپا همچنين خواهان" آزادی بدون قيد و شرط همه ی زندانيان عقيدتي و از جمله روزنامه نگاران دستگير شده اکو کردنسب، اجلال قوامي، محمد صديق کبودوند، سعيد متين پور، عدنان حسن پور، هيوا بوتيمار ، کاوه جوانمرد، محمد حسن فلاحيه زاده و عمادالدين باقي شده است." در ايران در حال حاضر ١٠ روزنامه نگار در زندان بسر مي برند. از جمله سعيد متين پور که هم اکنون در زندان اداره اطلاعات زنجان زنداني و در انتظار مشخص شدن اتهامات خود است. روزنامه نگار هفته نامه يارپاق و همکار روزنامه های محلي استان آذربايجان در تاريخ ٥ خرداد ماه در زنجان دستگير شد، پس از دو ماه بازداشت در بند امنيتي ٢٠۹ زندان اوين به زنجان منتقل شده است. از تاريخ دستگير تا امروز اين روزنامه نگار در سلول انفرادی نگاهداری مي شود و فقط توانسته است دو بار با پدر و مادرش ديدار کند اما از ديدار با همسر و وکيل خود محروم شده است. خانم حيدری همسر اين روزنامه نگار به گزارشگران بدون مرز اعلام کرده است که " شديدا نگران سلامت همسر خود است." محمد صديق کبودوند مدير مسئول هفته نامه توقيف شده ی صدای مردم کردستان که در بند ٢٠۹ زندان اوين در بازداشت بسر مي برد، شديدا بيمار و از ناراحتي کليه و معده رنج مي برد. وی توسط ماموران وزارت اطلاعات در ١٠ تير ماه دستگير شده است. بنا بر اطلاعاتي که به گزارشگران بدون مرز رسيده است اين روزنامه نگار شديدا از سوی مقامات امنيتي برای انحلال "سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان" و پذيرش " انتشار گزارش‌هایی نادرست" از سوی اين سازمان، تحت فشارهای روحی و جسمي قراردارد. از جمله اين بدرفتاری ها، اين روزنامه نگار زنداني برای رفتن به توالت بايد تقاضای کتبي نوشته و به بازجويان ارائه دهد. عمادالدين باقي روزنامه نگار و فعال حقوق بشر که از تاريخ ٢٢ مهرماه در بند امنيتي ٢٠۹ زندان اوين بسر مي برد، در تاريخ دوشنبه ۱۴ آبانماه به مدت ده دقيقه با خانواده خود ملاقات کرد. در اين ملاقات به خانواده خود اعلام کرده است که " جز در برابر دادگاهي علني حاضر به پاسخ دادن به سوالات بازجويان نيست." وی نيز در سلول انفرادی نگاهداری و شديدا تحت فشار و بدرفتاری ماموران اطلاعاتي قرار دارد. عمادالدين باقي در تاريخ ٢٢ مهرماه به شعبه اول بازپرسي معاونت امنيت دادسراي عمومي و انقلاب احضار و با اتهامات تازه ای چون " تبليغ عليه نظام و انتشار اسناد محرمانه‌ي دولتي از طريق همايش‌ها و سخنراني‌ها از قول زندانيان بندهاي امنيتي " تفهيم اتهام شد. اما به وکلای وی اعلام شد که علت زنداني شدن وی محکوميت به يک سال زندان از سوی شعبه ششم دادگاه انقلاب اسلامي تهران در آبان ماه ١٣٨٤ است. اين حکم برای انتشار مقالاتي در روزنامه های ايران بود، که در آنها در باره قتل های سياسي روشنفکران و روزنامه نگاران در سال ١٣٧٧ و دست داشتن برخي مقامات بلند پايه در اين قتل ها روشنگری شده بود. ايران در رده بندی جهاني آزادی مطبوعات منتشر شده در مهر ماه ١٣٨٦ از سوی گزارشگران بدون مرز که معياری برای سنجش آزادی مطبوعات در ١٦۹ کشور جهان است، در رده ١٦٦ قرار دارد. با ١٠ روزنامه نگار زنداني، ايران بزرگترين زندان روزنامه نگاران در خاورميانه است. http://www.savalansesi.blogfa.com/
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 18:39  توسط seysan  | 

رویکردی به انتخابات مجلس شورای اسلامی و وظیفه ی فعالین حرکت ملی آذربایجان با توجه به درخواست گروه کمیته ی دفاع از غرب آذربایجان ، از منظر جمعی از فعالین دانشگاهی و جنبش دانشجویی آذربایجان .

 

   در مقوله ی حرکت ملی آذربایجان و آنچه که مربوط به بحث انتخابات است، باید گفت: جنبش ملی آذربایجان از بدو پیدایش آن به عنوان حرکت دارای پتانسیل و با توجه به نیازهای اجتماعی ، به سرعت توانست خود را حداقل در منطقه ی آذربایجان ایران به عنوان تفکر مسلط شناسانده و خیلی زود داخل اقشار و طبقات مستعد برای حرکات اجتماعی- سیاسی جا کند . در خصوص جنبش های اجتماعی-سیاسی از زمان پیدایش آن تا کسب قدرت سیاسی با توجه به نائلیت به هر کدام از اهداف استراتژیک و گذر به مرحله ی بعدی آن ، می توان گفت : از بدو پیدایش تا رسیدن به دوران نسبتا با ثبات مبارزه ی سیاسی به رهبری احزاب سیاسی ، دورانی که در خصوص تقریبا تمامی جنبش ها می توان از آن بعنوان دوره ی مشترک نام برد ، دوره ایست که در آن به دلیل ضعف ابزار تبلیغاتی ، دستاوردهای جنبش توسط  جریانهای سیاسی مسلط  مصادره می شود . دوره ایست که در آن اعضای جنبش در خصوص استقلال کامل فکری- ایدئولوژیکی و عملی جنبش از دیگر جریانات سیاسی وسواس به خرج می دهند .از مشخصه های بارز این دوره تحریم انتخابات ها ، معرفی مناسبتهای جدا ازدیگر جریانات مسلط ، سعی در تعریف هویتی کاملا مستقل ، طرد عده ای از اعضای جنبش که قصد هر گونه توافق با جریانات قویتر را داشته باشند و نهایتا استقلال کامل از هر گونه جریان سیاسی همسو یا نا همسو ، حتی اگررسیدن به قدرت سیاسی به تنهایی غیر ممکن به نظربرسد .

  به تدریج با قدرت یابی احزاب سیاسی زاییده از درون جنبش و نیرو گرفتن ابزار تبلیغی و ارتباط تاثیر گذار با اعضای جنبش و همچنین بدست گرفتن اهرمهای فشاربرهئیت حاکمه ، جنبش ها از لاک خود بیرون می آیند و در حوزه ی سیاسی آن متناسب با استراتژی و برنامه های تشکلات سیاسی و با توجه به قدرت تاثیر,ابتکار و انسجام احزاب سیاسی شروع به ایجاد توافق و همکاری با جریانات سیاسی دیگر و به طور کلی شروع به ایفای نقش در حیطه ی منافع مبارزه ی سیاسی می کند که یکی از آنها نیز بحث انتخابات است .

  اما در خصوص حرکت ملی آذربایجان باید گفت با توجه به جو کاملا غیر قانونی فعالیت احزاب سیاسی آذربایجان و همچنین نبود تجربه ی سیاسی کافی و نو پا بودن آنها این وظیفه بیشتر به عهده ی تشکلها یا هر نوع گروه منسجمی است که می تواند در شرایط قانونی ( حتی قوانین محدود ایران ) بتواند از فرصتها و منفذهای حاکمیت به بهترین نحو در راه منافع حرکت ملی آذربایجان استفاده کند . هر چند که اصولا کپی برداری از مبارزات سیاسی دیگرملل را به صلاح حرکت منحصر به فرد آذربایجان نمی دانیم اما با نگاه به وضع سیاسی ترکیه وچگونگی رفتار سیاسی کردهای ترکیه و ایجاد لایه های زیرزمینی((PKK و مبارزه ی قانون (-شاخه ی سیاسی پ-ک-ک- (DTP شاید زمانی از مجمع دانشگاهیان آذربایجان چنین انتظاری می رفت که در این صورت به هر حال دوستان توپلوم باید کمی پر کاری به خرج دهند .

از سوی دیگرموضوعی که مخالفان شرکت درانتخابات ابراز می دارند ، مشروعیت دادن به حاکمیت فارس وافتادن در دام اپورتونیستها ودر نهایت به انحراف کشیده شدن حرکت ملی از راه اصیل و غایت سیاسی حق تعیین سرنوشت خویش میباشد . که با توجه به عدم ورود حرکت ملی به دوران ثبات سیاسی خویش وعدم وجود احزاب قانونی- سیاسی که قادر به مانوردر مقابل تغییرات حوزه ی سیاست باشند ، که در مقدمه به خصوصیات این دوره اشاره شد ، نظر این عزیزان نیز قابل تامل میباشد . تاکید به وجود انسجام و ارتباط قوی با اعضای چنین گروههایی از آن جهت اهمیت می یابد که با توجه به گذر حرکت ملی به دوران ایفای نقش آن در حوزه ی سیاست ، به نظر می رسد لزوما سیاست راهبردی حرکت ملی در این برهه باید بسیار ظریف و قابل انعطاف باشد . به گونه ای که  تبلیغات برای کاندیداهای مورد نظر اولا باید بدون استفاده از شعارهای حرکت ملی و در نهایت هر گونه مشروعیت دادن به حاکمیت در افکار عمومی آذربایجان بوده و دوم اینکه با ارتباط قوی بین فعالین و تبلیغات قوی و مستمر( حتی الامکان بدون استفاده ازشعارهای ملی ) باشد . اینگونه رویکرد به مسئله ی انتخابات شاید در نگاه اول کمی غیر قابل اجرا به نظر برسد اما با یک بررسی آماری امکان بالای پیروزی در انتخابات علی الخصوص در شهرستانها ، روشن است . به طور متوسط در انتخابات شورای شهر ، با مجموع آرای بین 8000-13000( بسته به جمعیت شهرستانهای مختلف ) می توان کاندیدا یا کاندیداهای مورد نظر را به پیروزی رساند .

موضوع دیگری که مخالفان انتخابات بدان اشاره می کنند ، رد صلاحیت شدن کاندیداهای مورد نظراز سوی دایره ی امنیتی حاکمیت می باشد . در این خصوص باید گفت فعالین حرکت ملی می توانند با معرفی کاندیدهای با تعداد بالا مثلا 50-100 مطمئن شوند همه ی آنها از دورانتخابات حذف نخواهند شد ، که البته همان گونه که قبلا اشاره شد نام نویسی فعالین نسبتا گمنام و عدم استفاده از شعارهای ملی احتمال حذف همه ی آنها از دور انتخابات بعید به نظر می رسد . البته از سوی دیگر نیز بالا رفتن تعداد رد صلاحیت شدگان ضربه ای به آبروی حاکمیت و آگاهی بیشتر مردم خواهد بود . در هر حال حتی در صورت عدم توفیق فعالین حرکت ملی ،با توجه به عدم استفاده از وجه حرکت ملی ، چیز خاصی از دست نمی دهند . در عین حال باید توجه داشت که به هر حال افرادی سودجو هستند که در هردوره از انتخابات سعی در سودجویی از داشته ها و پرستیژ حرکت ملی را داشته و خواهند داشت .

  اهمیت شرکت در انتخابات قطعا در مناطق مختلف آذربایجان بسیار متفاوت خواهد بود . در اینجا لازم به یادآوریست که در مناطق همجوار با کردها اعم از اورمیه ، سولدوز و ... اهمیت شرکت در انتخابات و استفاده از فضای آن علی الخصوص در اورمو بسیار بسیار حائز اهمیت است . باید گفت در این مناطق شرکت در انتخابات مطلقا و به هر عنوان و تبلیغ کامل با تمام داشته ها و اعتبار حرکت ملی آذربایجان لازم به نظر میرسد . چرا که غفلت از این امر فرصت را به دست کوردها داده و سناریوی انتخابات شورای شهررا تکرار خواهد کرد . بدیهی است که کردها به دلیل حمایت شوونیزم فارس می توانند با دارا بودن چند عضو در شورای شهرو مجلس( به نمایندگی از اورمیه ، سولدوزو ... ) هم به تغییر نام مناطق شهری غرب آذربایجان مبادرت کنند و همچنین به دلیل  دارا بودن تشکیلاتهای منسجم وقوی با گرفتن دیتاهای مورد نیازازشورای شهرمبادرت به خرید و فروش زمین با سود بالا و در نهایت بدست آوردن منابع مالی جهت اهداف تروریستی و صدها عمل ضد منافع آذربایجان انجام دهند .

  در پایان اشاره می شود که  فضای کاملا غیر دموکراتیک ایران واز طرف دیگرعدم وصول حرکت ملی آذربایجان به مرحله ای از ثبات سیاسی  جهت استفاده ی کامل از پتانسیل انتخابات نباید فعالین حرکت ملی را از منافع بی شمار این فرصت بی بهره گذارد .

منبع: آذربایجان اویرنجی حرکاتی

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 19:26  توسط seysan  | 

نماينده ی مراغه در مجلس چندي پيش در مراسمي که به مناسبت بازگشايي هتل درياي مراغه برگزار شده بود از فروش دندان انسان ماقبل تاريخ که به تازگي در مناطق غني فسيلي اين شهر يافت شده ، خبر داده است . اين خبر در حالي اعلام شده که موج بي‌توجهي‌ها نسبت به ميراث غني فرهنگي کشور در اين شهر رو به افزايش است ؛ ساخت خياباني در منطقه ی باستاني مراغه که منجر به تخريب چندين بناي ثبت‌ شده ی تاريخي شده و ساخت ‌وسازهاي بدون مجوز در کنار مقبره ی « هلاکو خان » ـ که چندي پيش نيز با واکنش شديد رسانه‌ها روبه‌رو و موجب توقيف پروژه شد ـ  بخشي از روند نگران ‌کننده ی رو به رشد تخريب آثار باستاني در اين شهر به شمار مي‌رود . سيدمصطفي سيدهاشمي ، نماينده ی مراغه ، در مراسم افتتاح هتل درياي مراغه با دفاع !! از احداث پروژه‌هايي در كنار گنبد استوانه‌اي و کبود ، اظهار داشت : بخش خصوصي ، آمده اين جا کار مي‌کند ، حريم ميراث فرهنگي حفظ شده است ، اگر دولت‌ها مي‌خواستند کاري کنند ، تا حالا مي‌بايست مي‌کردند . سيدهاشمي به اعتبارات ميراث فرهنگي اشاره کرده و اظهار داشت: پارسال پنجاه ميليون تومان !! براي خريد منازل اطراف معبد مهر اختصاص داديم که جذب شد ، امسال يکصد ميليون تومان اعتبار داديم تا راه براي مسافت به اطراف « غار کبوتر » باز شود . وي به مشخصات غار کبوتر اشاره کرده و افزود: در دنيا دو غار کبوتر وجود دارد ؛ يکي در کاليفرنيا و ديگري در مراغه . جالب است بدانيد ما سه دندان انسان ماقبل تاريخ را در مراغه پيدا کرده‌ايم که يکي از اين دندان‌ها را به قيمت يک ميليون يورو به موزه ی لوور فرانسه فروختيم !!!!! این در حالی است که مطابق قانون مجازات اسلامي هرگونه اقدام به فروش آثار تاريخي ، جرم به شمار آمده و مجازات حبس از يک تا سه سال را موجب مي‌گردد . گفتني است ، چندي پيش دكتر بهشتي ، رئيس اسبق سازمان ميراث فرهنگي ، با اظهار تأسف شديد از بي‌توجهي نسبت به بافت‌هاي سنتي و ميراث فرهنگي ، اظهار كرده بود: اگر خودكشي حرمت شرعي نداشت ،‌ خود را از يكي از ميدان‌هاي تهران به پايين پرتاب مي‌كردم .

 

آذربایجان اویرنجی حرکاتی - ماراغا

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 19:22  توسط seysan  | 

کریم صادق زاده با اشاره به مشکلات واحدهای تولیدی و صنعتی در سطح استان و وجود بحران در آنها گفت : از دولت ، ایجاد کارخانه های جدید را نمی خواهیم بلکه حفظ کارخانه های موجود مورد انتظار است . وی با اظهار تاسف از روی آوردن افراد تحصیلکرده ی دانشگاهی به کارهای خدماتی گفت : امروز جوانان در حالی که مدرک خود را پنهان کرده اند به علت نبود شغل مناسب خود به شغل های کارگری و خدماتی روی می آورند که قابل تامل است . وی افزود : مشکلات و بحران های موجود واحدهای تولیدی در حالی در اتاق های دربسته مورد بررسی قرار می گیرد که نمایندگان واقعی کارگران که حقایق این قشر زحمتکش را منعکس می کنند حضور ندارند . وی مدعی شد : حتی در برخی جلسات مربوط به حل بحران های کارخانجات ، از برخی کارفرمایان که حقوق کارگران را رعایت نمی کنند تمجید می شود . گویا اگر کارگران بمیرند خیلی بهتر است !. دبیر اجرایی خانه ی کارگر با انتقاد شدید از روند کنونی خصوصی سازی از آن به عنوان خودمانی سازی یاد کرد و گفت : این روند مخالف اصول و قوانین جهانی و انسانی است . وی تصریح کرد : شتاب دولت در خصوصی سازی باعث به باد رفتن کامل سرمایه های ملی می شود .

 

آذربایجان اویرنجی حرکاتی - تبریز

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 19:20  توسط seysan  | 

بانک جهانی پرداخت یک وام 6میلیون دلاری را به ایران برای اجرای چهار پروژه ی عمرانی به حال تعلیق درآورد . یک مقام بلند پایه ی بانک جهانی با اعلام این خبر گفت : بازپرداخت وام چهار پروژه از 9 پروژه ی بانک جهانی در ایران قرار بود از طریق بانک ملی انجام شود که به حال تعلیق در آمده اند . گفتنی است در همین راستا دولت آمریکا از روز 25 اکتبر تحریم های یک جانبه ای را علیه 20 شرکت و شخصیت ایرانی و نیز 3 بانک ملی ، صادرات و ملت اعمال کرده است .

 

آذربایجان اویرنجی حرکاتی - تبریز

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 19:14  توسط seysan  | 

مرد مسلحي كه به نیت ترور نخست وزیر ترکیه قصد نزديك شدن به وی را داشت ، با هوشیاری محافظان " رجب طيب اردوغان " دستگير شد و به بازداشتگاه منتقل گشت . اين مرد که لباس کوردی برتن داشته است هنگامي كه نخست وزیر براي اقامه ی نماز جمعه وارد مسجد مي‌شد ، به صحن مسجد آمده و خواهان گفتگو با اردوغان می گردد . او كه خود را عضو خانواده‌اي معرفي می کرد كه يكي از اعضاي آن توسط عناصر " پ.ك.ك. " كشته شده است ، مورد بازديد بدني محافظان اردوغان قرار گرفت و در حالی که مقاومت می کرد يك قبضه سلاح كمري از وي كشف شد . او برای تحقیقات بیشتر در این زمینه به بازداشتگاه پلیس منتقل شده است .

 

آذربایجان اویرنجی حرکاتی - سولدوز

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 19:12  توسط seysan  | 

به نقل از سلام دموكرات

شوراي همکاري تشکل ها و فعالين کارگري

شوراي همکاري: کارخانه توليدي تهران حدود 400 نفر کارگر دارد که حدود 200 نفر کارگر استخدامي و 200 نفر کارگر قراردادي دارد. اين شرکت تحت پوشش بازنشستگي قرار دارد. قسمت توليد به شکل دو شيفت کار مي کند. قسمت هاي مختلفي از کارخانه مثل رستوران- کنترل و خدمات در دست پيمانکار مي باشد که بيشتر کارگران قراردادي براي پيمانکار کار مي کنند.

کارگران عزيز:

همان طور که اطلاع داريد در هفته هاي گذشته اتفاقاتي در شرکت توليدي تهران رخ داده است که براي اطلاع عموم مختصري از آن را شرح مي دهيم:

به مديريت قبلي بارها تذکر داده بوديم که وضعيت کارخانه را سر و سامان دهد- وضعيت توليد و کيفيت توليد را بهتر نمايد. طريقه ي برخورد با کارگران را اصلاح نمايد.

متاسفانه هر چه بيشتر گفتيم کمتر گوش دادند. کارگران توليدي تهران خواستار آسيب رساندن به توليد در هيچ شرايطي نبوده و نيستند اما مسائل و مشکلات فراوان باعث شد که علي رغم نامه هاي قبلي به مراجع ذي صلاح خود کارگران براي قطع دست هاي آلوده از توليد اقدام به عمل نمايد. بر اين اساس کارگران تصميم گرفتند که دسته جمعي عاملان فسادهاي مالي را که در رأس آن ها مدير عامل(کني) قرار داشت از کارخانه اخراج نمايند. با همکاري کارگران سالن هاي مختلف و شوراي اسلامي کار و تمامي پرسنل، کارگران به دور هم جمع شده و به سراغ آقاي کني و اطرافيان ايشان رفته و خواست خود را مبني بر خروج ايشان از کارخانه را مطرح نمودند. با وجود مخالفت ايشان اراده دسته جمعي کارگران باعث شد که با موفقيت و بدون درگيري ايشان و همراهان به بيرون از کارخانه هدايت شوند.

ما کارگران تصميم گرفته ايم که در هر شرايط چرخه توليد را بدون نياز به مدير عامل و امثال آن ها خود اداره کنيم و ثابت کرديم که مي توانيم بدون داشتن عواملي که حقوق و مزاياي آن ها سرسام آور است با موفقيت توليد را به پيش بريم.

همکاران گرامي:

ما کارگران خواستار توليد با کيفيت بهتر هستيم. ما کارگران به هيچ عنوان تحقير و توهين را نمي پذيريم و شدت کار را هماهنگ با کيفيت توليد مي خواهيم. ما ضمن تشکر از همه کارگران و پرسنل زحمتکش از شوراي اسلامي کار تشکر ويژه را داريم و اميدواريم اين حرکت کارگران درس عبرتي باشد براي ديگران. ما کارگران نيز با هوشياري کامل مراقب اوضاع خواهيم بود و ضمن ارجح دانستن توليد اعلام مي داريم که ما مي توانيم در صورت نياز تمام چرخه توليد و فروش را با اراده جمعي خود اداره کنيم.

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 16:35  توسط seysan  | 

 alnazmi@msn.com  

  

 

اعضای محترم  و مسئولان ارجمند کنگره ملتهای ایران فدرال

  بسیار متاسفم که بعد از دوماه نقاهت و جراحی سنگین قلب، در نخستین  مذاکره دوستانه با یکی از فعالین سیاسی، متوجه موضع گیری غیر اصولی، خارج از حدود وظایف تشکیلاتی، برنامه ریزی شده رضاخانی برای ترک ستیزی پان فارسیستی،، و ملعبه وار کنگره ملتهای ایران فدرال، و مسئولان آن شدم.

در آغاز تشکیل، با امیدی فراوان به این کنگره پیوستم.  اعتقاد خوش بینانه من آن بود که  ما متفقا و یکدل، برای حقوق انسانی همدیگر بصورت تضامنی  مبارزه خواهیم کرد.  من آنچنان به امکانات  بالقوه این کنگره معتقد بودم  که از دبیرکلی جبهه ملی آذربایجان جنوبی استعفا دادم  تا بتوانم در حد خود به این سازمان سیاسی نیرو بدهم.  سازمانی که  اگر درست عمل میکرد میتوانست تشکیلاتی محکم و  مستقل، متکی به ملتهای اسیر ایران، و مورد حمایت تمام دول و ملل دموکرات و عدالت خواه جهان باشد تا حقوق تاراج شده ملل تحت ستم  ایران را استرداد کند.  با این عمل،  بهترین دوستان سیاسیِ آذربایجانی،  و صادق ترین یاران مبارز خود را ازدست دادم (یارانی که امروز شما حقانیت نظرات آنان را ثابت، و به "تله ای دیگر" بودن این کنگره مهر تصدیق زدید)

من فکر میکردم این کنگره برای مبارزات داخل ایران و برای احقاق حقوق ملل تحت ستم ایرانی است.  مللی که از ابتدائی ترین حقوق انسانی، فرهنگی و اقتصادی خویش محرومند. من میپنداشتم که بدون حضور و حمایت نماینده ای از سی و پنج ملیون ترک ایرانی این کنگره پشتوانه و اعتبار کمّی و کیفی نخواهد داشت.  و ساده لوحانه تر از آن میپنداشتم که این مللِ بمعنای واقعی مستضعف، منصفانه وبرادرانه، با درد های مشترکی که دارند دست بدست هم خواهند داد که تا با متجاوزان حقوقشان، مبارزه کنند.  نمیدانستم که گروههائی فرصت طلب، در خفا، یا، دست در دستان آلودهِ متجاوزان دیرین به حقوق ما دارند و یا ملعبه بازیگرانِ ناخوانده منطقه شده و برای آینده های خیالی، نفشه های خام در سر میپرورانند.

باید بگویم که من به حریت و آزادگی تمام انسانها، اقوام،  و ملل جهان معتقدم و هرگونه تجاوز از ناحیه هرکس را در حریم ملی، فرهنگی و اقتصادی آنان، محکوم میکنم.  ولی چنین توقعی یک مسئولیت متقابل بهمراه  می آورد.  ما وقتی شایستهِ برخورد مدنی و انسانی  هستیم که خود، با روش مدنی و انسانی  مبارزه بکنیم.

تروریسم و توسل به خشونت و خونریزی، نمیتواند راهی انسانی و مدنی برای مبارزات سیاسی و حق طلبانه باشد.

گروه کارگری کمونیستی پ ک ک ،  بنا به تایید و تاکید  تمام ملل و دول دنیا، تشکیلاتی تروریستی است که هنوز صدای  انفجارهای آنان از گوش کسی بدر نرفته،  بوی باروت بمب های آنان، از مشام کسی خالی نشده،  رنگ خون های ریخته شده بدست آنان از چشم کسی زایل نشده، و ناله مادران ماتم زدهِ  شهیدان  بیگناه، در آسمان طنین افکن است.  صحبت از قرنها یا دهه ها پیش نیست، سخن از هفته ها و روز های اخیر است.

دوستان و برادران کرد ما، اگر هم آرزویِ محالِ  کردستان بزرگ را در سر دارند که با متلاشی شدن  چهار کشور کهنسال و تاریخی اسلامی،  و امحا مراکز تمدن خاورمیانه، دری به تخته ای بخورد و سیاست بازان منطقه تمام دنیای چهارصد ملیونی ترک و سیصد ملیونی عرب را با تمام نیازهای متقابل، از حوزه های نفتی خلیج عرب  گرفته تا  دریای همیشه ترکِ خزر، به هیچ و پوچ بفروشند، باز هم باید در قالب  این کنگره، افکار بلند پروازانه خود را، به امور مربوط به ایران و حقوق ملل ایرانی محدو کنند.

محکوم کردن اقدامات امنیتی کشور ترکیه در حواشی مرزها خود، و صرفا برای کنترل اقدامات تروریستی، بخودی خود حضور به حق و ثمربخشِ کشور من آمریکا، در عراق را که تنها دلیل خلق کردستان عراق  است، محکوم و نتیجتا،  عوارض تالی آن یعنی سقوط صدام، و حدوث دولت منطقه ای کردستانِ عراق را هم ناشی از یک تجاوز جلوه داده، و آنرا بی اعتبار میکند.

حضور اسرائیل در شمال عراق و کمپ های آموزش نظامی و تسلیحاتی آنان را در شمال عراق "تجاوز"  جلوه میدهد.   حضور نظامی آمریکا و متحدانش  را در افغانستان( نه در مرز کشور خود، بلکه سه قاره دور تر) بی اعتبار میکند.  من معتقدم، که در جغرافیای گلوبالیزه شده امروز، برای اختفای تروریستی، و یا پناه دادن های مزورانه مناطق به تروریستان،  هیچ مرزی معتبر نیست و برای تعقیب آنان هیچ حدود و ثغوری، نمیتواند حائل باشد.

نمیدانم  چرا وقتی آقای پوتین، بی محابا بر سر ملل چچنیا و تاتارستان بمب و آتش میریزد کنگره ساکت است ولی تا در خارج مرزهای ما،  تروریست های قاتل، تعقیب میشوند داد از کنگره ملتهای ایران، در می آید؟؟

چرا وقتی ادریس بارازانی فرمان قتل و تجاوز به ملت ترکمن کرکوک را آنچنان وقیحانه صادر میکند که حتی خدایان خالق او هم آنرا محکوم و وادار به غرامت میکنند، ما الکن هستیم،  چرا جنایات مستمر ناشی از برنامه های نسل کشی و تغییز بافت ملی و قومی کرکوک مورد اعتراض این کنگره نیست؟  آیا امروز ترک ستیزی، فردا عرب ستیزی و پس فردا بهشت موعود پسر عموهای  آریائی و دوران امحا مطلق عرب و ترک ایران است؟

چند ماه پیش، وقتی آقای رضا حسین بر، آمار ملل ایرانی را تنظیم میکرد و نفوس ترکان ایران را تقریبا معادل اکراد ایران نگاشته بود، نامه ای نوشتم  و بشدت تذکر دادم که نگذارید این کنگره به کلوب خصوصی و دربستهِ یک شاخه و نتیجتا ملعبه عوامل مشکوک شود، پاسخی دریافت نکردم و حال که از بستر دوماهه بر نخاسته ام  "دم خروسی دیگر"  از گریبان کنگره سر بر آورده است.   من بارها و بارها، گفته و نوشته ام که این نوع  دسیسه ها، زرنگی ها،گروه معدودی نظیر ما را هم که هنوز به همکاری ملل محروم ایرانی معتقد وفعلا به فدرالیزم  قانعیم، دست و پا بسته  تسلیم، و در غایت هم آوای استقلال طلبان میکند. متلاشی شدن ایران مرا آزرده نمکند، ولی خونریزی و برادر کشی های سر راهِ آن، لرزه بر تنم می اندازد.  من تربیت شده مکتب آذربایجانم  ارمغان ما به ایران، نخستین آموزش مدرن، نخستین چاپ، نخستین نشریه، نخستین برق، نخستین قانون اساسی، نخستین حزب، نخستین مساوات،نخستین تاتر نخستین... نخستین..... بوده است. ما قدرت و حمیت را صرف تجاوز و اشغال وتهدید نمیکنیم و جز در دفاع از ناموس و ملت و سرزمین خود از خون و آتشن بیزاریم.

پاینده آذربایجان

سرافراز ملت ترک ایران

 

بیست و هفتم اکتبر 2007

 

دکتر علیرضا نظمی

کمیسیون دیپلوماتیک آذربایجان جنوبی

 منبع: http://www.achiq.org

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 16:32  توسط seysan  | 

اسالورئیس هیئت مدیره سندیکای کارگران

 

 شرکت واحد و 2سال زندان ابراهیم مددی

 

 نایب رئیس سندیکا را شدیدا" محکوم میکنیم

 

 

در حالی که همواره دولتمردان و مقام رهبری بارها از آحاد مردم خواسته اند که در سرنوشت خود دخیل باشند و با حضور خود در صحنه از حقوق خود دفاع کنند اما هرگاه کارگران از حقوق حقه خود دفاع کرده اند سر و کارشان با دستگاه قضایی وزندان بوده است . هیچ جای قانون اساسی،قانون کار و حقوق شهروندی و قوانین شرعی اسلام نیامده که دفاع از حقوق کارگر پیامد زندان و سرکوب و بیکاری را همراه دارد .جو سازی و مسموم کردن فضا به هنگام بازداشت فعالین کارگری و زندانی کردن کارگران و برگزاری جلسات غیر علنی دادگاه و ابلاغ نکردن احکام صادره و محکومیتهای سنگین زندان ، پاداش جوانمردانه ای به فعالین کارگری که تمام زندگی خود را وقف احقاق حقوق کارگران کرده اند نیست . هیچ وجدان بیداری نمی تواند بپذیرد که کارگران این گونه حقیر شمرده شوند .

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران وحومه احکام ناعادلانه 5 سال زندان منصور اسالو بدلیل فعالیتهای صنفی، سندیکایی و 2 سال محکومیت زندان ابراهیم مددی تنها بدلیل مراجعه به منزل منصور اسالو جهت دلجو ئی از خانواده ایشان را شدیدا" محکوم می نماید  و از تمام نهادهای کارگری در سراسر جهان تقاضای برخورد جدی با این تصمیمات ناعادلانه و ضد کارگری را دارد .

 

سندیکای کارگران شرکت واحد

اتوبوسرانی تهران و حومه

منبع: http://syndicanaghash.blogfa.com/

12/8/1386

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 21:56  توسط seysan  | 

 

 

میرتاج الدینی که پیش از این نیز سابقه ی زیادی در مخالفت با فرهنگ آذربایجان و تاریخ دیرین مردمان تورک آن دارد ، این بار در یادداشتی با عنوان (( جعل تاریخی توسط دولت باکو )) به دولت باکو تاخته است که چرا نقشه ی جعلی ساخته اند !. قسمتی از این یادداشت را می خوانیم : انتشار اطلس جعلی و کاملا تحریف شده از سوی یک مرکز به اصطلاح تاریخی دولتی در باکو اقدامی است که به نظر ، در موازات همان حرکتی صورت می گیرد که موسسه ی آمریکایی در جعل نام تاریخی خایج فارس انجام داده بود !. جای تعجب است که کشوری که با تحمیل قراردادهای ننگین ترکمانچای و گلستان از ایران جدا شد ! در اقدامی شگفت آور با انتشار اطلسی جعلی ایران را ضمیمه ی خاک خود می داند . و از آن بدتر که به دروغ !!! ادعا می کنند این اراضی نشاندهنده ی آذربایجان است . اگرچه این اقدام اولین حرکتی از این دست نیست که از سوی دولت باکو صورت می گیرد و در کتاب های درسی این کشور نیز جنگ های نابرابر ایران و روسیه به نام جنگ های روس با آذربایجان اشاره شده و عهدنامه های مذکور نیز با عنوان قطعنامه هایی که باعث تقسیم شدن آذربایجان به دو قسمت واهی !!! شد معرفی می شود .آذربایجان اویرنجی حرکاتی - تبریز

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 21:52  توسط seysan  | 

بیانیه ای با امضای فراکسیون کورد مجلس شورای اسلامی خطاب به سازمان ملل ، سازمان کنفرانس سران کشورهای اسلامی و سازمان اتحادیه ی اروپا صادر شده که در آن از اقدام نظامی احتمالی ترکیه علیه گروهک تروریستی پ.ک.ک با عنوان هجوم و تجاوز ارتش ترکیه به خاک عراق ابراز نگرانی شده است . در این بیانیه به اقدامات تروریستی پ.ک.ک و تبدیل شدن منطقه ی کردستان عراق به پایگاه تروریسم و خطر برای ایران و ترکیه مطلقا اشاره نشده است ! انتشار این بیانیه در حقیقت به معنای نگرانی امضاکنندگان آن از سرکوب گروه های تروریستی است که با حمایت گروه حاکم بر کردستان عراق به انجام عملیات تروریستی علیه ایران و ترکیه مشغول می باشند . هنوز اسامی امضاکنندگان این بیانیه ی مشکوک منتشر نشده و انتظار می رود دستگاه های امنیتی عامل یا عواملی را که این بیانیه را تنظیم و صادر کرده اند شناسایی کنند .

 

آذربایجان اویرنجی حرکاتی - تهران

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 21:48  توسط seysan  | 

پس از تحرکات اخیر در دانشگاه همچون بر گذاری دوباره سهند با حضور حداکثری دانشجویان ، انتشار نشرییات متعدد ، برگذاری جلسات نقد و بررسی و ... نهادهای امنیتی در پی چاره جویی بر آمده اند . بر خلاف  پیش بینی آنان ، با احکام سنگین سال پیش ، جنبش دانشجویی آذربایجان هنوز از پا ننشسته است .

حراست دانشگاه موج جدیدی از فشارها را به راه انداخته است . فشارهایی چون عدم اجازه ی فروش نشریات مجوز دار ، ایجاد مشکل برای بر گزاری جلسات سهند ، فشار بر ریاست دانشکده ها در جهت عدم همکاری با انجمن ، ایجاد محدودیت بر کانون آذربایجان شناسی و در نهایت احضار های جدید به کمیته انظباتی . تا به الان 2 نفر از دانشجویان دانشگاه تبریز به کمیته ی انضباطی احضار شده اند و به بنا به گفته ی یکی از مامورین حراست احضار های دیگر نیز در راهند .

 

آذربایجان اویرنجی حرکاتی - تبریز

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 21:42  توسط seysan  | 

ادامه دستگیری روزنامه نگاران و فعالان آدربایجانی

دستگیری و بازداشت عضو مؤسس آسمک

در حالیکه بسیاری ازفعالان مدنی و سیاسی آذربایجان شامل روزنامه نگاران٬ فعالان حقوق بشر و اساتید دانشگاه که از خرداد ماه ۱۳۸۶ به بعد دستگیر شده اند بدون محاکمه و یا صدور حکم و بدون دسترسی به وکیل هنوز در حبس به سر می برند٬ موج دستگیری فعالان آذربایجانی در ایران هنوز ادامه دارد. سه روزنامه نگار به نامهای دکتر محمد علی حیدری٬ ایلقار مرندلی (عضو هیأت مؤسس آسمک) و میر قاسم سیدین زاده جزء دستگیر شدگان هستند. همچنین خبر بازداشت محمد نصرتی دانشجوی دانشگاه آنکارا که بیش از یک ماه پیش در مرزایران و ترکیه دستگیر شده اخیراْ منتشر گشته است.

علیرغم دادن اجازه ملاقات با خانواده به بعضی از زندانیان٬ سعید متین پور روزنامه نگار و فعال حقوق بشر زنجانی٬ جلیل غنی لو و بهروز صفری از فعالان سیاسی زنجان٬ صالح کامرانی وکیل دادگستری و عبدالله عباسی جوان استاد دانشگاه همچنان بدون اجازه برای دسترسی به وکیل منتظر پایان بازجوییها و تحقیقات هستند. همچنین خانم لیلا حیدری همسر بهروز صفری و علیرضا متین پور برادر سعید متین پور نیز در حبس می برند.

لازم به ذکر است که طبق قوانین ایران به دادگاهها اختیار داده شده است که در مرحله تحقیق وبازجویی اجازه حضور وکیل را صادر نکند. با توجه به اینکه اتهام تکراری "فعالیت بر علیه امنیت کشور" در مورد فعالان آذربایجانی به امری رایج بدل شده٬ تبصره ماده ۱۲۸ قانون آیین دادرسی کیفری ـ که در خصوص جرایم علیه امنیت کشور حضور وکیل در مرحله تحقیق را منوط به اجازه دادگاه می نماید- همواره موجب محروم ماندن فعالان آذربایجانی از وکیل در ماههای اولیه بازداشت گشته است.

کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان٬ آسمک٬ دستگیری و بازداشت عضو مؤسس خود ایلقار مرندلی (یعقوب سالکی نیا) و بازداشتهای گسترده فعالان سیاسی٬ حقوق بشر و رزنامه نگاران آذربایجانی و عدم صدور اجازه برای گرفتن وکیل مدافع٬ قرار دادن این فعالان تحت شکنجه های روحی و جسمی به منظور اعتراف گیری و تهدید خانواده های آنها جهت جلوگیری از انتشار اخبار و احوالات مربوط٬ را به شدت محکوم کرده و از رسانه های آزاد و گروهها و سازمانهای دفاع از حقوق بشر تقاضا می کند از حقوق زندانیان آذربایجانی حمایت کنند.

دستگیریهای جدید در آذربایجان

ایلقار مرندلی (یعقوب سالکی نیا) روزنامه نگار آذربایجانی٬ فعال حقوق بشر و ازبنیانگذاران کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان٬ آسمک٬ شب چهارشنبه نهم آبانماه توسط مأموران وزارت اطلاعات دستگیر شده است. بنا به گفته همسر ایشان خانم بهارک سالکی نیا٬ مأمورین از حوالی ساعت ۷ شب به مدت بیش از دو ساعت به جستجوی منزل پرداخته و همسرش را به همراه برخی از کتابها٬ دوربین و سایر اشیاء منزل با خود برده اند. به گفته ایشان هیچ یک از کتابهای ضبط شده ایراد قانونی نداشته اند. ایلقار مرندلی روز دوشنبه ۱۴ آبانماه در زندان اوین با همسرش ملاقات کرده است.

ایلقار مرندلی ۳۴ ساله٬ اهل مرند و فارغ اتحصیل دانشگاه تبریز بوده و در زمینه چاپ و نشر و امور تبلیغاتی اشتغال دارد٬ فعالیت مطبوعاتی او از ۱۵ سال قبل آغاز شده و در نشریاتی همچون روزنامه سلام٬ فروغ آزادی و هفته نامه های عصر آزادی٬ امید زنجان٬ شمس تبریز٬ نوید آذربایجان٬ احرار و مجلاتی همچون سس٬ چاغری و یول نوشته است. ایلقار مرندلی همچنین به خاطر همکاریهایش با دانشجویان آذربایجانی در طراحی٬ چاپ و نشر بسیاری از نشریات دانشجویی معروف در حرکتهای دانشجویان آذربایجانی نیز نقشی تأثیرگذار داشته است.

مرندلی آذرماه سال ۱۳۸۱ در تأسیس کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان٬ آسمک٬ شرکت داشت و اردیبهشت ماه ۱۳۸۳ همزمان با دستگیری اعضای آسمک در شهرهای اورمیه٬ زنجان٬ کرج و تهران به مدت دو روز بازداشت و مورد بازجویی قرار گرفت. او همچنین عضو مؤسس خانه فرزندان آذزبایجان (آذربایجان گنجلر ائوی) می باشد. این N.G.O از فعالترین سازمانهای غیر دولتی آذربایجانی در تهران بوده و در بعضی ازشهرهای آذربایجان از جمله مراغه و مرند شعبه دارد.

دکتر محمدعلی حیدری روزنامه نگار و استاد علوم سیاسی دانشگاه تبریز و مراغه روز پنجم آبان ۱۳۸۶حوالی ساعت چهار بعد از ظهر هنگام خروج از محل کارش واقع در خيابان بهشتی تهران توسط نيروهای وزارت اطلاعات دستگیر شده است. مامورين بعد از دستگيری ايشان او را به منزل شخصی اش برده و بعد از تفتیش منزل٬ کتابها٬ دست نوشته های ايشان و لب تاب هم منزلی اش را نيز با خود برده اند.

دکتر حیدری مدير مسئول نشريه "دوزگون خبر" دانشگاه تهران و دبير "کانون نشريات دانشجوئی آذربايجان" بوده است. او مقالات متعددی در زمینه حرکت آذربایجان در نشريات مختلف منتشر کرده است. حيدری دارای مدرک دکترای روابط بين الملل از دانشگاه تهران و همچنین کارمند قسمت روابط بين الملل وزارت تعاون می باشد. او چهل ساله و اهل شهرستان مرند است.

میر قاسم سیدین زاده روزنامه نگار و فعال سابق دانشجویی روز پنجشنبه دهم آبان در تهران بازداشت شده و هم اکنون در بند ۲۰۹ زندان اوین نگهداری می شود.
سیدین زاده فارغ التحصیل رشته علوم سیاسی از دانشگاه تهران و مفسر سیاسی روزنامه همشهری می باشد. او در دوران دانشجویی صاحب امتیاز و مدیر مسئول نشریه دانشجویی تورکی - فارسی "دوزگون خبر" دانشگاه تهران بوده که بعد از فارغ التحصیلی او توسط دکتر محمد علی حیدری به نشر خود ادامه داد. سیدین زاده، ۲۷ ساله، اهل شهرستان جلفا است.

محمد نصرتی فعال حرکت ملی آذربایجان و دانشجوی دوره فوق لیسانس رشته آمار دانشگاه آنکارا از حدود چهل روز قبل درزندان اوین تهران به سر می برد. نصرتی سوم مهرماه امسال در حالیکه برای عیادت مادر بیمارش عازم ایران بود در مرز ایران و ترکیه به همراه همسرش شهرزاد آزرمی ( دانشجوی مقطع دکترای زبان انگلیسی دانشگاه آنکارا) توسط نیروهای امنیتی دستگیر شده بود. یک هفته بعد از دستگیری و بعد از درگذشت مادر محمد نصرتی او و همسرش آزاد شدند ولی نصرتی بعد ازشرکت در مراسم ترحیم مادرش دوباره به زندان اوین بازگردانده شد. خانم شهرزاد آزرمی که خود نیز حدود یک هفته در بازداشت به سر برد٬ دوشنبه ۱۴ آبان در زندان اوین با همسرش ملاقات کرده است. محمد نصرتی تا کنون با وکیل تماس نداشته است. به دلیل تحت فشار قرار گرفتن خانواده نصرتی ازطرف نهادهای امنیتی خبر مربوط به این بازداشت بسیار دیر منتشر شده است. نصرتی ۳۳ ساله و اهل شهرستان خوی در استان آذربایجان غربی می باشد.

آخرین وضعیت زندانیان

بهروز صفری و جلیل غنی لو فعالان حرکت ملی آذربایجان زنجان که از اوائل خرداد ۱۳۸۶ و چند روز بعد ازسالگرد اعتراضات سراسری آذربایجانیها بر علیه کاریکاتور تحقیر آمیز روزنامه ایران بازداشت شده اند٬ به زندان صفرآباد زنجان منتقل گشته اند. خانم لیلا حیدری همسر بهروز صفری و علیرضا متین پور برادر سعید متین پور نیز که از ششم شهریور ۱۳۸۶ بازداشت شده اند٬ در همین زندان به سر می برند. روزنامه نگار سعید متین پور دیگر فعال زنجانی که بیش از پنج ماه پیش بازداشت شده است هنوز در بلاتکلیفی است. درخواست محمد رضا فقیهی عضو انجمن دفاع از زندانیان برای بر عهده گرفتن وکالت سعید متین پور رد شده است.

عبدالله عباسی جوان استاد دانشگاه شهید رجایی تهران٬ صالح کامرانی وکیل شناخته شده آذربایجانی٬ ایلقار مرندلی و محمد نصرتی که در زندان اوین تهران به سر می برند با خانواده های خود دیدار کرده اند. به گفته یدالله عباسی جوان برادرش عبدالله به طرزغیر قابل باوری ضعیف و لاغر شده است. دیگر خانواده ها هم ازنامناسب بودن وضعیت روحی زندانیان خبر داده اند٬ خانم مینا اصغری همسر صالح کامرانی نگران سلامت همسرش است که به گفته او ازناراحتی قلبی رنج می برد.

ائلیاز یئکانلی(علی خدابخش) روزنامه نگار و از نویسندگان هفته نامه توقیف شده "صدای اورمیه" که از ۲۱ آذر ۱۳۸۵ در زندان اورمیه به سر می برد٬ برای یک مرخصی ۲۰ روزه از زندان ارومیه خارج شده است. طبق حکم صادره از طرف شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی ارومیه در تاریخ ۲۱ آذر ۱۳۸۶ مدت حبس یک ساله ائلیازیئکانلی تمام خواهد شد. یئکانلی به عضویت در حزب گایپ (حزب استقلال آذربایجان جنوبی) و ترویج افکار پان تورکیستی از طریق نوشتن مقالات و سخنرانی متهم بوده است. در حکم صادره ذکر شده که او موقع دستگیری در ۲۱ آذر ۱۳۸۵(سالروز تاسیس حکومت ملی آذربایجان در سال ۱۳۲۴) کیفی پر ازپوستر سید جعفر پیشه وری رئیس حکومت ملی آذربایجان و اعلامیه به همراه داشته است.

همچنین مصطفی میدان نورد و دانشجو هادی حمیدی (اورمیه)٬ ابراهیم معینی و رضا پاشایی (سولدوز - نقده)٬ عباس لسانی (اردبیل)٬ امیر عباس بنایی کاظمی (تبریز)همچنان در زندان به سر می برند.

جواد حسن پور فعال حرکت ملی آذربایجان در اهر روز ۳۰ مهر با قرار وثیقه ۲۰ میلیون تومانی به صورت موقت از زندان اهر آزاد شده است. حسن پور روز ۱۲ شهریور در تبریز دستگیر شده بود.

حبیب مهری از فعالان حرکت ملی آذربایجان در تبریز که ۲۴ مهرماه در این شهر دستگیر شده بود به قید ضمانت آزاد شده است.

مسعود سلطانی از فعالان حرکت ملی آذربایجان که حدود چهار ماه پيش در شهرستان موغان (گرمی) بازداشت شده بود، به قید ضمانت از زندان اردبیل آزاد شد.

احکام صادره برای فعالان

حکم شلاق رامین بهرام نژاد، سیامک توسلی و حسن بالایی و ؟ خاکپور چهار تن از فعالین موغانی حرکت ملی آذربایجان که به جرم شرکت در اعتراضات خرداد ۱۳۸۵ در تبریز بازداشت شده و از طرف دادگاه انقلاب تبریز به ۸۰ ضربه شلاق محکوم شده بودند به اجرا گذاشته شد.

بنا به گزارشات رسیده از اردبیل، رامین صادقی اصل، فعال اردبیلی که قبل از اعتراضات روز جهاني زبان مادری (۲۱ فوریه ۲۰۰۷) بازداشت شده بود از طرف شعبه چهارم دادگاه تجدید نظر استان اردبيل به ۵۰ ضربه شلاق و سه میلیون ریال جزای نقدی محکوم شده است.

حکم حبس منصور جدی و دانشجو عسگر اکبرزاده فعالان اردبیلی که در جریان اعتراضات مهر ماه سال ۱۳۸۵ (اعتراض به عدم تدریس زبان تورکی درمدارس) توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بودند از سوی شعبه اول دادگاه تجدید نظر استان اردبیل تأیید شد. شعبه ۱۰۵ دادگاه عمومی استان اردبیل دو فعال مذکور را به چهار ماه حبس تعزیری محکوم کرده بود.

وکیل دادگستری سيد محمدرضا فقيهی در گفت‌وگو با ايسنا اظهار داشته٬ لايحه تجديد نظرخواهی نسبت به حكم صادره برای موكش امیر حسین موحدی را در دادگاه انقلاب مشكين شهر ثبت كرده است. امیر حسین موحدی روزنامه نگار مشگین شهری (خیاو) بابت اتهام عضويت در گروه غيرقانونی با قصد برهم زدن امنيت ملی به پنج ماه حبس تعزيری و از بابت تبليغ عليه نظام به تحمل چهار ماه حبس محكوم شده بود كه اين چهار ماه به مدت ۲ سال تعليق شده است.

نشریات

نشريه دانشجوئی "آدديم" كه توسط دانشجويان آذربايجانی در دانشگاه پيام نور گرمی به زبانهای تورکی و فارسی منتشر می شد توسط مسئولين دانشگاه توقيف گرديده است.


محاکمه فعالان

دادگاه فعالین سیاسی میاندوآب (قوشاچای) در شهرستان مهاباد برگزارشد. در این دادگاه بهبود قلیزاده، جلال کویدریلو، شاهین حسنی، داریوش عندلیبیان، محسن فرامرزی، بهکام محمدی، علی سلطانی، مصطفی دولتخواه، مرتضی لک، عین اله آهنگری، امیر ثقفی، امیرآقازاده، ولی اله ظهرابی و یوسف شکریان حضور داشتند. بسیاری ازاین فعالان سیاسی اردیبهشت ماه ۱۳۸۵ قبل از آغازاعتراضات سراسری مردم آذربایجان در اول خرداد دستگیر و بعد ازحدود یک حبس ماه آزاد شده بودند. فعالان مذکور در انتظار صدور حکم به سر می برند.

به امید آزادی همه زندانیان سیاسی و عقیدتی
کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان – آسمک
علیرضا جوانبخت سخنگوی کمیته
http://www.savalansesi.blogfa.com/
منبع:
quluncu@gmail.com
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 16:9  توسط seysan  | 

سعید متین پور با گذشت ۵ ماه از بازداشت موقتش همچنان در بازداشتگاه اداره اطلاعات به سر می برد . این در حالی است که خانواده ی تعدادی دیگر از بازداشت شدگان حرکت ملی آذربایجان ، خبر از انتقال این فعالین به بند عمومی زندان صفرآباد زنجان می دهند .

خانواده های بهروز صفری ، جلیل غنی لو ، لیلا حیدری و علیرضا متین پور خبر از انتقال آنها به بند سلامت زندان صفر آباد زنجان ، از تاریخ۱۲/۸/۸۶ می دهند . همچنین اخبار رسیده حاکی از صدورقرار وثیقه ی ۲۰ میلیون تومانی برای بهروز صفری می باشد .

 

سکته ی یک استاد دانشگاه زیر شکنجه در زندان اوین

 

عبدالله عباسی جوان استاد معماری دانشگاه شهید رجایی و فعال ترک که از تارخ ۲۸/۵/۸۶ در زندان اوین در بند ۲۰۹ زندان اوین در بازداشت به سر می برد زیر شکنجه ی مامورین وزارت اطلاعات دچار سکته شده و نیاز فوری به پزشک دارد .

بنا به گزارش رسیده خانواده ی عباسی جوان در جریان ملاقات با وی متوجه آثار شکنجه روی بدن وی شده اند و به گفته ی برادر عباسی ، وی حدود ۳۰ کیلوگرم کاهش وزن پیدا کرده است . او از برادرش خواسته تا به قاضی اطلاع دهد که وی در جریان بازجویی وشکنجه بازجویان وزارت اطلاعات دچار سکته شده است و نیاز فوری به پزشک دارد .

http://dustaq.blogsky.com/?PostID=473

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 16:5  توسط seysan  | 

در گراميداشت هفته دفاع از زندانيان سياسي آذربايجان جنوبي

 

  حركت ملي آذربايجان امروز به عنوان حركتي پيشرو وبالنده در شرايط بسيار حساس تاريخي قرار گرفته است. نفوذ حركت در اعماق لايه هاي اجتماعي در حالي كه نويد آينده اي پرفروغ براي ملت اذربايجان را ميدهد‘دشمنان حقوق اوليه ملت را در تنگناي سختي قرار داده است

    در اين شرايط سخت تاريخي بسياري ازپيشگامان دفاع از شما ملت مظلوم آذربايجان جنوبي در زندانهاي شونيسم فارس تحت وحشيانه ترين شكنجه ها قرار گرفته اند.تعليق از درس اخراج از دانشگاه‘تهديد وارعاب فعالان ‘دستگيريهاي فله اي ‘بازداشتهاي غير قانوني عدم امكان استفاده از وكيل ‘عدم تفهيم اتهام متهمين ‘بازداشت در مكانهاي نامعلوم‘سلولهاي انفرادي طويل المدت ‘نبود ملاقات وحتي مكالمه تلفني‘شكنجه هاي روحي رواني وجسمي تنها بخشي از ظلمي است كه بر فرزندان وطن-"اذربايجان"- ميرود .

 

  "ملت مظلوم اذربايجان"

  اخبلربسيارنگران كننده اي از وضعيت زندانيان سياسي اذربايجان به گوش ميرسد!

  مهندس عبدالله جوان استاد دانشگاه رجائي وفعال اذربايجاني در اثر شكنجه هاي وحشيانه در زندان سكته كرده است

  صالح كامراني وكيل اذربايجاني در اثر شكنجه هاي روحي وجسمي در وضعيت اسفباري به سر ميبرد

  ازوضعيت دكتر محمدعلي حيدري استاد دانشگاه تبريز وفعال حركت ملي بعد از 10 روز از ربوده شدنش هيچ اطلاعي در دست نيست

  دستان هادي حميدي شفيق 23 ساله درزير شكنجه هاي مزدوران شونيسم فارس در زندان اورمو شكسته است

  از وضعيت ايلقار مرندلي خبري در دست نيست

  "سعيد متين پوراز زنجان اذربايجان "بعد از 5 ماه از دستگيري حتي اجازه ملاقات با خانواده خود را نيز ندارد

  و...

  (تعداد زندانيان سياسي اذربايجان به حدي زياد است كه حتي نميتوان اسم همه ي اين افراد را در اين مختصرذكر كرد!)

 در اين حال بازداشت ميرقاسم سيدين زاده دانشجوي علوم سياسي دانشگاه تهران حكايت از ورود به فاز جديدي از هجمه شوونيسم براي مقابله با جنبش دانشجويي اذربايجان را دارد....

  ملت شريف اذربايجان

  ...تلاشهاي فرزندان شما درسالهاي اخير در دانشگاهها ومدارس و...بدون كمترين امكانات مادي ‘رسانه اي وتبليغي ‘زير بيشترين حجم سركوب واختناق ‘وبايكوت خبري همه رسانه هاي مدعي دفاع از دمكراسي!وحقوق بشر فارس !‘تنها به اميد شما و در سايه ايمان فرزندان شما در دانشگاهها به آرمان هويت طلبانه آذربايجان دوام يافته وبا حمايت شمانيز استمرار خواهد يافت

  دراين ميان سكوت تنفر برانگيز رسانه هاي فارس اعم از موافق ومخالف نظام‘از اسلامگرا تاسكولار‘از سلطنت طلب تاملي مذهبي‘از اصلاح طلب تا اصولگرا و از جمهوريخواه وليبرال تا كمونيست همه وهمه بار ديگردشمني همه اين احزاب گروهها وجريانهاي سياسي را با بديهي ترين حقوق ملت اذربايجان در معرض نمايش قرار داد.

  ما دانشجويان اذربايجاني دانشگاههاي ‘تهران‘علوم پزشكي تهران‘صنعتي اميركبير‘صنعتي شريف‘شهيدبهشتي‘علوم پزشكي شهيد بهشتي ‘علامه طباطبائي ودانشگاه ازاد اسلامي واحدعلوم وتحقيقات تهران ضمن اعلام انزجار از وحشيگريهاي شونيسم هارفارس در برخورد با فعالان سياسي ودانشجويي‘اعلام ميداريم:

  "در هفته دفاع از زندانيان سياسي اذربايجان جنوبي ودرهنگامه سكوت شرم اور مدعيان دفاع از حقوق بشر با تعطيلي كلاسها اعتراض خود را به ادامه اين وضعيت غير انساني اعلام خواهيم داشت.

  از همه دانشجويان در دانشگاههاي سراسر اذربايجان مصرانه ميخواهيم با تعطيلي كلاسها واعتراض به اين اعمال ضد بشري وظيفه ملي خود را در دفاع از شرف وحيثيت ملييمان به جا اورند

  از تمامي احزاب وجريانهاي سياسي اذربايجاني ميخواهيم در اين شرايط حساس تاريخي بنا به وظيفه ملي با كنار گذاشتن اختلافات با تمام توان ضمن برگزاري راهپيمائي در مقابل نهادهاي بينامللي صداي دادخواهي ملت مظلوم اذربايجان را به گوش جهانيان برسانند.

  

  دانشجويان آذربايجاني دانشگاههاي ‘تهران‘علوم پزشكي تهران‘صنعتي اميركبير‘صنعتي شريف‘شهيدبهشتي‘علوم پزشكي شهيد بهشتي ‘علامه طباطبائي ودانشگاه ازاد اسلامي واحدعلوم وتحقيقات تهران تهران.دوشنبه 14.08.1386

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 16:4  توسط seysan  | 

بنا به گزارش رسیده دو تن از اعضاي اصلي گروه تروريستي « پژاك » در شهرستان مهاباد در روزهاي اخير دستگیر شده اند . بنا بر اين گزارش ، اين دو نفر مسلح بودند و در محور مهاباد ‏ـ‏ بوكان توسط نيروهاي نظامي ايران دستگير شده‌اند‏ .‏ اين افراد از اعضاي اصلي اين گروهك در شاخه ی مهاباد بودند كه هنگام اخاذي ، شناسايي و دستگير شدند‏ . يكي از فرماندهان نظامي در منطقه ی مهاباد با تأييد‌ خبر دستگيري اين دو تن اظهار داشت‏:‏ اين دو تن از عناصر اصلي اين گروهك بوده و در منطقه ی عمومي مهاباد براي گروهك خود فعاليت مي‌كردند ‏.‏ وي افزود‏:‏ اين دو تن ايراني بوده و از اهالي شهرهاي سلماس و مهاباد مي‌باشند‏ .

گفتني است، همزمان با فشار گسترده تركيه عليه گروه تروريستي « پ.ك.ك » و تلفات گسترده اين گروه، « پژاك » شاخه ايراني آن هم ضرباتي خورده و اعضاي آن در انتظار برقراري آرامش براي انجام تحركات خود هستند .

 

آذربایجان اویرنجی حرکاتی – سویوق بولاق

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 16:1  توسط seysan  | 

سردار نجار افزود : امیدواریم در این سفر فصل جدیدی از همکاری های دو کشور به ویژه در بخش دفاع را رقم بزنیم . سردار سرتیپ مصطفی محمد نجار، وزیر دفاع ایران به منظور بررسی و تبادل نظر پیرامون مسائل دوجانبه و تحولات منطقه ای امروز سه شنبه در راس یک هیئت بلند پایه ی دفاعی وارد ایروان مرکز جمهوری ارمنستان شد . به گزارش اداره ی کل تبلیغات دفاعی ، سردار نجار و هیئت همراه در فرودگاه از سوی ژنرال میکائیل هاروتیونیان وزیر دفاع ارمنستان و سایر مقام های دفاعی این کشور مورد استقبال قرار گرفت . وی در بدو ورود به ارمنستان در جمع خبرنگاران گفت: سفر اینجانب به دعوت رسمی وزیر محترم دفاع جمهوری ارمنستان انجام شده است. به گفته ی وی این سفر و تاریخ آن از یک سال پیش در دستور کار دو کشور قرار داشته است .  وزیر دفاع تاکید کرد : سیاست اصولی دولت جمهوری اسلامی ایران گسترش همه جانبه روابط با کلیه کشورهای منطقه است و این سفر در همین چارچوب صورت گرفته است. وی با اشاره به علایق و مشترکات تاریخی و فرهنگی گسترده دوکشور !! تاکید کرد : خوشبختانه جمهوری اسلامی ایران و ارمنستان در کلیه زمینه های اقتصادی، فرهنگی، سیاسی روابط رو به رشدی دارند که در سفر اخیر ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران زمینه توسعه هر چه بیشتر آن فراهم گردید . سردار نجار افزود : امیدواریم در این سفر فصل جدیدی از همکاری های دو کشور به ویژه در بخش دفاع ! را رقم بزنیم .

 

آذربایجان اویرنجی حرکاتی - ماکی

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 16:0  توسط seysan  | 

 

برای ارسال مقالات

 در خصوص 21 آذر و حکومت ملی آذربایجان

  

نویسندگان ، محققان و فعالین حرکت ملی آذربایجان ؛

 

آنچه می دانیم :

تاریخ هر ملتی سرشار از سپیدی­ها، سیاهی­ها ، جشنهای ظفر و مرثیه های شکست است . روزی در بردگی و روزی دیگر در آزادگی و آزادی و آنچه بی گمان آزادگی و آزاد زیستن را میسر میکند ، همانا اراده ی ملی بر خیزش و عصیان در فرد فرد یک ملت است .

این مهم را در 21 آذر 1324 ، در عصر ارجمندی سیاهچال­های آریایی ، دوران انتشار ملیت مجعول و تاریخ نادرست و تحقیر داشته­های ملی مان به انجام رسانده ایم .

آن زمان که در سیر اشتباهات تاریخیمان از اوج به حضیض رسیده بودیم و این ، سرآغازی بود بر فریاد همیشه " ما " بودن ملت کبیر ولی در چنگال دوست و دشمن اسیر آذربایجان .

این اراده ی ملی برای تامین حقوق ملی و دست یابی به سعادتی شایسته ی خویش ، به دست اراده هایی شیطانی ، راهی زندانی به زعم دشمنان ابدی گشت .

... و هنوز یک سال بود که دست زمینییان به آسمان می رسید که راه خورشید بسته شد . تاریخ گواه پایمردی و سربلندی ما و غداری و عصبیت ایشان است ...

و آنچه اکنون باید کرد :

فرزندان ملت ، مغرورانه تشنه ی شنیدن تاریخ خود از پنجره های مختلف هستند. تاریخی که بر مبنای حقایق غیرمغرضانه و مستند باشد و از دیدگاه خود ملت در خصوص این ورق از تاریخ سخن بگوید .

در این سیر ، جنبش دانشجویی آذربایجان ، وظیفه ی خود می داند که در ادامه ی راه مبارزین معاصر وطنمان و به عنوان جنبشی  پیشرو و راهگشا ، از زوایای مختلف به بررسی دیگر بار این فاجعه ی تاریخی برای آگاهی و بیداری ملی نسل نو آذربایجان و هر شخص طالب حق دیگری بپردازد .

مع الوصف این جنبش ، شما را به ارائه ی مقالات خود در خصوص این پیروزی  بزرگ ملی و نیز فاجعه ی دهشت بار ملی یکسال بعد از آن در زمینه های دلخواه مرتبط با موضوع ، فرا می­خواند .

باشد که در حد وسع و توان خود این وظیفه ی سنگین ملی را دوشادوش و دست در دست یکدیگر به سر منزل مقصود برسانیم .

 

موضوعات پیشنهادی برای مقالات :

 

1.                  حکومت ملی آذربایجان و اسناد و مدارک تاریخی مستند در خصوص آن .

2.                  حکومت ملی ، اوضاع خاورمیانه و جنگ سرد .

3.                  حکومت ملی ، قدرتهای بزرگ و دیپلماسی .

4.                  آذر 1325 ونسل کشی آذربایجانیان .

5.                  نسل کشی و جایگاه آن در حقوق بین­الملل .

6.                  آسیب شناسی حکومت ملی و فرقه دموکرات آذربایجان .

7.                  فرقه ی دموکرات پس از نسل کشی 1325 .

8.                  حکومت ملی آذربایجان ، دموکراسی و  تحزب .

9.                  جنبش 21 آذر و مسئله ی دین .

10.             جنبش 21 آذر و زبان ترکی آذربایجانی .

11.             حکومت ملی و مسئله ی حقوق زنان .

12.             حکومت ملی ، تمامیت ارضی آذربایجان جنوبی و مسئله ی کورد .  

13.             جنبش 21 آذر و تعامل آن با دیگر جنبش های معاصر .

14.             جنبش 21 آذر ، فدرالیسم یا استقلال .

15.             جنبش 21 آذر و مسئله ی رهبری .

16.             حکومت ملی و مسئله ی پرچم ملی .

17.             جنبش 21 آذر و شاهدان زنده آن .

18.             جنبش 21 آذر و زندانیان سیاسی  مربوط به آن ( صفر خان قهرمانیان ) .

19.             جنبش 21 آذر وجنبش دانشجویی آذربایجان .

20.             حکومت ملی آذربایجان و مسئله ی یکپارچگی آذربایجان جنوبی و شمالی .

21.             جنبش 21 آذر و حرکت ملی آذربایجان ، تفاوتها و شباهتها .

22.             ...

 

 

آدرس ارسال مقالات:

(azoyrenci_herekati@yahoo.com)

 

گله جک بیزیمدیر

جنبش دانشجویی آذربایجان – مرکز تحقیقات

آبان ماه 1386

 

www.azoh1.blogfa.com

www.azoh.blogfa.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 15:57  توسط seysan  | 

اميد شكري

 

 

مقدمه

         شعار دانشجويان فرانسوي كه در ماه مي سال 1960 آغازگر جنبش دانشجوئي در دنيا شدند، اين بود كه «عاقل باش و آنچه غيرممكن است طلب كن»!!

          با پايان جنگ تحميلي و شروع دوران به اصطلاح سازندگي در كشور، در سطح دانشگاه نيز دوران جديدي شروع شد. هر چند كه فعاليت‌هاي دانشجوئي به علت نبود چهارچوب فكري مستقل دانشجويان و ركود حاكم بر فعاليتها نمود بارزي نداشت، لاكن با كاهش ركود حاكم بر اين فعاليتها در اوائل دهه 70، زمينه براي فعاليت‌هاي دانشجويي اندكي فراهم شد. جنبش دانشجويي آذربايجان فعاليت خويش را به صورت جدي، مستقل و غريبانه از سال 68 بدون اتكا به هيچ منبع قدرتي و فقط با تكيه بر ايمان و ملتش خود آغاز كرد. شايد عمده‌ترين فعاليتهاي جنبش دانشجوئي آذربايجان در اوايل دهه هفتاد و پس از آنرا بتوان چنين برشمرد: اعتراضات گسترده اين جنبش به نسبت به جنايات نيروهاي ارمني در منطقه قره‌باغ و اشغال خاك جمهوري آذربايجان كه با سكوت معني‌دار صدا و سيما، مطبوعات سراسري و فضاي سياسي ايران مواجه شد و تجمع دانشجويان آذربايجاني دانشگاههاي تهران در برابر سفارت ارمنستان؛ برپائي جلسات پرسش و پاسخ با نمايندگان منطقه آذربايجان به هنگام جداسازي اردبيل از پيكره آذربايجان؛ برپائي جلسات پرسش و پاسخ با حضور فعالين فرهنگي و سياسي؛ برپايي مراسم فرهنگي مثل شب شعر و نمايشگاههاي كتاب و عكس؛ و نيز برگزاري مراسم در مناسبتهاي مختلف. با نگاهي گذرا به تاريخ معاصر و حتي قبل از آن، حركت‌هاي خودجوش در آذربايجان نظير شيخ محمد خياباني و ستارخان و … ميتوان استنباط كرد كه خاستگاه تمامي جنبش‌ها و تحولات آذربايجان هميشه و در همه حال توده مردم بودند و بدون حمايت آنان هر حركتي با شكست مواجه مي‌شد؛ خوشبختانه با توجه به دارا بودن چهارچوب فكري مستقل، جنبش دانشجويي حركت ملي مورد توجه آحاد ملت قرار گرفته است.

 

جنبش دانشجويي ايران و آذربايجان

            جنبش دانشجويي ايران از سال 72 فعاليت دوباره خويش را آغاز كرد كه در قياس با جنبش دانشجويي آذربايجان 4 سال ديرتر به حركت پرداخته است.  جنبش دانشجويي ايران بعد از يك دوره ركود و با دعوت مسئولين حكومتي فعال شد كه در قياس با آن جنبش دانشجويي آذربايجان بنا به مصلحت ملي و احساس وظيفه ملي وارد جريانات فكري گرديد. ماهيت جنبش دانشجويي آذربايجان نيز مستقل، مردمي و خودجوش است.

 

نشريات دانشجويي، تريبون جنبش دانشجويي

           نشريه دانشجويي به عنوان نشريه صنفي در صدد انعكاس خواسته‌ها و مشكلات اساسي دانشجويان ميباشد كه در اين بين طرح مباحثي پيرامون جايگاه صنفي دانشجو، رسالت و وظايف او و اختصاص ستوني به سوالات دانشجويان تاثيري به سزا دارد. اين نشريات در سوژه‌يابي توجه ويژه‌اي به نيازها و شبهات عمومي دانشجويان در زمينه‌هاي اجتماعي سياسي و فرهنگي و مذهبي دارند.

           زبان اين نشريات بايد به زبان دانشجويي باشد. فرهنگ محاوره‌اي كتبي دانشجويي به عنوان يك فرهنگ مستقل صنفي در نشريات ترويج شده كه اين فرهنگ آميخته‌اي از هوش و ذكاوت دانشجويي، هيجان‌طلبي جواني، آزادگي و طنز لطيف اجتماعي است كه بايد در اكثر متون نشريات دانشجويي لحاظ گردد.

         از نظر شكل ظاهر نيز نشريات دانشجويي بايد سبك و سياق ويژه‌اي را دنبال كنند و به تدريج زمينه‌اي را به وجود آورند كه نام نشريات دانشجويي تداعي‌كننده شكل و شمايل خاصي از مطبوعات باشد. در كنار اين موارد نحوه انتشار نشريات نيز حائز اهميت است. هر قدر كه فاصله انتشار نشريات كوتاه باشد، امكان برقراري ارتباط آنان با مخاطب و خواننده نشريه بيشتر خواهد شد.

 تفكر دانشجو انتقادي است؛ انتقاد نسبت به هر آنچه كه به نظرش ناموزون آيد و اين لازم دانش‌+جو بودن است. در محيط دانشگاه چرا مطرح است و پاسخ به چراهاي بيشمار؛ نشريات دانشجويي نيز مملو است از چراهاي گوناگون. با توجه به پارامترهاي فوق، مي‌توان نتيجه گرفت كه نشريات دانشجويي آذربايجاني كه در دانشگاه‌هاي مختلف منتشر مي‌شوند، نشريات كاملي هستند؛ چرا كه سوالات بسياري را پيش روي خواننده قرار مي‌دهند و دور از انصاف بود اگر اين نشريات را به عنوان چكيده و عصاره افكار انتقادي ملت آذربايجان محسوب كنيم.

ويژگي نشريه دانشجويي آذربايجاني به ويژگي دانشجوي آذربايجاني برميگردد. نگاه پاك، شفاف و آزادانديش دانشجو، موضوع مطالب منتشر شده در اين نشريات در كنار توجه به مسائل دانشگاهي، توجه خاص به مسائل فرهنگي، اجتماعي و سياسي منطقه آذربايجان مي‌باشد. اين نشريات مي‌توانند با طرح سوال و ارائه تحليل نسبت به مسائل زير، با توجه به عدم اهتمام جدي مسئولين محلي و حتي كشوري، در ارائه راه‌حل پيش قدم شوند (به هر حال، يك دانشجوي فهيم آذربايجاني حداقل بيش از هر مسئول غيربومي با معضلات منطقه خود آشناست):

1)       اقتصاد آذربايجان (با توجه به پتانسيل‌هاي موجود، چگونه مي‌توان وضعيت اسفبار اقتصاد آذربايجان را بهبود بخشيد؟ /حوزه اقتصاد و مديريت)

2)     مشكلات اجتماعي آذربايجان (طلاق، آمار بالاي بيكاري و اعتياد، كه اين موارد با توجه به فرهنگ آداب و رسوم مردم آذربايجان چگونه قابل پيشگيري هستند؟/ حوزه علوم اجتماعي)

3)       روشهاي عملي پيشگيري و درمان بيماريهاي خاص منطقه؛ كه ظاهراً بيشترين ميزان مرگ و مير در منطقه آذربايجان در اثر سرطان معده است./ حوزه پزشكي)

و دهها سئوال ديگر كه تقريباً تمامي شاخه‌هاي علوم را در بر ميگيرند. در كنار اين فعاليتها مي‌توان نقاط ضعف اين شرايط را در چند حوزه بررسي كرد.

           اين نشريات با توجه به نبود تريبون، پل ارتباطي بين ملت و حكومت هستند. در كنار اطلاع‌رساني، مخاطب سنجي امري ضروري است كه بايد از اين طريق و نيز شركت مستمر در همايشها و جشنواره‌ها نيازهاي واقعي مخاطبان خويش را شناسايي كنند. اين نيازها شامل مسائل سياسي، اقتصادي، اجتماعي و حتي سرگرمي ميگردد. نشريات دانشجوي آذربايجاني نقش مهمي در وقايع سياسي و تحولات اجتماعي براي طرح و كسب حقوق و خواسته‌هاي ملت آذربايجان دارند. از آنجاييكه اين نشريات بيشتر با قشر جوان و تحصيل‌ كرده سروكار دارند، مي‌توانند آنان را به مشاركت سياسي يا انفعال دعوت كنند و يا آنكه آنان را در جهت گروهها يا سازمانهاي خاص تحريك كنند. اكنون، اين نشريات عليرغم افزايش كمي، از جهت موضوع از تنوع چنداني برخوردار نيستند و اكثراً موضوعات و مسائل تكراري را مطرح مي‌كنند. از آنجا كه بسياري از مقالات منابع يكساني دارند، مخاطب نشريه به جهت امكان دسترسي نسبتاً آسان به اين منابع، براحتي مي‌تواند از مطالب عنوان شده استفاده كند.

          عامل عمده‌اي كه امتياز يك مقاله را افزايش مي‌دهد رفرانسهاي مقاله ميباشد. طبيعي است كه مقالات خوب كيفيت نشريه را افزايش ميدهند. آنچه كه مهم و اساسي است، اين است كه روزنامه‌نگاري با واقعيتها سر و كار دارد؛ لاكن واقعيت‌ها در قالب لغات بيان مي‌شوند، به هر زبان و لهجه‌اي كه باشد. روزنامه‌نگاري كه به زبان تسلط نداشته باشد، نبايد نسبت به تاثيرگذاري بر خوانندگانش اميدوار باشد. اين نكته اهميت تسلط بر زبان را مشخص مي‌كند.

 تسلط بر زبانهاي بيشتر امكان استفاده از منابع بيشتر، اطلاع‌رساني بهتر و ايجاد زمينه‌هاي تخصصي شدن نشريه را فراهم ميسازد. تخصصي شدن نشريات باعث صرف صحيح انرژي، وقت و تخصص‌ انساني در جهت موضوع واحدي شده و كيفيت نشريه را بالا ميبرد.

             ضعف ديگر نشريات دانشجويان آذربايجاني ناشي از عدم تبيين جايگاه حقوقي و قانوني نشريات است كه به عدم هماهنگي نشريات با يكديگر منجر مي‌شود. نشريات دانشجويي ذاتاً آرمانگرا هستند، ليكن ممكن است كه بسياري واقعيتها به آنها اجازه ادامه آرمان‌گرايي خود را ندهد؛ حل اين مسئله از طريق تعريف اين جايگاه حقوقي و قانوني امكان‌پذير است.

            در ارزيابي نشريات دانشجويي بايد 2 عامل عمده را مدنظر قرار داد: يكي استقلال مالي و ديگر آزادي سياسي، نشريات زماني ميتوانند جايگاه اصلي خويش را بيابند كه هم از استقلال مالي برخوردار باشند و هم آزادي سياسي داشته باشند و اين امور زماني محقق خواهند شد كه نشريات وابسته به نهاد و سازمان خاص نباشند. مورد اخير شامل اكثر نشريات دانشجويي آذربايجاني مي‌شود كه به هيچ نهاد و سازماني وابسته نيستند. عدم استقلال مالي باعث مي‌شود تا نشرياتي امكان رشد بيابند كه ابزاري در دست مديريت دانشگاه و گروه‌هاي خاص گردند. در نتيجه كاركرد انتقادي، اصلاحي و اطلاع‌رساني اين نشريات دانشجويي كمتر گشته و نمي‌توانند پلي ارتباطي مابين دانشجويان و ملت باشند. به هر حال استقلال مالي نشريات از 2 طريق ممكن ميشود: اول، فروش و دوم، جذب آگهي تبليغاتي. هدف روزنامه نگار ايجاد ارتباط است و نشريه اي كه به فروش نرسد عملاً ارتباط با مخاطب را از دست داده است. فروش نيز وابسته به محتوا، كيفيت چاپ و طرح روي جلد مي‌باشد. از آنجائيكه دانشجو معمولاً با محدوديت مالي روبرو است و اگر يك فعال آذربايجاني باشد، حمايتهاي رايج دانشگاه نيز براي او با سختگيريهاي فراوان همراه مي‌شود، مي‌بايست در عين بالا نگه داشتن كيفيت مطالب، از امكانات موجود به نحو احسن استفاده نمايد تا فروش را از دست ندهد. در مورد جذب آگهي نيز عيلرغم نياز به دوندگي فراوان، تجربه نشان داده كه امري امكان‌پذير است.

           نقطه ضعف ديگر نشريات دانشجوئي در آنست كه به دليل عدم مداومت در انتشار كه خودناشي از كوتاهي دوران تحصيل و ثابت نبودن كادر نشريه دانشجويي است، ارتباط با كادر صاحب تجربه يعني فارغ‌التحصيلان در مدت زماني اندكي از دست مي‌رود. اين معضل نيز از طريق تشكيل NGOها در خارج از دانشگاه تا حدودي قابل رفع است.

          در نهايت، اطلاع‌رساني در صورت رعايت اصول اخلاقي و حرفه‌اي از سوي روزنامه‌نگار ميتواند مفيد و موثر واقع شود. آشنائي عموم روزنامه‌نگاران با اين اصول، به كاهش برخوردهاي انتقادي غيراخلاقي در سايتها و ديگر نشريات خواهد انجاميد.

 

روند شكل‌گيري نشريات دانشجويي آذربايجاني

          اولين جرقه انتشار در نيمه دوم دهه 70 زده شد. همزمان با تهران كه به سبب آزادي نسبي موجود در آن نشرياتي چون چيچك (علوم پزشكي تهران)، اؤيرنجي (اميركبير) ، چاغري (خواجه‌نصير)، منتشر شدند و پس از آن نيز نشريات اردم، دوزگون خبر، ائل سسي، بيرليك، حيدربابا، آراز، ايشيق ، ساو و... قدم به ميدان گذاشتند، در منطقه آذربايجان عليرغم خفقان موجود و نبود آزادي كامل جهت بيان نظرات، نشرياتي همچون يورد، يارپاق، ائلچي، بايقوش، آراز، خان ننه، يورد، سحر و باريش (تبريز)، چنلي‌‌تئل‌‌(ميانه)، باخيش ، اولدوز، بولود و گونش (اروميه)، دان اولدوز]اولين نشريه دانشجوئي[ ، صاباح و ساوالان (اردبيل)، آينا، (ابهر) سس و شهريار (زنجان)، نسيم (مرند)، توپراق (خوي)، بيرليك (مراغه)، ايلديريم (همدان)، آراز(قزوين)، شروع به كار كرده و حتي در ساير شهرها نيز نشرياتي چون قوپوز (گيلان)، سهند، دان اولدوزو، شهريار (اصفهان)، كيمليك (سنندج) ، گئرچك (مازندران) و اولدوز (بيرجند) منتشر شدند. روند شكل‌‌گيري نشريات آذربايجاني جديد هنوز ادامه دارد و لازم به ذكر است كه دانشجويان در ساير نقاط ايران نيز در همين جهت حركت مي‌كنند.

           نشريات آذربايجاني مي‌توان در 2 نسل طبقه‌بندي كرد: نشريات منتشر شده در زمان برگزاري اولين فستيوال نشريات دانشجويان آذربايجاني نسل اول محسوب مي‌شوند و نشرياتي را كه پس از برگزاري اين فستيوال و با درس آموختن از نقاط ضعف و قوت نشريات نسل اول انتشار يافتند مي‌توان نشريات نسل دوم ناميد.

        نشريات نسل دوم عبارتند از ائلچي، گونش، آذربايجان گونشي، آذر، سؤغز(جامعه)، اؤزلوك، چالقي، نوآوران، آينا، خزر، آرتا (تبريز)، اويانيش، تانسو، ياشيل، وارليق، بولود، اؤلكه (اورميه)، سايان، ساوالان، سحر، گؤي، يورد (اردبيل)، آختاريش (سراب)، اولدوز (اراك)، سؤنمز (بناب)، اركين (ايلام)، يول، هاراي، گله‌جك، ساراي، هاراي (ادبي)، بيرليك، گونش، ياغيش، ياشاييش (تهران)، يارپاق (كرج)، آرازسسي، ياشار، قيزيل‌اوزن (زنجان)، بولود (مهاباد)، كوي شهريار، ياشيل يول، توپراق (خوي)، چنلي‌بئل (سولدوز / نقده) ، بيرليك يولو، بولوت (همدان)، تانيش و قارتال (گرمي)، دان يئلي (خياو/مشگين شهر)، ايشيق يول (قوشاچاي)، آنايوردي (يزد) ، چاليش (مرند)، يئني باخيش (قزوين) ، دنيز (صنعتي سهند)، باخيش (كرمان)، اولدوز (بيرجند)  و... . انتشار مداوم اين نشريات با تيراژ حداقل 500 نسخه كه در بين نشريات دانشجويي رقم در خور توجهي بود موجب تحرك دانشجويان ساير ملل ايراني شد، بطوريكه دانشجويان كرد نشرياتي چون نداي كردستان و روانگه، دانشجويان توركمن نشرياتي چون اترك، چشمه، اولكام، صبح صحرا، صحرا و …، دانشجويان عرب نشرياتي چون اقلام الطلبه و دانشجويان تورك قشقايي نيز نشرياتي چون اؤلكه ميز (پيام‌نور لامرد در شيراز) را منشتر ساختند.

 

بررسي محتوايي نشريات دانشجويي آذربايجاني

          لزوم انعكاس مسائل و مشكلات رايج در سطح جامعه، در كنار توجه به مسائلي از قبيل علوم اجتماعي، ادبيات، فرهنگ و… از مشخصه‌هاي اصلي مطالب اين نشريات است.

مطالب زير در نشريات نسل اول نمود بيشتري داشتند:

1- پديده مهاجرت و فرار مغزها و سرمايه‌ها از آذربايجان 2- نقد احزاب و گروههاي سياسي ايران 3- نقد و بررسي تئوري گفتگوي تمدنها 4- بررسي سير تحول دموكراسي در ايران 5- ادبيات آذربايجان 6- تاريخ آذربايجان 7- نقد و بررسي محتواي برنامه‌هاي صداو سيما 8- بررسي سير فكري حاكم بر مطبوعات، 9- كالبدشكافي حركت ملي آذربايجان با تكيه بر نقش جنبش دانشجويي حركت ملي 10- زبان‌شناسي و زبان توركي 11- ايجاد بستر براي شروع گفتمان مدني ميان ملل ايراني 12- بازشناسي هويت جمعي 13- اهميت زبان مادري و …

نشريات نسل دوم نيز در كنار توجه به اين مسائل، به موضوعات مهمي چون جهاني شدن توجه خاصي داشتند:

1- جهاني شدن و حقوق بشر 2- جهاني شدن و جنبه‌هاي مختلف هويت 3- جهاني شدن و قوميتها 4- جهاني شدن و فرهنگ‌هاي منطقه‌اي 5- جهاني شدن و زبان‌ مادري 6- جهاني شدن و اقتصاد و…

           در اين بين نشرياتي چون سحر، بايقوش، گونش، هاراي جزو نشريات ادبي به شمار مي‌رفتند. اين نشريات با بهره‌گيري از خلاقيت دانشجويان در خلق آثار بديع ادبي بزبان توركي، ترجمه متون توركي به فارسي و انگليسي و هم‌چنين برعكس، ترجمه آثار ادبي معاصر بزبان توركي از زبانهاي آلماني، انگليسي، روسي و حتي ژاپني به غناي ادبيات آذربايجاني كمك شاياني كردند. اين نشريات علاوه بر انتشار شماره‌هاي عادي خويش به مناسبتهاي خاص ادبي ويژه‌نامه‌هايي منتشر مي‌نمودند. نشريه بايقوش با انتشار ويژه‌نامه (يئني ادبيات آنلاييشما) گام محكمي در راه اعتلاي ادبيات محاصر آذربايجاني برداشت. معرفي شاعران جوان و مصاحبه با شخصيت‌هاي ادبي معاصر، از جمله فعليتهاي اين نشريات ادبي بود. در زمينه ترجمه آثار ادبي، نشريه ياشيل‌يول (خوي) با انتشار اؤزل‌ساي با عنوان «دؤنمليك ادبيات درگيسي» سهم خود را در غناي ادبيات ترجمه به نحو شايسته اي ادا كرد.

           ضعف خاصي كه در جربان خبررساني حركت ملي مشاهده مي‌شد با انتشار نشريه يول تا حدود زيادي مرتفع گرديد و فقدان تريبوني كه فعاليت آذربايجاني بتوانند به آساني و سهولت با آن ارتباط برقرار كنند برطرف شد. اين نشريه كه به صورت هفته‌نامه و در دانشگاه تهران منتشر مي‌شد با ارائه سبك‌هاي خاصي در اطلاع‌رساني، توانست مخاطبان بسياري را جذب كند. اين نشريه نيز نزديك به 10 ويژه‌نامه يا اؤزل‌ساي كه مهمترين آن انتشار اؤزل‌ساي به مناسب 21 آذر -يادبود حكومت ملي آذربايجان و فرقه دموكرات آذربايجان به رهبري سيد جعفر پيشه‌وري- بود. اين ويژه‌نامه بيان‌كننده نقاط تاريك و ناگفته اين واقعه بود كه متأسفانه با بغض و غرض‌ از سوي نويسندگان شوونسيت مورد تخريب قرار گرفته بود و توانست اين حادثه مهم را با استناد به مدارك تاريخي كالبدشكافي كند.

         شايد فعالترين بخش در انتشار ويژه‌نامه ها، آبتام يا مركز تحقيقات مجمع دانشگاهيان آذربايجاني بود كه در موضوعاتي همچون آذربايجان شهرلر تانيتيم توپلانسيي، آذربايجان قاديني، فدراليسم در ايرا ن، آذربايجان و يك قرن جنايات ارامنه و... به انتشار اؤزل‌سايي همت گماشت.

انتشار ويژنامه اخير يعني آذربايجان و يك قرن جنايات ارامنه، مبين اين نكته مهم بود كه اين نشريات علاوه بر نگاه حاضر به مسائل آذربايجان ايران، نگاه موشكافانه‌اي نسبت به مسائل جمهوري آذربايجان دارند. اين ويژه‌نامه با بررسي قتل‌عام مسلمانان توسط ارامنه در يك صد سال اخير و هم‌چنين قتل‌عام مردم مظلوم قاراباغ، خوجالي و … طي مناقشه قره‌باغ به بازشناسي اين حوادث كمك ارزنده اي كرد.

            در زمينه موسيقي آذربايجاني نيز نشريات دالغا و چالقي در دانشگاه‌هاي علم و صنعت و تبريز منتشر مي‌شوند كه با بهره‌گيري از دانشجويان متخصص در موسيقي غني آذربايجان و جهان، خلا موجود در بررسي علمي موسيقي آذربايجاني در سطح جامعه و دانشگاه را تا حدودي پر كرده اند.

ايام و مناسبتهاي جهاني نيز در نشريات دانشجويي آذربايجاني نيز نمود خاصي دارد؛ بعنوان نمونه روز جهاني زبان مادري (21 فوريه) براي اولين بار در سطح ايران توسط نشريه سايان در دانشگاه پيام نور اردبيل به عموم معرفي گرديد. اين نشريه 3 زبانه (توركي، انگليسي، فارسي) به مسائل خاصي توجه دارد كه مقالات آن مورد استفاده مطبوعات سراسري نيز قرار مي‌گيرد.

     ترجمه مقالات مربوط به حوزه علوم اجتماعي، زبان‌شناسي و… از نشريات معتبر اروپايي و آمريكايي و هم‌چنين اينترنت نيز مورد توجه نشريات بوده و هست.

 

برگزاري فستيوالها و جشنواره‌ها

           در يك فضاي رقابتي سالم همچون جشنواره، نشريات دانشجويي ضعيف‌تر با نشريات قوي به لحاظ مطالب، فرم و شكل ظاهري مواجه شده و سعي ميكنند تا سطح كيفي ارتقا دهند. همچنين اين جشنواره ها مي‌توانند روشهاي جديد تهيه و انتشار مطالب را به دانشجويان نشان دهند. خلاقيت و نوآوري در برگزاري اين جشنواره‌ها و دادن جنبه آموزشي به آنها مي‌تواند باعث موثرتر شدن آنها گردد.

              برگزاري شش جشنواره سراسري و ده جشنواره‌ منطقه‌اي در كنار 2 فستيوال نشريات دانشجويان آذربايجاني، فرصت مناسبي را براي نشريات شركت‌كننده در آنها فراهم كرد تا با نقاط ضعف و قوت خويش آشنا شوند. هر چند در جشنواره‌ سراسري و منطقه‌اي مطالب توركي نشريات مورد داوري و ارزيابي قرار نمي‌‌‌گيرند و در داوري نگاه منصفانه‌اي به مطالب اين نشريات نمي‌شود، ليكن نشرياتي چون سحر (علوم پزشكي تبريز)، كيمليك (دانشگاه كردستان) سايان (پيام‌نور اردبيل)، اؤيرنجي (اميركبير)، اويانيش (اورميه)و... علاوه بر شركت مسمتر در اين جشنواره‌ها، به علت كيفيت مطالب موفق به كسب جوايز متعدد شده‌اند.

             برگزاري اولين فستيوال نشريات دانشجويان آذربايجاني در خرداد سال 80 با شركت نزديك به 30 نشريه، علاوه بر امكان آشنايي دست‌اندركاران اين نشريات با يكديگر، به تشكيل انجمن صنفي نشريات دانشجويان آذربايجاني انجاميد كه متأسفانه مجوز لازم از سوي وزارت علوم صادر نگرديد. انتشار ويژه‌نامه مشترك نشريات توسط مجمع دانشگاهيان آذربايجاني نيز براي اولين بار در تاريخ مطبوعات ايران صورت گرفت.

           انتشار منظم نشريات دانشجوئي آذربايجاني و استقبال خوانندگان از مطالب مندرج در اين نشريات، موجب گسترش كيفي و كمي اين نشريات شد؛ چنانكه در دومين فستيوال دانشجويان آذربايجاني كه به همت انجمن ادبي توركي دانشگاه بوعلي‌سينا و مشاركت نشريات دانشجويي ايلديريم و بيرليك يولو ميسر گشت، نزديك به 80 نشريه مشاركت داشتند. تشكيل كانون نشريات دانشجويي آذربايجاني نيز گام مثبتي در جهت شناساندن جايگاه اين نشريات و دفاع از حقوق قانوني و صنفي اين نشريات بود. لاكن متأسفانه اين كانون تاكنون (فروردين 84) نتوانسته جز تدوين اساسنامه فعاليت ديگري انجام دهد كه در شرايط كنوني اهتمام شوراي مركزي و گؤزه‌تجي را مي‌طلبد. ]لازم به ذكر است كه در ارديبهشت 84 جلسات و فعاليتهاي اين كانون آغاز گرديده است./آراز[

 

رويكرد جديد: نشريات الكترونيك، روزنامه‌نگاري سايبر و وبلاگ

          محدوديتهاي آزادي بيان كه به عنوان چالشي جدي در نشريات سنتي مطرح است، در فضاي سايبر تا حدود زيادي برطرف شده است. نشريات الكترونيك داري قابليتهايي منحصر بفرد، منجمله هزينه كمتر و در نتيجه استقلال عمل و ماهيت ساختارشكنانه هستند. نشريات سنتي از نظر آزادي بيان قابل كنترل‌ترين نشريات نيز هستند. در عين حال و برخلاف تصور عموم، فضاي سايبر هم از جمله قابل رؤيت‌ ترين محيط‌هاست؛زيرا به محض اتصال كاربر به شبكه و حتي پس از قطع تماس، امكان رديابي دقيق او وجود دارد.

          عمده‌ترين مزيت سايتها و نشريات الكترونيك، ارائه اخبار لحظه‌اي است.امروزه ديگر كمتر مخاطبي براي پيگيري حوادث مهم منتظر روزنامه‌ها مي‌ماند. مزيت ديگر اين نشريات تعامل و ارتباط نزديكتر نويسندگان و خوانندگان آنهاست، به اين صورت كه مخاطب مي‌تواند پس خواندن مطلب به سرعت و سهولت نظر خود را از طريق ايميل يا جعبه‌هاي پيام به دست‌اندركاران نشريه منتقل نمايد.

        ارتباط دوسويه و صميمانه در روزنامه‌نگاري سايبر قابل قياس با رسانه‌هاي سنتي كه در آنها ارتباط نشريه و مخاطبان يكسويه و اصطلاحاً از بالا به پائين است، نمي‌باشد. از مزاياي ديگر نشريات الكترونيك عدم محدوديت فضاي مطالب (به شرط فضاي هاستينگ كافي) است. به خاطر ماهيت خاص محيط سايبر و حضور هزاران سايت و نشريه الكترونيك، فعاليت در اين حوزه بسيار رقابتي و انرژي‌‌بر است.

        كم‌حوصلگي و تنوع‌طلبي مخاطبان باعث شده تا مدت زماني كه آنان به مرور هر يك صفحه از نشريه يا وبلاگ اختصاص مي‌دهند بسيار كم باشد؛ بنابراين نويسندگان سايبر مي‌توانند با كاستن از حجم مطالب، خوانندگان را به مطالعه آنها ترغيب نمايند و نيز با قرار دادن لينكهاي متناسب، دنيايي از اطلاعات مرتبط با هر خبر را در اختيار خوانندگان خويش قرار دهند. همچنين در صورتيكه اين نشريات به مسائلي مثل چيدمان مطالب در صفحات و بالاخص صفحه اول، به روز كردن مستمر و پاسخ به علايق و انتظارات خوانندگان توجه كامل نداشته باشند، به سرعت مخاطبان خود را از دست مي‌دهند. طراحان وب نيز بايد از به كار بردن روشهايي كه سرعت بالا آمدن صفحات وب را كند مي‌كند پرهيز نمايند، حتي در صورتيكه اين روشها مزايايي نيز داشته باشند؛ زيرا براي يك نشريه الكترونيك هيچ مزيتي بالاتر از جلب و حفظ مخاطب نيست (استاندارد جهاني حداكثر زمان انتظار براي بالا آمدن يك صفحه وب موجود 20 ثانيه است كه با خطوط مخابراتي فعلي ايران بسيار رويائي به نظر مي‌رسد).  در نهايت، ايجاد يك سايت مي‌تواند ضمن معرفي بهتر نشريه، موجب برقراري ارتباط سريع بين منابعي با علايق مشترك شود. امروزه تحت روند جهاني شدن و با بهره‌گيري از شبكه‌هاي مختلف ماهواره‌اي و اينترنت، مي‌توان از هر رويدادي در چهارگوشه جهان مطلع گرديد. به گفته مك‌لوهان، در دهكده جهاني مي‌توان با كليه وقايع مختلف آشنا شد (1).   به اين ترتيب، وظيفه دانشجويان و صاحبان نشريات سنتي در مورد حضور در شبكه جهاني اطلاعات مشخص ميشود. هر دانشجوي آذربايجاني ميتواند و مي بايست  با آشنائي و تسلط يافتن تدريجي بر كامپيوتر و علي‌الخصوص اينترنت، همچنين اصول اوليه تهيه خبر و گزارش و مهمتر از همه زبان انگليسي، به عنوان تريبوني براي انعكاس مشكلات در سطح منطقه و جهان عمل نمايد. چراكه در عصر شبكه‌ها و انفجار اطلاعاتي، مقابله با سانسور اخبار آذربايجان و ساير ملل ايراني -توسط مطبوعات و صداوسيما كه تحت سيطره تفكرات شوونيستي و نژاد‌پرستانه صورت مي‌گيرد- با بهره‌گيري از اينترنت و شبكه‌هاي ماهواره‌اي امري ضروري و ممكن مي‌نمايد.

روي ديگر اين سكه، همه‌گير نبودن اينترنت و ماهواره در ايران و در عين حال تهاجم فرهنگي همه جانبه كانالهاي صداوسيما و بالاخص شبكه‌هاي استاني است كه به زبان و فرهنگهاي بومي، با طريق استفاده از زبان هيبريد و تنزل سطح موسيقي و برنامه‌هاي محلي ضربه مي‌زنند؛ در نتيجه قشر جوان ملل ايراني از فرهنگ خود ناخودآگاه بيزاري جسته و به سمت كانالهاي سراسري (به زبان پارسي) كشيده مي‌شود. در چنين شرايطي، توليد اطلاعات فرهنگي با روشهاي نوين به حفظ هويت ملي ملل ايراني كمك شاياني خواهد كرد، زيرا ابزارهاي جديد به تدريج همه‌گير خواهند شد.

 

منابع :

1)       كاركردهاي نشريات دانشجوئي، دكتر علي‌ اصغر كيا

2)       روزنامه‌نگار كيست؟، امر.وي. كاماس

3)       شمار مشترك نشريات دانشجوئي آذربايجان

4)       www.isna.ir

5)       روزنامه همشهري، شماره 3315، 2 اسفند 82

پي‌نوشت :

1-    نظريه دهكده جهاني اولين بار توسط مارشال مك‌لوهان جامعه‌شناس و فيلسوف كانادائي مطرح شد. وي در كتاب «جنگ و صلح در دهكده جهاني» آورده است كه در پرتو وسائل ارتباطي الكترونيك، چهره ‌كار و زندگي اجتماعي دگرگون مي‌شود، جوامع و ملتها به هم نزديك مي‌شوند و در نهايت دهكده‌اي به پنهاي كره ارض پديد مي‌آيد كه وي آنرا اصطلاحاً «دهكده جهاني» مي‌نامد.

-- http://www.azoh1.blogfa.com/post-47.aspx

Omid Shokri

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 15:55  توسط seysan  | 

پيرامون جبهه دمکراسی و مسائل ملی در ايران

 

Qaynaq : kar-online.com

سایت رسمی سازمان فداییان خلق ایران -اکثریت

 

 

 

 

* من نه موافق تجزیه‌طلبی هستم و نه موافق جدايی. جدايی را در شرایط امروز جهانی یک روند مثبت و دمکراتیک نمی‌شناسم ولی با این پرسش هم باید مواجه شد که وقتی بخشی از مردم یک کشوری نخواستند جزء آن کشور باشند، و در داخل مرزهای یک کشور بمانند، دو برخورد بیشتر وجود ندارد. بعد از طی تمام پروسه‌های دمکراتیک، یا باید این مردم را با اسلحه به حضور در چهارچوب مرزها مجبور کرد یا باید به خواست آنان تن داد.

 

رفیق تابان باسلام بر شما و با سپاس از قبول این مصاحبه. همانطور که آگاه هستید و به نوعی هم در نوشته تان با نام "ما در جبهه دمکراسی خواهیم ماند" اشاراتی به این مسائل دارید، در ماه های اخیر مسئله ملی مورد توجه بیش از پیش نیروهای سیاسی قرار گرفته، اما متاسفانه نه برای ارائه راه حل، بلکه برای نفی کلیت مسئله؛ یعنی هر بحثی پیرامون مسئله ملی با شعار تمامیت ارضی به تجزیه طلبی تعبیر می شود. می خواستم در این رابطه بپرسم که اصولاً این مقاله بر اساس چه برداشتی از فعالیتهای نیروهای اپوزسیون نوشته شده؟ آیا فکر می کنید گرایشی دربین نیروهای اپوزسیون شکل گرفته که می خواهد این شعار یعنی جبهه دموکراسی را کنار گذاشته و شعار دیگری را مطرح کند؟

 

بله همان طور که شما اشاره کردید، در چند ماه اخیر ما شاهد چرخشی در پرداخت به این موضوع هستیم، که دو تا از بارزترین نمود هایش یکی طرح همین مسئله همکاری با جمهوری اسلامی علیه تجزیه طلبی است، که نه به عنوان یک حرف بلکه ما شاهد آن هستیم که به عنوان یک حرکت مطرح شده که احتمالاً تداوم خواهد داشت. مورد دیگر، برخوردهای مخالف و حتی در برخی موارد خصمانه با تلاشهائی است که برای ائتلاف نیروهای جمهوری خواه از جمله با شرکت احزاب منطقه ای صورت گرفته، این مخالفت ها و گاه برخوردهای خصمانه را ما شاهد هستیم که تداوم دارد. طرح مداوم مسئله تمامیت ارضی این سئوال را پیش می آورد که چه اتفاق و تحولی در ماه های اخیر رخ داده که ما این شعار را ـ چون تا به امروز شعارجنگ را ما با صلح و دمکراسی پاسخ می دادیم ـ در برابر جنگ مطرح میکنیم؟ به نظر من چرخشی هست در برخی از نیروهای سیاسی که تمایل دارند مسئله ملی در ایران را به این شکل پاسخ بدهند.

 

رفیق تابان، هفته گذشته توسط مجموعه سیاسی ـ فرهنگی تلاش سمیناری در پالتاک تشکیل گردید با نام " نه جنگ، نه جمهوری اسلامی و نه تجزیه ایران". در این عنوان دمکراسی غایب بود. جای آن را تجزیه ایران گرفته بود. آیا بین آنچه که شما نوشته اید و عنوان این سمینار رابطه ای وجود دارد؟

 

من البته در آن سمینار شرکت نداشتم و مجموعه بحث هائی را که در آنجا صورت گرفته ندیدم، و ارتباط مستقیمی هم بین نوشته من و این سمینار وجود ندارد. به نظر من این سمینار هم یکی از تلاش هائی است که در این جهت از طرف بخشی از نیروهای مشروطه خواه ایران صورت می گیرد و این را می شود به عنوان یکی از نمونه هائی از همان سیاست برشمرد.

 

چرا برخی از جریان ها این همه تجزیه کشور را امروز برجسته می کنند و در تلاش جدی برای نفی حقوق و مطالبات ملی در ایران هستند؟

 

سئوال من هم همین هست که چه اتقاقی افتاده که امروز مسئله تجزیه ایران وحفظ تمامیت ارضی به ناگاه می آید این طور برجسته می شود؟ با توجه به دو تجربه ای که ما داشتیم در مورد جنگ، اگر فکر می کنیم که به هر حال خطر جنگ کشور ما را تهدید می کند و ممکن است که جنگ سوم در این منطقه با کشور ما باشد ولی در دو تجربه قبلی، یعنی جنگ نیروهای آمریکا و متحدین آن با افغانستان و جنگ در عراق، ما در هیچ کدام از این دو مورد شاهد تجزیه این دو کشور نبودیم. به نظر من کسانی که این شعار را مطرح می کنند باید توضیح بدهند چه ضرورت هائی باعث شده که این مسئله امروز طرح بشود. من آن را واکنشی غیردمکراتیک در برابر تشدید مسئله ملی در ایران می دانم.

 

رفیق تابان، چرا در نوشته هایی که پیرامون مسائل ملی ویا حقوق ملی انتشار می یابد اصولاً تلاش صورت می گیرد که بین جریانهای سیاسی مناطق ملی با قدمت تاریخی وسازمانهای سراسری همکاری و اتحادی شکل نگیرد؟ آیا از همین زاویه هم هست که نشست هانوفر، نشستی برای ائتلاف 9 جریان جمهوریخواه، زیر ضرب قرار گرفت؟ آیا چنین سیاستی به سود دمکراسی در ایران است یا زمینه خشونت را بیش از پیش تقویت می کند؟

 

زمینه خشونت را بیش از پیش تقویت می کند. ما قطعاً باید طرفدار گفتگو با نمایندگان ملت های تحت ستم و یا احزابی که تحت این عنوان فعالیت می کنند باشیم. ما به هر حال در عرصه سیاست دو راه بیشتر نداریم: یا با این احزاب گفتگو کنیم یا آنان را بایکوت و بعد سرکوب کنیم. باید بین این دو راه انتخاب کنیم. به نظر من راه گفتگو راه مناسب تری است و از طریق گفتگو می توانیم سیاست ها را به هم نزدیک تر کنیم و اگر انحرافی در این نوع احزاب می بینیم این را سعی کنیم از بین ببریم. قطعاً آنان هم اشتباهات و انحرافاتی در ما می بینند، این طور نیست که موضوع یک جانبه باشد. به هر حال این مسئله ملی در ایرا ن در شرایط فعلی بین نیروهای اپوزیسیون دو راه دارد: 1 ـ گفتگو، 2 ـ سرکوب. به نظر من ما باید سیاست گفتگو را انتخاب کنیم. این سیاست قطعاً درست است. این سیاست باعث تقویت گرایش های دمکراتیک، هم در احزاب ملی منطقه ای و هم دراحزاب و جریانات سراسری، خواهد شد. 

 

به نظر می رسد که در مقابل رشد گرایش ناسیونالیستی در بین برخی نیروهای منطقه ای، گرایش ناسیونالیستی در بین برخی جریانات سراسری هم در حال رشد است. شما چه ارزیابی در مورد رشد گرایش ناسیونالیستی در بین نیروهای سیاسی دارید؟ آیا آن دو همدیگر را تقویت نمی کنند؟

 

قطعا آن دو همدیگر را تقویت می کنند. من باز هم تکرار می کنم این ها مثل دو تیغیه یک قیچی می مانند. ما به همان نسبت که در مرکز یا احزاب سراسری شاهد تقویت گرایش های ناسیونالیستی، به معنای نفی حقوق ملی، باشیم این واکنش را در مردم این مناطق هم بر می انگیزد و بالعکس. به نظر من در درجه اول مسئولیت تنظیم این روابط و مسئولیت اتخاذ یک سیاست صحیح، با توجه به امکانات وگستردگی نیروهای سراسری، بر عهده این نیروهاست که بتوانند یک سیاست صحیحی را اتخاذ کنند و سیاست های واکنشی و خصمانه نداشته باشند.

 

شما در پاسخ های قبلی به این مسئله اشاره کردید که ما باید گفتمان را پیشه کنیم. می خواستم در مورد نقش اپوزیسیون وارائه راه حل این را بپرسم: فکر نمی کنید زمان آن رسیده که نیروهای مخصوصاً چپ به این مسئله، یعنی مسئله ملی، بیش از پیش بپردازند؟ آیا اراده برای حل مسئله ملی اصولاً در این نیروها دیده می شود؟ یا آنان هم صرفاً مسئله ملی را به عنوان یک مسئله [تلقی می کنند] که فقط می شود روش بحث کرد ولی دنبال نتیجه نیستند؟ چون، به قول شما که در ابتدا گفتید، نتیجه بالاخره باید به این برسد که یا گفتمان پیش رود، حقوق ملل به رسمیت شناخته شود و یا باید سرکوب شود یا بایکوت شود.

 

من نمیتوانم از یک سیاست واحد در چپ امروز صحبت کنم. متاسفانه نیروهای چپ در ایران با توجه به تحولاتی که درگذران آنند، دچار پراکندگی سیاسی و نظری زیادی شده اند و یکی از مسائلی که اختلاف برانگیز شده از جمله همین مسئله ملی است. ما امروز با یک سیاست واحد دربین مجموعه نیروهای که خودشان را نیروی چپ می شناسند مواجه نیستیم، اگر این طور بود سیاست دمکراتیک در حل مسئله ملی تقویت می شد. ولی این که آیا اراده ای برای حل این مسئله وجود دارد یا نه، من فکر می کنم که مسئله ملی، صرف نظر از این که ما اراده ای برای حلش داشته باشیم یا نه، یک مسئله فوق العاده حساس در امروز و آینده جامعه ماست. فقط این را می توانم بگویم که اگر برخورد صحیحی با این مسئله صورت نگیرد، شاید یکی از بزرگترین خطراتی باشد که آینده ایران را تهدید کند.

 

شما می دانید که ما در گفتمان های سیاسی در دوره های گذشته اصولاً بر دفاع از حل مسئله ملی و حتی پشتیبانی از خواست مردم و نیروهای مناطق ملی تا سرحد جدائی صحبت می کردیم. پیرامون این مسئله چگونه فکر می کنید؟ راه حل امروزین آن را در چه سیاست دقیقی باید جستجو کرد؟

 

راه حل عمومی به نظر من این است که در جامعه ستم ملی از بین برود و تمام مردم و انسان ها بدون توجه به ملیتشان یا مذهبشان و یا زبانشان از حقوق برابری برخوردار باشند. به نظر من یگانه راه این است. من نه موافق تجزیه طلبی هستم و نه موافق جدائی، جدائی را در شرایط امروز جهانی یک روند مثبت و دمکراتیک نمی شناسم ولی با این پرسش هم باید مواجه شد که وقتی بخشی از مردم یک کشوری نخواستند جزء آن کشور باشند، و در داخل مرزهای یک کشور بمانند، دو راه بیشتر وجود ندارد. بعد از طی تمام پروسه های دمکراتیک، یا باید این مردم را با اسلحه به حضور در چارچوب مرزها مجبور کرد یا باید به خواست آنان تن داد. از این نظر من فکر می کنم موضوع حق تعیین سرنوشت اصولاً درست است؛ نه به این معنی که ما مبلغ آن باشیم و آن را تبلیغ کنیم، ولی اگر زمانی در هر نقطه ای از ایران کار به اینجا کشید من به هیچ وجه استفاده از اسلحه را برای نگهداشتن بخشی از این مردم در این خاک توصیه نمی کنم.

 

رفیق تابان، می خواستم به عنوان آخرین سوال مطرح کنم که شما به عنوان یک صاحب نظر سیاسی از طرفی و یکی از اعضای قدیمی سازمان فدائیان خلق ایران اکثریت از طرفی دیگر، و کسی که سمت های متعددی در این سازمان داشته و نظراتتان همواره مورد توجه، چه اعضای سازمان و چه جنبش چپ در سطوح مختلف بوده، در خصوص مسئله ملی در شرایط کنونی چه پیشنهادی دارید؟

 

اگر منظور پیشنهاد به سازمان است، سیاست رسمی را که سازمان پیش می برد به نظر من چارچوب آن درست است. صرف نظر از بحث تخصصی، که بخواهد مثلا روی فدرالیزم و یا مطالبات دیگری صورت گیرد، این چارچوب عمومی یعنی این که سازمان از یک طرف حق ملی و مطالبات ملی را به رسمیت می شناسد و از طرفی دیگر کوشش می کند با احزاب سیاسی منطقه ای و ملی مناسبات و گفتگو داشته باشد و از طرف دیگر در برابر گرایشات تفرقه آمیز می ایستد. این تفرقه آمیز را من مایلم تاکید کنم بیش از آنکه متوجه تفرقه و انشعاب در خاک باشد، انشعاب در کلیت و یکپارچگی مردم ایران است. سازمان با این مقابله می کند و به نظر من این سیاست درستی است و باید بر همین سیاست پافشاری کنیم.

منبع:

http://www.azoh1.blogfa.com/post-48.aspx

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 15:52  توسط seysan  | 

--- دنیای مطلب از مذهبی تا آموزشی تفریحی علمی فرهنگی